خرمشهر؛ گردوی سخت
محمدرضا عباسی*
بزرگترین جنگ کلاسیک قرن بیستم و دومین مقاومت طولانی پس از نبرد ویتنام،
پس از هشت سال در مرداد ماه سال ۱۳۶۷ با پذیرش آتشبس از سوی جمهوری اسلامی
ایران پایان یافت؛ این مقاومت و دفاع در برابر دشمن متجاوز به عنوان
خونینترین جنگ مدرن پس از جنگ جهانی دوم در تاریخ جنگهای نابرابر ثبت شده
است. شورای امنیت سازمان ملل متحد، در مجموع هشت قطعنامه درباره جنگ تحمیلی صادر کرده که همگی به جز قطعنامه ۵۹۸، به علت اینکه کمترین حقوق ما را تأمین نمیکرد، رد شدند و سرانجام، شورای امنیت در سال ۱۳۷۰ عراق را به عنوان متجاوز و آغازگر جنگ معرفی و همچنین عراق را موظف به پرداخت غرامت به کشورمان کرد که تاکنون به صورت جدی توسط دولتها پیگیری نشده است.
حتی در شهریور ۱۳۸۹ وقتی مجلس شورای اسلامی دولت را ملزم کرد تا نسبت به دریافت غرامت جنگی اقدام کند، با بیتوجهی وزارت امور خارجه روبهرو شد، در حالی که مردم خرمشهر و آبادان در پیچ و خم اولیهترین حقوق مصرح هر ایرانی در قانون اساسی جمهوری اسلامی به سختی گرفتارند.
استراتژی فتح سه روزه سردار ناکام قادسیه در اشغال خرمشهر، آبادان، سوسنگرد، هویزه، اهواز و دزفول در پی مقاومت مردمی خرمشهر، فرصت غافلگیری را برای همیشه از دست صدام ربود. این شرافت، تعهد و بزرگمردی مردمی بود که در راه دفاع از میهن اسلامی از خویش گذشتند و شهر و خانه و کاشانه را سنگر مقاومت و سد راه متجاوزین کردند.
خانوادههای جنگزده این شهرها، هشت سال مهاجرت را در حاشیه شهرها و کمپهای مهاجرتی و اسکان موقت به امید بازگشت پیروزمندانه به شهری که در کین انتقام دشمن یکباره به آتش کشیده، سوخته و سیاه پوش شده بودند، به سر میبردند تا اینکه بغض غیرت فریاد زد؛ اینک، در ۳۰ دقیقه بامداد روز دهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱، عملیات بیت المقدس با خواندن رمز «بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب» در سه محور جنوب سوسنگرد، جاده اهواز، خرمشهر و خرمشهر آغاز و در سه مرحله علاوه بر آزادسازی، بالغ بر ۵۰۰۰ کیلومتر خاک کشورمان، خرمشهر نیز آزاد شد.
رادیو دولتی انگلیس، ساعاتی پیش از آغاز عملیات، چنین تحلیلی ارائه داد: «چنانچه ایرانیان درصدد بازپسگیری خرمشهر برآیند، سختترین گردو را برای شکستن برگزیدهاند». پوسته سخت این گردو در برابر خلاقیت، ابتکار، پایداری و جوانمردی و وفای به عهد به امام، رزمندگان و شهیدان در آفتاب شهامت ایرانیان از شرم و ترس شکست تا جایی که هم صدام فرو ریخت و هم قادسیه.
کامل جابر از افسران بعثی میگوید، صدام در جلسه افسران به آنان گفت: «در میان شما مرد نمیبینم و بعد فریاد زد: ای وای خرمشهر از دست رفت. آیا این خرمشهر همان خرمشهری که عبدالجواد زنون، مسئول اطلاعات نظامی ارتش عراق، گفته بود: با در دست داشتن خرمشهر میتوانیم همه گفتوگوهای بعدی را به نفع خود تمام کنیم.
آری اگر میتوانستید خود و لشکرتان را که در پناه میادین مین، سیمهای خاردار، خاکریزها و نهرهای آب پناه گرفته بودید، در برابر خیزش قهرمانان ایرانی حفظ میکردید، پیروز میدان میماندید. همگان چه دوست و چه دشمن به نقش تعیین کننده و با اهمیت خرمشهر در سرنوشت جنگ آگاهی کامل داشتند. چه آن موقع که امام (ره) فرمودند: «با آزادسازی خرمشهر دست بالا را خواهیم داشت» و چه وقتی که پس از پایان جنگ در پیام تاریخی به جنگ زدگان فرمودند «با قدردانی از مقاومت و صبر عزیزان... دولت اسلامی مناطق و شهرهای آنان را بهتر از پیش بازسازی و آنها را به اوطان خویش باز گرداند»؛ این تکلیفی است که تا به امروز انجام نشده و بار آن بر دوش ملت سنگینی میکند.
اهمیت بازسازی خرمشهر و آبادان به عنوان تعیین کنندهترین شهرهای جنگ زده در نگاه امام از جایگاه ویژهای برخوردار بود. وقتی که فرمودند: «بازسازی را چیزی مثل جنگ بدانید»؛ یعنی همان راهی را بروید که در نبرد و مقاومت در برابر دشمنان پیمودید با همان شاخصها با همان اهمیت با مدیریت و برنامه ریزی، اجرا و کنترل از جنس مقابله با ویرانی و تباهی؛ یعنی مثل عملیات اچ۳ نیروی هوایی که عقابان چابک و تیزپرواز آسمانها، پایگاه «الولید» را در عمق خاک عراق و در کنار مرز اردن مورد حمله قرار داده و در میان حیرت و بهت کارشناسان نظامی، ۴۶ فروند جنگنده عراقی را در میان آتش و دود به هوا فرستادند. سپاس ابدی ملت بزرگ، با شماست.
بازسازی هم مرد میخواهد، هم طرح، هم عمل و ساختاری که آن را از موانع به سلامت عبور دهد و به هدف برساند. بازسازی یعنی غلبه بر ویرانی و خرابی تا از خاکستری، ققنوس خرمشهر و آبادان بال بگشاید، شاداب و پرشکوه. مثل نتایج عملیات ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس و... که جز به افتخار ملی تعبیر نمیشود، کار نیک مردان الهی این سرزمین.
باید بپذیریم اگر در بازسازی مثل دفاع و مقاومت دوران جنگ کار میکردیم، امروز در رویارویی با شهرهای نیمه ویران، مردم پریشان و مسئولین خجالت زده نبودیم. صادقانه بپذیریم که اشتباه کردیم و هر چه بر اشتباه پافشاری کنیم، ناکامیهای بیشتری را خواهیم دید. ما در بازسازی از تجارب ارزنده دوران دفاع مقدس استفاده نکردیم، به گونهای که شهرسازی را با همه ارکان آن رها کردیم و به جای شهر، شهرک ساختیم. بدون ارکان توسعهای یک شهر، به تغییرات و شرایط جدید پس از جنگ نیز بیتفاوت بودیم.
در بازسازی غفلت به اندازهای گسترش یافت که پروژه بازسازی تبدیل به روند بیپایان بازسازی شد و نتیجه این غفلت بزرگ را امروز میبینیم که مردم شهرهای آبادان و خرمشهر برای رؤسای جمهور و مسئولین دولتی دیگر دست تکان نمیدهند و سخنان آنان را پس از ۲۴ سال حرف و شعار جدی نمیگیرند، حتی وقتی که آقای دکتر احمدینژاد در جمع مردم خرمشهر که با اعتراض همراه است، میگوید: «من فرماندار خرمشهر، من بخشدار خرمشهر هستم تا به مسائل شما رسیدگی کنم». فرماندار یا بخشدار و یا رئیس جمهور که در سال پس از آن به خرمشهر نیامد تا صدای اعتراض مردم را به ناکارآمدی خود و کابینهاش مثل رؤسای جمهور و دولتهای قبلی نشنود، چرا که سازندگی و اصلاحات و مهرورزی، ناکامان بازسازی خرمشهر و آبادان هستند؛ چرا که در ۲۴ سال گذشته، جمعیت کشور نزدیک دو برابر شده، ولی جمعیت خرمشهر و آبادان نصف سی سال پیش است و این شاخص بزرگ محرومیت زدگی این شهرهاست.
اگر اندکی بیندیشیم، تجربیات ناموفق ۲۴ سال گذشته از این پس با هزینهها از جان و مال مردم تکرار نخواهد شد و اگر خدای نخواسته بخواهیم اشتباه را با غلط جبران کنیم، ۲۴ سال آینده نیز شرایط نامطلوبتری از امروز خواهیم داشت.
باید به این چیستی و چرایی پاسخ روشن و صادقانه داده شود که چرا تاکنون رؤسای دولتها، مجلس، وزرا، مسئولین اجرایی و... این چنین در ذهن و جان و زبان مردم شرمندهاند تا جایی که رئیس جمهور سابق میگوید: «همه دولتها در بازسازی خرمشهر قصور کردهاند» که عبارت روشنتر آن تقصیری است که مرتکب شدهاند.
آیا لبنان این گونه بازسازی شد؟
بازسازی خرمشهر و آبادان در گرو تجدیدنظر و استفاده از تجربیات گذشته نه تکرار آن است. به همین سبب لازم است از ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجرایی مورد تجدید نظر در قالب پروژه قرار گیرد:
۱ ـ برای اهمیت دادن به حیات این شهرها و نقش ماندگار آن در تاریخ میهن اسلامی از بُعد سیاسی استان اروندان در جنوب خوزستان شکل بگیرد.
۲ ـ تغییر نگاه منطقه نظامی و انتظامی به نگاه صلحبار رویکرد همزیستی مسالمت آمیز در دو سوی مرز تغییر یابد.
۳ ـ منابع لازم برای سرمایهگذاری و اشتغال پایدار از سوی دولت در برنامه زمانبندی شده اختصاص یابد.
۴ ـ با توجه به بازار گسترده کشور عراق، سرمایهگذاریهای مشترک دولتی و خصوصی مورد حمایت قرار گیرد.
۵ ـ مفاد معاهده ۱۹۷۵ در خصوص رایروبی اروندرود و جمعآوری لاشههای کشتی عملیاتی شود.
۶ ـ بنا بر مصوبه شورای امنیت سازمان ملل، نسبت به دریافت غرامت اقدام جدی و بخشی از منابع به زیان دیدگان خرمشهر و آبادان پرداخت شود.
۷ ـ حذف روادید برای تردد شهرهای مرزی آبادان و خرمشهر و مردم کشور همسایه عراق انجام گیرد.
۸ ـ توانایی محیطی و طبیعی منطقه در زمینه کشاورزی، صیادی و پرورش آبزیان، توریسم، حمل و نقل دریایی و هوایی مورد توجه قرار گیرد.
۹ ـ به توسعه تواناییهای بومی در زمینه ورزش و... توجه شود.
۱۰ ـ سرمایهگذاری در امر توسعه دانشگاههای بینالمللی و ایجاد تسهیلات برای ساخت آنها محقق شود.
آیا روزی خواهد رسید که عزیزی دیگر بسراید: «ممد نبودی ببینی شهر آباد گشته»!!
*دکتر محمدرضا عباسی، فرمانده عملیات مقاومت در خرمشهر در سال 1358، نخستین فرماندار پس از آزادسازی خرمشهر، مدیرعامل سابق منطقه آزاد اروند و استاد دانشگاه.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶
انتشار یافته: ۳
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




