هنرمند، هميشه غريب است
گفتوگو با سازنده سرديس «اخوانثالث»
کد خبر: ۲۴۶۵۹۲
| | 2868 بازدید

قاصدك / در دل من / همه كورند و كرند
دست بردار ازين در وطن خويش غريب
قاصد تجربههاي همه تلخ
با دلم ميگويد / كه دروغي تو دروغ
كه فريبي تو، فريب
«توس» را به نام «حكيم ابوالقاسم فردوسي» ميشناسيم، آرامگاه سراينده «شاهنامه» آنجاست و هر روز خيل مشتاقان او، به ديدار بناي يادبودش ميروند. اگرچه آرامگاه مجلل فردوسي درخور شأن و جايگاه اوست اما در گوشهاي از حياط آرامگاه، سنگ مزاري محقر از شاعري ديگر است كه تا خودش زنده بود، به غربت و تنهايي و شكست شهره بود و از سال 1369 هم كه رخت قيامت به تن كرد، باز هم در تنهايي و در وطن خويش غريب زيست! كساني كه به توس سفر كردهاند و سوداي ديدار با شاعر «زمستان» را داشتهاند حتما سنگ مزار ساده و بيآلايش «مهدي اخوانثالث»، شاعر بزرگ معاصر را ديدهاند كه در غربتي مثال زدني آرام گرفته است و حتما ميدانند پس از درگذشت شاعر «ارغنون» سالها از پي هم رفت و كسي فكري براي سامان دادن و برجسته ساختن مزارش نكرد، تا لااقل منِ نوعي كه نميدانم اخوان در سايه مرادش فردوسي پناه گرفته در ديدار از بناي يادبود حكيم سري هم به شاعر «تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم» بزنم و شعري، غزلي، خطي از شاعر را زير لب زمزمه كنم... سالها از پي هم رفت تا هنرمندي ديگر كه غربت شاعر را تاوان تحملش نبود، آستينها را بالا زد و قدمي برداشت تا «سوم برادران سوشيانت» بيش از اين «بينشانه» نماند. گپ و گفت «شرق» با «عليرضا قدمياري» سازنده سرديس «اخوان ثالث» را كه به تازگي بر مزارش جاي گرفته، در ادامه بخوانيد.
ايده ساخت مجسمه اخوان از كجا نشات گرفت؟
حدود دو سال پيش با خانواده به توس، آرامگاه فردوسي براي بازديد رفتيم در آنجا در پي آرامگاه استاد اخوانثالث برآمدم از باغبان مجموعه پرسيدم و او آدرس را به من نشان داد. اما وقتي چشمم به مزار افتاد، دگرگون شدم و بر اين همه غربت گريستم و از خداوند خواستم كه بشود كاري براي اين بزرگمرد ادب ايران انجام دهم. از اين رو با مسوولان طرح ساخت سرديس را در ميان گذاشتم كه خوشبختانه دردي مشترك بود و آنها هم استقبال كردند.
سالها سنگمزار اخوان به نوعي گوياي غربت اين شاعر بود، فكر ميكنيد اين غربت با حضور سرديس اين هنرمند شكسته ميشود و زمينهساز توجه بيشتر به آرامگاه او بشود؟
فكر ميكنم توجه بيشتر شايد، ولي غربت نه! زيرا هنرمند هميشه غريب است. توجه به آرامگاه به مسوولان برميگردد ولي غربت يا درك هنرمند به مردم.
درباره تكنيك ساخت مجسمه بگوييد چرا از سنگ مرمر استفاده كرديد؟
همانطور كه گفتيد اين سرديس با متريال سنگ مرمر ساخته شده است. من سنگ را موجودي زنده ميدانم كه خود داراي حيات است. از اين رو من، با سنگ حالات دروني هنرمند را با رعايت اصول شبيهسازي و الهام گرفتن از شعر در سبك خراساني كه ساده ولي پرمحتواست به تصوير ميكشم.
چرا تصميم به ساخت سرديس شاعر گرفتيد و مثلا از تمامقد يا المانهاي مهم شعر او در كنار چهره شاعر استفاده نكرديد؟
بنا بر دستور كارشناسان ميراثفرهنگي در مكانهاي تاريخي بايد از يك ابعاد مشخصي پيروي كرد و من هم بر همان اساس سرديس را طراحي كرده و ساختم.
نقشي كه براي طراحي صورت اخوان انتخاب كرديد مربوط به چه سني از اين هنرمند است و چرا اين دوره از چهره هنرمند را انتخاب كرديد؟
سنين 45 الي 50 سال، زيرا در اين سنين چهره داراي نشاط و پختگي خاصي است.
شما خودتان رابطه فكريتان با اخوان ثالث چگونه است؟ آيا با اشعار او انس و خلوتي داشتهايد؟
بله، با صداي اخوان و با آثارش زندگي ميكنم با اشعاري همچون نماز، زمستان، بهترين نام خدا و... البته يك مقدار هم، هماستاني بودن با اخوانثالث در اين قرابت فكري تاثيرگذار بوده است.
اخوانثالث همديار فردوسي بود و دلباخته او، اكنون هم در جوار او آرام گرفته، نظرتان درباره مجسمههايي كه از فردوسي ساخته شده، چيست و كدام اثر را، به كدام دليل ماندگارتر ميدانيد؟
هر اثر فرزند زمان خودش است، من تمام مجسمههايي را كه از فردوسي خلقشده دوست دارم و در واقع هر اثر، برداشت فكري يك مجسمهساز است از حكيم توس و براي من قابل احترام است. اما از اين ميان تخيل استاد فرزانه ابوالحسن صديقي را در ساخت مجسمه مشهور فردوسي بيشتر دوست دارم.
ساخت مجسمه اهالي خرد و انديشه را چقدر در مانايي نام اين بزرگان موثر ميدانيد؟
ساخت يك مجسمه از فردي بزرگ تقدير و تشكر جامعه است از زحمات او و مسلما بيش از آنكه در مانايي نامي بزرگ موثر باشد، ميتواند الگويي براي نسل جوان قرار گيرد.
منبع: شرق
دست بردار ازين در وطن خويش غريب
قاصد تجربههاي همه تلخ
با دلم ميگويد / كه دروغي تو دروغ
كه فريبي تو، فريب
«توس» را به نام «حكيم ابوالقاسم فردوسي» ميشناسيم، آرامگاه سراينده «شاهنامه» آنجاست و هر روز خيل مشتاقان او، به ديدار بناي يادبودش ميروند. اگرچه آرامگاه مجلل فردوسي درخور شأن و جايگاه اوست اما در گوشهاي از حياط آرامگاه، سنگ مزاري محقر از شاعري ديگر است كه تا خودش زنده بود، به غربت و تنهايي و شكست شهره بود و از سال 1369 هم كه رخت قيامت به تن كرد، باز هم در تنهايي و در وطن خويش غريب زيست! كساني كه به توس سفر كردهاند و سوداي ديدار با شاعر «زمستان» را داشتهاند حتما سنگ مزار ساده و بيآلايش «مهدي اخوانثالث»، شاعر بزرگ معاصر را ديدهاند كه در غربتي مثال زدني آرام گرفته است و حتما ميدانند پس از درگذشت شاعر «ارغنون» سالها از پي هم رفت و كسي فكري براي سامان دادن و برجسته ساختن مزارش نكرد، تا لااقل منِ نوعي كه نميدانم اخوان در سايه مرادش فردوسي پناه گرفته در ديدار از بناي يادبود حكيم سري هم به شاعر «تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم» بزنم و شعري، غزلي، خطي از شاعر را زير لب زمزمه كنم... سالها از پي هم رفت تا هنرمندي ديگر كه غربت شاعر را تاوان تحملش نبود، آستينها را بالا زد و قدمي برداشت تا «سوم برادران سوشيانت» بيش از اين «بينشانه» نماند. گپ و گفت «شرق» با «عليرضا قدمياري» سازنده سرديس «اخوان ثالث» را كه به تازگي بر مزارش جاي گرفته، در ادامه بخوانيد.
ايده ساخت مجسمه اخوان از كجا نشات گرفت؟
حدود دو سال پيش با خانواده به توس، آرامگاه فردوسي براي بازديد رفتيم در آنجا در پي آرامگاه استاد اخوانثالث برآمدم از باغبان مجموعه پرسيدم و او آدرس را به من نشان داد. اما وقتي چشمم به مزار افتاد، دگرگون شدم و بر اين همه غربت گريستم و از خداوند خواستم كه بشود كاري براي اين بزرگمرد ادب ايران انجام دهم. از اين رو با مسوولان طرح ساخت سرديس را در ميان گذاشتم كه خوشبختانه دردي مشترك بود و آنها هم استقبال كردند.
سالها سنگمزار اخوان به نوعي گوياي غربت اين شاعر بود، فكر ميكنيد اين غربت با حضور سرديس اين هنرمند شكسته ميشود و زمينهساز توجه بيشتر به آرامگاه او بشود؟
فكر ميكنم توجه بيشتر شايد، ولي غربت نه! زيرا هنرمند هميشه غريب است. توجه به آرامگاه به مسوولان برميگردد ولي غربت يا درك هنرمند به مردم.
درباره تكنيك ساخت مجسمه بگوييد چرا از سنگ مرمر استفاده كرديد؟
همانطور كه گفتيد اين سرديس با متريال سنگ مرمر ساخته شده است. من سنگ را موجودي زنده ميدانم كه خود داراي حيات است. از اين رو من، با سنگ حالات دروني هنرمند را با رعايت اصول شبيهسازي و الهام گرفتن از شعر در سبك خراساني كه ساده ولي پرمحتواست به تصوير ميكشم.
چرا تصميم به ساخت سرديس شاعر گرفتيد و مثلا از تمامقد يا المانهاي مهم شعر او در كنار چهره شاعر استفاده نكرديد؟
بنا بر دستور كارشناسان ميراثفرهنگي در مكانهاي تاريخي بايد از يك ابعاد مشخصي پيروي كرد و من هم بر همان اساس سرديس را طراحي كرده و ساختم.
نقشي كه براي طراحي صورت اخوان انتخاب كرديد مربوط به چه سني از اين هنرمند است و چرا اين دوره از چهره هنرمند را انتخاب كرديد؟
سنين 45 الي 50 سال، زيرا در اين سنين چهره داراي نشاط و پختگي خاصي است.
شما خودتان رابطه فكريتان با اخوان ثالث چگونه است؟ آيا با اشعار او انس و خلوتي داشتهايد؟
بله، با صداي اخوان و با آثارش زندگي ميكنم با اشعاري همچون نماز، زمستان، بهترين نام خدا و... البته يك مقدار هم، هماستاني بودن با اخوانثالث در اين قرابت فكري تاثيرگذار بوده است.
اخوانثالث همديار فردوسي بود و دلباخته او، اكنون هم در جوار او آرام گرفته، نظرتان درباره مجسمههايي كه از فردوسي ساخته شده، چيست و كدام اثر را، به كدام دليل ماندگارتر ميدانيد؟
هر اثر فرزند زمان خودش است، من تمام مجسمههايي را كه از فردوسي خلقشده دوست دارم و در واقع هر اثر، برداشت فكري يك مجسمهساز است از حكيم توس و براي من قابل احترام است. اما از اين ميان تخيل استاد فرزانه ابوالحسن صديقي را در ساخت مجسمه مشهور فردوسي بيشتر دوست دارم.
ساخت مجسمه اهالي خرد و انديشه را چقدر در مانايي نام اين بزرگان موثر ميدانيد؟
ساخت يك مجسمه از فردي بزرگ تقدير و تشكر جامعه است از زحمات او و مسلما بيش از آنكه در مانايي نامي بزرگ موثر باشد، ميتواند الگويي براي نسل جوان قرار گيرد.
منبع: شرق
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


