صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

خریدن هدیه طلایی پیش از جنایت

کد خبر: ۲۴۵۸۶۹
| |
4263 بازدید
 پیرمرد همسرش را به بازار برد. برایش طلا خرید و در بازگشت به خانه، وی را به قتل رساند.

به گزارش ايران راز این جنایت خاموش وقتی فاش شد که پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی دانست.

ساعت 8 شب 14 اردیبهشت‌ماه سال جاری مأموران کلانتری 169 مشیریه در جریان مرگ مرموز زنی 67 ساله قرار ‌گرفتند و برای ردیابی‌‌های تخصصی پای در خانه وی گذاشتند. تجسس‌‌ها نشان می‌داد وی زمانی که کسی در خانه حضور نداشته دچار حمله قلبی شده و به کام مرگ فرو رفته است. همسر این زن که از مرگ وی بسیار اندوهگین بود به پلیس گفت: صبح با همسرم به بازار رفتیم و من به قولی که به وی داده بودم عمل کردم و شش النگوی طلا برایش خریدم و بعد از آن به رستوران رفتیم و ناهار خوردیم و پس از آن نیز من برای پیاده‌روی و ورزش به پارک رفتم و همسرم به خانه برگشت. ساعت حدود 6 عصر بود که به خانه برگشتم، هنگامی که در را باز کردم طاهره را که روی زمین افتاده بود، دیدم. ابتدا فکر کردم خوابیده است ولی زمانی که جلوتر رفتم، شوکه شدم، صورت وی سیاه و کبود شده بود و نفس نمی‌کشید. از ترس فریاد کشیدم تا پسرانم که در ساختمان ما زندگی می‌کردند برای کمک بیایند. با آمدن آنها و تیمی از اورژانس و معاینه پزشکان متوجه شدیم همسرم بخاطر حمله قلبی که از قبل نیز سابقه آن را داشت مرده است.

با مخابره ماجرای مرگ مرموز زن 67 ساله به بازپرس شهریاری از شعبه اول دادسرای امور جنایی تهران، وی به تیمی از اداره 10 پلیس آگاهی دستور داد تا راز مرگ این پیرزن را فاش کنند. جسد زن صاحبخانه در پزشکی قانونی تحت آسیب‌شناسی و سم‌شناسی قرار گرفت و كارآگاهان در شاخه دیگري از تحقیقات به بررسی زوایای دیگر پرونده پرداختند.

با گذشت چند روز از تحقیقات کارشناسان کالبدشکافی مشخص شد که این زن در اثر خفگی به قتل رسیده است.

بدین ترتیب کارآگاهان که در برابر پرونده پیچیده‌ای قرار گرفته بودند برای رازگشایی دست به تجسس‌‌های میدانی زدند و خانواده پیرزن را تحت بازجویی گرفتند که بچه‌‌های وی گفتند مادرشان از سال‌‌های گذشته بیماری قلبی داشته و نخستین کسی که مرگ مادرشان را به آنها اطلاع داده پدرشان بوده و زمانی که به خانه‌اش رفته‌اند پدرشان با حالت گریان مدام می‌گفت که مادرتان سکته قلبی کرده و ما نیز فکر کردیم وی به دلیل سکته قلبی مرده است.

آنها در ادامه بازجویی‌‌ها ادعا کردند که اثری از طلا‌هایی که پدرشان چندین ساعت پیش از مرگ مادرشان خریده بود، نیست و آنان از ترس آبرویشان این موضوع را در بررسی‌‌های ابتدایی نگفته‌اند.
با ادعا‌‌های بچه‌‌های پیرمرد، وی نیز بازجویی شد و در برابر بازپرس شهریاری در جلسه بازجویی با ادعا‌های مختلف گفت قصد داشته قتل همسرش را به گردن دزد جوان بیندازد. وی در ادامه به بازپرس جنایی گفت: هنگامی که از پارک برمی‌گشتم و داخل کوچه‌مان بودم ناگهان مرد جوانی را دیدم که از خانه‌ام خارج شد و نایلون سیاه‌رنگی در دست داشت به سمتش دویدم و نایلون را از دستش کشیدم، وی نیز با من درگیر شد و ضربه‌ای به سرم زد و فرار کرد، من هم چند دقیقه‌ای روی زمین بیهوش افتاده بودم.

پیرمرد که برای اثبات ادعاهایش نایلون سیاه‌رنگ را همراه خود آورده بود به بازپرس گفت: وقتی به هوش آمدم و نایلون را باز کردم دیدم النگو‌های همسرم که قیچی شده بود به همراه یک انگشتری داخل آن است. پیش خودم گفتم اتفاق بدی افتاده است. هنگامی که به خانه رفتم با بدن بی‌جان همسرم روبه‌رو شدم.

وی در جواب بازپرس که چرا آن زمان این اطلاعات را در اختیار پلیس نگذاشته گفت: نمی‌دانم، خیلی ترسیده بودم و آنقدر در شوک مرگ همسرم بودم که یادم نبود موضوع را به پلیس گزارش کنم. در ادامه بازپرس شهریاری به تیم کارآگاهان دستور داد تا با انجام تحقیقات محلی ادعا‌های پیرمرد را بررسی کنند و آنان نیز با تحقیق دوباره از خانواده پیرمرد دریافتند که وی از سال‌‌های گذشته با همسرش اختلاف داشته است و گاهی نیز اختلافات میان آنها بسیار شدت می‌گرفته و با میانجیگری بچه‌‌ها، مشاجره و اختلافشان پایان می‌یافته است.

با به دست آمدن اطلاعات مهمی در رازگشایی از پرونده، پیرمرد دوباره تحت بازجویی قرار گرفت و در برابر شواهد و مدارک روشن پلیس به ناچار لب به اعتراف باز کرد و گفت: حاصل ازدواج من با همسرم 5بچه بود، در طول سال‌‌های گذشته بین من و طاهره اختلافات زیادی وجود داشت و پادرمیانی بچه‌هایم در مشاجره‌هایمان باعث شده بود من از وی جدا نشوم. روز جمعه به همراه طاهره به طلافروشی رفتیم و من برایش 6 النگو خریدم و پس از خوردن ناهار در رستوران، وی به خانه رفت و من در پارک ورزش می‌کردم. یک ساعت بعد به خانه آمدم و وی بهانه‌گیری‌هایش را شروع کرد و دوباره دعوایمان شروع شد. دعوا به حدی شدت پیدا کرد که دیگر نتوانستم بر اعصابم مسلط شوم و به سمتش حمله‌ور شدم و با روسری خفه‌اش کردم. وی در ادامه افزود: وقتی به خودم آمدم، خیلی ترسیدم. فکر نمی‌کردم دست به این کار بزنم و برای این که بچه‌هایم از این موضوع بویی نبرند تصمیم گرفتم النگو‌های طاهره را قیچی کنم و داخل نایلون سیاه‌رنگی بگذارم و در نایلون را نیز پاره‌پاره کنم و با استفاده از این نقشه اگر پلیس بویی از قتل برد به دروغ عنوان کنم دزدی که طلا‌های همسرم را دزدیده قاتل است و من وی را در بیرون در غافلگیر کرده بودم ولی وی با ضربه زدن به سرم و بیهوش کردن من فرار کرده است.

با اعترافات پیرمرد به قتل همسرش، بازپرس شهریاری از کارآگاهان خواست تا با انجام بازسازی صحنه قتل و کشف زوایای پنهان آن، تحقیقات را به پایان برسانند.

بازپرس شهریاری درباره چگونگی اجرای مجازات در این‌گونه موارد به ايران گفت: طبق ماده 216تعزیر قانون مجازات اسلامی چنانچه هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته باشد ولی از قصاص گذشت کرده باشد یا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و امنیت جامعه بشود دادگاه مرتکب را به 3 تا 10 سال حبس محکوم می‌کند. البته این قانون شامل پدر یا جد پدری می‌شود و شامل مادر یا سایر بستگان نمی‌شود. باید به این نکته نیز اشاره کنیم که اگر بچه‌‌های این مرد گذشت نکنند پدرشان به اعدام محکوم می‌شود و باید قصاص شود.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟