شادي متولي ندارد
داود شیخاوندی
کد خبر: ۲۴۳۵۴۹
| | 6279 بازدید
جوان به عنوان عنصري اثرگذار در جامعه، ميتواند سرچشمه بسياري از دگرگونيهاي اجتماعي باشد. دوران جواني به عنوان دوران بحران لغزشها و غريزهها به شمار ميآيد. وجود رفتارهاي غير اجتماعي كه گاهي مورد پذیرش جامعه قرار نميگيرد، از ویژگیهای دروني جوانان است؛ بنابراین، براى هدايت جوانان، بهكارگيرى روش نرمخويى و مدارا بسيار كارساز است، زيرا آنان در پرتو اين روش میتوانند از شكستهاى خود، پلی از موفقيت براى آيندهشان بسازند.زيادهروى در سركوب، آتش لجاجت را برمیانگيزد. جواني، مهمترين بخش زندگي آدمي است و در این دوران، مهمترين مسأله براي جوانان، نيازهاي روحي آنهاست و باز مهمترين مسأله در اين حوزه، نحوه تأمين و اقناع مطلوب اين قبيل نيازهاست.
جداسازی و بازشناسي نيازهاي اصيل از نيازهاي كاذب نسل جوان، گام موثري در راستای شناخت دنياي دروني آنان است و در مقابل، کمک به جوانان براي آنكه بتوانند بين نيازهاي منطقي و خواستههاي غيرمنطقي خود فرق بگذارند، آنان را در تعديل خواستههايشان و انطباق با تواناييشان ياري ميدهد. هر كاري كه تاكنون براي جلوگيري از قانون شكني جوانان و جلوگيري از رفتار نامناسب اجتماعي آنها شده، همه در راستای ممنوعيت است، به گونهای که با وجود گذشت زمان طولاني از شكلگيري نيرويي با نام گشت ارشاد، هنوز نتيجه دلخواه آن گونه كه بايد و شايد، دستگيرمان نشده است.
مسلما اين نوع برنامهريزيها و رفتارها نميتواند به ساماندهي بينجامد، چراكه ممنوعيت نميتواند اثر خوبی داشته باشد. جوانان به دنبال توجه هستند و اين نوع برخوردها، چيزي جز سركوب طبع جواني با خود به دنبال نخواهد داشت و در نتيجه اين سركوب، ترس و وحشت هم در جامعه ميان افراد و به ويژه جوانان بيشتر ميشود.
از جمله نتايج ديگر برخورد با افراد از طريق ممنوعيت، معلق ماندن برنامههاست. به جاي آنكه بتوانند در دل جوانان جاي بگيرند، در مقابل آنها قرار ميگيرند. در این باره لازم است در راستاي ساماندهي، بدانيم ريشه مسأله به كجا بازميگردد و آيا ميتوان مشکل را حل كرد يا خير. بايد با برنامهريزيها در راستای ساماندهي آسيبهاي اجتماعي به جايي برسيم كه هزينههاي كمتر اما بهرهوري بيشتري داشته باشيم؛ نه اينكه تنها ممنوعيت و دستگيري يا توبيخ باشد و بس.
ذات طبيعي هر جواني است كه ميخواهد هويت داشته باشد و با ممنوعيت، تنها ميتوان براي مدتي برای او محدوديت ساخت، ولي ساماندهي نمیشود. ما هر سال با آغاز فصل تابستان و همین زمان با برخورد نيروهاي امنيت اخلاقي روبهرو ميشويم، ولی بهرهاي به دنبال نخواهد داشت.
اما در درجه نخست، بهترين كار این است كه جوانان را به خلوت نرانيم. خطر و ضرر خلوت بسیار بيشتر از محيط آشكارا است. اگر جوان از رفتن به كافيشاپ، خيابان و ... منع شود، چيزي جز سرخوردگي براي او به همراه نخواهد داشت.
از آنجا كه جامعه ما جامعه پرجواني است، بنابراين امكانات رفاهي، تفريحي و سازماندهي شده ميتواند بسيار کارساز باشد. آگاهی از نيازهاي جوانان و مردم، نياز به مطالعه دارد تا بتوانيم افراد را از راههاي ناسالم به راههاي سالم بکشانیم؛ آن هم پیش از این كه ترس و بيم و گريز در افراد و به ويژه جوانان يك جامعه ايجاد شود، بايد نويد اميد و آرامش را در آنها زنده کنیم.
در این باره باید گفت که برخورد محكم و تند و سركوب با جوانان در مقابل جواني آنها در بلندمدت، ميتواند باعث سرخوردگي، غم در جان جوانان و جانشيني خشونت به جاي خوشحالي و شادي آنها ميشود. این در حالی است که بسیار كم ديده شده كه مسئولان بتوانند درصدد ساماندهي برآيند و بیشتر به سركوب متوسل شدهاند، حال آن که بدبيني، دلمردگي و غمگيني، ميتواند از نتايج مهم سركوب به شمار آيد.
با توجه به اينكه شادي متولي ندارد، حال آن که غم و غصه متولي دارد، در نتيجه با افزايش خودكشي در جامعه روبهرو ميشويم. اگر در جامعه شرايط شادي فراهم نباشد، خشونت جاي آن را خواهد گرفت و اگر جوانان با توسل به راههاي قانوني نتوانند شادي كنند از راههاي غيرقانوني شادي ميكنند؛ مواد مخدر يكي از پیامدهای نبود شادي در جامعه است.
بنابراین، نبايد بگذاريم نيروهاي سازنده يك جامعه، تبديل به نيروهاي بازنده شود. شادي در جوانان به عنوان يك مؤلفه مثبت مورد نظر است. نشاط زمينه ميخواهد و تا نتوانيم زمينههاي مناسب نشاط جوانان را آن گونه كه مناسب است، فراهم كنيم، نخواهيم توانست كنترل مناسبي بر جوانان و حتي افراد جامعه داشته باشيم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


