هبه تیمها ادامه دارد؟
سرنوشت تلخ از یک انتقال
پاس پس از انتقالش از تهران، نه تنها در جذب هوادار موفق نبود، بلکه به دسته پائینتر سقوط کرد و این روزها با مشکلات مالی عدیدهای هم دست و پنجه نرم میکند.
کد خبر: ۲۴۰۱۱۴
| | 3894 بازدید
پیروزی و شکست، کامیابی و ناکامی در ذات ورزش است. این ورزش می تواند شامل هر رشتهای شود به خصوص ورزش هایی که جنبه قهرمانی دارند و در سطح جهان پر طرفدار هستند. اگر قرار باشد به دلیل نداشتن موفقیت در یک رشته ورزشی تخته شود و یا این پندار پیش آید که دیگر همه چیز تمام شده و باید این ورزش را از خود دور کرد؛ راهکاری است که فقط صورت مسئله را پاک می کند و خروجیدیگری نخواهد داشت.
به گزارش تابناک، گاهی یک رشته ورزشی آنقدر پرطرفدار است که هر کس از شخصیت سیاسی گرفته تا فرهنگی و اقتصادی خودش را به آن نزدیک می کند و برای رسیدن به اهدافش از همه رانت های غیر ورزشی استفاده می کند.
این چند خط را نوشتیم تا بگوییم اگر در ورزش برد وباختی هست، اگر سقوط و صعودی هست و اگر ناراحتی و خوشحالی وجود دارد نباید به هویت یک ورزش و یک رشته ورزشی خدشه ای وارد شود و در یک کلام نباید راه خطای رفته را دوباره طی کرد.
این چند خط را نوشتیم تا به پاس یا به عبارتی" پاس همدان" برسیم.
روزی که پاس تهران پاسی که قهرمانی آسیا را در کارنامه خود داشت، پاسی که در این فوتبال ریشه داشت و بازیکنان بزرگی را به فوتبال ایران معرفی کرد، بگوییم کم گفته ایم به همدان هدیه شده آه از نهاد فوتبالی ها برآمد و همه یک کلام گفتند و نوشتند" پاس سوخت"، "پاس نابود شد"
شاید خیلی ها که آن روزها به دلایلی که برای خودشان قابل قبول بود این انتقادها را مغرضانه خواندند و به بهانه بی تماشاگر بودن پاس بزرگ ریشه این تیم را از تهران خشکاندند و به استان همدان منتقل کردند( هر چند همان پاس بدون تماشاگر که عده ای باورشان بود، در دیدارهای حساسی که برابر تیم های استقلال و پرسپولیس داشت، 70،80 تماشاگر را به ورزشگاه آزادی می کشاند و در کنار چنین تیمی فوتبال باشگاهی ایران رونق داشت)
اینکه چقدر این انتقال قانونی صورت گرفت و اینکه بر چه اصولی چنین تصمیمی گرفته شد دیگر موضوع مورد بحث نیست که این قدر از این موارد نوشته شده که دیگر قلم و زبان را جانی برای گفتن این مسائل نیست.
یادش به خیر که علی آبادی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی گفته بود می خواهد در هر استان یک تیم فوتبال تشکیل دهد. یادش به خیر! اکنون که پروژه انتقال تیم ها به شهرستان ها کاملا شکست خورده است آیا کسی هست که باز هم چنین رویاهایی داشته باشد؟
جدا از اینکه پاس همیشه در فوتبال ایران بزرگ بود و مدعی و حتی بر فرض هم که ناموفق بود و متوسط الحال، وقتی سند این باشگاه به نام همدان خورد همه از این انتقاد داشتند که هویت پاس را گرفتند اما دلیل آوردند این تیم به استانی منتقل شده که هم هوادار دارد هم اصالت پیدا می کند اما امروز که پاس همدان در لیگ دسته اول جا خوش کرده چه اصالتی باقی مانده است؟
اگر بخواهیم از تعداد افرادی که از پاس به فوتبال ایران معرفی شدند بگوییم بی شمار است اما اگر امروز بخواهیم از دستاورد حضور 5 ساله این تیم بگوییم تعداد شاکیان، طلبکاران و چک های برگشتی به قدری زیادی است که از بی شمار هم گذشته است. چه تعداد هتل، رستوران و مربی و بازیکن که از این باشگاه طلب دارند اما نه تنها دستشان به جایی بند نیست بلکه شکایت ها هم جواب نداده است که اگر جواب داده بود در فصل جاری در لیگ دسته اول بازی نمی کردند.
باشگاه پاس همدان از همان ابتدا با این مشکلات روبهرو نبود. در زمان مدیریت اولیایی و حتی ملاحی این تعداد ناکامی و طلبکار در باشگاه حضور نداشت و حداقل اینکه تیم در لیگ برتر حضور داشت تا به قول همان هایی که عامل انتقال این تیم به همدان بودند ریشه دار شود اما این تیم درست از روزی که عنان مدیریتش به دست افراد بومی غیر ورزشی که هیچ شناختی از فوتبال نداشتند افتاد تیره روزی ها هم آغاز شد و به طور کلی شخصیت واقعی این تیم از بین رفت.
اکنون کار این باشگاه به جایی رسیده که دست بازیکنان به راحتی چک های بی محل داده شده و کسی هم نیست که از این کار ممانعت به عمل آورد.
جالب است که در چهار سال گذشته هیئت مدیره پاس همدان حتی یک بار هم تشکیل جلسه نداده اند؟ راستی روزگاری هیئت مدیره باشگاه پاس را بزرگان این مملکت عهده دار بودند اما اکنون چه کسانی عضو هیئت مدیره هستند؟ چرا در این یک سال اخیر خبری از این مدیران در باشگاه نبوده؟ سیاست ها و اهداف این باشگاه چطور ترسیم شده است؟
از همه تلخ تر این است که این روزها با ماندگاری این تیم در لیگ دسته اول خبر رسیده که می خواهند امتیاز پاس را به ملایر منتقل کنند.
هبه تهران به همدان چه سرنوشتی پیدا کرده است؟
چرا درست در روزهایی که پروژه شکست خورده انتقال پاس به همدان به این واضحی خودنمایی می کند بار دیگر صحبت از انتقال دو تیم تهرانی نفت و راه آهن به شهرستان های مشهد و اراک شنیده می شود؟
آیا حق جوان تهرانی نیست که در تیم های تهرانی فعالیت کند؟ ما به هیچ وجه مخالف پیشرفت و حتی رشد و نمو فوتبال در شهرستان های مختلف نیستیم اما آباد کردن شهری چرا باید به قیمت خراب کردن شهر دیگر باشد؟
از انتقال پاس به همدان چه سودی نصیب فوتبال شد که اینچنین ریشه تیم های تهرانی زده می شود؟ اکنون بحث انتقال تیم ها به قدری رشد پیدا کرده که حتی انتقال از شهرستان به شهرستان هم مطرح شده و حتی اتفاق می افتد.
تیم گهر زاگرش هنوز صعودش به لیگ برتر قطعی نشده شنیده می شود که قرار است امتیازش به تیم خرمآبادی فروخته شود.
حتی اگر این موارد شایعه باشد از ذهن گذشتن آن برای این فوتبال بیمار درد است.
کاش فدراسیون فوتبال به معنای واقعی استقلال کار داشته باشد و با هر مصوبه ای که به دستش می رسد دستان خود را به علامت تسلیم بالا نبرد.
بهترین خبر این روزها برای فوتبال این است که به لحاظ مالی و جذب اسپانسر فدراسیون فوتبال مستقل شود تا در روزهای پایانی لیگ برتر این همه واهمه و استرس انتقال تیم های تهرانی به شهرستان را نکشیم و فدراسیون در معذورات و قانون های جدید داخلی مجبور نشود با چنین انتقال هایی موافقت کند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


