نيمه پنهان يك منتقد در دومين محكمه جنجالي ورزش؛
اي كشته كه را كشتي...
آيا در صورتي كه پدري بسياري از اين الفاظ را بكار گيرد، مورد بازخواست قرار ميگيرد؟ آيا پدر و مادر برخي اوقات به فرزند خود در وقت عصبانيت يا ديگر اوقات لفظ ديوانه را بكار نميبرد؟ پس اگر اين لفظ مستحق شكايت كردن است، بايد تمامي والدين در زندان باشند! البته اين نگاه ما نيست، بلكه نگاه سرمربي اسبق تيم ملي فوتبال است.
کد خبر: ۲۳۸۵۱
| | 13270 بازدید
پس از درگيري جنجالي مايليكهن و دايي، سرمربي اسبق تيم ملي فوتبال در جايگاه متشاكي برابر شفيعزاده قرار گرفت تا دامنه اين درگيريها مطول شود. اختلافي كه باعث شد مايليكهن در آستانه حبس قرار گيرد و حرمت پيشكسوتان فوتبال شكسته شود؛ اگرچه باشگاه استقلال اهواز از شكايت خود عليه مايليكهن صرفنظر كرد، اما به هر صورت اين مسئله قبح حل اختلافات ورزشي را در محاكم قضايي مرتفع ساخت. با اين حال آيا برخوردهاي قضايي اينچنين نخستين بار است كه در ورزش به وقوع ميپيوندد.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، "با استعانت از خداوند منان و با عنايت به وساطت تعدادي از پيشكسوتان و اهالي فوتبال و همچنين احترام به جامعه مربيان اين باشگاه از شكواييه خود درباره آقاي محمد مايليكهن صرفنظر ميكند."

اين جمله كليدي بيانيه باشگاه استقلال اهواز است كه بر اساس آن از خير شكايت از سرمربي اسبق تيم ملي گذشت. او به قول خودش گزافهگويي نكرده و تنها در دفاع از عملكرد مجيد جلالي سرمربي وقت استقلال اهواز، عنوان كرده بود: "آن زمان كه جلالي معلم بود، اين آقايان تاتي تاتي مي كردند." آيا واقعاً با بيان چنين مسئلهاي مايليكهن متهم است و شكايت از او به حق بوده يا شفيعزادهها بايد حرمت او را حفظ ميكردند و راه محاكم قضايي را براي حل اين اختلافات ورزشي در پيش نميگرفتند؟

براي پاسخ به اين پرسش كافي است زاويه نگاه قدري به عقب معطوف شود؛ در صورتي كه سرآغاز حل اختلافات ورزشي در محاكم قضايي پيگيري شود، يكي از اشخاصي كه نامش به ميان خواهد آمد، محمد مايليكهن خواهد بود؛ شخصي كه در گذر اين سالها جايگاه شاكي را با جايگاه متشاكي تعويض كرده است.
هنوز روزهايي كه او در قامت يك مسئول، شاكي رسانه هاي ورزشي بود، فراموش نشده است. روزهايي كه مطبوعات با ادبيات مشابه گفتار فعلي مايليكهن سراغش را ميگرفتند و او از اين باب شكايت ميكرد؛ نيمه پنهان يك منتقد كه در دومين محكمه جنجالي ورزش نيز به آن پرداخته نشد.
در آن دوره زماني كه حدود ده سال پيش بود و يادآوري اش نيازمند قدري تامل است، برخي اشخاص و رسانه ها او را با الفاظي همچون ديوانه و حتي الفاظ تندتر ميخواندند كه اين باب طبع سرمربي اسبق تيم ملي نبود و البته در شان او نيز نبود و مطمئناً روزنامهها ميبايست پاسخگوي اين ادبيات خود باشند.
اما آيا در صورتي كه پدري بسياري از اين الفاظ را بكار گيرد، مورد بازخواست قرار ميگيرد؟ آيا پدر و مادر برخي اوقات به فرزند خود در وقت عصبانيت يا ديگر اوقات لفظ ديوانه را بكار نميبرد؟ پس اگر اين لفظ مستحق شكايت كردن است، بايد تمامي والدين در زندان باشند! البته اين نگاه ما نيست، بلكه نگاه سرمربي اسبق تيم ملي فوتبال است.
او عنوان كرده، آن هنگام كه جلالي مربي اخلاق بود، آقايان تاتي تاتي ميكردند؛ گفتهاي كه ممكن است براي يكي از اين برادران شفيعزاده مصداق داشته باشد و سن يكي از ايشان كمتر از سوابق جلالي باشد اما در مجموع با ادبيات تندي بيان شده است و مورد شكواييه اين برادران است. او نيز چنين استدلال كرده و توجيه براي گفتهها خود آورده كه "اگر قرار است بابت گفتن تاتی تاتی، کسی زندان برود پس همه مادران باید بروند زندان!"
اگر استدلال جناب مايليكهن قابل دفاع باشد، او از آن رسانه ها نيز نبايست شكايت ميكرد كه چنين الفاظي را بكار برده اند و بايد به آنها نيز حق مي داد كه در اين صورت اين پرسش مطرح ميشود كه چرا چنين شكوايههايي توسط سرمربي اسبق تيم ملي در دعاوي طرح شده بود؟
مايلي كهن اگرچه بسياري از انتقاداتش به حق است ولي نبايد فراموش كند كه صورت بيان مسائل بسياري از مشكلات را برطرف ميسازد و بسياري از مشكلات را بوجود ميآورد.
او بايد اين نكته را مدنظر داشته باشد كه كاپيتان يا سرمربي تيم ملي را نبايد دور از وطن و در گرماگرم جام جهاني به شدت مورد انتقاد قرار داد يا اينكه مديرعامل فوتبال حرفهاي نبايد حتما سن و سالدارتر از مربي خود باشد تا در خصوص آن مربي اظهارنظر كند و يا اينكه هيچ شخصي اكمل صفات نيست و امكان دارد، هركس اشتباهاتي مرتكب شود كه به مرور زمان به آنها اذعان كرده و حتي از آنها عذرخواهي كند؛ همانگونه كه خود از قطبي عذرخواهي كرد و نشان داد با اين رفتار و بازگشت به عقب بيگانه نيست.
او ميبايست در ادبياتش تجديدنظر جدي كرده و برخي عبارات را از گفتگوهايش كه مخاطبان فراواني دارد، حذف نمايد. اتفاقي كه باعث مي شود، نقدهاي او دلنشين تر باشد اما تا هنگامي كه تندي كلام سرمربي تغييرناپذير جلوه ميكند، نبايد توقع داشته باشد كه هيچكس خم به ابرو نياورد و از حق قانونياش در جهت اعاده حيثيت است، بگذرد.
البته به زعم برخي اشخاص، باز شدن پاي ورزشيها به محاكم قضايي بيانگر زوال فرهنگي ورزش است و عاقبت خوشي ندارد و حتي عدهاي با لفظ خليفه كشي از آن ياد كردهاند اما به نظر ميرسد، اينكه جامعه ورزش به اين درجه رسيده اند كه اختلافات خود را از طريق قانوني برطرف سازند، تا آنكه با ادبيات نامتوازن شخصي را به باد انتقاد و حتي اتهام بگيرند، يك پيشرفت است.
بايد منتقدان، خود تاب و تحمل نقد را داشته و نقدپذير باشد و چنين توقع نداشته باشد كه ديگران عملكرد و رفتارشان را به نقد نكشند و همواره اين بخش از يك بيت مشهور با اين مطلع كه "اي كشته كه را كشتي تا كشته شوي باز..." را به خاطر داشته باشند و همانگونه كه خود را عادت دادهاند با جملاتي تند، ديگران را مورد انتقاد و خطاب قرار دهند، اين حق را براي ديگري نيز قائل باشند و يا با تغيير رفتار و گفتار، ضمن تلطيف ادبيات، چنين رويهاي را ميان منتقدين باب كنند كه هر مسئلهاي را آنچنان منطقي و با استدلال مورد نقد قرار دهند كه نقدشونده از آن استقبال كرده و از نكات بيان شده در آن براي بهبود وضعيت خود و مجموعه اش كمال استفاده را ببرد.
امر مهمي كه باعث ميشود جايگاه منتقد تقويت شده و نقد و نقادي پيش از اين مورد توجه قرار گيرد.
او ميبايست در ادبياتش تجديدنظر جدي كرده و برخي عبارات را از گفتگوهايش كه مخاطبان فراواني دارد، حذف نمايد. اتفاقي كه باعث مي شود، نقدهاي او دلنشين تر باشد اما تا هنگامي كه تندي كلام سرمربي تغييرناپذير جلوه ميكند، نبايد توقع داشته باشد كه هيچكس خم به ابرو نياورد و از حق قانونياش در جهت اعاده حيثيت است، بگذرد.
البته به زعم برخي اشخاص، باز شدن پاي ورزشيها به محاكم قضايي بيانگر زوال فرهنگي ورزش است و عاقبت خوشي ندارد و حتي عدهاي با لفظ خليفه كشي از آن ياد كردهاند اما به نظر ميرسد، اينكه جامعه ورزش به اين درجه رسيده اند كه اختلافات خود را از طريق قانوني برطرف سازند، تا آنكه با ادبيات نامتوازن شخصي را به باد انتقاد و حتي اتهام بگيرند، يك پيشرفت است.
بايد منتقدان، خود تاب و تحمل نقد را داشته و نقدپذير باشد و چنين توقع نداشته باشد كه ديگران عملكرد و رفتارشان را به نقد نكشند و همواره اين بخش از يك بيت مشهور با اين مطلع كه "اي كشته كه را كشتي تا كشته شوي باز..." را به خاطر داشته باشند و همانگونه كه خود را عادت دادهاند با جملاتي تند، ديگران را مورد انتقاد و خطاب قرار دهند، اين حق را براي ديگري نيز قائل باشند و يا با تغيير رفتار و گفتار، ضمن تلطيف ادبيات، چنين رويهاي را ميان منتقدين باب كنند كه هر مسئلهاي را آنچنان منطقي و با استدلال مورد نقد قرار دهند كه نقدشونده از آن استقبال كرده و از نكات بيان شده در آن براي بهبود وضعيت خود و مجموعه اش كمال استفاده را ببرد.
امر مهمي كه باعث ميشود جايگاه منتقد تقويت شده و نقد و نقادي پيش از اين مورد توجه قرار گيرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



