تسليت به جامعه ورزش
مهدي خرمدل
کد خبر: ۲۳۳۶۷
| | 25582 بازدید
جامعه ورزش كشور ديروز تصميمي را اتخاذ كرد كه به زعم نگارنده، عملكرد اين حوزه را در چهار سال آتي تحت الشعاع قرار ميدهد و حتي نتايج حاصله ورزش ايران را در المپيك لندن نيز تحت تاثير قرار خواهد داد؛ كما اينكه براي المپيك پكن با برنامهريزي و تدبيرانديشي رئيس و پيگيريهاي مجدانه دبيركل كميته ملي المپيك كه البته به مدد ياري بيشائبه و پيوسته سازمان ورزش، تكميل شد، بدترين عنوان تاريخ ورزش ايران را در بزرگ ترين ميدان ورزشي پيش رو بدست آمد و كارنامه درخشاني براي طرفين رقم زد.
اين بار نيز اعضاء مجمع بدون آنكه تحت تاثير فشار يا موارد اين چنيني باشند و در كمال آزادي عمل در فضايي كاملاً دموكراتيك و به دور از ارعاب، اكثراً نام رئيس خود را براي رياست در كميته ملي المپيك بر روي برگههاي اخذ راي نوشتند و برحسب تكليف داخل صندوق راي انداختند تا شرايط به گونه اي مهيا شود كه نيازي به شمارش آراء نباشد و تبريكهاي پيش از انتخابات، به خودي خود نتايج را مشخص ساخته باشد.
اما متاسفانه همچون انتخابات فوتبال و بسياري از انتخاباتهاي مشابه كار با ذكر صلوات ختم نشد و تعدد كانديداها كه دموكراتيك بودن انتخابات را به معناي واقعي كلمه با حضور نمايندگاني از سازمان جاي برخي روساي فدراسيونها براي راي دادن و استفاده از حق برخي از ايشان جهت كسب كرسي هاي هيات اجرايي اين نهاد به اصطلاح مستقل و موارد متعددي ديگري از اين دست كاملاً هويدا ميسازد، اجازه نداد با تك كانديداتوري، اخذ راي نيز معنايش را از دست دهد.
اين بار نيز اعضاء مجمع بدون آنكه تحت تاثير فشار يا موارد اين چنيني باشند و در كمال آزادي عمل در فضايي كاملاً دموكراتيك و به دور از ارعاب، اكثراً نام رئيس خود را براي رياست در كميته ملي المپيك بر روي برگههاي اخذ راي نوشتند و برحسب تكليف داخل صندوق راي انداختند تا شرايط به گونه اي مهيا شود كه نيازي به شمارش آراء نباشد و تبريكهاي پيش از انتخابات، به خودي خود نتايج را مشخص ساخته باشد.
اما متاسفانه همچون انتخابات فوتبال و بسياري از انتخاباتهاي مشابه كار با ذكر صلوات ختم نشد و تعدد كانديداها كه دموكراتيك بودن انتخابات را به معناي واقعي كلمه با حضور نمايندگاني از سازمان جاي برخي روساي فدراسيونها براي راي دادن و استفاده از حق برخي از ايشان جهت كسب كرسي هاي هيات اجرايي اين نهاد به اصطلاح مستقل و موارد متعددي ديگري از اين دست كاملاً هويدا ميسازد، اجازه نداد با تك كانديداتوري، اخذ راي نيز معنايش را از دست دهد.
به هر حال شواهد و قرائن نشان داده، آنچه حتي به عنوان دوران گذار از دموكراسي تبيين و ارائه ميشود با آنچه در ايران پياده مي شود نيز تعاريفي متفاوت و بعضاً متناقض را متبادر مي سازد كه در خصوص حوزه ورزش اين مسئله كاملاً صدق ميكند و پيگيري پشتپردههاي اين انتخابات كفايتميكرد تا مشخص شود راقم سطور فوق چه نوع دموكراسي را با چه قواعدي تشريح ميكند.
اما در طول چند سنه اخير، چنين باب شده كه با انتخاب يا انتصاب يك مدير براي يك پست كه بعضاً از قواره او نيز بزرگتر است، توسط ياران همدل به فرد منتصب يا منتخب تسليت عرض مي شود و به نظر ميآيد حلاوت اين نوع عرض تسليت از شيريني با كيفيتترين تبريك ها در پرتيراژترين روزنامه هاي ورزش كه زمينهاش دستهگلهاي مجلل باشد، دلچسب تر و مقبولتر است؛ چرا كه در تسليت ها درگيري آن مدير ارزشمند با چالشهاي ان حوزه كه برحسب تكليف عنان امورش را بدست گرفته، مورد توجه قرار ميگيرد و اصولاً پذيرش مسئوليت با دردسرهايي كه به همراه دارد، تبريك گفتن ندارد!
با اين حال نگارنده ترجيح مي دهد برخلاف برخي دوستان، يك تبريك ويژه به ايشان بابت دستيابي به كرسي ديگري جز رياست سازمان تربيتبدني بگويد كه تا پيش از اين در فدراسيون فوتبال و فدراسيون بين المللي ورزشهاي زورخانهاي با عناد و دشمني بدخواهان ايشان، به ناكامي مطلق ختم شده بود.
در كنار اين عرض تبريك، تسليتي جانانه نيز به جامعه بزرگ ورزش ايران اسلامي بايد گفت و اين تسليت نه از باب انتخاب عليآبادي با شرايط معلوم است، بلكه به دليل مجهول ماندن توان مديريتي خانوادهاي حداقل چند ميليوني است كه در ميان آنها قشر تحصيل كرده در حوزه مديريتي با سوابق كلان نيز وجود دارد اما فرصت نفس كشيدن نمييابند و اين موضوع به واقع جاي تسليت دارد كه چگونه شرايط ورزش پيش رفته كه فرصتي براي حضور يك مدير در جايگاهي كاملاً تخصصي همچون رياست كميته ملي المپيك، در آستانه آغاز چهارمين دهه انقلاب اسلامي فراهم نشده و همچون سابق منتصبين ديگر، منتخبين مجمع مي شوند.

به همين دليل نگارنده پيش از آنكه قلم مسير خود را به سمت دموكراتيك بودن يا نبودن اين مجمع بچرخاند، با اشارات تلميحي از آن گذر كرد و اصل اشكال را جامعه ورزش فرض كرد.
در واقع در شرايطي كه در بسته ترين حالت ممكن راي گيري صورت ميپذيرد و برخي اعضاء مجمع باز هم برخي مسائل را بر خواسته قلبيشان ارجحيت مي بخشند، چگونه مي توان انتظار داشت، منتخبين حقيقتاً منتخبين باشند؟!
در واقع در شرايطي كه در بسته ترين حالت ممكن راي گيري صورت ميپذيرد و برخي اعضاء مجمع باز هم برخي مسائل را بر خواسته قلبيشان ارجحيت مي بخشند، چگونه مي توان انتظار داشت، منتخبين حقيقتاً منتخبين باشند؟!
بايد اين اشكال را برطرف كرد كه متاسفانه هنوز جسارت اعتراض به كانديداتوري و يا عدم راي دادن به اشخاصي كه شايستگي مسئوليت ها را ندارند، بوجود نيامده و اين سمي است كه هر روز در رگ هاي ورزش به گردش درميآيد لكن بدان سبب كه كشنده نيست، تنها زردي اش برچهره ورزش نشسته كه در مجامع انتخاباتي بزرگ تر همچون فدراسيون فوتبال يا كميته ملي المپيك بيشتر نمايان مي شود.
به قول دوستي تا زماني كه اعضاء مجمع جسارت اعتراض به كانديداتوري اشخاص فاقد صلاحيت نداشته باشند، حرف از انتخابات دموكراتيك زدن مزاحي بيش نيست؛ طنزي تلخ كه طعم همان زهر روي زردساز را تداعي مي كند.
در چنين فضايي كسب هشت راي توسط قراخانلو يك شاهكار براي رئيس سابق محسوب ميشود و بايد به او جايزه داد كه توانسته اين محدود آراء را به هر ترتيبي در اين مختصات زماني و مكاني به نام خود ثبت كند.
شايد زماني بتوان به دموكراتيك شدن شرايط در ورزش انديشيد كه شاهد جسارتي بيش از اين باشيم تا همانگونه كه انتصاب يك دانشگاهي در راس دانشگاهي معتبر به جز محل تدريس وي، موجبات اعتراضات گسترده اي مي شود، كرسي هاي معتبر نيز به دست اهلش سپرده شود و صاحبين راي در صورت ورود يك چهره غيرمتخصص يا با دانش محدود، براي حفظ و ارتقاء ورزش -بدون آنكه خيره به منصبشان باشند- برخوردي معترضانه داشته باشند تا هر چيزي در سر جايش قرار گيرد و امروز براي فرداهايي كه رقم زده ايم نگران و آشفته نباشيم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





