«نگاه شما»: با افسردگی چه کنم؟
افسردگی به معنای پژمردگی است. پژمردگی، یکی از بدترین علل رفتاری در تغییر حالات روحی، روانی است.
نشانههای بیماری
نداشتن انگیزه و تحرک، انزواطلبی، بینشاطی، خیره شدن به نقطهای مبهم، میل به خودکشی، پریشان حالی، پرخاشگری، عدم تعادل، فراموشی، نشنیدن و یا بیتوجهی به سخنان دیگران، تکرار مکررات و یا میل به شنیدن دوباره خبر و یا توضیح، خواب زیاد و یا کم، علاقهمندی به موسیقیهای آرام و غمگین و... .
معمولا پژمردگی به دو گونه «ناگهانی» و «تدریجی» غالب میگردد، ولی برحسب پژوهشهای صورت گرفته، بالاترین سطح آمار موجود به تدریجی بودن حاکمیت افسردگی، دلالت میکند.
این بیماری ویژه انسانها نیست و نباتات و حیوانات را هم دربرمی گیرد و برای همین، این بیماری در شکل و عنوان کلی آن، بر همه موجودات زنده جهان، صدق میکند.
در نهاد و سرشت هر موجودی، به دلیل دوری از ذات احدیت، حالتی به نام انتظار وجود دارد که این انتظار به خاطر طولانی بودن مدت آن، نوعی افسردگی را در درون موجودات زنده نهادینه میکند، چرا که کل موجودات جهان به دلیل هجران و دوری از خالق و صاحب اصلی خویش یعنی پروردگار متعال از یک نوع انتظار و غم درونی رنج میبرند.
شما دقت کنید به خودتان و یا دیگرانی که دیدهاید و یا حتی بارزترین نمونه متقن آن کودکی شیرخوار که در آسایش کامل است، باز هم گاه او را در غم بخصوصی خواهید دید و متعجب میشوید چگونه این کودک شیرخوار نیز اینگونه به اندیشه فرورفته است؟!... و این همان است که بدان اشاره شد؛ یعنی هجران؛ بنابراین زمینه افسردگی در نهاد موجودات جهان وجود دارد.
● اما در انسانها
بیدار کردن و شدت دادن به این غم درونی به عواملی بازمیگردد که به دو دسته اولیه (نهادینه شده) و ثانویه تقسیم میگردد. عوامل اولیه (نهادینه شده) عبارتند از:
▪ اندیشه زیاد
▪ اندیشه کم
▪ بعد جسمانی
▪ گناهان و نداشتن ارتباط با ذات احدیت
● عوامل ثانویه
۱) افکار منفی و مزاحم
۲) داروها و غذاها و نوشیدنیها
۳) مواد مخدر و مسکر و دخانیات و هوای آلوده
۴) آپارتمان نشینی و استفاده نکردن از طبیعت و آفتاب
۵) نداشتن تحرک و ورزش
۶) زیاد گوش دادن به موسیقیهای غمگین و غیر متحرک
۷) داشتن مشکلاتی خاص در زندگی که حل نشده، مانده اند
۸) استفاده زیاد از تلویزیون
۹) مطالعه زیاد بیمارگونه به ویژه مطالب منفی، حادثهای و داستانهای غمگین
۱۰) نداشتن مدیریت و برنامه ریزی در امور زندگی
۱۱) دیدن زیاد غروب به جای دیدن طلوع خورشید
۱۲) دور بودن از چیزی و یا کسی و مرگ عزیزان و طلاق
۱۳) نداشتن ارتباط با اجتماع و اقوام و خانواده
۱۴) احساس حقارت نسبت به دیگران و نقش تربیتی خانواده
۱۵) نداشتن و یا کم بودن مطالعه به ویژه مطالب مثبت، شاد و آموزنده
۱۶) حسادت زیاد و وجود افراد منفی و افسرده در اطراف، (موقعیت زمانی و مکانی)
۱۷) نرسیدن به آرمانها
۱۸) رنگهای تیره
۱۹) بیماریها
۲۰) تکنولوژی و موبایل و دستگاههایی که میدان مغناطیسی ایجاد میکنند.
● چه کنم؟
▪ بهترین راه: پیشگیری است، چرا که افسردگی بیماری روحی است و اگر روح گرفتار شود رها شدن او بسیار مشکل خواهدبود؛ بنابراین، اگر کوشش شود که هر یک از عوامل بیستگانه افسردگی را بشناسیم و از گرفتار شدن به آنها فرار کنیم و یا دستکم کمتر در تیررس آنها باشیم، بزرگترین و اولین کمک را به خود خواهیم کرد. اما اگر گرفتار شدهاید، پیش از مراجعه به پزشک این موارد را رعایت کنید:
الف) کوشش در راستای شناخت دقیق و آگاهانه عامل و یا عوامل بروز بیماری ازطریق تفکر درتاریخچه زندگی و بررسی اینکه در طول و عرض زندگی خود در معرض کدام یک و یا چندعامل از عوامل فوق قرار گرفتهاید.
ب) نیت در اهتمام جدی و پیگیر برای برطرف کردن عامل یا عوامل.
الف) کوشش آگاهانهای کنید تا هر آنچه را که در زندگی با آنها روبهرو شدهاید و یا حتی عواملی را که نگران بروز آنها در آینده بوده و یا هستید، بشناسید و به یاد آورید.
در این مرحله نخست این عوامل را پس از یادآوری، فهرست وار بنویسید تا عناوین آنها از یاد شما نروند.
ب) در پایان درباره هریک از این عوامل، کامل شرح کاملی با ذکر تاریخ و مدت آن عوامل آنها بنویسید.
در مرحله بعد به تجزیه و تحلیل هر یک از این عوامل بپردازید و توجه کنید اولاً در کدام مرحله خود شما مقصر بودهاید و اشتباه را مرتکب شدهاید؟
دوماً: چیزها و اشخاص دیگری را که منصفانه میتوان مقصر دانست بشناسید. حال با شناخت عمیق این عوامل با خود عهد ببندید، دیگر دست به دست آنها ندهید. با این پایه گذاری که در جهت مخالف این بیماری گام برمیدارید اینک به عوامل بیستگانهای که با هم خواندیم، سری میزنیم و در مخالف با آنها با یکدیگر گام برمیداریم یعنی:
۱) مثبت اندیش باشید: البته این به معنای از بین بردن حقیقت نیست. بلکه به این معناست که اندیشه مثبت را هم به ذهن خود راه بدهید، وگرنه افکار منفی در ذهن شما رسوب خواهند کرد. تو گویی افکار منفی افکار مثبت را میخورند. اگر میخواهید قاضی خوبی باشید هر دو طرف دعوا را به محکمه وجدان راه بدهید.
۲) به بروشور داروهایی که پزشک تجویز خواهد کرد، دقت کنید که چه عوارضی خواهند داشت و آنها را یادداشت کنید. بهتر است دستکم از هم اکنون یک دفترچه حاوی تاریخچه بیماریها و درمانها و مشکلات روحی و جسمی که به شما وارد شده اند و یا وارد خواهند شد، تهیه کنید و این موارد را منظم و پیگیر در آنها یادداشت کنید. فهرست نوشیدنیها و غذاهای نشاط آور و کسل کننده را از منابع و کتب علمی در رابطه با غذا و دارو شناسایی و تهیه کنید. برای نمونه: زعفران نشاط آور است و برنج دشمن ویتامین «ب» که کسل کننده است.
۳) مواد مخدر و مسکر و دخانیات مثل سیگار و قلیان را به موزه زبالهها بفرستید. اگر معتاد هستید در پنج مرحله و در پنج ماه ترک کنید، یعنی تدریجی ولی پیگیر و جدی: نیت در ترک، کم کردن مصرف، کمتر مصرف کردن، کوشش در فراموش کردن، ترک نهایی آن.
۴) در صورت امکان آپارتمان نشینی را ترک کنید. یک خانه کوچک ولی حیاط دار رو به آفتاب، به آپارتمان ۶۰۰ متری نیز ارجح خواهد بود. به طور منظم و هفتگی به دل طبیعت بزنید. اگر این کار به همراه خانواده و اقوام و به خصوص افرادی که با آنها در تفاهم هستید، صورت بگیرد بهتر است. دو رکعت نماز در طبیعت آرامش دل را دو چندان میکند. هر روز صبح، ظهر و عصر خود را به مدت پنج تا سی دقیقه در معرض آفتاب قرار دهید. از طریق روشهای علمی، حقایق را چاره کنید تا بتوانید از اضطراب بپرهیزید.
۵) هر روز صبح ناشتا پانزده تا سی دقیقه بدوید و ورزش کنید. هر روز عصر به مدت سی تا شصت دقیقه دویده، نرمش کرده و ورزش کنید و ورزشهایی که همه بدن در آن شرکت کنند مثلاً بسکتبال، فوتبال و والیبال در اولویت خواهند بود. شنا یکی از شادترین عوامل فرار از افسردگی است. کوهنوردی را هر هفته انجام دهید. استحمام پس از ورزش بسیار مناسب و خوب است و از همه بهتر شناست؛ بنابراین، اگر به فن شنا هم آشنا نیستید در هفته دو مرتبه، در عمق کم آن، آب تنی کنید.
۶) گوش دادن به موسیقی آرام و غمگین را به یک بار در ماه کاهش دهید البته موسیقی آرام ولی کلاسیک مثل آهنگهای موزارت و بتهوون را اگر هر ۴۸ ساعت گوش کنید مفید هم خواهد بود، چرا که برحسب تحقیقات و پژوهشهای دانشمندان، این آهنگ مغز را بیدار کرده و وادار به تحرک میکند چون این آهنگها، روی قاعده کلی و نظم خاصی تهیه شده اند و چون به صورت مرحلهای هستند یعنی همانند این مقاله دارای سه رکن مقدمه، متن و نتیجه گیری هستند، شما ناآگاهانه به آرامش خاصی میرسید مغزتان با طی کردن این فرایند سه مرحلهای بیدار شده و وادار به تحرک میشود. در صورت امکان در کنسرتها شرکت کنید رقص را هر ۷۲ ساعت انجام دهید. لازم نیست این رقص خیلی تند و شاد باشد هم این که انجامش دهید کافی خواهد بود، چرا که رقص هیجان آور است و در واقع هیجان رقص زندگی است. به ویژه اگر این رقص با همسر و فرزندان باشد.
۷) اگر مسألهای در زندگی شماست که به راستی حل ناشده است با آن مدارا کنید ولی با مشکلات زندگی بجنگید ولی جنگی هوشمندانه و صبورانه یادتان باشد زندگی همچون کوهی است که ما در حال بالا رفتن از آن برای رسیدن به قله آن هستیم، مهم این است که ما به بالا رفتن ادامه دهیم، وگرنه به دره اش سقوط خواهیم کرد.
۸) دیدن تلویزیون را به میزانی که باید استفاده کرد، محدود کنید. (دیدن خبرها، مباحث علمی و مثبت و برنامههای آموزشی و طنز و مفرح) را جایگزین کنید به طبیعت بروید. ورزش کنید شنا کنید قایقرانی کنید. تیراندازی و... .
۹) خواندن مطالب حادثهای را تنها تا به آن اندازه که در جریان شناخت و چگونگی مبارزه خلافکاریهای جاری جامعه باشید، بخوانید و نه علاقهمندانه.
۱۰) داشتن مدیریت علمی در برنامه ریزیهای ریز و درشت مسائل زندگی علاوه بر اعتماد نفس به شما، باعث جلوگیری از شکست و سرخوردگیهای شخصی و در نزد جامعه میشود.
۱۱) به جای دیدن زیاد غروب، طلوع خورشید را زیاد ببینید. حکایت، حکایت همان دیدن نیمه پر لیوان است.
۱۲) او که رفته رفته؛ داشتهها را داشته باش. زندگی همچون دایره است. با خود بگو به او خواهی رسید. گردش روزگار در این دنیا و یا آن دنیا این مهم را ثابت میکند.
۱۳) دیدار و مباحثت و همنشینی با اجتماع به ویژه قشر نمونه و فهمیده آن و نیز اقوام و خانواده به ویژه آنان را که هدفمند و مثبت اندیش هستند، قدر بدانید.
۱۴) خود باشید و پیروزیهای دیگران را معلم شکستهای خود کنید تا بیش از این شکست نخورید، شما هم آن سربالاییهایی را که دیگران رفته اند، طی کنید؛ سربالاییهای زندگی را نه با سرعت که با قدرت بگذرانید.
۱۵) مطالب مثبت، شاد و آموزنده را جزو وظایف روزانه خود کنید، تا آموزش ببینید و برای همین از قبل این فراگیریها شاد هم خواهید شد، چون مسائل مهمی را که تاکنون نمی دانستهاید یاد میگیرید و همراه با آن به خاطر بالا رفتن ظرف داشتههایتان به خود میبالید و شادمان خواهید بود. (غرور مثبت شادی آور است)
۱۶) با رعایت بند پانزده از این به بعد به دیگران نیز حسادت نخواهید کرد، بلکه تلاش میکنید از آنها مسائل جدیدی یاد بگیرید و از مباحث و جلوس با آنان لذت خواهید برد و با جایگزینی غرور مثبت به جای غرور منفی، شادمان تر خواهید شد. مسائل را بهتر و متواضعانه تر درک خواهید کرد. حرفهای افراد منفی را از این گوش به آن گوش به در کنید و طرف خالی نیمکت خود را به افراد مثبت دهید.
۱۷) لازم نیست حتماً به آرمانهایتان برسید حتی اگر مثبت بوده باشند، همین که شما تلاش خود را کرده باشید و یا تلاش کنید که از رسیدن به هدف مهمتر است. شنیدهاید که میگویند ورزش وسیله است نه هدف.
۱۸) رنگهای تیره مثل مشکی، قهوهای را از لباس و کفش و شلوار تن خود و دکوراسیون محل کار و منزل و حتی رنگ خودرو و رنگ قلم خود دور کنید.
رنگهای آبی، زرد، صورتی را جایگزین کنید. رنگ قرمز اگر چه شاد است، ولی باید به صورت تلفیقی با سایر رنگها باشد و به تنهایی به کار نرود، چون در غیر این صورت زیادی و تندی رنگ آن محرک بد اعصاب خواهد بود. رنگ سبز آرامبخش است، ولی همنشینی زیاد با آن افسردگی میآورد و باید آن را با رنگهای شاد تلفیق نمود.
۱۹) تلاش کنید با روشهای مدیریتی و مدبرانه، بر اعصاب خود چیره شوید و مواردی را که تاکنون به آن پرداخته شد، جدی پیگیر باشید تا کمتر در معرض بیماریها باشید.
چراکه: روح که بیمار شود جسم را هم گرفتار خواهد شد. بله البته اگر بیماری دارید که صعب العلاج است، باید به افکار مثبت روی آورید و مدارا را سرلوحه قرار دهید و تلاش کنید وجود آن را به فراموشی بسپارید و یا دستکم افکار حاشیه آن را پرورش ندهید و بزرگنمایی نکنید.
۲۰) تلاش کنید زیاد در معرض دستگاههایی همچون لوازم برقی: دلر، ماشین لباسشویی، آبمیوه گیری، چرخ گوشت، جارو برقی و لوازم صوتی و تصویری و موبایل قرار نگیرد.
مثلاً: برای موبایل خود از گوشیهای سیم دار استفاده کنید و یا به هنگام کار کردن ماشین لباسشویی به اتاق دیگری بروید و یا فاصله دو، سه متری خود را از لوازم صوتی و تصویری حفظ کنید و مدت زیادی را با آنها به سر نبرید.
افسردگی قابل درمان است. مگر ندیدهاید درخت یا گیاهی خشکیده را که پس از مبارزه دوباره شکوفا میشود؛ بنابراین با شناخت عوامل بیستگانهای که شما به دلیل یک یا چند عامل آن به این بیماری گرفتار شدهاید به جنگ علمی و پیگیر آن بروید مراجعه پیگیر نزد روانپزشک را فراموش نکنید. هیچ انسان عاقل و مثبتی به شخصی که در حال سقوط به درهای است و این در حالی است که او تنها گیاهی را در دستانش محکم گرفته و ادامه زندگی اش به آن گیاه کوهی است، هرگز توصیه به رها کردن آن ناجی نمیکند، چرا که او میتواند به جای سقوط به دره، به بالا رفتن و نجات خود ادامه دهد، به خود مشاورههای مثبت و منطقی بدهید. هیچ کس بهتر از خود شما، ناجی شما نخواهد بود، چون در این صورت شما همچون بینندهای خواهید بود که تنها خارها را نخواهد دید و گل قرمز را نیز خواهد دید، حتی اگر خارها، گل را در بر گرفته باشند؛ اما شما وظیفه دارید خارها را به کناری بزنید، چون شما گل را دوست دارید و باید او را نجات دهید.
فرستنده: كوروش درخشان
مخاطبان محترم می توانند مطالب دلخواه خود را در موضوعات مختلف، به آدرس negaheshoma@tabnak.ir ارسال نمایند.
مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته را در نظر داشته باشند:
1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.
2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.
3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.
4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.
5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.
6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.
مشخصات فنی
1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.
2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.
3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv, flv, wav, mp3, wma)
سربالایی های زندگی را نه با سرعت که با قدرت طی کنید.
مثالهایی هم که زده در واقع مصداق بارز راندن همه با یک چوب است
میل به تماشای غروب به همان میزان زیباست که میل به تماشای طلوع اما در تقسیم بندی های این تعاریف از تماشای غروب نهی شده است. در حالیه که هر دو مخلوق خداوند هستند و تفکر در مورد همه آنها مورد اهمیت است
تفکر حاکم بر این تعاریف با اندیشه مبدأ و معاد در تعارض است.
متأسفانه بخش مهمی از مشکلات جامعه بشری در اثر حاکم شدن همین دیدگاهها ابتدا در غرب و سپس در جهان سوم و دوم است.
خودتان قضاوت کنید، آیا غربی که خواستگاه این تراوشات ذهنی است بیشتر بیمار روانی دارد و یا شرقی که نگاه غالبش معرفتی و مبتنی بر ایمان است؟!
/
/
در اين مقاله هيچگونه نگرش غربي وجود ندارد كه شما برداشت غرب مآبانه از آن نموده ايد...
/
/
در دين مبين اسلام تاكيد موكد بر شادماني و زندگاني شده است و مرگ فقط براي يادآوري و ترس از گناه مورد توجه قرار گرفته است و بس.
/
/
شناخت دقيق دين مبين اسلام ، لازمه انتقاد به اين مقاله است چرا كه به هيچ عنوان توجه نداريد به اينكه :
پيامبر عظيم الشان اسلام بر لزوم هجرت تاكيد نموده اند بنابراين نميتوان گفت افسردگي مختص غرب است و بس وگرنه ايشان مردم را به هجرت تشويق نمي نمودند.
بنظر من ابتدا بايد از درون به برون هجرت كرد و سپس از برون به برون
كسي كه هنوز از درون هجرت نكرده از برون مي هراسد........
/
/




