بيگناهم، قسم ميخورم
چهار سال قبل، وقتي سعيد دوستش محمد را صدا زد تا در مورد طلبش با او صحبت کند، فکر نميکرد اين دعوت به قيمت سالها زنداني شدنش تمام شود.
جام جم آنلاین : حالا سعيد در زندان است و منتظر تصميم دادگاه. هرچند او مدعي است در مرگ محمد، نقشي نداشته و حتي نميداند چه کسي او را کشته است، اما محتويات پرونده باعث شد تا اين مرد يک بار محکوم شود.
ذبيحزاده، نماينده دادستان تهران که براي قرائت کيفرخواست در شعبه 113 دادگاه کيفرياستان تهران حاضر شده بود، در مورد اين پرونده ميگويد: سعيد متهم حاضر در دادگاه يک بار پيش از اين در دادگاه همعرض محاکمه شده است.
او متهم است مردي به نام محمد را به قتل رسانده، محمد جواني بود که براي کار به تهران آمده بود و در حاشيه شهر کارگري ميکرد. آنطور که محتويات پرونده نشان ميدهد، سعيد و محمد به خاطر اختلافاتي که باهم داشتند، درگير شدند و سعيد با ضربات كارد، محمد را کشته است.
البته سعيد به قتل اقرار نکرده، اما شواهد موجود در پرونده نشان ميدهد اين مرد دست به قتل زده و دادسرا ادلهاي را در اين خصوص ارائه كرده است.
او درباره دلايل دادسرا ميگويد: يکي از مهمترين مدارکي که در اين خصوص به دست آمده، ساعت مچي خونآلود مقتول است که در خانه محمد به دست آمده است. سعيد هيچ توجيه محكمهپسندي در اين خصوص ارائه نكرده، ضمن اينکه قبول دارد با مقتول درگير شده، اما ميگويد او را نکشته است.
با توجه به اينکه مدارک و شواهد ديگري هم در پرونده وجود دارد و گواهاني بودهاند که شهادت دادهاند متهم و مقتول را حين درگيري لفظي ديدهاند و خروج آنها را از خانه تاييد ميکنند، از نظر دادسرا سعيد مجرم است.
او در مورد نحوه کشف جسد ميگويد: يک شب بعد از اينکه سعيد و محمد براي صحبت خانه را ترک کردند، جسد محمد در بيابانهاي اطراف خانه سعيد پيدا شد. اين جوان با وارد آمدن ضرباتي به نقاط حساس بدنش به قتل رسيده بود.
ذبيحزاده همچنين در مورد راي ديوانعالي کشور ميگويد: ديوان براساس ماده قانوني خاصي در قانون مجازات اسلامي راي صادره را نقض و درخواست رسيدگي مجدد را اعلام کرده است. در اين ماده آمده هرگاه فردي نيمه شب توسط فردي ديگر به بيرون از خانه دعوت شود و آن فرد مفقود يا کشته شود، در صورتي که قاتل پيدا نشود، فرد دعوتکننده محکوم به پرداخت ديه به اولياي دم خواهد بود.
به هر حال تصميمگيري درخصوص اين پرونده بهعهده قضات محترم شعبه 113 دادگاه کيفري استان است. من به نمايندگي از دادستان تهران، کيفرخواست ارائه كردم و از آن دفاع و درخواست اعمال مجازات قانوني در اين خصوص هم کردهام.
قاتل نيستم
هرچند وکيل اولياي دم و نماينده دادستان ميگويند مدارکي در پرونده وجود دارد که نشان ميدهد سعيد گناهکار است، اما سعيد مدعي است به اشتباه بازداشتش کردهاند.
چند سال است که در زندان هستي؟
حدود 4 سال است زنداني هستم و تا به حال 2 بار هم زندانم را عوض کردهاند. اين شرايط، مرا اذيت ميکند.
به هر حال تو متهم به قتل هستي و تا زماني که بيگناهيات ثابت نشود، نميتوانند تو را آزاد کنند.
اما من بيگناهم و در تمام مراحل بازجويي هم گفتهام که قتل کار من نبوده است.
به هر حال مدارکي عليه تو وجود دارد که نشان ميدهد قتل را تو مرتکب شدي و تو براي آن مدارک جوابي نداري؟
نه اينطور نيست. من اين حرف را قبول ندارم. هيچ مدرکي عليه من وجود ندارد.
پليس ساعت مچي خونآلود مقتول را در خانه تو پيدا کرده است.
ساعت پيش من بود، اما من محمد را نکشتم.
پس آن ساعت از کجا آمد؟
ساعت را بعد از اينکه جسد پيدا شد، به من دادند. يکي از دوستانم گفت اين ساعت محمد است. تو آن را نگهدار. من هم فکر کردم محمد ميآيد و ساعتش را از من ميگيرد.
از دوستت نپرسيدي که اين ساعت از کجا آمده است؟
محمد آن را جا گذاشته بود. ضمنا خون آنچناني روي آن نبود که من بخواهم شک کنم. يک قطره خيلي کوچک خون روي آن بود که من نميدانم از کجا آمده بود و زماني متوجه شدم که پليس آن را به من نشان داد.
چرا آن شخص را به پليس معرفي نکردي؟
او ناپديد شده بود.
مدارک ديگري هم در پرونده وجود دارد از جمله اينکه گواهان، تو را ديدهاند که با محمد بيرون رفتي و همين صحبت ها بود که باعث شد پليس، تو را شناسايي کند و مشخص شد که تو آخرين کسي بودي که با محمد بيرون رفتي و بعد هم او کشته شد.
قبول دارم که من آن شب با محمد بيرون رفتم، اما من او را نکشتم و نميدانم که چه کسي اين کار را کرد. شايد آن شب بعد از من با کس ديگري هم درگير شده باشد. من که از اين موضوع خبر ندارم. کس ديگري هم نميداند درگيري ما به حدي نبود که بخواهيم دست به قتل بزنيم.
آن شب با محمد چه کردي؟
وقتي با هم بيرون رفتيم، کمي با هم صحبت کرديم. بعد من گفتم که بايد به خانه برگردم و محمد از من جدا شد. ديگر نميدانم بعد از آن، چه اتفاقي براي محمد افتاد.
او در مورد اينکه با کس ديگري قرار دارد، با تو صحبت نکرد؟
نه چيزي نگفت. ما با هم خداحافظي کرديم و بعد من به خانه رفتم. نميتوانستم بيشتر بيرون باشم.
چرا نميتوانستي بيشتر بيرون بماني؟
چون زن و بچههايم تنها بودند و نميشد آنها را رها کنم. ديروقت بود و زنم ميترسيد.
حالا زن و بچههايت کجا هستند؟
آنها به شهرمان رفتهاند. وقتي من بازداشت شدم، زنم تنها شد. او نميتوانست از پس مخارج برآيد و از تنهايي ميترسيد به همين خاطر به شهرمان رفت.
بچههايت پيش مادرشان هستند؟
پسربزرگم پيش پدرم است و با او زندگي ميکند، اما بچه کوچکم پيش مادرش است.
چرا همسرت هردوي آنها را نگه نداشت؟
پدرم اصرار داشت که پسربزرگم پيش او باشد. البته زنم هم ميگفت از پس مخارج هردوي آنها برنميآيد. به هر حال پسر بزرگم حالا به سني رسيده که ميتواند خودش را اداره کند.
قبل از اينکه زنداني شوي، چطور هزينههاي زندگيات را تامين ميکردي؟
آن موقع کارگري ميکردم. درآمد کمي داشتم اما همين که ميتوانستم شکم زن و بچهام را سير کنم، برايم کافي بود. حالا ميفهمم آن روزها چقدر خوشبخت بودم و قدر خوشبختيام را نميدانستم.
دادگاه تصميم دارد مراسم قسامه برگزار کند. آيا حاضري قسم بخوري که تو قاتل نيستي؟
هر چند بار که بخواهند، من قسم ميخورم چون قتل کار من نبود. پدر مقتول هم ميداند که من با پسرش دشمني نداشتم و آدمي نيستم که بخواهم دعوا راه بيندازم و با کسي درگير شوم. من واقعا آدم بدي نيستم. حتي يک مورچه را هم نميتوانم، بکشم چه رسد به اينکه بخواهم يک دوست را بکشم.
فکر ميکني سرنوشت پرونده چه شود؟
نميدانم، اما باور دارم که سر بيگناه بالاي دار نميرود. من قسم ميخورم که قتل کار من نبود و از اينکه چه کسي او را کشته هم خبر ندارم. کاش ميدانستم که قتل کار کيست، آن وقت لازم نبود اين همه سال در زندان بمانم و اين طور زندگيام نابود شود. من از دادگاه هم درخواستي دارم و خواهش ميکنم مرا محکوم نکنند، چون بيگناه هستم و خانوادهام به خاطر اين اتفاق ازهم پاشيده است.
مدارک عليه متهم کافي است
گفتههاي نماينده دادستان در حالي است که وکيل اولياي دم همچنان بر مجرم بودن اين مرد تاکيد دارد.
هرچند اولياي دم شکايتي مبني بر قصاص از متهم ارائه ندادهاند، اما وکيل آنها با ارائه مدارکي به دادگاه اعلام کرد که ميتواند از سوي موکلانش درخواست ديه کند.
او در مورد اين پرونده و نظر موکلانش ميگويد: محمد روز حادثه با سعيد از خانه خارج شدهاست. گواهاني وجود دارند که ميگويند آنها را باهم ديدهاند و تاييد ميکنند که محمد و سعيد باهم اختلاف داشتهاند؛ هرچند آنها مدعي هستند نديدهاند که اين دو باهم درگير شوند.
او ادامه ميدهد: محمد خانوادهاي مستقل نداشته و تنها ولي دم او پدرش است که او هم خواهان قصاص سعيد نيست. به هر حال آنها سالهاست همديگر را ميشناسند و پدر محمد، مرد بسيار باگذشتي است و ميگويد مرگ سعيد نميتواند پسرش را بازگرداند به همين خاطر هم راضي به اعدام او نيست.
او حتي ديهاي بيشتر از آنچه در قانون تعيين شده، نخواسته است. با اين حال از دادگاه توقع دارد که متهم مجازات شود؛ چراکه او بر اين باور است که پسرش به دست سعيد کشته شده است.
سعيد يک بار پيش از اين در دادگاه محاکمه شده و به پرداخت ديه و 10 سال حبس محکوم شدهاست و ما اميدواريم در اين دادگاه هم چنين اتفاقي بيفتد و به نظر ميرسد که او مستحق مجازات است.


