بماند برای فردا
می گویند هر چه که در این دنیا به دست می آوری نتیجه لیاقت توست و حاصل زحماتت.
در حالی که به این شکل نیست. آدمها بر اساس لیاقتشان نیست که به هر که و هر چه می خواهند می رسند. در این مساله مهم٬ علتهای متعددی وجود دارد.
آدمهای بسیار بسیار خوبی را می شناسم که دنیا و در واقع سرنوشت با آنها بازیهای ناشایستی را انجام داده است.
آدمهای خوبی که همه وجودشان پر است از خوبی.کسانی که مانند فرشته ها پاکند و بی ریا. آدمهایی که به هیچ عنوان معنای بدی را درک نمی کنند٬ اما با کسانی زندگی می کنند که ...
بگذریم. امروز دلم پر است از مردان نامردی که اطراف دوستانمان را گرفته اند. دلم گرفته از زنان نازنی که هر چه سرشان می آید از دست خودشان است. دلم گرفته از محبتهای بی اندازه ای که حکم وظیفه را پیدا کرده.
ما آدمها بسیار عجیبیم. آن قدر که گاهی خودمان هم خودمان را نمی شناسیم و به آیینه که میرسیم می گوییم: داداش بزن کنار بذار باد بیاد!
گاهی حتی ظاهرمان را هم فراموش میکنیم. آن قدر به هم بدی میکنیم که در روحمان دیگر جایی برای خوب بودن و شادی نمی گذاریم. ما آدمها بسیار عجیبیم. در تنگنا بودن همسر٬ عشق٬ رفیق٬ والدینمان را می بینیم اما هر شب به راحتی سر بر بالین می گذاریم.
ما آدمها از وضعیت فعلمیان ناراضی هستیم اما باز هم مانند اسکارلت مشکلاتمان را پشت گوش می اندازیم و می گوییم: حالا فردا به آن فکر میکنم.
شیرین احمدی / وبلاگ پرخیده


