رکورد لاغری یک جوان 201 کیلویی
آنقدر غذا میخورد که توان حرکت نداشت. گاهی سرگرمیاش این بود که بنشیند و لایههای گوشتی را که روی شکمش افتاده بود، بشمارد.
به گزارش ایران : دیگر حتی نمیتوانست قدمی بردارد. پزشکان از معالجه او قطع امید کرده بودند و هیچ راهی برای درمانش به نظر نمیرسید.
آخرین پزشکی که برای حل مشکلش به او مراجعه کرده بود، بهطور محرمانه به مادرش گفته بود فرزندش چند ماه دیگر زنده نمیماند و چربیهای انباشته اطراف قلبش اجازه پمپاژ خون را به بدن او نمیدهد و باید منتظر هر مسألهای باشند.
این حرف مثل پتک روی سر مادر خورد. التماس و گریههای او تمامی نداشت و مدام به رضا میگفت فکری به حال خودت بکن. آن روز به یاد یک مربی افتاد که10 سال پیش به خانهشان آمده و از پسرش خواسته بود زیر نظر او وزنش را کم کند. رضا قادر به رفتن نبود و چند نفر از همسایهها زیر بغلش را گرفتند تا او را به باشگاه برسانند. مربی باحوصله اول از او خواست تا آرام شود.
سپس با او صحبت کرد تا متقاعدش کند که وزنش را کم کند. تمرینات مدت 9 ماه طول کشید تا اینکه رضای 201 کیلویی حالا 96 کیلویی شده است و میخواهد وزنش را به 80 کیلو هم برساند تا رکورد زده باشد.
روزی یک دیگ برنج میخورد
مادر رضا با لهجه زیبای شمالی صحبت میکند و مربی رضا نقش مترجم دارد. وی میگوید که رضا 21 سال پیش به دنیا آمد و از همان زمان ما در روستای کته سرلات، یکی از بخشهای خشکبیجار زندگی میکردیم. دو دختر و دو پسر دارم که رضا فرزند آخر خانواده است. او از همان زمان کودکی تپل بود و غذا هم زیاد میخورد. وقتی 10 ساله بود یکی از چاقترین نوجوانان جهان به حساب میآمد.
مادر رضا در ادامه میگوید: او از صبح که از خواب بیدار میشد 3 عدد نان بربری با یک بسته پنیر میخورد. میان روز باید 3 تا ساندویچ میخورد و ظهر که میشد باید برای او جداگانه یک دیگ برنج درست میکردم.
عصرها هم بستنی و چیپس و پفک خوراکش بود و شب هم اگر غذا برنج بود که مثل ظهرها غذا میخــورد و اگر شام برنج نبود 2 قرص نان بربری میخورد.
این زن در ادامه گفت: خودمان وضع مالی خوبی نداشتیم و پدر رضا چند سالی است که از دنیا رفته و در این میان دامادم و همسایهها برای سیر کردن رضا خیلی به ما کمک میکردند.
رضا نمیتوانست راه برود و برای جابه جایی او باید کمکش میکردیم.
این زن که کشاورزی میکند در ادامه گفت در این مدت خیلی اذیت شدم. از یک طرف هر دکتری که مراجعه میکردم میگفتند امیدی به زنده ماندن رضا نیست و از یک طرف هزینههای تأمین خورد و خوراکش کمرم را شکسته بود به همین دلیل همه آرزویم این بود که رضا از این وضعیت نجات پیدا کند.
من از مربی باشگاه که کمک کرد تا رضا از این بیماری نجات پیدا کند سپاسگزارم.
با آنکه جوان است اما تجربههای فراوانی دارد و میخواهد رکوردش را به ثبت برساند. او میگوید من میتوانم هر فرد چاقی را با تمرینات به وزن ایدهآل برسانم.
افشین پورمحمدی مربی خشکبیجاری در گفتوگو با خبرنگار شوک در مورد کاهش وزن 104 کیلویی رضا گفت: 10 سال پیش وقتی رضا 10 ساله بود از طریق دوستانم با او آشنا شدم و فهمیدم او یکی از سنگین وزنترین نوجوانان جهان است. همان زمان برای کمک به او به خانهشان رفتم و با او براي آمدن به باشگاه صحبت کردم.
از همان زمان تصمیم گرفتم به او برای کاهش وزنش کمک کنم. او نمیتوانست به راحتی نفس بکشد و وقتی میخوابید میترسیدند نفسش قطع شود. کمکم تمرین را از 10 دقیقه در روز شروع کردیم و با یک برنامه غذایی مرحله کم کردن وزن را آغاز کردیم.
در تمام مدت تمرین از یک قرص یا دارو هم استفاده نکردیم و تمرین و تغذیه و آموزش روحی و روانی تمرینات ما را تشکیل میداد که بعد از گذشت 9 ماه وزنش به 96 کیلو رسید.
این مربی میگوید: من میتوانم در مدت چندماه پسری را که علی کریمی پیراهنش را به او هدیه کرده به وزن ایدهآل برسانم.
گفتوگو با رضا
رضا با لهجه شمالی صحبت میکند و از این که روزهای سختی را پست سر گذاشته است احساس خوشحالی میکند. وی به خبرنگار شوک میگوید: همیشه گرسنه بودم و دلم ضعف میرفت و هرچقدر غذا میخوردم سیرنمیشدم. یادم میآید یک شب در خانه همسایهمان عروسی بود و با کمک اهالی به آنجا رفتم و آن شب 17 ظرف غذا خوردم. آن زمان حتی نمیتوانستم راه بروم اما حالا میتوانم بدوم و كوهنوردي كنم. بیشترین رکورد کم کردن وزن متعلق به یک مرد انگلیسی است که 142 کیلو كم کرده است اما وزنش هنوز 180 کیلو است با توجه به وزنم اگر 15 کیلو از وزنم را هم کم کنم رکورد او را خواهم شکست.


