8 میلیون تن بلاتکلیفی
بیش از آن که دیگران به اقتصاد ایران آسیب بزنند، از تصمیمات نادرست و یا اجرای نادرست آسیب میبینیم؛ هشت طرح فولادی بلاتکلیفند، در حالی که مشکل در واردات فولاد و صادرات مواد خام به مشکل صنعت و بخش ساختمان تبدیل خواهد شد.

دیرکرد در به سرانجام رسیدن هشت طرح یک میلیون تنی فولاد، باعث خواهد شد توان کشور در مقابله با چانهزنی چینیها برای خرید مواد خام ارزانتر از ایران و واردات منطقی فولاد از اروپای شرقی کاهش یابد.
به گزارش «تابناک»، هنگامی که در آغاز سال 86، وزیر صنایع وقت، کارهای اجرایی هشت طرح فولادی استانی را آغاز کرد تا هم امكانات در مناطق غير برخوردار توزیع و هم اشتغال در آن مناطق ایجاد شود، شاید نمیدانست که ماههای عمر وزارت وی به شماره افتاده است و طرحهایی را که وی آغاز میکند، چهار و نیم سال بعد به جای این که بار توسعه کشور را بر دوش بکشند، خود به باری دیگر بر دوش اقتصاد ایران تبدیل میشوند.
کمترین هزینه برآورد شده این طرحها، 3400 میلیارد تومان است که کارشناسان، نزدیک 15 درصد آن را اضافه و ناشی از انتخابهای نادرست میدانند.هشت منطقه برگزیده شده عبارت بودند از ميانه، چهارمحال و بختياري، شادگان، نيريز، قائنات، بافق يزد، سبزوار و بافت؛ اما هم اکنون گویا اشتباه در تعیین محل راهاندازی کارخانهها، عدم تأمین منابع مالی مورد نیاز، افزایش هزینه تمام شده و بلاتکلیفی در چگونگی ادامه این پروژهها، کار را به جایی رسانده که پس از گذشت مدت طولانی، پیشرفت بخش فولادسازی این طرحها، نزدیک 30 درصد و پیشرفت بیشینه آنها در هر سال، 10 درصد اعلام شده است!
در نسنجیده بودن این طرحها، همین بس که به نقشه منابع معدنی کشور، دسترسی به راههای دسترسی و به ویژه راه آهن نگاهی انداخته شود تا در کنار آمار پیشرفت فیزیکی طرحها روشن شود که برخی طرحها چه مشکلاتی که درست نمیکنند؛ این طرحها مشکل دسترسی به منابع آب و انرژی هم دارند.
البته ناگفته نماند که قرار بود با راهاندازي هشت طرح فولادي نزدیک 6.4 ميليون تن از ظرفيت 17 ميليون تني پيشبيني شده در طرح جامع فولاد كشور تأمين شود.
در برنامه چشمانداز 20 ساله، ايران بايد به ظرفيت توليد سالانه 55 ميليون تن فولاد خام دست پيدا كند كه در اين راستا تا پايان سال 1392 ظرفيت توليد فولادخام در كشور بايد به 42 ميليون تن برسد.
داستان یک بلاتکلیفی
در آغاز: به گفته هراتي نيك، رئيس سازمان توسعه و نوسازي معادن ايران، مدت زمان اجراي اين طرحها 36 ماه در نظر گرفته شده و نخستين طرح در مدت 24 ماه به بهرهبرداري خواهد رسيد.
نجمالسادات رئیس شرکت ملی فولاد: به دليل همزمان نبودن آغاز اين هشت طرح، تاريخ بهرهبرداري آنها (كه ساخت هر كدام، چهار سال خواهد بود) يكسان نخواهد بود؛ اما برآورد ميشود، نخستين طرح در آغاز سال 90 به بهره برداري رسيده و دیگر طرحها نيز تا پايان سال 90 كامل شوند.
هشتم مهر 1388 ـ وزیر صنایع و معادن از عرضه اوراق مشارکت هشت طرح فولادی ظرف دو ماه آینده خبر داد.
بهمن 88 ـ پافشاری بر اجراي 8 طرح فولادي، توجيه اقتصادي ندارد.
اسفند 89 ـ پذیرهنویسی اوراق مشارکت 8 طرح فولادی کشور به ارزش 500 میلیارد تومان آغاز شد.
18 مرداد 90 ـ سرپرست ایمیدرو اعلام کرد که در بخش فولادسازی برای اجرای هشت طرح فولادی از فاینانس چینی استفاده میشود.
29 شهریور 90 ـ دبير ستاد فولاد كشور گفت: واگذاري 8 طرح فولادي به بخش خصوصي از سياستهاي وزارت صنعت، معدن و تجارت است كه با جديت دنبال ميشود.
22 آذر 1390 ـ سید مجید آهنچیان، پیمانکار طرح فولاد قائنات در گفتوگو با فارس اظهار داشت: هماکنون اجرای هشت طرح فولاد استانی در کشور با مشکل روبهرو شده و تقریباً متوقف است.
8 بهمن 90 ـ عضنفری وزیر مربوطه: گزارشهای پیشرفت، بیش اظهاری بود، ورود قوه قضاییه به 8 طرح فولادی؛ قیمتگذاری هفت طرح فولادی دچار چالش است كه مشغول بررسی آن با كارشناسان هستیم.
19 بهمن 90 ـ رویترز: چین واردات سنگ آهن را از ایران کاهش خواهد داد.
21 بهمن 90 ـ صادرکنندگان فولاد در اروپای شرقی: به خاطر مشکل در پرداختها، صادرات فولاد مورد استفاده در ساخت و ساز به ایران روز به روز سختتر میشود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶
انتشار یافته: ۲۶
بكنيد
من مدیر عامل یک شرکتی هستم که به هوای تامین و اجرای بخشی از اجناس این طرحها تشکیل شد و کلی هم رفتیم خارج و اومدیم و شرکتهای خارجی رو اوردیم. الان سه سال از اون موقع می گذره و حتی یک ریال در زمینه کاری ما کاری رو جلونبرده اند. حساب کنید اگه ما از جاهای دیگه پروژه نگرفته بودیم حالا باید چی کار می کردیم.
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۷:۰۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳
وقتی برای شرکت در پروژه ای شرکت تشکیل میشه! عاقبت پروژه هم باید این بشه!!
لابد هیچ شرکتی هم در این زمینه وجود نداشت!!
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۳۸ - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳
ناشناس
| ۰۰:۲۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۲۴
در طرح های فولادی فقط و فقط برای مدیران طرح ها شرایط خوبی بود چرا که هیچکس کاری به کار آنها نداشت و انها نیز از مزایایی بی پایان مدیریت بهره بردند و هر کدام به انحاء مختلف متنفع شدند . بقای مدیریت آنها در گرو استخدام افراد سفارش شده از طرف مقامات استانی بود و بدینگونه چندین سال از تمام امکانات دولتی استفاده کردند . برای مثال در یکی از طرحهای استانی در حالیکه تنها 30نفر مشغول به فعالیتند قریب به 20 نفر نیروی حراست و سایر به کار گرفته شده اند . حال باید پاسخ داد که چرا این طرحها به بیراهه رفتند . مدیریت ناکارامد و عدم نظارت از مرکزاز دلایل عمده عقب ماندگی طرحها هستند . آیا صرف یک بازدید تشریفاتی و ارایه گزارشات ساختگی به مدیران و اهدای هدایایی به آنان میشود شعار تحقق 8 میلیونی فولاد را سر داد ؟ آینده بلا تکلیف کارشناسان جذب شده در ای طرحها چه می شود ؟و بسیاری چراهای دیگر که سالها زمان میبرد تا به انها پاسخ داده شود .
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




