چگونه شایعه در ایران رسانه شد!
و اما شایعه!...میگویند به رسانهای تاثیرگذار تبدیل شده است، میگویند خیلی ساده بر پایه هیاهویی بی اساس پدید میآید، میگویند نفرت، ترس و گاهی امید از تبعات انتشار آن است، میگویند ممکن است ناشی از عدم وجود اخبار موثق در مورد یک حادثه مهم باشد، میگویند بیشتر در جوامعی اتفاق میافتد که سیستم انتقال اخبار و اطلاعات در اثر وجود سانسور فعالیت درستی نداشته باشند...
به گزارش فرارو، قدیمها یک آزمایش ساده و مفید بود که آموزگاران مدارس دبستانی علاقه داشتند روی دانشآموزان اجرا کنند تا به آنها نشان دهند که چطور شایعات شکل میگیرند و واقعیتی بیاساس یک کلاغ را چهل کلاغ میکند، معلم داستانی را در گوش دانشآموز نیمکت اول میخواندند و آن دانشآموز همان داستان را در گوش دومی و دومی در گوش سومی و الی آخر و وقتی که آخری داستانی را که از نفر ماقبل خود شنیده بود با صدای بلند بازگو میکرد همگی از این تحریف، حیران میشدند.
شاید این آزمایش ساده زیادی ساده به نظر برسد و نتواند پیچیدگیهای شیوع شایعه را در یک جامعه پیچیده نشان دهد، ولی شایعاتی که شنیده میشود گاهی خیلی ساده و در عین حال حیرتانگیز شکل میگیرند، از پیشبینی زلزلههای نه ریشتری تا جنگ، قحطی و ...خبرگزاری مهر چند وقتی هست که به تشریح این پدیدهی مخرب اجتماعی پرداخته و از استاد علوم ارتباطات گرفته تا آسیب شناس اجتماعی، در اینباره به گفتوگو نشسته است.
یک استاد علوم ارتباطات معتقد است در دنیای امروز که سرعت انتشار خبر، شاخص مهمی در خبر رسانی است، شایعه را به عنوان رسانهای غیر رسمی جهت انتشار اخبار نادرست، به رسانه ای تاثیرگذار در ایران، در کنار سایر قالبهای رسمی اطلاع رسانی مبدل ساخته است.
محمد ایرانمنش با بیان اینکه شایعه موضوعی است که بر پایه هیاهویی بی اساس پدید می آید، ادامه داده: «اگرچه شایعه کسی را قانع نمی کند ولی چیزی را به زبان می آورد که عموم حاضرند آن را باور کنند حتی اگر شواهد عینی مبنی بر آن نباشد؛ همچنین چون مردمی که آن را می شنوند، بازگو می کنند افراد دیگر هم شایعه را تکرار می کنند.»
شایعه در لغت نامه دهخدا، چنین معنا شده است: «در تداول امروز، خبرهای بی اصل است که در میان مردم، بر سر زبانها باشد»، پس شایعه محصول ادبیاتی شفاهی است و از آنجا که تحقیقات نشان میدهد که در ایران مکالمات و هزینه های تلفنی صد برابر بیشتر از مکاتبات و تعاملات نوشتاری است و حتی ایرانیها زمان بیشتری برای مکالمه و محاوره اختصاص میدهند که همین بستر مناسبی برای شیوع شایعه به وجود میآورد.
یک متخصص علوم رفتاری و آسیب شناس اجتماعی با بیان اینکه متاسفانه 90 درصد شایعات در شرایط حاضر ریشه خارجی دارند گفت: کمکاری رسانهها در اطلاع رسانی و بیان واقیعتها اصلی ترین دلیل گسترش شایعات است
دکتر مجید ابهری هم معتقد است که «وقتی مردم کمتر به حقایق دسترسی داشته باشند آنوقت شایعات جانشینن واقیعتها میشوند بنابراین فقط وظیفه رسانه تصویری مثل صدا و سیما نیست که با شایعات مقابله کند بلکه همه رسانهها و مردم باید در مقابله با شایعه حرکت کنند.»
از طرفی یک کارشناس علوم اجتماعی و جامعه شناس عنوان کرده است که: «اگر رقابت در تولید برنامه های رسانه ملی و سایر رسانهها جریان داشته باشد و رسانهها بتواند فضای بازتری را در تولید اخبار به صورت شفافتر و گویاتر بیان کند دیگر شهروندان برای تامین و کسب خبر و اطلاعات به سراغ سایر گزینه ها مانند قبول شایعه نمی روند.»
طبق آنچه که دکتر اصغر مهاجری مطرح کرده بر اساس آخرین مطالعات و تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه امام حسین(ع) نتایج قابل تاملی در بحث شایعه و دلایل تولید شایعه در جامعه به دست آمده است، بر اساس این یافته ها چهار متهم ردیف اول در تولید شایعه در کشور شناسایی شدند که امکان دارد این متهمان بیشتر هم بشوند.
مهاجری در ادامه به تشریح این متهمان پرداخته و مردم و رسانه ملی را در ردیف اول و دوم اتهام قرار داده است:
متهم ردیف اول: مردم، ایرانیها از اصل گوتنبرگ که اصل کتابت و ارتباطات پایدار نوشتاری است پریده اند و از جامعه شفاهی اول به جامعه شفاهی دوم بدون گذراندن اصل گوتنبرگ رسیده اند.
متهم ردیف دوم: رسانه ملی اخبار و برنامه های بی کیفیت، بی محتوا و فاقد ارزش مصداق بومرناک گرفته و وقتی به دل خانواده نشیند و نتواند خانواده را پربار کند خانواده نقش زمین را ایفا کرده و اخبار همانند بومرناک با برخورد به زمین باز می گردد.
برخی هم معتقدند شیوع شایعه خودش چرخهای پایانناپذیر است، ناامنی و اضطراب میل به شنیدن و گفتن شایعات را افزایش میدهد و این شیوع شایعات، ناامنی عمومی را افزایش میدهد و ناامنی عمومی به شیوع شایعات تازه دامن میزند و ...


