چه کسانی از فروپاشی یورو سود میبرند؛
آیا چین به یاری اروپا خواهد آمد؟
درهم تنیدگی روابط اقتصادی این سه قدرت بزرگ، مناسبات سیاسی را به گونهای تحتالشعاع قرار داده که نمیتوان بین شراکت یا رقابت اقتصادی این سه قطب بزرگ جهانی تفاوتی دانست.
کد خبر: ۲۱۶۸۴۱
| | 8480 بازدید
سرویس اقتصادی ـ در حالی که چند
روز بیشتر از آغاز سال نو میلادی نمیگذرد، اخباری چون فشار بحران مالی در ایتالیا، کاهش قدرت خرید مردم اسپانیا و حتی فروپاشی منطقه یورو در پایان سال 2012 تیتر خبرگزاریها و رسانهها بوده است.
به گزارش «تابناک»، ناحیه یورو، مجموعه هفده کشور اروپایی از اعضای اتحادیه اروپاست که مهمترین آنها آلمان، اسپانیا، فرانسه و ایتالیا هستند.
بنا بر این گزارش، اتحادیه اروپا که یک اتحادیه اقتصادی و پولی است و در یکم ژانویه 1999 تشکیل شد و به عبارتي، تنها چند روز از جشن تولد چهارده سالگی آن میگذرد، چهار سال بعد در همان تاریخ، پول واحد اروپایی را به همین نام (یورو) منتشر کرد.
یورو یا پول واحد اروپایی، تنها در هفده کشور منتشر شد که به منطقه یورو (EURO ZONE) شهرت یافتند.
این ناحیه با جمعیت نزدیک 330 میلیون نفر با مدیریت واحد پولی (که توسط بانک مرکزی اروپا اداره میشود) و داشتن پول واحد (یورو) پتانسیل رقابت با ایالات متحده و چین را داراست که البته در این میان، اگر این اتحادیه به فروپاشی نزدیک شود، این دو رقیب ـ که یکی رقیب سنتی و دیگری رقیب تازه وارد است ـ بیشترین سود را خواهند برد.
همان گونه که در نمودار شماره 1 دیده میشود، تولید ناخالص داخلی کشورهای حوزه یورو پس از بحران جهانی و افت 300 میلیارد دلاری در سال 2009، همچنان به میزان پیش از بحران نرسیده است و به عبارتی، این کشورها هنوز از شوک بحران جهانی به در نیامدهاند.

با وجود این، در سال 2010، مقدار تولید ناخالص داخلی کشورهای حوزه یورو، نزدیک 7000 میلیارد دلار بوده که پس از ایالات متحده با میزان 11,600 میلیارد دلار در رتبه دوم قرار دارد و به عبارتی، این اتحادیه هنوز نزدیکترین رقیب ایالات متحده است.
هرچند چین به عنوان یک کشور از تک تک کشورهای اروپایی عبور کرده و در جایگاه دوم جهانی ایستاده، همچنان مجموع منطقه یورو به عنوان یک اتحادیه اقتصادی با پول مشترک رتبه دوم جهانی تولید ناخالص ملی را داراست و پس از ایالات متحده ایستاده است.
در نمودار شماره 2، میتوان مقدار تولید ناخالص داخلی را برای چین، ایالات متحده و کشورهای حوزه یورو دید.

در این میان، درهم تنیدگی روابط اقتصادی این سه قدرت بزرگ، مناسبات سیاسی را به گونهای تحتالشعاع قرار داده که نمیتوان بین شراکت یا رقابت اقتصادی این سه قطب بزرگ بینالمللی تفاوت دانست، ولی با این همه، شواهد بسیاری از تلاش اتحادیه اروپا برای به رسمیت شناختن اقتصاد چین و به ویژه بینالمللی شدن ارز یوآن و در مقابل، تلاش چینیها برای پیشگیری از بحران یورو و کاهش آن دیده میشود، به گونهای که نوعی همکاری بین قدرت دوم و سوم اقتصادی جهان برای بقا در برابر اقتصاد آمریکا به ذهن راه مییابد.
بنا بر این گزارش، یورو که به عنوان ارز جهانی، 25 درصد ذخایر ارزی جهان را به جای دلار پر کرده است، به رسمیت یافتن یوآن کمک میکند، زیرا کشش مقاومت بیشتر در برابر دلار را در خود نمیبیند، تا چین با خاطر آسودهتری دلار را از روابط خود و ژاپن حذف کند.
در این باره باید گفت، چینیها نیز با خریداری عمده اوراق قرضه اروپایی، برای گذر از بحران منابع کافی را در اختیار این کشورها گذاردهاند، ولی بحران در اروپا، همچنان ادامه دارد و به گفته رهبران اروپایی، روز به روز تشدید میشود.
اکنون پرسیده میشود، آیا واکنش چینیها، نظارهگری سقوط اروپا خواهد بود و یا چین به اقدام بزرگتری در یاری یورو دست خواهد زد؟
گفتنی است برخی تحلیلگران بر تلاش آینده چین برای حفظ اروپا به طور جدی تاکید می کنند.
به گزارش «تابناک»، ناحیه یورو، مجموعه هفده کشور اروپایی از اعضای اتحادیه اروپاست که مهمترین آنها آلمان، اسپانیا، فرانسه و ایتالیا هستند.
بنا بر این گزارش، اتحادیه اروپا که یک اتحادیه اقتصادی و پولی است و در یکم ژانویه 1999 تشکیل شد و به عبارتي، تنها چند روز از جشن تولد چهارده سالگی آن میگذرد، چهار سال بعد در همان تاریخ، پول واحد اروپایی را به همین نام (یورو) منتشر کرد.
یورو یا پول واحد اروپایی، تنها در هفده کشور منتشر شد که به منطقه یورو (EURO ZONE) شهرت یافتند.
این ناحیه با جمعیت نزدیک 330 میلیون نفر با مدیریت واحد پولی (که توسط بانک مرکزی اروپا اداره میشود) و داشتن پول واحد (یورو) پتانسیل رقابت با ایالات متحده و چین را داراست که البته در این میان، اگر این اتحادیه به فروپاشی نزدیک شود، این دو رقیب ـ که یکی رقیب سنتی و دیگری رقیب تازه وارد است ـ بیشترین سود را خواهند برد.
همان گونه که در نمودار شماره 1 دیده میشود، تولید ناخالص داخلی کشورهای حوزه یورو پس از بحران جهانی و افت 300 میلیارد دلاری در سال 2009، همچنان به میزان پیش از بحران نرسیده است و به عبارتی، این کشورها هنوز از شوک بحران جهانی به در نیامدهاند.

با وجود این، در سال 2010، مقدار تولید ناخالص داخلی کشورهای حوزه یورو، نزدیک 7000 میلیارد دلار بوده که پس از ایالات متحده با میزان 11,600 میلیارد دلار در رتبه دوم قرار دارد و به عبارتی، این اتحادیه هنوز نزدیکترین رقیب ایالات متحده است.
هرچند چین به عنوان یک کشور از تک تک کشورهای اروپایی عبور کرده و در جایگاه دوم جهانی ایستاده، همچنان مجموع منطقه یورو به عنوان یک اتحادیه اقتصادی با پول مشترک رتبه دوم جهانی تولید ناخالص ملی را داراست و پس از ایالات متحده ایستاده است.
در نمودار شماره 2، میتوان مقدار تولید ناخالص داخلی را برای چین، ایالات متحده و کشورهای حوزه یورو دید.

در این میان، درهم تنیدگی روابط اقتصادی این سه قدرت بزرگ، مناسبات سیاسی را به گونهای تحتالشعاع قرار داده که نمیتوان بین شراکت یا رقابت اقتصادی این سه قطب بزرگ بینالمللی تفاوت دانست، ولی با این همه، شواهد بسیاری از تلاش اتحادیه اروپا برای به رسمیت شناختن اقتصاد چین و به ویژه بینالمللی شدن ارز یوآن و در مقابل، تلاش چینیها برای پیشگیری از بحران یورو و کاهش آن دیده میشود، به گونهای که نوعی همکاری بین قدرت دوم و سوم اقتصادی جهان برای بقا در برابر اقتصاد آمریکا به ذهن راه مییابد.
بنا بر این گزارش، یورو که به عنوان ارز جهانی، 25 درصد ذخایر ارزی جهان را به جای دلار پر کرده است، به رسمیت یافتن یوآن کمک میکند، زیرا کشش مقاومت بیشتر در برابر دلار را در خود نمیبیند، تا چین با خاطر آسودهتری دلار را از روابط خود و ژاپن حذف کند.
در این باره باید گفت، چینیها نیز با خریداری عمده اوراق قرضه اروپایی، برای گذر از بحران منابع کافی را در اختیار این کشورها گذاردهاند، ولی بحران در اروپا، همچنان ادامه دارد و به گفته رهبران اروپایی، روز به روز تشدید میشود.
اکنون پرسیده میشود، آیا واکنش چینیها، نظارهگری سقوط اروپا خواهد بود و یا چین به اقدام بزرگتری در یاری یورو دست خواهد زد؟
گفتنی است برخی تحلیلگران بر تلاش آینده چین برای حفظ اروپا به طور جدی تاکید می کنند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


