صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
نگاهی به شکل‌بندی انتخابات مجلس:

«بازی بزرگ» به کجا می‌رسد؟

جبهه پایداری در فضای سیاسی، معبری ساخته که افراد به زحمت از آن می‌گذرند؛ حال آنکه گرایش جامعه به سمت گرایش‌های رادیکال، اعم از اصولگرا یا اصلاح‌طلب نیست. دوره حاکمیت احمدی‌نژاد، جامعه را به حساسیت‌ها و حتی هراس‌هایی رسانده است. جریانات سنتی اصولگرایی چون مؤتلفه نیز گروهایی هستند که با توجه به تحولات جامعه و منطقه از گفتمان دهه هفتاد و روش، شیوه و ابزار سنتی بهره می‌گیرند که با ذایقه و استعداد تغییر یافته مردم همخوانی ندارد.
کد خبر: ۲۱۴۵۵۲
| |
10949 بازدید
سرویس سیاسی ـ برخی بر این باورند که قاعده و اصول حاکم بر فضای سیاسی و رقابت‌های سیاسی در اوضاع کنونی کشور، همان قواعد و اصول حاکم بر انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 است. در آن سال، شورای هماهنگی نیروهای انقلاب شکل گرفت که هدف از آن، فعالیت اصولگرایان در چهارچوب یک مدیریت واحد بود.

به گزارش «تابناک»، علی احمدی با بیان سخنان بالا گفت: در این وضعیت، اصلاح‌طلبان تنور انتخابات را گرم می‌کردند و‌ هاشمی نیز از میدان رقابت حذف می‌شد؛ به عبارت دیگر، بازی بزرگی بود که همه گروه‌ها در آن نقش داشتند، ولی طولی نکشید که اصولگرایان، دست‌کم به دو گروه شورای هماهنگی و ائتلاف چهارگانه تقسیم شد.

اکنون پرسش اساسی این است که آیا در شرایط کنونی بازی بزرگ آغاز شده است؟!

نماینده مجلس هفتم در این باره گفت: پاسخ مثبت به این پرسش، بدین معناست که قواعد رقابت از یک فضای طبیعی به یک فضای ساخته شده منتقل خواهد شد. در چنین فضایی به جای گفتمان انتخابات آزاد، رقابتی و سالم، سخن از چگونگی عبور از احمدی‌نژاد است و اینکه چه کسی یا کسانی و حدود آنان برای به دست آوردن قدرت چقدر است یا باید باشد؛ به عبارت دیگر، به جای تغییر زمین بازی، بازیگر عوض می‌شود، و برای همین، گفتمان مدیریت شده، جایگزین گفتمان اصلی و خواسته جناح‌ها و گروه‌های قدرت، جایگزین خواسته‌های واقعی مردم می‌شود.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم اظهار داشت: در هر صورت، مدیریت صحنه سیاسی به دو شکل می‌تواند رخ بنماید: یکی، بازی بزرگ و دیگری مدیریت منازعات و رقابت‌های سیاسی.

وی همچنین گفت: در بازی بزرگ در قالب سازوکار 8+7 سه وجه متصور است:

1 ـ موازنه گروه‌ها،
2 ـ محوریت7+8،
3 ـ و محوریت جبهه پایداری.

احمدی درباره موازنه گروه‌ها و احزاب بیان داشت: گروه‌ها و احزاب اصولگرا به فراخور توانمندی آنها و در فضای مهندسی شده ـ‌ که سخن از مصداق‌ها و حدود آنهاست ـ فعالیت می‌کنند، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی مرتب امتیاز می‌دهند و می‌گویند: همان هستیم که شما می‌گویید. دنبال این هستند که ما هم هستیم، ما را هم بازی بدهید؛ بنابراین، در فضای سیاسی، هم شعار و هم گفتار و هم رفتار مدیریت شده است.

وی افزود: قاعده بازی برای انتخابات مجلس بر پایه چنین فرمولی، می‌تواند بنا بر قاعده همه برنده تعریف شود، چون در عمل شدنی است؛ یعنی هر گروه احساس برنده شدن می‌کند، در عین حالی که هیچ گروهی برنده مطلق نیست.

نماینده دوره هفتم مجلس درباره محوریت و غلبه سنت‌گرایان در این فرایند گفت: سازوکار مشابه در انتخابات مجلس هشتم با نام «5+6»، مدلی بود که دولت توانست، در زیر این چتر نیروهای وفادار به گفتمان خود را سامان دهد و موفق هم شود. اکنون این پرسش می‌شود که آیا با توجه به این مدل و تجربه، اصولگرایان سنتی، درصدد آن هستند که این بار اصولگرایی را مصادره به مطلوب کنند؟

وی در پاسخ گفت: گویا، امکانات مناسبی برای تحقق این هدف دارند؛ به این معنا که در بدنه قدرت رسمی حمایت دارند و نیز دارای عقبه‌ای سازمان یافته در بدنه اجتماعی به ویژه در شهرهای بزرگ هستند؛ اما آیا از حیث ایدئولوژیک، گفتمان آنان توانمندی بسیج نیروها و توده‌ها و پاسخ به فشارهایی که توان آنها را به معارضه می‌کشد، نیز دارند؟!

وی ادامه داد: از جمله فرصت‌های محوریت سنت‌گرایان در مجموعه اصولگرایان، توجه به نقش روحانیت در اداره کشور است، چرا که سخن از ولایت‌مداری، منهای محوریت روحانیت به شوخی شبیه است تا واقعیت. این جبهه دارای عقبه‌ای تشکیلاتی در بدنه اجتماعی است.

احمدی همچنین گفت: ادبیات این جبهه با گفتمان رهبری، یعنی عقلانیت، توجه به نخبگان، واقع‌بین بودن و دقت در برنامه‌ریزی نزدیکتر است؛ اما ایراد این مجموعه این است که با توجه به تحولات جامعه و منطقه، گفتمان دهه هفتاد و روش، شیوه و ابزار سنتی با ذايقه و استعداد تغییر یافته مردم همخوانی ندارد.

وی درباره محوریت جبهه پایداری در سازوکار 7+8 گفت: در ترکیب اصولگرایان، عملگرایی مؤتلفه اسلامی و اصولگرایان سنتی، برای پایداری زهر مهلکی است، حال آن که ادبیات و رفتار رادیکالی جبهه پایداری نیز برای مؤتلفه پذیرفته نیست. جبهه پایداری، ادبیاتی را تبلیغ می‌کند تحت عنوان اینکه، «ساکتین نباید در جریان اصولگرایی محوریت داشته باشند، و اصولگرایان باید مرزهای خود با ‌هاشمی رفسنجانی را شفاف نمایند»؛ بنابراین، جبهه پایداری تلاش دارد از یک سو، اصولگرایی را مصادره به مطلوب و از سوی دیگر، مجموعه اصولگرایی را خالص‌تر کند.

احمدی گفت: پایداری، ائتلاف با اصولگرایان سنتی را می‌خواهد؛ منتهی با عضویت برتر که این هدف محقق شدنی نیست. جبهه پایداری با دو کارت بازی می‌کند؛ یکی کارت دولت و دیگری در چهارچوب گفتمان اصولگرایی. این در حالی است که محوریت جبهه پایداری در چهارچوب اصولگرایی با فرصت‌ها و چالش‌هایی روبه‌روست.

وی درباره فرصت‌های جبهه پایداری گفت: حضور آیت‌الله مصباح در جمع جبهه پایداری، هرچند جایگاه خود را با این اقدام از یک نظر یه پرداز دینی به یک فعال سیاسی تنزل داده، برای پایداری یک فرصت است. برخورداری از عقبه قرارگاه عماریون، موفقیت در تعریف جریان فتنه و جریان انحرافی به عنوان دیگر خود و ترکیبی از نیروهای نسل سوم انقلاب و پرانرژی از جمله فرصت‌های این جبهه است.

وی خاطرنشان کرد: پایداری با چالش‌هایی نیز روبه‌روست. این گروه در فضای سیاسی معبری ساخته است که افراد به زحمت از آن می‌‌گذرند؛ حال آنکه گرایش جامعه به سمت گرایش‌های رادیکال، اعم از اصولگرا یا اصلاح‌طلب نیست. دوره حاکمیت احمدی نژاد، جامعه را به حساسیت‌ها و حتی هراس‌های رسانده است. پایداری در تعقیب خالص‌سازی دولت و پارلمان و ترکیب آنها هم بریده‌های دولت و پارلمان است؛ به عبارتی، اخراجی‌های چهار. آنها می‌گویند دولت به سمت انحراف رفته و پارلمان به سمت مماشات.

این نماینده در ادامه می‌افزاید: تاکنون گفتمانی از سوی جبهه پایداری ارایه نشده و در مصاحبه‌ها و بیانیه‌هایشان، عناصر گفتمانی نیست. نگاه آنها سلبی است؛ نگاه سلبی به جریان فتنه و انحرافی و ساکتین. روش آنها، بیشتر افشاگری است تا روشنگری و نقطه ضعف دیگر جبهه پایداری این است که «پایتخت محور» است.

نماینده اصولگرای مجلس هفتم درباره چالش‌های اساسی در مقابل وحدت اصولگرایان گفت:وحدت جبهه پایداری با اصولگرایان سنتی بدون تسویه درونی اصولگرایان با توجه شعارهای داده شده، نقض غرض است، چرا که ائتلاف با بدنه‌ای که رگه‌هایی از تفکر لاریجانی‌ها و ‌هاشمی در آن هست، مماشات است؛ افزون بر این، برخی بر این باورند که بازی جبهه پایداری مشکوک است، زیرا این جبهه هنگامی ظهور کرد که یک تقابل گفتمانی میان دولت و اصولگرایان پدید آمده بود.

وی اظهار داشت: مشابهت‌سازی تاریخی نیز یکی دیگر از چالش‌های اساسی حذف رقیب اصولگرایان است. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در حالی که انتخابات مجلس از بیستم با بیست و چهارم به صورت دو حزبی برگزار شد، یکباره در مجلس بیست و چهارم، رژیم با برچیدن نظام دو حزبی با آهنگ وحدت کامل، انتخابات را تعریف و فضای رقابت شبه‌حزبی را تعطیل کرد. آیا در این مقطع زمانی، نظام به استراتژی خاصی می‌رسد؟ این نگاه هرچند از بالا به پايین، ممکن است ایرادی نداشته باشد، ولی از نگاه پایین به بالا یک آسیب است؛ اصولگرایان نیز از داشتن یک هویت رقیب محروم می‌شوند.

عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس هفتم بیان داشت: اعتبار ایدئولوژیک دولت به حداقل ممکن رسیده و کارآمدی و اعتبار خدمات دولت هم در شیب تند کاهش قرار گزفته است. شعار سه برابر شدن یارانه‌ها، تنها در محیط‌های بدون رویکرد ایدئولوژیک (روستا‌ها) می‌تواند پایگاه دولت را نگه دارد.

احمدی یادآور شد: در چنین شرایطی، احمدی نژاد از مهارت خاصی برخوردار است. وی در انتخابات ریاست جمهوری، توانست سه دولت گذشته را یک مجموعه تعریف کرده و به عنوان دیگر، خود آنها را نقد کند.

وی اظهار داشت: هم‌اکنون از پنج عنصر مقوم یک دولت در ایران، دولت احمدی نژاد، سه عنصر حمایت مقامات ارشد نظام، حمایت روحانیت و حمایت احزاب و گروه‌های سیاسی را از دست داده است؛ اما دو عنصر نظام بروکراسی و سلسله مراتبی دولت و اطلاعات (منظور وزارت اطلاعات نیست) اطلاعات مربوط به اشخاص و جریانات را در اختیار دارد.

هم‌اکنون باید پرسید، آیا اگر احمدی نژاد، دیگر خود را وحدت اصولگرایان ببیند، بازی گذشته را تکرار و دیگ را وارونه خواهد کرد؟
هرچند وارونه کردن دیگ برای او سودی نداشته باشد، به معنای بی بهره کردن دیگران خواهد بود، چرا که در چنین شرایطی، آسیب‌پذیری وحدت اصولگرایان از سوی احمدی نژاد، بیش از دیگر احزاب و جریان‌های دیگر است.

احمدی اظهار داشت: مدیریت منازعات بر پایه دو ضرورت است؛ یکی پذیرش اختلاف میان احزاب و گروه‌های سیاسی؛ یعنی به رسمیت شناختن اختلاف و تفاوت‌ها و دیگری، ضرورت قاعده‌مندی رقابت‌ها و مدیریت منازعات است.

با پذیرش این دو اصل، گروه‌های وفادار به جوهره و اصل نظام جمهوری اسلامی یعنی تلفیق دین و سیاست و محوریت ولایت فقیه، اعم از اصولگرا و اصلاح طلب، دایره رقابت سیاسی گسترده‌تر خواهد شد.

با این فرض، جبهه پایداری می‌تواند به عنوان جریانی رقیب برای اصولگرایان تعریف شود؛ در عین حالی که اگر رقابت جدی و تمام عیار باشد، حکایت از شکافی عمیق درون اصولگرایان دارد و به معنای نقطه پایانی برای اصولگرایی است.

وی بیان داشت: پایداری برای رقابت با دیگر گروه‌های اصولگرا، ناچار است نسبت خود را با دولت و جریان انحرافی روشن کند، عناصر گفتمان خود را در بیانیه‌ها و گفته‌ها مشخص سازد و ماهیت و هویت خود را تعریف کند. جامعه بر خلاف تصورات، دنبال تحول است، نه محافظه‌کاری؛ بنابراین، ساخت و سازها و کوبیدن و ساختن‌ها، نمادی از این تحول است. حال آنکه برخی جریان‌ها از تحلیل متن جامعه عقب افتاده‌اند.

احمدی در پایان گفت: اگر گفتمان جبهه پایداری، گفتمان دولت نهم است، منجر به غلبه و سیطره گفتمان دولت بر این جبهه خواهد شد. حال آن که همان گونه که دو دولت گذشته (دولت سازندگی و دولت اصلاحات) در پایان ویژگی گفتمانی خود را از دست دادند.

اینک ویژگی گفتمانی دولت موجود نیز پایان یافته و تفسیر دولت نهم و دهم از عدالت به پایان ظرفیت خود رسیده است؛ بنابراین، جامعه نیازمند بازسازی گفتمان است و جبهه پایداری نیز جزو رانندگان این لوکوموتیو به شمار می‌آید.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟