آیا باید از بازگشت دنیزلی جشن بگیریم
1.عكسهاي مصطفي دنيزلي در حال ورودش به تهران در فرودگاه امام خميني پر از انرژي است. هواداران پرسپوليس احتمالا با ديدن اين عكسها و خندههاي دنيزلي در كنار همسرش كه انگار با رضايت كامل بار سفر به ايران را بستهاند، بتوانند چشمهاي خود را به اتفاقات تلخ نيم فصلي كه در پرسپوليس گذشت، ببندند. ورود دنيزلي به فوتبال ايران البته به غير از پرسپوليسيها، فضاي رخوت زده فوتبال ايران را نيز تحتالشعاع قرار ميدهد و به خودي خود باعث خوشحالي است. اما اين خوشحالي چند روز ميهمان ماست و تا كجا، رد پاي انرژي حضور دنيزلي در جامعه فوتبال باقي خواهد ماند؟
2. كمتر از يك ماه قبل سهميه ايران در ليگ قهرمانان آسيا به دو و نيم سهميه كاهش پيدا كرد. پس از اين تصميم بسياري از مربيان و بازيكنان در اظهارنظرهاي خود براي اينكه لجشان را نسبت به اين اتفاق و اوضاع و احوال فوتبال ايران نشان دهند، به طعنه گفتند كه «همين دو سهميه هم از سر ايران زياد است!»
احتمالا همه از دلايل كاهش سهميههاي ايران باخبرند و البته خوب ميدانند كه با تداوم روند فعلي احتمالا همين دو سهميه نيز در سالهاي آينده شايد با كاهش دوباره مواجه شود. حالا قبل از سال 2013 كه زمان مجدد تصميمگيري كنفدراسيون فوتبال آسيا براي سهميههاي جديد كشورهاي عضو است، ميبايست باشگاههاي ايراني راه بسيار سختي را پشت سر گذارند.
سر و سامان دادن به شيوههاي بازاريابي و درآمدزايي كه اساسا با فوتبال ايران بيگانه است، تلاش براي ساخت و ساز زمينهاي تمرين و ورزشگاه اختصاصي، ساختارسازي و چندين و چند كار روي زمين مانده كه ايده و خلاقيت مديران و البته بودجههاي ميلياردي را طلب ميكند.
3. آمدن مصطفي دنيزلي به ايران رقمي حدود 3 ميليون دلار هزينه بر داشته است كه حدود چهار ميليارد تومان ميشود. اگر اين عدد در 18 ماه قرارداد دنيزلي با پرسپوليس تقسيم شود، ماهيانه حدود 170 هزار دلار آب ميخورد كه حدود 230 ميليون تومان يا 130 هزار يورو خواهد شد. حالا كافي است به ماجراي قرارداد ديويد بكهام با باشگاه پاري سن ژرمن فرانسه اشاره كنيم كه يكي دو روزي است فوتبال اين كشور را به خود مشغول كرده و انتقاداتي را بهخاطر رقم قراردادش سبب شده است.
بكهام ماهي حدود 800 هزار يورو از پاري سن ژرمن دريافت خواهد كرد كه قرارداد پر سر و صدايي است و با توجه به بحرانهاي مالي اخير در فرانسه، حتي صداي هواداران اين تيم را نيز در آورده است. بكهام البته ستاره بزرگي است كه حضورش در باشگاه متوسطي مثل پاري سن ژرمن منافع مالي سرشاري از طريق فروش پيراهن و افزايش تماشاگران و البته تبليغات پيراموني نصيب آنها خواهد كرد.
4. در اينكه آمدن مصطفي دنيزلي از ابعاد فني و البته نزديكي دوباره تماشاگران پرسپوليس به اين تيم راهگشا خواهد بود، شكي نيست اما تصور بكنيد كه حتي در صورت موفقيت سرخپوشان با افندي، چه آيندهاي انتظار پرسپوليس را ميكشد؟ آيا ميتوان به داشتن سهميه ثابت در ليگ قهرمانان آسيا اميدوار بود؟
آيا پرسپوليس ميتواند با تدارك كامل و جذب بازيكنان با كيفيت در ليگ قهرمانان آسيا حاضر شود؟ آيا امكانات جانبي براي كار كردن دنيزلي در تهران مهيا است؟
آيا مشكلات مالي در گير ودار كار با پرسپوليس دوباره به سراغ سرخپوشان نخواهد آمد؟ و آيا بهتر نيست بودجه گزاف پروژه استخدام دنيزلي كه حتي از ارقام پرداخت شده به مربيان در ليگ پردرآمد و باشكوهي مثل ليگ تركيه بالاتر است، در پروژههاي مهمتري در پرسپوليس سرمايهگذاري شود؟
آيا تماشاگران پرسپوليس دوست دارند زماني تجربه لذت بخش رفتن به ورزشگاه اختصاصي تيمشان را تجربه كنند يا يكي دو قهرماني در ليگ برتر ايران كه شايد حتي به حضور در آسيا هم ختم نشود، آنها را راضي خواهد كرد؟ آيا اگر فوتبال ايران بودجههاي ميلياردي خود را بدون آينده نگري صرف خريد بازيكن و مربي كندtعايدي بيشتري نصيبش خواهد شد
يا اينكه يك بار براي هميشه به پشت سرش نگاه بيندازد و از اين همه پولهاي خرج شده مديران دولتي و ناكارآمد كه براي نگه داشتن بيشتر دوران مديريت خود مجبور به پوشش عيوب و ايرادات با آوردن مربيان بزرگ هستند، درس بگيرد؟ بهراستي آيا براي آمدن دنيزلي بايد جشن بگيريم؟


