صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ژاوي:خوره فوتبال هستم

کد خبر: ۲۱۰۴۱
| |
1910 بازدید

ژاوي ارناندس اين روزها غرق در شادي و نشاط است. او دهمين سال حضورش در باشگاه کاتالان را پشت سر مي گذارد و يکي از کليدي ترين مهره هاي آبي اناري پوشان محسوب مي شود. اين ستاره جوان به تازگي جايزه خود را از روزنامه مارکا، به بهانه کسب عنوان برترين بازيکن رقابت هاي يورو 2008 دريافت کرد و امشب با پيراهن تيم ملي اسپانيا 100 شب پس از قهرماني خاطره انگيز ورزشگاه ارنست هاپل وين روانه ميدان خواهد شد و صدمين بازي ملي اش را انجام خواهد داد. امسال را بايد سال ژاوي دانست چرا که پس از درخشش خيره کننده اش در رقابت هاي يورو، فصل خوبي را نيز در بارسلونا آغاز کرده و يکي از کانديداهاي جدي دريافت جايزه توپ طلاي سال 2008 محسوب مي شود؛ جايزه يي که ستاره هاي ديگري از جمله مسي، کاسياس، تورس و رونالدو نيز در انتظار دريافت آن هستند و تنها به يکي از اين پنج ستاره تعلق خواهد يافت. هميشه اين سوال براي هواداران فوتبال مطرح است که حرف زدن ژاوي بهتر است يا بازي فوتبال او.و در پاسخ به اين سوال بايد گفت ژاوي آنچنان روان و راحت صحبت مي کند که همه را به شنيدن حرف هايش وا مي دارد؛ شايد حتي روان تر از فوتبال جذاب و تماشايي اش. متن گفت وگوي او با روزنامه AS اسپانيا را كه روزنامه اعتماد امروز منتشر كرد در ادامه، مي خوانيد.

-10 سال از پيوستن ات به بارسلونا سپري شده است. به نظرت اين 10 سال چطور گذشت؟

اين زمان براي من 10 سال نبود بلکه به اندازه 430 ديدار بود که صدتاي آن را با پيراهن تيم ملي اسپانيا انجام دادم و حدود 70 گل را نيز براي کشورم به ثمر رساندم. آمار و ارقام بسيار عجيبي است، نه؟

-نکته جالب توجه اينجا است که پس از سپري شدن اين 10 سال هنوز در اوج هستي و نه تنها بارسلونا بلکه در تيم ملي کشورت نيز بسيار خوش مي درخشي.
بله همين طور است. بايد به اين موضوع اعتراف کنم که هميشه در بارسلونا احساس مهم و پرارزش بودن مي کنم. ما هميشه عادت داريم ستاره تيم بايد يک پديده بين المللي باشد که قطعاً يک مهاجم و گلزن طراز اول است و پس از آن دو، سه بازيکن ديگر مي آيند. ما کاتالونيايي ها همين طور هستيم و هميشه به غريبه ها بهاي بيشتري نسبت به خودمان مي دهيم. البته اين موضوع در مورد من صدق نمي کند. من هميشه محبوب و عزيز بوده ام. خود من هم همين طور هستم. وقتي که کوچک بودم فقط لادروپ، کومان و استويچکوف را در بارسلونا مي ديدم و هيچ وقت به بازيکنان کاتالونيايي توجهي نمي کردم ولي اکنون و پس از کسب عنوان برترين بازيکن رقابت هاي يورو به من بهاي بيشتري داده مي شود. همه جا صحبت از من است.

-اگر در برزيل به دنيا آمده بودي الان اسمت ژاوينيو بود.
هيچ وقت به اين موضوع فکر هم نکرده ام. به اينکه اسمم ژاوي است و کاتالان هستم هميشه افتخار مي کنم و از اينکه در بارسلونا توپ مي زنم بسيار خوشحالم و حاضر نيستم جايم را با هيچ کس ديگري عوض کنم.

-حتي حاضر نيستي تيمت را عوض کني؟
نه، چرا که احساسي که به تيم بارسا دارم وصف ناپذير است. اگر مسوولان باشگاه بخواهند تا زماني که مفيد و کارآمد باشم حاضرم تا پايان عمر فوتبالي ام در بارسلونا توپ بزنم. در کجاي دنيا مي توانم تيمي را پيدا کنم که فلسفه فوتبالش با آنچه در ذهنم دارم دقيقاً يکي باشد و مرا از کودکي بشناسند و به توانايي هايم آگاه باشند؟ البته تيم ديگري هم هست که دقيقاً اين شرايط را دارد و آن تيم ملي اسپانيا است. از زماني که در تيم ملي بودم، احساس رضايت بسيار زيادي داشتم چرا که لوئيس دقيقاً سبک بازي بارسلونا را در تيم ملي دنبال مي کرد. اين دو تيم، تيم هايي هستند که از بازي در آنها لذت مي برم.

-به روزهاي خوش يورو 2008 برگرديم. اين رقابت ها از همه شما مردهايي واقعي ساخت، نه؟
بدون شک همين طور است. همه ما احساس کرديم بسيار مفيد و موثر هستيم و همه دنيا ما را تيمي بزرگ و پرقدرت خواندند. تيم ما تنها رسيدن به چنين عنواني را در کارنامه خود کم داشت که در نهايت به آن رسيديم و پس از قهرماني در رقابت هاي يورو احساس کردم بسيار قوي تر و آماده تر شده ام. اين رقابت ها مثل تزريق آمپول بسيار ترسناک بود که در نهايت قدرت مضاعفي را براي ما به ارمغان آورد. فوتبال ورزشي است که اگرچه با پا سروکار دارد ولي بسيار روانشناسانه است.

-پس تو همان «پلوپو»يي هستي که 10 سال پيش به بارسلونا آمد، نه؟
«پلوپو». مدت ها بود اين کلمه را نشنيده بودم. اين لقبي بود که ميگل آنخل به من داده بود و مربوط به زماني بود که در تيم نوجوانان بارسا توپ مي زدم و من هم او را گابرن مي ناميدم. پلوپو مفهومي مثل تنه درخت دارد. از آن پلوپو خيلي چيزها در شخصيت من باقي مانده است. من در طول اين مدت تغيير چنداني نکرده ام و اين را کساني که مرا از نزديک مي شناسند، مي توانند برايتان بگويند. ارزش ها و اخلاقيات من تفاوتي نکرده و همان فرزند 10 سال پيش والدينم هستم. از نظر فوتبالي هم ويژگي هايم را حفظ کرده ام و مثل هميشه بازي مي کنم و مثل قبل علاقه زيادي به بازي کردن دارم، فقط به بلوغ فکري زيادي رسيده ام، چرا که بايد به اين بلوغ مي رسيدم. از زماني که به تيم اصلي بارسلونا آمدم، اوضاع برايم کاملاً تغيير کرد. در اينجا فشار زيادي روي بازيکنان وجود دارد و همين فشار تو را پخته مي کند.

-سمبل هايت در دنياي فوتبال چه کساني هستند؟ خيلي ها پپ را الگوي اصلي تو مي دانند.
پپ بيش از اينکه سمبلم باشد آينه من بود. الگوهاي دوران کودکي ام مارادونا و شوستر بودند. پپ از همه نظر الگوي زندگي من است. او يک بازيکن بزرگ و يک مربي فوق العاده است و از همه نظر انسان بزرگي است. پپ همه جوانب را هميشه در نظر دارد و مربيانم هميشه به من مي گفتند «ژاوي، به عملکرد پپ توجه کن.» با توجه کردن به فوتبال پپ درس هاي زيادي از او آ موختم.

-تو در تيم لوئيس آراگونس هم يک ستاره به تمام معنا بودي و بسيار خوش مي درخشيدي.
در تيم او احساس خوشبختي مي کردم. لوئيس مثل پدر ما بود و در هر لحظه از ما حمايت مي کرد. ايده و ذهنيت فوتبالي او کاملاً مشابه ايده هاي من بود. ما با يک زبان مشترک با هم صحبت مي کرديم و او هم سبک فوتبال مرا در ميانه ميدان بسيار دوست داشت. لوئيس به نظر من يک کتاب تمام نشدني است و از اينکه اين روزها، حال و روز بدي دارد بسيار ناراحتم. من به او زنگ نزدم ولي هميشه به فکر او هستم و برايش بهترين ها را آرزو مي کنم. البته اين گونه مسائل تا حدودي طبيعي است. او در ترکيه بسيار غريبه است و هنوز رفتارها و برخوردها را به خوبي نمي شناسد. ترک ها بسيار کمال گرا هستند و هميشه بهترين ها را مي خواهند.

-از ژاوي فوتباليست برايمان بگو.
من فوتباليستي هستم که بسيار به توپ وابسته است. من بازيکن فيزيکي نيستم و بسيار روان بازي مي کنم. دوست دارم هميشه توپ را در اختيار داشته باشم. اگر مثل کريس رونالدو يا مسي بودم هرگز به اينجا نمي رسيدم و چون با ذهنيتي سرعتي بازي مي کنم موفق هستم.

-ولي به نظر مي رسد روي ساق هايت شاخ داري و توپ به اين شاخ مي چسبد و همراه با تو به جلو مي آيد.
شاخ؟ هرگز چنين چيزي نشنيده بودم.(مي خندد) من شاخ مخفي روي ساق هايم ندارم و فقط با دريبل کردن بازي مي کنم.

-تو به نظر يک نظم دهنده و برنامه ريز بزرگ در مرکز ميدان هستي که توپ هاي زيادي را براي تيم مي گيري.
از آنجا که توان فيزيکي بالايي ندارم سعي مي کنم خود را به جريان بازي نزديک کنم.

-پاس گل را ترجيح مي دهي يا خود گل را؟
گل لازم و حياتي است و در عين حال زيباترين است ولي پاس گل هم خيلي دوست داشتني است.

-يک تيتر براي اين مصاحبه مي دهي؟
من بايد تيتر را بگويم؟، بنويسيد من بيمار فوتبال هستم، يک ديوانه، يک خوره و يک هوادار پر و پا قرص.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟