بارندگیها به داد تهران رسيد
يوسف رشيدی
کد خبر: ۲۰۹۹۸۰
| | 3134 بازدید
آسمان آبي تهران سالهاست به رنگ خاكستري درآمده و دود و گرد و غبار، جايگزين آبي آسمان و ستارههاي بيشمارش شده است.
به گفته مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران، امسال برخلاف سال گذشته كه هوا پايدار بود و بارندگي كمي در پاييز داشتيم، هم بارندگي و هم وزش باد موجب شد تا آلودگي هواي تهران بحراني نشود.
اگرچه امسال تا حد زيادي بارندگيها به داد هواي تهران رسيد، اما پيامدهاي زيانبار آلودگي هوا سالهاست پايتختنشينان و محيط زيست اين شهر را تحت تاثير قرار داده و حتي از يك مشكل شهري به يك معضل ملي مبدل شده است.
در حالي روز به روز به دليل افزايش حجم خودروها، موتورسيكلتها و وسايل مختلف گرمايشي مشكل آلودگي هواي تهران پيچيدهتر ميشود كه متاسفانه از قوانين اجرا نشده و مقررات عملي نشده در اين زمينه در كشور وجود دارد كه مورد بيتوجهي قرار گرفتهاند.
مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران معتقد است طرح كنترل كيفيت هواي تهران، تنها يك پيشنهاد هفت محوري بود كه كاملا عملي نشد، اما توانست يك موفقيت به دست آورد و آن، حذف سرب از بنزين بود.
گفتوگوي ما را با دكتر يوسف رشيدي بخوانيد.
آقاي دكتر به طور كلي چه پارامترهايي در سازمان كنترل كيفيت هوا اندازهگيري ميشوند؟
در سازمان كنترل كيفيت هوا روي دو مقوله كلي كار ميكنيم: آلودگي هوا و آلودگي صوتي. در آلودگي هوا سعي ميكنيم تمام پارامترهايي كه از لحاظ استاندارد برايشان موضعي مشخص شده است را اندازهگيري كنيم. يكسري ايستگاههاي اتوماتيك داريم كه به صورت ساعتي و لحظهاي پارامترهاي هوا را اندازهگيري ميكنند كه شامل منوكسيدكربن، دي اكسيد گوگرد، اكسيدهاي نيتروژن، ازن و ذرات معلق است كه ذرات معلق را به دو طيف ذرات معلق با قطر كمتر از 10 ميكرون و كمتر از دو ميكرون را اندازهگيري ميكنيم. جداي از آن اندازهگيري آزبست هواي شهر تهران را هم به صورت خاص و دورهاي به صورت دستي اندازهگيري ميكنيم. در ايستگاههايمان هم به صورت آنلاين و لحظهاي هيدروكربنهاي خاص شامل تركيبات بنزن را اندازهگيري ميكنيم.
اينها طيف اندازهگيري و سنجشهاي ما در حوزه كيفيت هواست، در حوزه صدا هم ما در حدود 39 ايستگاه سنجش آلودگي صدا در سطح شهر داريم كه اين ايستگاهها تراز آلودگي صدا را در سطح شهر اندازهگيري ميكنند.
از بين پارامترهاي مختلف آلودگي هوا كه به آنها اشاره كرديد كدام يك خطرناكتر است؟ آيا تغيير فصول روي ميزان و نوع آنها تاثيرگذار است؟
در بحث آلودگي هوا يك سري استاندارد وجود دارد. در نتيجه وقتي آلايندهاي از محدوده استانداردش بگذرد، خطرناك قلمداد ميشود. به طور كلي در بحث آلودگي هوا آلايندهها را به دو دسته اصلي تقسيم ميكنند. يكي آلاينده كلاسيك مانند منوكسيدكربن و دياكسيد گوگرد و آلايندههاي مشابه آنها و ديگري آلايندههايي كه آنها را به نام سموم هوا ميشناسيم و متاسفانه اثرات و صدمات غيرقابل بازگشتي در انسان دارند.
براي درك بهتر تفاوت اين دو نوع آلاينده بايد گفت اگر در ترافيك شهري در معرض منوكسيدكربن قرار بگيريد، سردرد و سرگيجه ميگيريد، اما وقتي از اين شرايط دور شويد وضعيت جسمانيتان به حالت عادي برميگردد. اما برخي آلايندهها مثلا هيدروكربنهاي سرطانزا، آزبست وتركيبات خاصي كه در ذرات معلق وجود دارند، متاسفانه اثرات غيرقابل بازگشتي ايجاد ميكنند. براين اساس بايد گفت آزبست، هيدروكربنهاي سرطانزا و ذرات معلق به ترتيب خطرناكترين آلايندههايي هستند كه با آنها سروكار داريم.
شايد براي خيلي از ما اين آلاينده يعني آزبست غريبه باشد و در نهايت آن را به عنوان آلايندهاي كه بيشتر در كارگاههاي ساختماني وجود دارد، بشناسيم. اين ماده چگونه در سطح شهر توليد ميشود و در نهايت آستانه خطر آن براي انسان چقدر است؟
هر فعاليتي كه در شهر انجام ميدهيم باعث توليد ذرات معلق ميشود. بنابراين از احتراق خودروها گرفته تا سيستم گرمايشي منازل و ساختوساز و... باعث ايجاد ذرات معلق ميشوند، اما در مورد آزبست به صورت مشخص در مواقعي مطرح ميشود كه افزايش مقاومت حرارتي ايجاد شده است.
مثلا سايش لنت ترمز و صفحه كلاژ باعث افزايش آزبست در هوا ميشود.اما نكته قابل توجه اين است كه استاندارد آزبست در هوا بايد صفر باشد و در واقع سازمان بهداشت جهاني و موسسه بينالمللي سرطان اعلام كردهاند هيچگونه آستانه تحملي براي اين آلاينده وجود ندارد و غلظت آن بايد صفر باشد در صورتي كه ما در تهران حدود پنج هزارم طيف بر سانتيمتر مكعب آلايندگي آزبست داريم.
آزبست طي چندسال تاثيرات منفي خود را در بدن انسان نشان مي دهد؟ ذرات معلق چطور؟
به طور معمول بين 10 تا 30 سال پس از در معرض قرار گرفتن تاثير خودش را نشان ميدهد؛ اما ذرات معلق كه يك ميكروني و بسيار ريز هستند براحتي وارد ريه ميشوند. افرادي كه از نظر ريوي مشكل دارند در چنين شرايطي دچار حملات تنفسي ميشوند و اكسيژنگيري برايشان سخت ميشود. در مرحله بعد اين ذرات وارد خون ميشوند و غلظت خون را بالا ميبرند و اين بالا رفتن غلظت خون، زمينه را براي سكته قلبي فراهم ميكند.
در واقع در بحث آلايندههايي همچون آزبست تاثير در طولانيمدت مشخص ميشود؛ اما اين اثرات در ذرات معلق زودتر نمايان ميشوند.
با توجه به ضرورت اندازهگيري مقادير بسيار كم آلايندهها، حتما دستگاههاي شما از حساسيت خاصي برخوردارند.
بله، بسته به اين كه چه غلظتي را بخواهيد اندازهگيري كنيد دقت دستگاهها متفاوت است، سيستمهاي ما در ايران همان سيستمهايي است كه در اروپا در حال استفاده است. تمام دستگاههاي ما وارداتي است و با تكنولوژي روز دنيا و استانداردهاي آنها كار ميكنند.
پس ديگر شهرهاي دنيا و بخصوص كلانشهرها از اين سيستمهاي سنجش استفاده ميكنند. براساس آمار و ارقام حاصل از اين اندازهگيريها وضعيت شهرهاي مختلف ايران بخصوص تهران نسبت به شهرهاي ديگر چگونه است؟
تمام شهرهاي بزرگ دنيا اين سيستمها را دارند. براساس همين اندازهگيريها هم سازمان بهداشت جهاني چندي پيش اعلام كرده بود كه اهواز از نظر ميزان ذرات معلق در هوا، آلودهترين شهر جهان است. البته اين مقايسه بر مبناي جاهايي است كه اندازهگيري در آنها صورت گرفته است. ولي نكته قابل ذكر اين است كه آلودگي هواي خيلي از شهرهاي دنيا اندازهگيري نميشوند. به عنوان مثال ميتوان به عراق و افغانستان اشاره كرد كه اتفاقا با اين نوع آلودگي كه شهرهاي مختلف ما از جمله اهواز با آن درگير هستند، آنها هم مشكلات زيادي دارند.
براي اينكه پوشش خوبي از كيفيت هواي تهران داشته باشيد چند مركز سنجش آلودگي هوا در سطح شهر داريد؟
حدود 23 ايستگاه سنجش آلودگي هوا در سطح شهر تهران داريم. البته آنچه شما و ديگر شهروندان در سطح شهر ميبينيد تابلوهاي اطلاعاتي هستند كه اطلاعات روي آنها مخابره ميشوند. ايستگاهها در جاهايي قرار گرفتهاند كه از لحاظ فني، موقعيت مناسبي داشته باشند و در عين حال پتانسيل اجراي مسائل مختلف از جمله سيستم انتقال اطلاعات را دارا باشند. ما حدود 20 تابلوي نتايج داريم، اما براساس برنامه آينده سازمان قرار است 22 تابلو تمام رنگي مانند تلويزيون شهري در سطح شهر راهاندازي كنيم و اطلاعات آلودگي صوتي و هوا را در آنها به نمايش بگذاريم.
پس از اين به بعد ساكنان تهران بيش از گذشته نگران وضعيت سلامت خود خواهند بود.
ما براي اين كه هم مردم و هم مسوولان را متوجه كنيم، مردم را نسبت به اين مساله حساس ميكنيم. هرچه توقع مردم را بالا ببريم مسوولان بيشتر به فكر ميافتند.
در چند سال اخير ظاهرا اين كار فقط روي مردم تاثير داشته نه بر مسوولان.در واقع آنچه ما طي اين سالها شاهد بودهايم اين است كه هيچ اقدام مثبت و محسوسي براي حل معضل آلودگي هواي تهران صورت نگرفته و اين چرخه معيوب ادامه داشته است.
درست است كه در مقاطع زماني مختلف بحث آلودگي هوا متوقف مانده و شتاب لازم را نداشته است، اما نكتهاي كه شايد خيلي از ما از آن بياطلاع باشيم، اين است كه ما در سال81 يكي از بيشترين تعداد روزهاي آلوده آن هم به لحاظ ميزان آلاينده منوكسيدكربن را داشتيم. اين در حالي است كه در حال حاضر به لحاظ آلودگي منوكسيدكربن ديگر ما مشكل خاصي نداريم. درحال حاضر ما در بعضي از پارامترهاي ديگر مانند ذرات معلق آلودگي بيشتري داريم. در غرب كشورمان ما مشكل ذرات معلق را داريم. در اين ميان نبايد فراموش كنيم كه مساله آلودگي هوا يك مساله پوياست و هرچند سال يك بار حدود استانداردها سختگيرانهتر ميشود. به همين دليل هم ما نبايد با استاندارد 20 سال پيش ايران يا تهران را مقايسه كنيم.
از طرف ديگر شهر تهران از لحاظ جغرافيايي موقعيتي شكننده و پايدار دارد. يعني به محض اين كه ما شرايط جوي پايداري داشته باشيم ميزان منوكسيدكربن بيشتر ميشود و ما با انباشت آلودگي مواجه ميشويم. اما امسال خوشبختانه ما توانستيم چند روز پاك داشته باشيم.
يعني با توجه به شرايط جوي امسال ما اين بحران را نخواهيم داشت؟
اصلا نميتوان چنين چيزي را با اطمينان اعلام يا پيشبيني كرد. چراكه در بحث جوي دامنه پيشبيني به بيشتر از يك هفته نميرسد. آنچه در اين ميان اهميت دارد اين كه ما نبايد دلمان را به هوا و تغييرات آن خوش كنيم. در عوض بايد با توليد خودروي استاندارد و سوخت استاندارد و محدود كردن منابع آلودهكننده تلاش كنيم تا در هر شرايط جوي نگراني از جنبه مشكل آلودگي نداشته باشيم.
در شرايط فعلي كه به هوا دلخوش نيستيم و در عين حال از سيستمهاي استاندارد هم دل خوشي نداريم چه بايد كرد؟ آيا همچون پرندگان كه مدتهاست از تهران كوچ كردهاند مردم هم چارهاي جز ترك شهر ندارند؟
نه، ما در بعضي از بحثها توانستهايم موفق باشيم، مثلا موفق شدهايم سرب موجود در بنزين را حذف كنيم و به همين دليل هم ديگر كسي به دليل وجود اين آلاينده دچار كندذهني و از اين قبيل بيماريها نميشود.
از طرف ديگر هم تجربه موفقي در كاهش منوكسيدكربن با نصب كاتاليزور واكنشگرهاي شيميايي در خوردوها، تجهيز خودروها و نصب كاربراتور در خودروها داشتهايم. البته اين اقدامات مطمئنا كافي نيست و ميبايست سطح استاندارد توليد خودروها و سيستمهاي احتراقي آنها را بالا ببريم.
در حال حاضر سطح استاندارد خودروهاي ما EURO5 است، اما نكته اينجاست كه در بحث موتورسيكلتها كه حداقل چهار برابر يك خودرو آلودگي توليد ميكنند غافل ماندهايم و به نظر ميرسد اين مساله يكي از چالشهاي بزرگ در آينده خواهد بود.
سهم بيشتر آلودگي هواي شهر تهران در حال حاضر بيشتر متوجه خودروهاست يا سيستمهاي گرمايشي؟
در حال حاضر حدود 75 درصد آلودگي كه در تهران توليد ميشود مربوط به ناوگان حملونقل ماست مابقي ناشي از بقيه موارد آلاينده است. در واقع بايد گفت 85 درصد از حدود 25 درصد باقي آلايندهها، سهم موتورسيكلتهاست.
آيا نقشهاي از آلودگي هواي شهر براساس تقسيمبندي منطقهاي داريم؟
بله نقشه داريم. البته به طور كلي بايد گفت در جايي كه ترافيك بيشتر باشد آلودگي هم بيشتر است. البته اين مورد براي آلايندههاي اوليه مطرح است، اما در بحث آلودگي هواي اطراف تهران آلاينده ثانويه مانند ازن هم وجود دارد، ازن در واقع از خودروها يا آلودگي منازل توليد نميشود و بر اثر واكنشهاي فتوشيميايي در اتمسفر اتفاق ميافتد كه البته بيشتر مشكلات ازن در تابستان است.
به عبارت ديگر آلايندههايي مانند تركيبات هيدروكربني در جريان نور خورشيد تركيبات ديگري توليد ميكنند كه در جريان باد در مناطق شرق تهران بيشترين غلظت را دارند.
پس به اين ترتيب به نگرانيهايمان درخصوص وارونگي هوا و هجوم گردوغبار از مرزها ميبايست مشكلات مرتبط با ازن را هم بيفزاييم. اما جالب است بدانيم دادههايي كه در مركز شما جمعآوري ميشوند چطور تحليل ميشود؟
روش و سبك استانداردي براي انتقال اطلاعات به مردم و در عين حال ذخيره و بررسي آنها داريم. اين دادهها با فرمتها و بازههاي مختلفي وجود دارند، اما ما با فرمت ساعتي آنها را ذخيره ميكنيم. در نهايت يك كنترل كيفي روي دادهها انجام ميدهيم تا از كاليبر خارج نشده باشند و در عين حال اطلاعات صحت و دقت مناسب باشند.
اين فاز اول كار ماست. بعد از اينكه جهت كارها مشخص شد، دادهها را با استاندارد مقايسه ميكنيم و بر اساس روشي كه در دنيا مرسوم است آنها را به اعداد بيبعدي به نام شاخص آلودگي هوا تبديل و به عبارتي تعديل ميكنيم. در مرحله بعد اين دادهها به صورت روزانه به طيف وسيعي از ارگانهاي ذيربط ارسال ميشود.
در واقع اين اطلاعات را به صورت يكپارچه به سازمان محيط زيست، وزارت بهداشت، دانشگاهها، شهرداري، وزارت كشور و تمام ارگانهاي ذيربطي كه دخيل هستند ارسال ميكنيم.
ارگانهاي مختلف بخصوص وزارت بهداشت چه استفادهاي از دادههاي سازمان شما ميكنند؟
طبق قانون وظيفه وزارت بهداشت، حفظ و حراست از بهداشت و سلامت جامعه است. بنابراين اگر اعداد و ارقام ايستگاهي بيشتر از حد استاندارد باشد، بايد توصيههايي درخصوص بهكارگيري راهكارهايي براي محافظت افراد در برابر آلودگي هوا انجام دهند.
در حال حاضر اگر شما براساس ميزان آلايندهها، وضعيت اضطراري اعلام كنيد، وزارت بهداشت به افراد مختلف از جمله كودكان و بيماران قلبي توصيه ميكند تا از خانه خارج نشوند. به نظر شما با توجه به اينكه هوا در همه جا جريان دارد اين توصيه اصولا درست است؟
در مقاطعي كه شرايط هشدار اعلام ميشود، هرچه از منبع آلودگي دورتر شويم، شرايطمان بهتر است و در نقطه مقابل هرچه به ترافيك و منابع توليد آلودگي نزديكتر باشيد، غلظت آلودگي هم بيشتر خواهد بود و در نتيجه دريافت بدن از آلودگي بيشتر است. به عبارت ديگر اين كار يكي از راهكارهايي است كه بخصوص در شرايط بحران آلودگي بايد انجام شود.
براي اينكه هواي شهر ما آلوده نباشد، آيا تنها نزولات جوي كافي است يا ما به وجود باد و فاكتورهاي ديگر هم نياز داريم؟
ما يكسري عوامل طبيعي مانند باران، برف و باد داريم كه باعث كاهش آلودگي هوا ميشوند. بنابراين يكي از پارامترهاي ما شرايط هواشناسي است. پارامتر دوم توليد آلودگي است، يعني بايد تمام تلاش ما به جلوگيري از توليد آلودگي معطوف باشد. به عبارت ديگر ما بايد روي منابع آلودگي هوا مديريت داشته باشيم. به اين ترتيب كه دقيقا بدانيم چقدر آلودگي هوا داريم و براي سال بعد حجم آن را كم كنيم.
با توجه به روند لاكپشتي كه در حال حاضر در پيشبرد طرحهاي مرتبط با كنترل كيفيت هواي تهران ديده ميشود، به نظر شما با ادامه اين وضعيت به كجا ميرسيم؟
اگر ما برنامههايي كه پيش رو داريم را اجرا نكنيم، قطعا شهر تهران با مشكل مواجه ميشود؛ به اين صورت كه تعداد روزهاي آلودگي و به دنبال آن آمار بيماريها بالا ميرود.
در ضمن هر سال در دنيا استانداردهاي آلايندهها سختگيرانهتر خواهد شد و ما بايد خودمان را با اين استانداردها تطبيق بدهيم. براين اصل بايد روي اين موضوع بيشتر كار شود. ما ميتوانيم بحراني نداشته باشيم. البته اگر موتورسيكلتها رها شوند، خودروي فرسوده داشته باشيم ناوگان حمل و نقل ما مشكلدار باشد، اين بحران بدتر و بدتر ميشود.
نظر شما در مورد راهكارهايي چون زوج و فرد كردن تردد خودروها و ميزان تاثير آن بر كاهش آلودگي هوا چيست؟ با توجه به اينكه موتورسيكلتها از اين قاعده مستثنا بودهاند؟
مقطعي خوب است؛ اما با توجه به اينكه بر تعداد خودروها روزبهروز اضافه ميشود، اين آلودگي دوباره جبران ميشود و اين مُسكّن موقت است و ما بايد كاري كنيم كه مردم خودشان خودروهايشان را بيرون نياورند.
شما پيش از اين به كاهش 78 درصدي تعداد روزهاي «سالم» در مهرماه امسال و افزايش 1500 درصدي تعداد روزهاي «ناسالم» پايتخت براساس شاخص استاندارد آلايندهها اشاره كردهايد. از اول سال ما چند روز پاك، چند روز بحراني و چند روز با وضعيت اضطراري داشتيم؟
از اول سال تا امروز ما چهار روز هواي پاك داشتيم كه در همين روزهاي بارندگي و برف بوده است، حتي عيد امسال هم بارندگي كم بود و روز پاك نداشتيم. ما در دستهبنديهايمان 138 روز ناسالم داشتيم، سه روز وضعيت اضطراري داشتيم. البته بيشترين شاخصهاي آلودگي به ذرات معلق مربوط بودند.
در چند سال آينده بيشترين نگراني ما بايد روي آلايندهها باشد يا گرد و غبارها؟
ما بايد براي هر دوي اين موارد نگران باشيم و از همه مهمتر چارهانديشي كنيم.
حقيقت اين است كه همه شهروندان پايتخت از مديران ارشد تا افراد عادي و از اهالي شمال شهر تا ساكنان جنوب شهر همه سهم يكساني از آلودگي هوا دارند. مسوولان ما هم در همين هوا نفس ميكشند؛ اما چرا تلاش جدي براي رفع اين مشكل صورت نميگيرد؟
بله اين مساله و آلودگي به طور مساوي براي همه تقسيم شده است. به نظر من تلاش براي كاهش آلايندههاي هوا بايد به باور ملي تبديل شود چراكه همه از همين هوا تنفس ميكنيم.
به طور كلي راهكار عملي براي حل معضل آلودگي هوا در تهران يا ساير شهرهاي بزرگ كشور چيست؟ و از نظر شما براي داشتن تهران پاك چه بايد كرد؟
اصلاح سيستم ناوگان حملونقل، استاندارد كردن سوخت خودروها، از رده خارج كردن خودروهاي فرسوده و موتورسيكلتها و بسياري موارد ديگر از مجموعه عوامل موثر در كاهش آلايندههاي هوا محسوب ميشوند. براي پيشبرد اهداف بايد از تجربه دنيا استفاده كنيم. خوشبختانه ما ميتوانيم از فناوريهاي نوين در اين جهت استفاده كنيم؛ البته دولت و وزارت صنايع بايد به روند پيشبرد اين اهداف رسيدگي كنند. تغيير هميشه سخت است، اما قطعا با توجه به شرايط موجود، تغييرات بايد هرچه زودتر صورت بگيرد.
منبع: جام جم
به گفته مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران، امسال برخلاف سال گذشته كه هوا پايدار بود و بارندگي كمي در پاييز داشتيم، هم بارندگي و هم وزش باد موجب شد تا آلودگي هواي تهران بحراني نشود.
اگرچه امسال تا حد زيادي بارندگيها به داد هواي تهران رسيد، اما پيامدهاي زيانبار آلودگي هوا سالهاست پايتختنشينان و محيط زيست اين شهر را تحت تاثير قرار داده و حتي از يك مشكل شهري به يك معضل ملي مبدل شده است.
در حالي روز به روز به دليل افزايش حجم خودروها، موتورسيكلتها و وسايل مختلف گرمايشي مشكل آلودگي هواي تهران پيچيدهتر ميشود كه متاسفانه از قوانين اجرا نشده و مقررات عملي نشده در اين زمينه در كشور وجود دارد كه مورد بيتوجهي قرار گرفتهاند.
مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران معتقد است طرح كنترل كيفيت هواي تهران، تنها يك پيشنهاد هفت محوري بود كه كاملا عملي نشد، اما توانست يك موفقيت به دست آورد و آن، حذف سرب از بنزين بود.
گفتوگوي ما را با دكتر يوسف رشيدي بخوانيد.
آقاي دكتر به طور كلي چه پارامترهايي در سازمان كنترل كيفيت هوا اندازهگيري ميشوند؟
در سازمان كنترل كيفيت هوا روي دو مقوله كلي كار ميكنيم: آلودگي هوا و آلودگي صوتي. در آلودگي هوا سعي ميكنيم تمام پارامترهايي كه از لحاظ استاندارد برايشان موضعي مشخص شده است را اندازهگيري كنيم. يكسري ايستگاههاي اتوماتيك داريم كه به صورت ساعتي و لحظهاي پارامترهاي هوا را اندازهگيري ميكنند كه شامل منوكسيدكربن، دي اكسيد گوگرد، اكسيدهاي نيتروژن، ازن و ذرات معلق است كه ذرات معلق را به دو طيف ذرات معلق با قطر كمتر از 10 ميكرون و كمتر از دو ميكرون را اندازهگيري ميكنيم. جداي از آن اندازهگيري آزبست هواي شهر تهران را هم به صورت خاص و دورهاي به صورت دستي اندازهگيري ميكنيم. در ايستگاههايمان هم به صورت آنلاين و لحظهاي هيدروكربنهاي خاص شامل تركيبات بنزن را اندازهگيري ميكنيم.
اينها طيف اندازهگيري و سنجشهاي ما در حوزه كيفيت هواست، در حوزه صدا هم ما در حدود 39 ايستگاه سنجش آلودگي صدا در سطح شهر داريم كه اين ايستگاهها تراز آلودگي صدا را در سطح شهر اندازهگيري ميكنند.
از بين پارامترهاي مختلف آلودگي هوا كه به آنها اشاره كرديد كدام يك خطرناكتر است؟ آيا تغيير فصول روي ميزان و نوع آنها تاثيرگذار است؟
در بحث آلودگي هوا يك سري استاندارد وجود دارد. در نتيجه وقتي آلايندهاي از محدوده استانداردش بگذرد، خطرناك قلمداد ميشود. به طور كلي در بحث آلودگي هوا آلايندهها را به دو دسته اصلي تقسيم ميكنند. يكي آلاينده كلاسيك مانند منوكسيدكربن و دياكسيد گوگرد و آلايندههاي مشابه آنها و ديگري آلايندههايي كه آنها را به نام سموم هوا ميشناسيم و متاسفانه اثرات و صدمات غيرقابل بازگشتي در انسان دارند.
براي درك بهتر تفاوت اين دو نوع آلاينده بايد گفت اگر در ترافيك شهري در معرض منوكسيدكربن قرار بگيريد، سردرد و سرگيجه ميگيريد، اما وقتي از اين شرايط دور شويد وضعيت جسمانيتان به حالت عادي برميگردد. اما برخي آلايندهها مثلا هيدروكربنهاي سرطانزا، آزبست وتركيبات خاصي كه در ذرات معلق وجود دارند، متاسفانه اثرات غيرقابل بازگشتي ايجاد ميكنند. براين اساس بايد گفت آزبست، هيدروكربنهاي سرطانزا و ذرات معلق به ترتيب خطرناكترين آلايندههايي هستند كه با آنها سروكار داريم.
شايد براي خيلي از ما اين آلاينده يعني آزبست غريبه باشد و در نهايت آن را به عنوان آلايندهاي كه بيشتر در كارگاههاي ساختماني وجود دارد، بشناسيم. اين ماده چگونه در سطح شهر توليد ميشود و در نهايت آستانه خطر آن براي انسان چقدر است؟
هر فعاليتي كه در شهر انجام ميدهيم باعث توليد ذرات معلق ميشود. بنابراين از احتراق خودروها گرفته تا سيستم گرمايشي منازل و ساختوساز و... باعث ايجاد ذرات معلق ميشوند، اما در مورد آزبست به صورت مشخص در مواقعي مطرح ميشود كه افزايش مقاومت حرارتي ايجاد شده است.
مثلا سايش لنت ترمز و صفحه كلاژ باعث افزايش آزبست در هوا ميشود.اما نكته قابل توجه اين است كه استاندارد آزبست در هوا بايد صفر باشد و در واقع سازمان بهداشت جهاني و موسسه بينالمللي سرطان اعلام كردهاند هيچگونه آستانه تحملي براي اين آلاينده وجود ندارد و غلظت آن بايد صفر باشد در صورتي كه ما در تهران حدود پنج هزارم طيف بر سانتيمتر مكعب آلايندگي آزبست داريم.
آزبست طي چندسال تاثيرات منفي خود را در بدن انسان نشان مي دهد؟ ذرات معلق چطور؟
به طور معمول بين 10 تا 30 سال پس از در معرض قرار گرفتن تاثير خودش را نشان ميدهد؛ اما ذرات معلق كه يك ميكروني و بسيار ريز هستند براحتي وارد ريه ميشوند. افرادي كه از نظر ريوي مشكل دارند در چنين شرايطي دچار حملات تنفسي ميشوند و اكسيژنگيري برايشان سخت ميشود. در مرحله بعد اين ذرات وارد خون ميشوند و غلظت خون را بالا ميبرند و اين بالا رفتن غلظت خون، زمينه را براي سكته قلبي فراهم ميكند.
در واقع در بحث آلايندههايي همچون آزبست تاثير در طولانيمدت مشخص ميشود؛ اما اين اثرات در ذرات معلق زودتر نمايان ميشوند.
با توجه به ضرورت اندازهگيري مقادير بسيار كم آلايندهها، حتما دستگاههاي شما از حساسيت خاصي برخوردارند.
بله، بسته به اين كه چه غلظتي را بخواهيد اندازهگيري كنيد دقت دستگاهها متفاوت است، سيستمهاي ما در ايران همان سيستمهايي است كه در اروپا در حال استفاده است. تمام دستگاههاي ما وارداتي است و با تكنولوژي روز دنيا و استانداردهاي آنها كار ميكنند.
پس ديگر شهرهاي دنيا و بخصوص كلانشهرها از اين سيستمهاي سنجش استفاده ميكنند. براساس آمار و ارقام حاصل از اين اندازهگيريها وضعيت شهرهاي مختلف ايران بخصوص تهران نسبت به شهرهاي ديگر چگونه است؟
تمام شهرهاي بزرگ دنيا اين سيستمها را دارند. براساس همين اندازهگيريها هم سازمان بهداشت جهاني چندي پيش اعلام كرده بود كه اهواز از نظر ميزان ذرات معلق در هوا، آلودهترين شهر جهان است. البته اين مقايسه بر مبناي جاهايي است كه اندازهگيري در آنها صورت گرفته است. ولي نكته قابل ذكر اين است كه آلودگي هواي خيلي از شهرهاي دنيا اندازهگيري نميشوند. به عنوان مثال ميتوان به عراق و افغانستان اشاره كرد كه اتفاقا با اين نوع آلودگي كه شهرهاي مختلف ما از جمله اهواز با آن درگير هستند، آنها هم مشكلات زيادي دارند.
براي اينكه پوشش خوبي از كيفيت هواي تهران داشته باشيد چند مركز سنجش آلودگي هوا در سطح شهر داريد؟
حدود 23 ايستگاه سنجش آلودگي هوا در سطح شهر تهران داريم. البته آنچه شما و ديگر شهروندان در سطح شهر ميبينيد تابلوهاي اطلاعاتي هستند كه اطلاعات روي آنها مخابره ميشوند. ايستگاهها در جاهايي قرار گرفتهاند كه از لحاظ فني، موقعيت مناسبي داشته باشند و در عين حال پتانسيل اجراي مسائل مختلف از جمله سيستم انتقال اطلاعات را دارا باشند. ما حدود 20 تابلوي نتايج داريم، اما براساس برنامه آينده سازمان قرار است 22 تابلو تمام رنگي مانند تلويزيون شهري در سطح شهر راهاندازي كنيم و اطلاعات آلودگي صوتي و هوا را در آنها به نمايش بگذاريم.
پس از اين به بعد ساكنان تهران بيش از گذشته نگران وضعيت سلامت خود خواهند بود.
ما براي اين كه هم مردم و هم مسوولان را متوجه كنيم، مردم را نسبت به اين مساله حساس ميكنيم. هرچه توقع مردم را بالا ببريم مسوولان بيشتر به فكر ميافتند.
در چند سال اخير ظاهرا اين كار فقط روي مردم تاثير داشته نه بر مسوولان.در واقع آنچه ما طي اين سالها شاهد بودهايم اين است كه هيچ اقدام مثبت و محسوسي براي حل معضل آلودگي هواي تهران صورت نگرفته و اين چرخه معيوب ادامه داشته است.
درست است كه در مقاطع زماني مختلف بحث آلودگي هوا متوقف مانده و شتاب لازم را نداشته است، اما نكتهاي كه شايد خيلي از ما از آن بياطلاع باشيم، اين است كه ما در سال81 يكي از بيشترين تعداد روزهاي آلوده آن هم به لحاظ ميزان آلاينده منوكسيدكربن را داشتيم. اين در حالي است كه در حال حاضر به لحاظ آلودگي منوكسيدكربن ديگر ما مشكل خاصي نداريم. درحال حاضر ما در بعضي از پارامترهاي ديگر مانند ذرات معلق آلودگي بيشتري داريم. در غرب كشورمان ما مشكل ذرات معلق را داريم. در اين ميان نبايد فراموش كنيم كه مساله آلودگي هوا يك مساله پوياست و هرچند سال يك بار حدود استانداردها سختگيرانهتر ميشود. به همين دليل هم ما نبايد با استاندارد 20 سال پيش ايران يا تهران را مقايسه كنيم.
از طرف ديگر شهر تهران از لحاظ جغرافيايي موقعيتي شكننده و پايدار دارد. يعني به محض اين كه ما شرايط جوي پايداري داشته باشيم ميزان منوكسيدكربن بيشتر ميشود و ما با انباشت آلودگي مواجه ميشويم. اما امسال خوشبختانه ما توانستيم چند روز پاك داشته باشيم.
يعني با توجه به شرايط جوي امسال ما اين بحران را نخواهيم داشت؟
اصلا نميتوان چنين چيزي را با اطمينان اعلام يا پيشبيني كرد. چراكه در بحث جوي دامنه پيشبيني به بيشتر از يك هفته نميرسد. آنچه در اين ميان اهميت دارد اين كه ما نبايد دلمان را به هوا و تغييرات آن خوش كنيم. در عوض بايد با توليد خودروي استاندارد و سوخت استاندارد و محدود كردن منابع آلودهكننده تلاش كنيم تا در هر شرايط جوي نگراني از جنبه مشكل آلودگي نداشته باشيم.
در شرايط فعلي كه به هوا دلخوش نيستيم و در عين حال از سيستمهاي استاندارد هم دل خوشي نداريم چه بايد كرد؟ آيا همچون پرندگان كه مدتهاست از تهران كوچ كردهاند مردم هم چارهاي جز ترك شهر ندارند؟
نه، ما در بعضي از بحثها توانستهايم موفق باشيم، مثلا موفق شدهايم سرب موجود در بنزين را حذف كنيم و به همين دليل هم ديگر كسي به دليل وجود اين آلاينده دچار كندذهني و از اين قبيل بيماريها نميشود.
از طرف ديگر هم تجربه موفقي در كاهش منوكسيدكربن با نصب كاتاليزور واكنشگرهاي شيميايي در خوردوها، تجهيز خودروها و نصب كاربراتور در خودروها داشتهايم. البته اين اقدامات مطمئنا كافي نيست و ميبايست سطح استاندارد توليد خودروها و سيستمهاي احتراقي آنها را بالا ببريم.
در حال حاضر سطح استاندارد خودروهاي ما EURO5 است، اما نكته اينجاست كه در بحث موتورسيكلتها كه حداقل چهار برابر يك خودرو آلودگي توليد ميكنند غافل ماندهايم و به نظر ميرسد اين مساله يكي از چالشهاي بزرگ در آينده خواهد بود.
سهم بيشتر آلودگي هواي شهر تهران در حال حاضر بيشتر متوجه خودروهاست يا سيستمهاي گرمايشي؟
در حال حاضر حدود 75 درصد آلودگي كه در تهران توليد ميشود مربوط به ناوگان حملونقل ماست مابقي ناشي از بقيه موارد آلاينده است. در واقع بايد گفت 85 درصد از حدود 25 درصد باقي آلايندهها، سهم موتورسيكلتهاست.
آيا نقشهاي از آلودگي هواي شهر براساس تقسيمبندي منطقهاي داريم؟
بله نقشه داريم. البته به طور كلي بايد گفت در جايي كه ترافيك بيشتر باشد آلودگي هم بيشتر است. البته اين مورد براي آلايندههاي اوليه مطرح است، اما در بحث آلودگي هواي اطراف تهران آلاينده ثانويه مانند ازن هم وجود دارد، ازن در واقع از خودروها يا آلودگي منازل توليد نميشود و بر اثر واكنشهاي فتوشيميايي در اتمسفر اتفاق ميافتد كه البته بيشتر مشكلات ازن در تابستان است.
به عبارت ديگر آلايندههايي مانند تركيبات هيدروكربني در جريان نور خورشيد تركيبات ديگري توليد ميكنند كه در جريان باد در مناطق شرق تهران بيشترين غلظت را دارند.
پس به اين ترتيب به نگرانيهايمان درخصوص وارونگي هوا و هجوم گردوغبار از مرزها ميبايست مشكلات مرتبط با ازن را هم بيفزاييم. اما جالب است بدانيم دادههايي كه در مركز شما جمعآوري ميشوند چطور تحليل ميشود؟
روش و سبك استانداردي براي انتقال اطلاعات به مردم و در عين حال ذخيره و بررسي آنها داريم. اين دادهها با فرمتها و بازههاي مختلفي وجود دارند، اما ما با فرمت ساعتي آنها را ذخيره ميكنيم. در نهايت يك كنترل كيفي روي دادهها انجام ميدهيم تا از كاليبر خارج نشده باشند و در عين حال اطلاعات صحت و دقت مناسب باشند.
اين فاز اول كار ماست. بعد از اينكه جهت كارها مشخص شد، دادهها را با استاندارد مقايسه ميكنيم و بر اساس روشي كه در دنيا مرسوم است آنها را به اعداد بيبعدي به نام شاخص آلودگي هوا تبديل و به عبارتي تعديل ميكنيم. در مرحله بعد اين دادهها به صورت روزانه به طيف وسيعي از ارگانهاي ذيربط ارسال ميشود.
در واقع اين اطلاعات را به صورت يكپارچه به سازمان محيط زيست، وزارت بهداشت، دانشگاهها، شهرداري، وزارت كشور و تمام ارگانهاي ذيربطي كه دخيل هستند ارسال ميكنيم.
ارگانهاي مختلف بخصوص وزارت بهداشت چه استفادهاي از دادههاي سازمان شما ميكنند؟
طبق قانون وظيفه وزارت بهداشت، حفظ و حراست از بهداشت و سلامت جامعه است. بنابراين اگر اعداد و ارقام ايستگاهي بيشتر از حد استاندارد باشد، بايد توصيههايي درخصوص بهكارگيري راهكارهايي براي محافظت افراد در برابر آلودگي هوا انجام دهند.
در حال حاضر اگر شما براساس ميزان آلايندهها، وضعيت اضطراري اعلام كنيد، وزارت بهداشت به افراد مختلف از جمله كودكان و بيماران قلبي توصيه ميكند تا از خانه خارج نشوند. به نظر شما با توجه به اينكه هوا در همه جا جريان دارد اين توصيه اصولا درست است؟
در مقاطعي كه شرايط هشدار اعلام ميشود، هرچه از منبع آلودگي دورتر شويم، شرايطمان بهتر است و در نقطه مقابل هرچه به ترافيك و منابع توليد آلودگي نزديكتر باشيد، غلظت آلودگي هم بيشتر خواهد بود و در نتيجه دريافت بدن از آلودگي بيشتر است. به عبارت ديگر اين كار يكي از راهكارهايي است كه بخصوص در شرايط بحران آلودگي بايد انجام شود.
براي اينكه هواي شهر ما آلوده نباشد، آيا تنها نزولات جوي كافي است يا ما به وجود باد و فاكتورهاي ديگر هم نياز داريم؟
ما يكسري عوامل طبيعي مانند باران، برف و باد داريم كه باعث كاهش آلودگي هوا ميشوند. بنابراين يكي از پارامترهاي ما شرايط هواشناسي است. پارامتر دوم توليد آلودگي است، يعني بايد تمام تلاش ما به جلوگيري از توليد آلودگي معطوف باشد. به عبارت ديگر ما بايد روي منابع آلودگي هوا مديريت داشته باشيم. به اين ترتيب كه دقيقا بدانيم چقدر آلودگي هوا داريم و براي سال بعد حجم آن را كم كنيم.
با توجه به روند لاكپشتي كه در حال حاضر در پيشبرد طرحهاي مرتبط با كنترل كيفيت هواي تهران ديده ميشود، به نظر شما با ادامه اين وضعيت به كجا ميرسيم؟
اگر ما برنامههايي كه پيش رو داريم را اجرا نكنيم، قطعا شهر تهران با مشكل مواجه ميشود؛ به اين صورت كه تعداد روزهاي آلودگي و به دنبال آن آمار بيماريها بالا ميرود.
در ضمن هر سال در دنيا استانداردهاي آلايندهها سختگيرانهتر خواهد شد و ما بايد خودمان را با اين استانداردها تطبيق بدهيم. براين اصل بايد روي اين موضوع بيشتر كار شود. ما ميتوانيم بحراني نداشته باشيم. البته اگر موتورسيكلتها رها شوند، خودروي فرسوده داشته باشيم ناوگان حمل و نقل ما مشكلدار باشد، اين بحران بدتر و بدتر ميشود.
نظر شما در مورد راهكارهايي چون زوج و فرد كردن تردد خودروها و ميزان تاثير آن بر كاهش آلودگي هوا چيست؟ با توجه به اينكه موتورسيكلتها از اين قاعده مستثنا بودهاند؟
مقطعي خوب است؛ اما با توجه به اينكه بر تعداد خودروها روزبهروز اضافه ميشود، اين آلودگي دوباره جبران ميشود و اين مُسكّن موقت است و ما بايد كاري كنيم كه مردم خودشان خودروهايشان را بيرون نياورند.
شما پيش از اين به كاهش 78 درصدي تعداد روزهاي «سالم» در مهرماه امسال و افزايش 1500 درصدي تعداد روزهاي «ناسالم» پايتخت براساس شاخص استاندارد آلايندهها اشاره كردهايد. از اول سال ما چند روز پاك، چند روز بحراني و چند روز با وضعيت اضطراري داشتيم؟
از اول سال تا امروز ما چهار روز هواي پاك داشتيم كه در همين روزهاي بارندگي و برف بوده است، حتي عيد امسال هم بارندگي كم بود و روز پاك نداشتيم. ما در دستهبنديهايمان 138 روز ناسالم داشتيم، سه روز وضعيت اضطراري داشتيم. البته بيشترين شاخصهاي آلودگي به ذرات معلق مربوط بودند.
در چند سال آينده بيشترين نگراني ما بايد روي آلايندهها باشد يا گرد و غبارها؟
ما بايد براي هر دوي اين موارد نگران باشيم و از همه مهمتر چارهانديشي كنيم.
حقيقت اين است كه همه شهروندان پايتخت از مديران ارشد تا افراد عادي و از اهالي شمال شهر تا ساكنان جنوب شهر همه سهم يكساني از آلودگي هوا دارند. مسوولان ما هم در همين هوا نفس ميكشند؛ اما چرا تلاش جدي براي رفع اين مشكل صورت نميگيرد؟
بله اين مساله و آلودگي به طور مساوي براي همه تقسيم شده است. به نظر من تلاش براي كاهش آلايندههاي هوا بايد به باور ملي تبديل شود چراكه همه از همين هوا تنفس ميكنيم.
به طور كلي راهكار عملي براي حل معضل آلودگي هوا در تهران يا ساير شهرهاي بزرگ كشور چيست؟ و از نظر شما براي داشتن تهران پاك چه بايد كرد؟
اصلاح سيستم ناوگان حملونقل، استاندارد كردن سوخت خودروها، از رده خارج كردن خودروهاي فرسوده و موتورسيكلتها و بسياري موارد ديگر از مجموعه عوامل موثر در كاهش آلايندههاي هوا محسوب ميشوند. براي پيشبرد اهداف بايد از تجربه دنيا استفاده كنيم. خوشبختانه ما ميتوانيم از فناوريهاي نوين در اين جهت استفاده كنيم؛ البته دولت و وزارت صنايع بايد به روند پيشبرد اين اهداف رسيدگي كنند. تغيير هميشه سخت است، اما قطعا با توجه به شرايط موجود، تغييرات بايد هرچه زودتر صورت بگيرد.
منبع: جام جم
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


