آناپوليس و مربع مقاومت
تكرار گذشته يا عقبنشيني بزگ اسرائيل؟
يادداشت وارده
برگزاري شتابزده كنفرانس آناپوليس، آغاز مرحله سوم جريان صلح خاورميانه كه از سال 1992 با كنفرانس مادريد آغاز شد، به شمار ميآيد. اين مرحله كه پس از شكست كامل نقشه راه، تلاش دوباره ايالات متحده براي حل بحران فلسطين و اسرائيل به شمار ميرود، پس از گذشت شصت سال از پيدايش رژيم صهيونيستي، ايدهاي است كه آمريكاييها تلاش ميكنند براي جلب موافقت فلسطينيها، ظرفيت تحقق حداقل مطالبات جريان فلسطيني را در آن به وجود آورند.
اگر در كنفرانس مادريد و سپس در مذاكرات نروژ در نيمه نخست دهه 90 ميلادي، سنگ بناي حكومت خودگران فلسطين در غزه نهاده شده، اين كنفرانس نيز ميتواند مبدأي باشد براي تشكيل دولت مستقل فلسطيني به پايتختي بيتالمقدس. البته طبيعي است كه چنين آرماني با مقاومت و مخالفت رژيم اسرائيل و حاميان آن روبهرو خواهد شد، اما نكته مهم، هدفمند كردن مطالبات جريان فلسطيني در چهارچوبي است كه بتوان از طرق مختلف به تحقق آن اميدوار بود.
از سال 1948 تاكنون، جهان اسلام شاهد چهار جريان عمده در موضوع فلسطين بوده است: جريان نخست كه دولتهاي عربي در سي سال نخست جنبش مقاومت داعيهدار تحقق آن بودند بر نابودي رژيم اسرائيل و بازپسگيري همه سرزمين فلسطين توسط ارتشهاي عربي تأكيد داشت. ثمره اين تلاش، آغاز سه جنگ از سوي ارتش متحد عربي به ويژه مصر و سوريه عليه اسرائيل در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 ميلادي بود كه هر سه با شكست پايان يافت. افول آرمان محو اسرائيل در كشورهاي عربي با برگزاري نشست «كمپديويد» بين مصر و اسرائيل پس از مرگ «جمال عبدالناصر» و به قدرت رسيدن «انور سادات» به ميزباني كاخ سفيد صورت گرفت، اما اين افول همزمان با طلوع انقلاب اسلامي در پايان همين دهه و انتقال جلوداري جريان مبارزه با اسرائيل از پايتختهاي عربي به تهران انجام شد.
در طول دهه نخست انقلاب، به رغم آنكه جمهوري اسلامي به دليل آرمانهاي ايدئولوژيك و فضاي حاكم بر كشور، بيشترين حملات تبليغاتي و سياسي عليه اسرائيل را ميزباني ميكرد، اما تلآويو همچنان تهديدهاي جدي عليه خود را برخاسته از دولتهاي عربي ميدانست و به همين دليل هنگامي كه شايعات مربوط به فروش غيرمستقيم تسليحات ساخت اسرائيل به ايران توسط دلالان بينالمللي مطرح بود، تجهيزات اتمي عراق موسوم به اوراسيك مورد حمله جنگندههاي اسرائيلي قرار گرفت و تلاشهاي صدام حسين براي دستيابي به سلاح اتمي و استفاده احتمالي آن عليه ايران با اخلال روبهرو شد. شليك دهها فروند موشك «اسكاد» از سوي عراق به اسرائيل در زمان جنگ نخست خليج فارس در سال 1991 نشان داد كه احساس خطر تلآويو چندان هم بياساس نبوده است.
در اين ميان، جنبش مقاومت فلسطين به رهبري عرفات كه پس از شكست جنگهاي سهگانه با ايده جايگزيني جنگ چريكي به جاي جنگهاي كلاسيك، همچنان بيشترين كمكها را از دولتهاي عربي در مقايسه با ايران دريافت ميكرد، ارتباط و پيوند خود را با تهران در شكل سياسي ـ تبليغاتي متمركز كرده بود و همچنان تهران در صف نخست مخالفان موجوديت اسرائيل در عرصه بينالملل به شمار ميرفت.
با وقوع جنگ نفت خليج فارس و سقوط صدام حسين در عرصه بينالمللي، دومين شوك به جريان مقاومت در كشورهاي عربي وارد شد و ايالات متحده با هدف استفاده از اين فضاي انفعال، بلافاصله كنفرانس صلح مادريد را برگزار كرد و عملا جهان عرب را از سر ميز مخالفت با اصل وجود رژيم صهيونيستي، به ميز مذاكره براي چانهزني به ميزان امتيازهاي دريافتشده، هدايت كرد.
حاصل اين جريان، تشكيل دولت خودگران با اختيارات بسيار محدود در منطقهاي به مساحت ناچيز نوار غزه بود؛ پديدهاي كه ميتوان از آن به عنوان تنها ثمره متشكل «پنجاه سال مقاومت جهان عرب در برابر رژيم اسرائيل و حاميان آن» ياد كرد كه برخاسته از سه جنگ تمام عيار و سي سال مبارزه چريكي بود. هرچند دولت خودگران به هيچ وجه متناسب با مطالبات و حقوق طرف فلسطيني به شمار نميرفت، اما، تكيهگاه و مبدأي براي جريان مقاومت بود كه با فضاي انفعال پديد آمده در دولتهاي عربي، نقطهاي براي ايجاد مركزيت نداشت، به قدرت رسيدن دولت «حماس» از همين مسير در سال 2005 نيز نشان داد كه اين دستاورد، نبايد ناديده گرفته شود.
اما به تدريج پس از كنفرانس صلح مادريد، ديدگاه ديگري در جهان اسلام در كنار ديدگاه سنتي «محو اسرائيل» مطرح شد كه از آن ميتوان به قرائتي جديد و با ادبيات امروزي جهان ياد كرد. اين ديدگاه كه براي نخستين بار از سوي آيتالله خامنهاي، رهبر ايران، پس از امام خميني(ره) و هاشمي رفسنجاني، نظريهپرداز مسئله فلسطين مطرح شد، ايجاد نظامي دمكراتيك با حضور همه فلسطينيان مقيم و مهاجر در كنار يهوديان ساكن اسرائيل پايهريزي شد. هرچند اين ديدگاه به جز حمايت نيمهرسمي سوريه، نتوانست حامي ديگري در جهان اسلام پيدا كند، اما به نوعي احيابخش مقاومت در قرن بيستويكم به شمار ميآمد.
در كنار طرح اين ديدگاه، گام دوم صلح خاورميانه نيز از سوي ايالات متحده با مطرح كردن نقشه راه برداشته شد. اين طرح كه تثبيت شرايط موجود به نفع اسرائيل را هدف خود قرار داده بود، به رغم تلاشهاي گسترده دولت بوش، با شكلگيري انتفاضه دوم شكست خورد و به قدرت رسيدن دولت حماس، عملا مرگ اين جريان را اعلام كرد.
شكست جنگ 33 روزه لبنان كه آخرين تلاش اسرائيل براي تثبيت وضعيت كنوني و به دست آوردن امنيت، بدون دادن امتيازي بيشتر از دولت خودگران، به طرف فلسطيني بود، زمينه را براي فاز سوم تلاشهاي ايالات متحده در حل بحران خاورميانه آغاز كرد.
طرح كنفرانس صلح آناپوليس در حالي است كه شكست ايده به دست آوردن صلح بدون پرداختن هزينه در ايالات متحده و حتي اسرائيل پذيرفته شده است، اما امتيازاتي كه بايد پرداخته شود، همچنان محل منازعه است.
از يك سو در جريانات فلسطيني، امتيازاتي كمتر از تشكيل كشوري مستقل با مركزيت بيتالمقدس، بازپسگيري سرزمينهاي پيش از جنگ 1967 و بازگشت فلسطينيان مهاجر، نميتواند پذيرفته شود و از سوي ديگر، اين كار با مخالفتهاي گسترده در اسرائيل و لابيهاي هوادار اين كشور در جهان روبهرو خواهد شد؛ كشمكش بر سر گام سوم صلح خاورميانه از كنفرانس آناپوليس آغاز ميشود، اما مقصد آن وابسته به چگونگي مذاكرات و چانهزنيها و برآيند نيروهاي حامي دو طرف اين مناقشه است.
هدف اسرائيل از پا گذاشتن به اين مذاكرات، به دست آوردن امنيت است؛ متاعي كه جز با موافقت و حمايت مربع كنوني مقاومت شامل حماس، حزبالله، ايران و سوريه به دست نخواهد آورد و در مقابل رئيس حكومت خودگران براي آن كه با مواضعي انقلابيتر از گذشته، در صدد است به گونهاي رفتار كند كه حمايت غالب در فلسطين از وي فراهم آورد؛ بنابراين، به نوعي، موفقيت هر دو سوي اين مذاكرات، به تصميم مربع مقاومت وابسته است.
اين در حالي است كه با شكست تاريخي اسرائيل از جنبش حزبالله لبنان و نيز شكست نسبي تلاش يك ساله آمريكا و اسرائيل براي از صحنه به در كردن حزبالله و حماس از صحنه سياسي لبنان و فلسطين، ميتوان گفت مربع مقاومت اكنون در نقطه اوج نسبی خود قرار دارد. در عين حال، آنها كه شتابزده به دنبال تشكيل كنفرانس آناپوليس هستند، بايد بدانند كه بدون جلب نظر اين مربع، توفيق چنداني نخواهند داشت.
اكنون دو راه در برابر مربع مقاومت قرار دارد؛ راه نخست، پافشاري بر موضع سنتي محو اسرائيل يا صورت دمكراتيك آن و راه دوم ايجاد فضاي لازم براي عقبنشيني اسرائيل در مذاكرات صلح با دولت خودگردان و نزديك شدن به مطالبات فلسطين است.
بديهي است هر يك از اين دو راه و همچنين نوع پيگيري آنها، از مزايا و معايبي برخوردار است كه تحليل درست هزينه ـ منافع توسط مربع مقاومت، ميتواند زمينه گرفتن تصميم درست را فراهم كند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
گرچه ممكن است اين نظر موجب رنجش خاطر بعضي دوستان گردد اما مگر ما درطول اين مدت نگفتيم در امور داخلي هيچ كشوري دخالت نميكنيم ومردم خودشان بايد در سرنوشتشان سهيم باشند؟
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





