تهدید سرد، تهدید گرم
سعدالله زارعی، كارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی و بینالمللی در یادداشتی در پایگاه اطلاع رسانی رهبر انقلاب نوشت:
درباره مفهوم و معنی واژه «تهدید» گفتهاند: «قصد ابراز شده برای صدمه» یا «هرگونه نشانه یا حادثه یا شرایطی كه توان ایجاد خسارت علیه یك دارایی را داشته باشد.» با این وصف، هرگاه سخن از تهدید به میان میآید، همزمان مفهوم «قصد توأم با نوعی اقدام» در ذهن شكل میگیرد. به عبارت دیگر، تهدید حالتی بین نیت و اقدام است. بنابراین كاملاً واضح است كه شرایط تهدید از پیچیدگیهای زیادی برخوردار است، زیرا در بسیاری از مواقع دشمن تبلیغات زیادی به راه میاندازد، اما لزوماً به معنی تهدیدآمیز بودن شرایط نیست. متقابلاً نیز گاه شرایط تهدیدآمیز است، بدون آنكه از تبلیغات مبتنی بر تهدید خبری باشد.
مقدمهای برای خنثیسازی
یكی از نظریهپردازان حوزه تهدید (threat) معتقد است كه به دو دلیل درك درست از مفهوم تهدید دشوار است؛ دلیل اول مسأله ذهنی یا عینی بودن تهدید است. دلیل دوم نیز مشكل تشخیص تهدیدات امنیتی از غیر امنیتی است. البته این در حالی است كه چون تهدید و «آسیبپذیری» توأم با یكدیگرند، نمیتوان با حدس و گمان و محتمل خواندن ذهنی بودن تهدیدها در مقابل آن سكوت كرد، زیرا این سكوت ممكن است جرأت خود قصد تهدید را برای عامل تهدید امكانپذیر سازد. در این مواقع، واكنش به تهدید خود مقدمه خنثیسازی تهدید و عقیم گذاشتن آن است.
آمریكاییها در چند هفته گذشته به اظهاراتی مبتنی بر تهدید خود علیه جمهوری اسلامی افزودهاند. رد پای این تهدیدات میتوان را از 11 اكتبر (نوزدهم مهر ماه) دید كه سناریوی رسوای «منصور ارباب» را در بالاترین سطح دیپلماسی خود عنوان كردند. در آن ماجرا رئیسجمهور، معاون رئیسجمهور، وزیر امور خارجه، وزیر خزانهداری، وزیر دادگستری، رئیس پلیس امنیت داخلی (FBI) به میدان آمدند و هركدام به نوبه خود واژگان بینظیری همچون «واكنش احتمالی واشنگتن»، «اجرای اشدّ مجازات علیه ایران» و «تقابل ایران با امنیت بینالملل» را در سخنان خود به كار بردند.
سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی به مقتضای «رُدُّ الحجر من حیثُ جاء» به تهدیدهای غرب پاسخی درخور دادند. مواضع بعدی مقامات آمریكایی و فرانسوی هم دو چیز را به اثبات رساند؛ اول اینكه آنها واقعاً در فكر تهدید ایران بودهاند و دوم اینكه از واكنش ایران دچار نگرانی جدی شدهاند.
در عین حال كاملاً واضح بود كه آمریكاییها به دنبال تركاندن یك بمب خبری به اندازه ماجرای 11 سپتامبر بودند و گمان نمیكردند آن همه سر و صدا ظرف یكی دو روز در خود آمریكا هم فروكش كند. همزمان با این مسئله، آمریكاییها روی گزارش «احمد شهید» و گزارش «یوكیو آمانو» هم حساب كرده و معتقد بودند این 3 به مثابه 3 اقدام ضربتی پیاپی میتواند از یك سو به شكلگیری یك جبهه منسجم بینالمللی بینجامد كه 17 ماه پس از صدور قطعنامه 1929 دیگر اثری از آن باقی نمانده بود. از سوی دیگر گمان میكردند كه به مثابه یك برگ برنده، موقعیت داخلی حزب دموكرات و اوباما را بهبود بخشد. علاوه بر این دو نیز میتوانست به موقعیت ایران در سطح منطقه آسیب بزند و مرحم زخم رژیمهای وابسته و در حال سقوط عربی باشد. بر این اساس، طی یك ماه اخیر شاهد فشار تبلیغاتی فزایندهای علیه جمهوری اسلامی ایران بودهایم.
رهبر انقلاب و تهدیدهای آمریكا
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این فاصله طی چند نوبت به این اعمال فشارها پاسخ دادند كه میتوان به سخنان ایشان در سفر كرمانشاه و دیدار با دانشآموزان و دانشجویان اشاره كرد. اما سخنان ایشان در در روز پنجشنبه نوزدهم آبان سال جاری و در دانشگاه امام علی علیهالسلام ارتش و پاسخ قاطع و محكم به تهدیدها معنی و مفهوم جدیدی داشت كه سبب تأمل فراوان دشمن شد: «ما ملتى هستيم كه هرگونه تجاوز را، بلكه هرگونه تهديد را، با استوارى و با قدرت كامل پاسخ خواهيم داد.» همچنین فرمودند: «ما در مقابل تهديد، تهديد میكنيم. هر كسى فكر تجاوز به جمهورى اسلامى ايران در مخيلهاش خطور كند، بايد خود را آمادهى دريافت سيلىهاى محكم و مشتهاى پولادين كند.» و نیز این خطاب ایشان كه: «پاسخ ملت ايران به هرگونه تعرضى، هرگونه تجاوزى، بلكه هرگونه تهديدى، پاسخى خواهد بود كه از درون، آنها را از هم خواهد پاشيد و متلاشى خواهد كرد.»
اگر بخواهیم مبانی تحلیلی این كلام راهبردی را نشان دهیم كه: «هر گونه تهدید را با قدرت كامل پاسخ خواهیم داد»، باید به ماهیت تهدید و تهدیدهایی اشارهای داشته باشیم كه این روزها برخی مجامع غربی از آن سخن میگویند. تهدید ماهیتاً جنبه سختافزاری دارد و بر خلاف تصور رایجی كه آن را به دو حوزه سخت و نرم یا گرم و سرد تقسیم میكنند، تهدید ماهیتاً سخت و گرم است. نگاه به سخنان مقامات آمریكایی و فرانسوی نیز این نكته را تأكید میكند كه آنان نه از موضعی نرم و نه بر مبنای یك برنامهریزی درازمدت، كه از موضعی سخت و مبتنی بر اقدامات آن حرف میزنند و از این رو پاسخ آن هم باید از موضعی سخت و گرم باشد.
سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی به مقتضای «رُدُّ الحجر من حیثُ جاء» به تهدیدهای غرب پاسخی درخور دادند. مواضع بعدی مقامات آمریكایی و فرانسوی هم دو چیز را به اثبات رساند؛ اول اینكه آنها واقعاً در فكر تهدید ایران بودهاند و دوم اینكه از واكنش ایران دچار نگرانی جدی شدهاند. مقامات فرانسه و از جمله دستگاه رسمی آن یعنی وزارت خارجه، باصراحت احتمال درگیری نظامی را رد كردند. آمریكاییها نیز با مضامینی مشابه درگیری با ایران را از سوی خود یا رژیم صهیونیستی مردود شمردند. در این بین وزیر دفاع آمریكا از صراحت بیان بیشتری استفاده كرد.
این ابزارها برای تهدید كردن كفایت میكند اما برای واداشتن طرف مقابل به تسلیم كفایت نمیكند. اگر ملتی احساس كند كه میتواند دشمن خود را شكست دهد، آن وقت سناریوی تهدید مشكلی را از دشمن حل نمیكند.
آمریكا و دشواریهای زیادهخواهی
آمریكا از موضع یك كشور میتواند به رایزنی با دیگران «برای رسیدن به راهحل» بپردازد. در این صورت ناچار است خواسته خود را تنزل داده و به «حدی» از خواستهها بسنده كند. بهعنوان مثال آمریكاییها پس از گرفتن یك نامه فاقد حمایت كشورهای عضو آژانس از آمانو، در صدد برآمدند تا قطعنامهای كه حاوی تأیید مفاد نامه مدیركل آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نیز تأییدكننده ادعاهای اخیر آمریكا ذیل عنوان «مطالعات ادعایی» را از آژانس بگیرند، اما وقتی پای رأی دیگران به میان آمد ناچار شدند به قطعنامهای رضایت بدهند كه حاوی تأیید گزارش آمانو به شورای امنیت نبود و در همان حال تكلیفی جز گفتوگو با آژانس را بر دوش ایران نمیگذاشت. این قطعنامه بر موضوعی تأكید كرد كه در فضایی عادی هم قابل دسترسی بود.
مثال دوم تلاش آمریكا برای صدور قطعنامهای ضد تروریستی علیه ایران در شورای امنیت و سپس در مجمع عمومی سازمان ملل بود. آمریكاییها كه علیرغم اعزام رئیسجمهورشان به مسكو و پكن نتوانستند این دو عضو دائم شورای امنیت را برای صدور قطعنامه ضد ایرانی بهدست آورند به ناچار به مجمع عمومی سازمان ملل مراجعه كرده و تنها زمانی توانستند از مجمع عمومی مصوبه بگیرند كه در آن نامی از ایران برده نشده و تعهدی را متوجه كشورهای خاصی نمیكرد. در این قطعنامه هیچ نشانهای از صحهگذاشتن كشورها بر ادعای 11 اكتبر آمریكا ـ ماجرای دروغین منصور ارباب ـ نبود.
این موضوع نشان میدهد كه آمریكاییها قادر به حل مشكلات خود در عرصه بینالمللی نبوده و آنگونه كه وانمود میكنند، قدرتمند نیستند و جامعه جهانی را هم پشت سر خود ندارند. اما با این وجود آمریكا تهدید میكند چون برای تهدید كردن نیازی به موافقت دیگران نیست. مسئولان این كشور ابزار تهدید را در اختیار دارند و براساس قرائن و شواهد، دارای بزرگترین و مجهزترین ارتش و برجستهترین امكانات هستند. این ابزارها برای تهدید كردن كفایت میكند اما برای واداشتن طرف مقابل به تسلیم كفایت نمیكند. اگر ملتی احساس كند كه میتواند دشمن خود را شكست دهد، آن وقت سناریوی تهدید مشكلی را از دشمن حل نمیكند.
منبع: khamenei.ir


