صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ترحم ممنوع!

زهرا تعالی
کد خبر: ۲۰۳۳۵۱
| |
3130 بازدید
من میتوانم، یعنی باید بتوانم، برای اثبات خودم هم که شده باید بتوانم!

اینها جملاتی است که آن دسته از انسانها که از نظر جسمی دچار مشکلات زیستی هستند، هر روز با خود تکرار می‌کنند تا یادشان نرود که قرار است بتوانند! نه اینکه کنج عزلت گزیده و ته‌مانده امیدی که در خانه دلشان هست، با نگاهها و حرفهای نسنجیده‌ی یک عده‌ای که تصور می‌کنند چون بدن سالمی دارند پس زندگی از آن آنهاست، از بین برود و خاموش شود.

خداوند به همه مخلوقاتش یکسان نعمت و موهبت عطا می‌کند، حال ممکن است یکی جسم سالم و تنومندی داشته باشد ولی از قوای فکر و اندیشه‌ی خیلی قوی و خلاقی برخوردار نباشد و برعکس کسانی هم هستند که از نظر جسمی دچار معلولیت و نقصان هستند و این امر، زندگی روزمره آنها را دشوار و دچار آسیب می‌کند، ولی همین افراد ممکن است دارای یک سری توانمندی‌ها و خلاقیتهای فکری و ذهنی بوده و این نقطه قوت همه کمبودهایشان را جبران کند.

با این توان آنها جای خود را در جامعه و بین مردم باز می‌کنند.

هستند کسانی که مثلا از داشتن نعمت دست محروم هستند ولیکن همین ها قادرند بخوبی با انگشتهای پای خود، زیباترین تصاویر و نقوش را خلق کنند و آیتی از زیبایی و زیبایی دوستی خالق بی همتای خود را به نمایش بگذارند و توجه همگان را چه آنهایی که از ابتدا به توان این هنرمندان اعتقاد و باور داشتند و چه آنهایی که  این افراد را بدون هیچ دلیل منطقی و قانع کننده‌ای طرد می‌کر‌دند و هرگز تصور نمی‌کردند کاری از دستشان بر بیاید، جلب کنند.

به راستی همه ما که از نعمتی مثل "دست" بهره مندیم، می‌توانیم بخوبی کم‌توانان جسمی نقاشی یا خطاطی کنیم؟!

خداوند در برابر هر فردی برای رسیدن به اهداف بزرگ و کمالات انسانی، راهی را گشوده و هیچ کس از این مرحمت الهی محروم نیست. ممکن است راهها و وسایل طی طریق به سمت سعادت و جاودانگی متفاوت باشد ولی مقصد نهایی یکی است و همه سرانجام قرار است به یک نقطه‌ی واحد دست یابند.

آری این کلمات و جملات را همه ما می‌دانیم و موقع شنیدن و خواندنش هم سری به نشانه تایید و تصدیق تکان می‌دهیم؛ ولی آیا اگر همین امروز با یک کم‌توان جسمی روبرو شویم، با او مثل یک انسان عادی برخورد می‌کنیم یا باز بی‌انصافی کرده و دوباره عینک ترحم‌های بی مورد و نگاههای معنی‌دار را به چشم زده و با این عمل فقط آنها را می‌رنجانیم؟!

چرا در جامعه ما هنوز هم که هنوز است چشمها شسته نشده و جور دیگر نگاه نمی‌شود؟

چرا هیچ‌گاه سعی نمی‌کنیم در اتوبوس و تاکسی و مترو و یا حتی در خیابان با این افراد عادی برخورد کنیم و نقصشان را به رویشان نیاوریم. تازه اگر کاری هم انجام دهیم، ترحم می‌کنیم و مثل کودک خردسالی که از پس کارهای معمولی خود هم برنمی‌آید به آنها توجه می‌کنیم. فکر هم نمی‌کنیم که از این طرز تلقی ما ناراحت و رنجیده خاطر می‌شوند و حس می‌کنند که با ما فرق دارند و از ما نیستند ...

ریشه این رنجش و طرز تلقی آنها در ترحم‌های نابجای ماست. در اشتباهاتی که مرتکب می‌شویم و تلاشی هم برای اصلاحش نمی‌کنیم. اگر حقیقتا به  فکر این عزیزان هستیم و می‌خواهیم خوشحال و راضی باشند باید از راه دیگری وارد شویم و به آنچه که واقعا نیاز دارند بپردازیم.

مثلا هیچ به این فکر کرده‌ایم که چند درصد از سامانه حمل و نقل شهری ما مجهز به سیستم خدمات به معلولان است؟ یا در چند مترو دیده‌اید که برای عبور و مرور  و وارد شدن به  داخل سالن فضایی برای افرادی که با ویلچر قصد سفرهای داخلی و خارجی دارند اختصاص داده باشند؟ یا چند ارگان و اداره و سازمان چندین طبقه که میلیونها تومان صرف زیبایی و چشم‌نوازی نمای بیرونی ساختمانش کرده، وجود دارد که برای سهولت رفت و آمد معلولان تدابیری اتخاذ کرده باشد؟

یادم هست که چندی پیش از همین تلویزیون خودمان فیلم صد ثانیه‌ای برتر از جشنواره فیلم صد را پخش کرد! تصور کنید موضوع این فیلم برتر چه بود!

 این که عده ای برای افتتاح پله برقی یک پل هوایی از یک معلول خواسته بودند که روبان قرمز را به نشانه آغاز به کار پله برقی قیچی بزند، بعد از آن اطرافیان یکی پس از دیگری روی پله  برقی قرار گرفتند و بالا رفتند ولی انگار یادشان رفته بود راهی هم برای بالا رفتن همان معلولی که اتفاقا هم او مثلا پله برقی را افتتاح کرده بود، پیدا کنند و بی اعتنا گذشتند و عاقبت هم علی ماند و ...

این دردها گفتنش هم درد است! چرا فکر می‌کنیم معلولان و روشندلان جامعه ما به اینکه ما دستهایشان را هنگام عبور از خیابان بگیریم و یا کمی بیشتر به خودمان زحمت بدهیم و چرخ ویلچرشان را از دوسه پله بالا ببریم نیازمندند؟ نه! آنها به این امور جزیی نیازی ندارند، آنها می‌خواهند که در کشوری که در آن زندگی می‌کنند همه ارگانها و مسئولانش، درهنگام شروع هر پروژه عمرانی و یا افتتاح هر بیمارستان و ورزشگاه و مدرسه و وزارت خانه‌ای، فکری هم به حال این عزیزان بکنند و با تعبیه کردن این سرویسهای خدمت رسانی، باری از دوششان بردارند و به آنها ثابت کنند که ما با شما و به فکر شما هستیم و تنهایتان نمی‌گذاریم و اصلا به هر پروژه‌ای که برای آسودگی و سهولت تردد شما فکری نکره باشد و راهی نیندیشیده باشد مجوز آغاز به کار نمی‌دهیم.

چرا این گونه اموری که کم‌توانان جسمی ما بیشتر از نان شب به آن احتیاج دارند تامین نمی‌شود و فقط وقتی در خیابان می‌بینمشان، تازه یادشان می‌کنیم؟

بله هستند کسانی که به کار وتلاش موثر ما برای راحتی و رفاهشان بیشتر نیاز دارند تا نگاه ترحم آمیز و آنی ما که ساعتی بعد هم فراموش می‌کند آنچه را که دیده... و باز هم دوباره غرق در روزمرگی خود می‌شویم و باز روز از نو و روزی از نو...

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟