صنعت کشور نیاز به معرفت دارد
ابوالفتح نیکنام، عضو کمیسیون صنایع و معادن و نماینده مردم رامسر و تنکابن در مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو تفصیلی با نشریه وارش، به بررسی روز جهانی استاندارد و وضعیت این شاخص در کشور پرداخته است، که در ذیل میخوانید.
شما یکی از منتقدان جدی بسیاری از صنایع داخلی از جمله خودروسازی هستید، علتهای اصلی شما برای این انتقادها چیست؟
به عقیده من هر کسی که وارد صنعت میشود، ورود او باید با این باور همراه باشد که میخواهم نیاز این مردم را به کالاهای خوب و بهطور نسبی ارزان مرتفع کنم، این باور، نیاز امروز صنعت کشور ما است، صنعت محلی برای مال اندوزی نیست؛ مردم دنیا جنس خوب و به نسبت ارزان میخواهند، نه جنس پست ارزان یا جنس خوب گران که هیچ کدام بازار ندارند و از همه بدتر جنس پست گران است که فاجعه بهشمار میآید و بدترین نوع فعالیت اقتصادی است، تلاش ما باید تحقق بخش اول باشد و هر کس با این دیدگاه وارد شود، به طور قطع در صنعت موفق خواهد شد، مگر این که مسائل خاصی در حوزه اقتصادی بهوجود آید، استاندارد جهانی نیز همین کالا را میپسندد، از بد حادثه صنعت ما به این سمت حرکت نمیکند و بهویژه در حوزه اتومبیل شاهد جنس به نسبت پست و گران هستیم.
صنعت خودروسازی به هر حال چه به لحاظ کیفیت و چه قیمت قابل رقابت با نمونههای خارجی نیست و بهنظر میرسد نیاز به زمان بیشتری برای توانمندی و رقابت دارد.
چقدر زمان؟ الان در ناکجا آباد دنیا، حتی در کشورهای آفریقایی ماشینی مانند نیسانهای ساخت داخل، تولید نمیشود، شما از این ماشین پستتر و گرانتر دیدهاید، بهطور قطع جوابتان منفی خواهد بود، این ماشین هیچگونه معیاری از معیارهای استاندارد را ندارد، اما خودروسازی این ماشین را به راحتی در اختیار سختکوشترین افراد جامعه قرار میدهد، بههمین علت است که میگویم آنهایی که وارد صنعت میشوند باید آن قدر معرفت داشته باشند که به سمت تولید جنس خوب و ارزان بروند.
یکی از گلایههای صنعتکاران، عدمتحقق کامل بستههای حمایتی برای بخش تولید است، بهنظر میرسد در این شرایط، صنایع داخلی با افت کیفی بیشتری روبهرو شوند.
من هیچ اعتقادی به بستههای حمایتی برای صنایع نداشتم و ندارم، ما پیش از هدفمندی یارانهها نیز کالاهایی تولید میکردیم که نمونههای خارجی آن به ایران میآمد، برای روشنتر شدن موضوع مثال میزنم، ماکارونیای که در ایران تولید میشود، نمونه مشابه ترکیهای نیز دارد، در واقع دو کشور ماشینآلات مشابه آن را از ایتالیا خریداری کردهاند، در نتیجه از نظر تکنولوژی بهطور کامل مشابه همدیگر هستیم، تولیدکننده داخلی با سوخت ۱۶ تومانی این محصول را تولید میکرد و تولیدکننده ترک با سوخت هزار تومانی، ترکها دستمزد ساعتی هفت دلاری پرداخت میکردند و ما حداکثر ساعتی یک دلار، ما از انرژی ۲۲ تومانی بهره میبردیم و تولیدکننده ترک از انرژی ۱۳۰ تومانی. در نهایت هر دو محصولهای خود را به بازار عرضه میکردند، اما باز هم جنس ترک ارزانتر از نمونه ایرانی بود و اگر گمرک جنس ترکی را گران نمیکرد، ماکارونی داخلی ورشکست میشد، حال سؤال من این است که این فاصله کجا است؟
صنعتداران کشور ما بزرگترین زمینداران هم هستند، در حالی که این اتفاقی طبیعی نیست، صنعتکاران بزرگ، حاصل درآمد خود را باز در صنعت سرمایهگذاری میکنند و صنعت را به لحاظ کمی و کیفی رشد میدهند، با یک حساب سرانگشتی و نمونههای فراوان موجود، باید گفت نه تنها یارانه و بستههای حمایتی نباید در اختیار صنعت قرار گیرد که نظارت نیز باید بر آنها بیشتر شود، وضعیت صنایع در واقع اجحافی به مردم کشور بود که در شرایط فعلی اوضاع بهتر شده است، شما از کفش و لباس گرفته تا اتومبیل، کدام یک از آنها ارزانتر از جنس چینی در داخل تولید میشود، با این که آنها پول بیشتری برای انرژی و نیروی انسانی میپردازند، به همین علت معتقدم بستههای حمایتی گول زدن است و پروارتر کردن صاحبان بسیاری از صنایع داخلی.
با توضیحاتی که شما ارائه میکنید، علت این که تولیدهای داخلی کیفیت مناسبی ندارند، چیست و استاندارد چه جایگاهی در این میان دارد؟
من در جلسهای که با حضور بسیاری از مدیران و صنعت گران بزرگ برگزار شده بود، به این مسئله پاسخ دادم و گفتم صنعتگران ما میخواهند یک شبه ره یکصد ساله بروند و هر کدام بهدنبال امپراتوری خودشان هستند، در واقع بسیاری از صنعتکاران برای منافع ملی کار نمیکنند و نگاهی فردی دارند، در دنیا کسانی که در صنعت کار میکنند، درآمدهاشان را صرف توسعه آن میسازند، به اینکه زمین و املاک بخرند، این صنایع در داخل نیز حداقل استانداردها را دریافت میکنند.
یعنی مهمترین مشکل موجود در صنعت، نبود وجدان کاری است؟
نه، مشکل معرفت ملی است، کشور ما نیاز به معرفت ملی دارد، کشورهای صنعتی و بزرگ دنیا با وجود اینکه مانند ما از منابع معرفتی بهره نبردهاند، اما به واسطه همین معرفت رشد کردهاند، یعنی تنها به سود و زیان خود نپرداختند و سود مملکت را بر سود خود ترجیح دادند، ما در کشورمان فقط منافع فردی را میبینیم، برای برونرفت از مسائل و مشکلهای موجود نیاز به تعریف جدید از جذب صنعتکار داریم، بهعنوان مثال ما معتقدیم کاسب حبیب خدا است، اما کدام کاسب، آیا کاسبی که جنس قاچاق میخرد و میفروشد هم حبیب خدا است، او جنس قاچاق را ۵۰۰ تومان میخرد و پنج هزار تومان میفروشد پس نمیتواند حبیب خدا باشد، این موضوع درباره صنعت کشور نیز مصداق دارد، صنعتگر واقعی کسی است که با همه عشق و آرزویش دنبال ایجاد جنس ارزان و با کیفیت مناسب باشد تا ملت خود را از نیاز به بیگانه باز دارد، این نیاز کشور است که باید عملیاتی شود.


