سیستم آموزشی کشور در یک نگاه
کد خبر: ۱۹۴۷۲۶
| | 2703 بازدید
در چند سال اخیر بهعلت سیاستهای جدید تنظیم خانواده و مشکلهای مالی و اقتصادی خانوادهها تعداد فرزندان هر خانواده به دو فرزند کاهش یافته که این موضوع موجب شده تعداد دانشآموزان بهویژه در مقطع ابتدایی رشد منفی داشته باشد که این رشد منفی بهتدریج به مقاطع بالاتر هم تسری یافته است و اکنون تعداد داوطلبان ورود به دانشگاه هم نسبت به سالهای قبل کمتر شده است.
عبدالرضا ترابی عضو کمیسیون اقتصادی و نماینده مردم گرمسار در مجلس شورای اسلامی، در یادداشتی که در هفتهنامه کویر منتشر شده است، به تشریح سیستم آموزشی کشورپرداخته است، که در ذیل میخوانید.
بر اساس قانون جدید آموزش و پرورش دانشآموزان قبل از ورود به سامانه آموزشی و در مقطع دبستان باید دو سال در مهد کودک و مقطع پیشدبستانی آموزش ببینند.
در چند سال اخیر بهعلت سیاستهای جدید تنظیم خانواده و مشکلهای مالی و اقتصادی خانوادهها تعداد فرزندان هر خانواده به دو فرزند کاهش یافته که این موضوع موجب شده تعداد دانشآموزان بهویژه در مقطع ابتدایی رشد منفی داشته باشد که این رشد منفی بهتدریج به مقاطع بالاتر هم تسری یافته است و اکنون تعداد داوطلبان ورود به دانشگاه هم نسبت به سالهای قبل کمتر شده است، بر همین اساس جمعیت دانشآموزی کشور از حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیون نفر در سالهای گذشته به حدود ۱۲ میلیون نفر در این سالها رسیده است، در بسیاری از روستاهای کشور بهعلت نبود دانشآموز در مقطع ابتدایی، مدارس تعطیل شده است، بهطور حتم زمانی که تعداد دانشآموزان در مقطعهای مختلف کمتر میشود باید امکانهای و خدمات بهتری به افراد تعلق بگیرد، زیرا خدماتی که در گذشته به جمعیت بیشتری از افراد ارائه میشد اکنون به جمعیت کمتری تعلق میگیرد، اما باید توجه داشته باشید که افزایش نرخ تورم، بالا رفتن توقعهای دانشآموزان و بحث حقوق و دستمزد معلمان و استادها موجب میشود سرانه بودجهای که در سامانه دولتی به هر دانشآموز و دانشجو تعلق میگیرد افزایش یابد و پاسخگوی نیاز فعلی نباشد.
البته باید در نظر داشت بهرغم کاهش تعداد دانشآموزان در مقاطع مختلف، بودجه مصوب این بخش نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش هم یافته است، اکنون سالانه افزونبر هشت تا ۱۰ میلیارد دلار بودجه به بخش آموزش و پرورش تعلق میگیرد و حتی هنوز هم در پایان سال برای بودجههای جاری مانند پرداخت سنوات فرهنگیان با مشکل روبهرو میشوند که در این میان باید بودجههای عمرانی مورد نیاز این بخش را جداگانه حساب کرد.
در بحث آموزش باید به موضوع مدارس غیرانتفاعی هم تأکید کنیم که ۱۵ درصد مدارس ما را در سراسر کشور تشکیل میدهد، این موضوع خود به یکی از مشکلهای خانوادهها در بحث آموزش تبدیل شده است، در مدارس دولتی موضوعی که مطرح میشود این است که مبادا معلمان و کادر آموزشی مجرب جذب مدارس غیرانتفاعی شود و معلمان مدارس دولتی از تجربه و تبحر کافی در امر آموزش برخوردار نباشند، در برخی از این مدارس غیرانتفاعی هم کار خاصی در امر آموزشی انجام نمیشود اما مدارس اقدام به دریافت شهریههای بسیار بالایی در مقاطع تحصیلی مختلف میکنند.
در مقطع دبیرستان که یکی از مقاطع بسیار مهم آموزشی است بحث انتخاب رشته دانشآموزان مطرح میشود، هم اکنون دانشآموزان مقاطع دبیرستان میتوانند در رشته ریاضی فیزیک، علوم تجربی، انسانی، کارودانش و فنی و حرفهای تحصیل کنند و در مقاطع بالاتر هر کدام رشته دانشگاهی خاصی برای خود انتخاب کنند، اما آنچه از میان رشتههای موجود مورد توجه قرار میگیرد و در آینده هم بازار کار مناسبی دارد، رشتههای کار و دانش و فنی و حرفهای است که دانشآموزان در همان مقطع دبیرستان دروس عملی را آموزش میبینند و میتوانند بعد از پایان دبیرستان هم وارد بازار کار شوند.
کادر مجرب در سامانه آموزشی از اهمیت بهسزایی برخوردار است، بهویژه در مقطع اول دبستان، بنابراین لازم است که بهترین معلمها حتی با مدرک دکترا در مقطع اول دبستان تدریس کنند، زیرا این مقطع پایه تحصیلی و یکی از مهمترین مقاطع آموزشی است، لازم است آموزش و پرورش هم به این موضوع توجه کند و کادر آموزشی مجربی را برای این مقاطع تربیت کند.
اما در سامانه آموزش عالی و دانشگاهها؛ با توجه به کاهش تعداد دانشآموزان در مقاطع متوسطه، تعداد متقاضیان ورود به دانشگاهها هم کاهش مییابد، اکنون سالانه افزونبر یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر متقاضی ورود به دانشگاهها در کنکور شرکت میکنند، بنابر بحثهای بسیار زیاد هم سامانه آموزشی درصدد است که از سال ۹۰ یا ۹۱ هم کنکور را حذف کند، اما با توجه به رشد منفی تعداد دانش جویان و دانشآموزان شاید حتی نیاز به تصویب حذف کنکور هم نباشد، زیرا ما به تعداد متقاضیان ورود به دانشگاه، ظرفیت پذیرش دانشجو داریم و سامانه آموزش عالی قادر به جذب کلیه متقاضیان کنونی است.
نکتهای که بهویژه در بحث آموزش عالی باید به آن توجه کرد موضوع تناسب رشتههای دانشگاهی با بازار کار است، دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتههای مختلف باید بهنحوی آموزش ببینند که برای ورود به بازار کار آماده باشند، همچنین با توجه به هزینههای بسیار بالای سرانه آموزش برای هر یک از دانشجویان، سامانه آموزشی باید به سمتی حرکت کند که رشتههایی که مورد نیاز نیست حذف شود.
بحث مورد توجه دیگر در آموزش عالی و دانشگاهها موضوع تفکیک جنسیتی است که در ماههای اخیر به آن توجه بسیاری شده است، به عقیده من تفکیک جنسیتی در دانشگاهها تنها موجب ایجاد حساسیت بیشتر میشود، زیرا حتی اگر ما دو جنس مخالف را در دانشگاه از هم جدا کنیم آیا میتوانیم افراد را در اماکن عمومی مانند پارک و خیابان و سایر جاها هم تفکیک کنیم، از طرف دیگر شاید برخی موارد و توجه به جنس مخالف در یکی دو سال اول تحصیل دیده شود اما بدون شک دانشجویان در سالهای سوم و چهارم تنها روی مباحث آموزشی تمرکز میکنند، به عقیده من دانشجویان ما به سطحی از بلوغ فکری و اجتماعی رسیدهاند که موارد مختلف را دانشگاهها رعایت کنند و نیازی به تفکیک جنسیتی نداشته باشند.
عبدالرضا ترابی عضو کمیسیون اقتصادی و نماینده مردم گرمسار در مجلس شورای اسلامی، در یادداشتی که در هفتهنامه کویر منتشر شده است، به تشریح سیستم آموزشی کشورپرداخته است، که در ذیل میخوانید.
بر اساس قانون جدید آموزش و پرورش دانشآموزان قبل از ورود به سامانه آموزشی و در مقطع دبستان باید دو سال در مهد کودک و مقطع پیشدبستانی آموزش ببینند.
در چند سال اخیر بهعلت سیاستهای جدید تنظیم خانواده و مشکلهای مالی و اقتصادی خانوادهها تعداد فرزندان هر خانواده به دو فرزند کاهش یافته که این موضوع موجب شده تعداد دانشآموزان بهویژه در مقطع ابتدایی رشد منفی داشته باشد که این رشد منفی بهتدریج به مقاطع بالاتر هم تسری یافته است و اکنون تعداد داوطلبان ورود به دانشگاه هم نسبت به سالهای قبل کمتر شده است، بر همین اساس جمعیت دانشآموزی کشور از حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیون نفر در سالهای گذشته به حدود ۱۲ میلیون نفر در این سالها رسیده است، در بسیاری از روستاهای کشور بهعلت نبود دانشآموز در مقطع ابتدایی، مدارس تعطیل شده است، بهطور حتم زمانی که تعداد دانشآموزان در مقطعهای مختلف کمتر میشود باید امکانهای و خدمات بهتری به افراد تعلق بگیرد، زیرا خدماتی که در گذشته به جمعیت بیشتری از افراد ارائه میشد اکنون به جمعیت کمتری تعلق میگیرد، اما باید توجه داشته باشید که افزایش نرخ تورم، بالا رفتن توقعهای دانشآموزان و بحث حقوق و دستمزد معلمان و استادها موجب میشود سرانه بودجهای که در سامانه دولتی به هر دانشآموز و دانشجو تعلق میگیرد افزایش یابد و پاسخگوی نیاز فعلی نباشد.
البته باید در نظر داشت بهرغم کاهش تعداد دانشآموزان در مقاطع مختلف، بودجه مصوب این بخش نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش هم یافته است، اکنون سالانه افزونبر هشت تا ۱۰ میلیارد دلار بودجه به بخش آموزش و پرورش تعلق میگیرد و حتی هنوز هم در پایان سال برای بودجههای جاری مانند پرداخت سنوات فرهنگیان با مشکل روبهرو میشوند که در این میان باید بودجههای عمرانی مورد نیاز این بخش را جداگانه حساب کرد.
در بحث آموزش باید به موضوع مدارس غیرانتفاعی هم تأکید کنیم که ۱۵ درصد مدارس ما را در سراسر کشور تشکیل میدهد، این موضوع خود به یکی از مشکلهای خانوادهها در بحث آموزش تبدیل شده است، در مدارس دولتی موضوعی که مطرح میشود این است که مبادا معلمان و کادر آموزشی مجرب جذب مدارس غیرانتفاعی شود و معلمان مدارس دولتی از تجربه و تبحر کافی در امر آموزش برخوردار نباشند، در برخی از این مدارس غیرانتفاعی هم کار خاصی در امر آموزشی انجام نمیشود اما مدارس اقدام به دریافت شهریههای بسیار بالایی در مقاطع تحصیلی مختلف میکنند.
در مقطع دبیرستان که یکی از مقاطع بسیار مهم آموزشی است بحث انتخاب رشته دانشآموزان مطرح میشود، هم اکنون دانشآموزان مقاطع دبیرستان میتوانند در رشته ریاضی فیزیک، علوم تجربی، انسانی، کارودانش و فنی و حرفهای تحصیل کنند و در مقاطع بالاتر هر کدام رشته دانشگاهی خاصی برای خود انتخاب کنند، اما آنچه از میان رشتههای موجود مورد توجه قرار میگیرد و در آینده هم بازار کار مناسبی دارد، رشتههای کار و دانش و فنی و حرفهای است که دانشآموزان در همان مقطع دبیرستان دروس عملی را آموزش میبینند و میتوانند بعد از پایان دبیرستان هم وارد بازار کار شوند.
کادر مجرب در سامانه آموزشی از اهمیت بهسزایی برخوردار است، بهویژه در مقطع اول دبستان، بنابراین لازم است که بهترین معلمها حتی با مدرک دکترا در مقطع اول دبستان تدریس کنند، زیرا این مقطع پایه تحصیلی و یکی از مهمترین مقاطع آموزشی است، لازم است آموزش و پرورش هم به این موضوع توجه کند و کادر آموزشی مجربی را برای این مقاطع تربیت کند.
اما در سامانه آموزش عالی و دانشگاهها؛ با توجه به کاهش تعداد دانشآموزان در مقاطع متوسطه، تعداد متقاضیان ورود به دانشگاهها هم کاهش مییابد، اکنون سالانه افزونبر یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر متقاضی ورود به دانشگاهها در کنکور شرکت میکنند، بنابر بحثهای بسیار زیاد هم سامانه آموزشی درصدد است که از سال ۹۰ یا ۹۱ هم کنکور را حذف کند، اما با توجه به رشد منفی تعداد دانش جویان و دانشآموزان شاید حتی نیاز به تصویب حذف کنکور هم نباشد، زیرا ما به تعداد متقاضیان ورود به دانشگاه، ظرفیت پذیرش دانشجو داریم و سامانه آموزش عالی قادر به جذب کلیه متقاضیان کنونی است.
نکتهای که بهویژه در بحث آموزش عالی باید به آن توجه کرد موضوع تناسب رشتههای دانشگاهی با بازار کار است، دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتههای مختلف باید بهنحوی آموزش ببینند که برای ورود به بازار کار آماده باشند، همچنین با توجه به هزینههای بسیار بالای سرانه آموزش برای هر یک از دانشجویان، سامانه آموزشی باید به سمتی حرکت کند که رشتههایی که مورد نیاز نیست حذف شود.
بحث مورد توجه دیگر در آموزش عالی و دانشگاهها موضوع تفکیک جنسیتی است که در ماههای اخیر به آن توجه بسیاری شده است، به عقیده من تفکیک جنسیتی در دانشگاهها تنها موجب ایجاد حساسیت بیشتر میشود، زیرا حتی اگر ما دو جنس مخالف را در دانشگاه از هم جدا کنیم آیا میتوانیم افراد را در اماکن عمومی مانند پارک و خیابان و سایر جاها هم تفکیک کنیم، از طرف دیگر شاید برخی موارد و توجه به جنس مخالف در یکی دو سال اول تحصیل دیده شود اما بدون شک دانشجویان در سالهای سوم و چهارم تنها روی مباحث آموزشی تمرکز میکنند، به عقیده من دانشجویان ما به سطحی از بلوغ فکری و اجتماعی رسیدهاند که موارد مختلف را دانشگاهها رعایت کنند و نیازی به تفکیک جنسیتی نداشته باشند.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



