اين عكس فتوشاپي نيست!
سرويس اقتصادي- اختلاس 3000 ميلياردي اخير برخي وبلاگ نويسان را به ياد مساله نابرابري هاي اجتماعي انداخت به راستي با 3000 ميليارد توماني كه نبودش را در سيستم بانكي احساس نكرد چند بي خانمان را مي شد خانه دار كرد؟
وبلاگ براي اقتصاد ايران در مطلبي با دو عكس اختصاصي به همين مساله پرداخت:
ميهمان ناخوانده
در حالی که شیرخوار گاه آمنه میزبان میهمانان گرامی است و حتی مقدم آنها را گرامی می دارد این کودک که در اصل صاحب خانه است روی سنگفرش خیابان ولیعصر تهران کنار در شیرخوار گاه خوابیده است.
جمعه صبح وقتی داشتم با اتوبوس های خط راه آهن- تجریش به سمت
تجریش می رفتم منظره عجیبی ابتدا شوکه و سپس ناامیدم کرد.
قصد این که مطلب سیاسی بنویسم ندارم ولی احساس می کنم این کودک به گونه ای نمادین نقش صاحبان انقلاب( پابرهنه ها و ذاغه نشین ها) را بازی می کند.
وقتی اتوبوس در ایستگاه ایستاد چشمم به صورت نا خودآگاه جذب رنگ فسفری پارچه نوشته شد و متن قرمز رنگش موجب شد چند ثانیه ای نگاهم را ثابت باقی بماند اما لحظه ای بعد کودک خفته در پیاده رو بود که نگاهم را ربود.
به قدری این کودک معصومانه و آرام خفته بود که پیش خود گفتم آیا من و امثال من که شب در رخت خواب گرم و نرم خود می خوابیم می توانیم به راحتی این کودک بخوابیم یا نه!؟
به یک باره تصویر اول و تصویر دوم مثل پازلی در ذهنم چیده شد و مثل زنگ در گوشم صدا زد.
این تابلو نوشته، کودکی خفته در پیاده رو! این شیر خوارگاه به چه کسی تعلق دارد؟ میهمانان یا کودکان؟!
چرا مقدم این کودک گرامی داشته نشد؟
انقلاب متعلق به کیست گروه اختلاس گران(بخوانید دزدان) یا قشر مستضعف ( همان ضعیف نگه داشته شده)؟
چرا یک کشاورز باید بخاطر نرسیدن اعتبار 10 میلیون تومانی کل محصول یک ساله اش نابود شود (به عبارت دیگر یکسال زندگی او و خانواده اش حرام شود) اما گروهی که کم کم تعدادشان در حال افزایش است 2800 میلیارد تومان اعتبار جذب کنند.
مسئولین هم که فعلا دعوای زرگری راه انداخته اند! که چه کسی کاشف اختلاس بوده است!
خدا به راه راست هدایتشان کند! خدا ...
به نظر می رسد صاحبان انقلاب هم مقدمشان گرامی داشته نمی شود!!!!!!


وبلاگ براي اقتصاد ايران در مطلبي با دو عكس اختصاصي به همين مساله پرداخت:
ميهمان ناخوانده
در حالی که شیرخوار گاه آمنه میزبان میهمانان گرامی است و حتی مقدم آنها را گرامی می دارد این کودک که در اصل صاحب خانه است روی سنگفرش خیابان ولیعصر تهران کنار در شیرخوار گاه خوابیده است.
جمعه صبح وقتی داشتم با اتوبوس های خط راه آهن- تجریش به سمت
تجریش می رفتم منظره عجیبی ابتدا شوکه و سپس ناامیدم کرد.
قصد این که مطلب سیاسی بنویسم ندارم ولی احساس می کنم این کودک به گونه ای نمادین نقش صاحبان انقلاب( پابرهنه ها و ذاغه نشین ها) را بازی می کند.
وقتی اتوبوس در ایستگاه ایستاد چشمم به صورت نا خودآگاه جذب رنگ فسفری پارچه نوشته شد و متن قرمز رنگش موجب شد چند ثانیه ای نگاهم را ثابت باقی بماند اما لحظه ای بعد کودک خفته در پیاده رو بود که نگاهم را ربود.
به قدری این کودک معصومانه و آرام خفته بود که پیش خود گفتم آیا من و امثال من که شب در رخت خواب گرم و نرم خود می خوابیم می توانیم به راحتی این کودک بخوابیم یا نه!؟
به یک باره تصویر اول و تصویر دوم مثل پازلی در ذهنم چیده شد و مثل زنگ در گوشم صدا زد.
این تابلو نوشته، کودکی خفته در پیاده رو! این شیر خوارگاه به چه کسی تعلق دارد؟ میهمانان یا کودکان؟!
چرا مقدم این کودک گرامی داشته نشد؟
انقلاب متعلق به کیست گروه اختلاس گران(بخوانید دزدان) یا قشر مستضعف ( همان ضعیف نگه داشته شده)؟
چرا یک کشاورز باید بخاطر نرسیدن اعتبار 10 میلیون تومانی کل محصول یک ساله اش نابود شود (به عبارت دیگر یکسال زندگی او و خانواده اش حرام شود) اما گروهی که کم کم تعدادشان در حال افزایش است 2800 میلیارد تومان اعتبار جذب کنند.
مسئولین هم که فعلا دعوای زرگری راه انداخته اند! که چه کسی کاشف اختلاس بوده است!
خدا به راه راست هدایتشان کند! خدا ...
به نظر می رسد صاحبان انقلاب هم مقدمشان گرامی داشته نمی شود!!!!!!


گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۲۴
پریروز برای ضمانت وام یکی از آشنایان به بانک رفته بودم برای وام 10 میلیونی 3 تا ضامن و از هر ضامن چک 28 میلیونی خواته بودن که خود وام گیرنده هم چون چک نداشت 28 میلیون سفته باید میداد و همه باید پشت امضاء هم میشدن و خلاصه وام با بهره بالای 20 درصد بود!
خاک بر سرمان کنند.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





