هوچی هم به جمع مشاغل پیوست
کد خبر: ۱۸۸۸۴۰
| | 3759 بازدید
سرویس اقتصادی- هوچی البته اگرچه هرگز یک شغل رسمی نبود اما به تعریف کسروی در تاریخ آذربایجان دسته ای را شامل می شده که شبکه ای هماهنگ در رانت جویی سیاسی و اقتصادی بوده اند.
وبلاگ اجتماعی اقتصادی رقصان خلاصه ی این مطلب را از منبع مذکور نقل نمود:
...در آن سیزده سال که از آغاز مشروطه تا این زمان گذشته بود کم کم کسانی پیدا شده بودند که شیوه ی سود جستن و پول اندوختن را از راه دسته بندی و روزنامه نویسی و هیاهو و درآمدن به کارهای کشوری و مانند اینها نیک یاد گرفته بودند. در آن چند سال این گونه کسان از شهرها به تهران آمده و در اینجا دسته ای گردیده بودند. بسیاری از نمایندگان دارالشوری از استانها آمده و پس از پایان یافتن زمان نمایندگی دوباره بازنگشته و پی کاری نرفته و به دیگران پیوسته و از این راه به پول اندوختن و خوش زیستن پرداخته بودند.
این کسان که در آن زمان به نام "هوچی" شناخته شده اند یک جلوگیر بزرگی در راه پیشرفت کارها می بودند. اینان در میان خودشان سامانی و یا با یکدیگر پیمانی نمی داشتند و همگی یک راه نمی پیمودند و بلکه هیچ راهی نمی داشتند و تنها پول و یا کار (یک کار دولتی) می خواستند.
و این بود هر زمان به رنگ دیگری در می آمدند و هرهنگام افزار دست دیگری می شدند. گاهی همگی به هم پیوسته و گاهی دو دسته و سه دسته می گردیدند. کسانی که آن روزها را ندیده اند تنها با شنیدن و خواندن حال آنان را نخواهند دریافت.
یک کابینه که به کارآمدی اینان ازو سودها چشم داشتندی و چون نیافتندی و یا یافتندی و زمانی در میانه گذشتی، به آرزوی برانداختن آن افتاده و در اینجا و آنجا گله و ناخشنودی نمودندی و کم کم دسته بسته و زورمند گردیده و چنان که می خواستند کابینه را از میان بردندی. گاهی نیز کسانی که آرزوی وزیری می داشتند اینان را افزار ساخته و به برانداختن کابینه کوشیدندی.
جنبش مشروطه که توده را به تکان آورد و از میان ایشان مردان جانفشان و غیرتمندی با دلهای پر از سهش و امید برخیزانید کنون پس از سیزده سال به جای آنان این سودجویان می نشستند.
می توان گفت پیشامد کوچ از تهران و آن کوششها که در برابر دو همسایه (روس و انگلیس) کرده شد آخرین جوش و جنبش آزادیخواهان می بود، و چون آن نیز بی هیچ فیروزی به پایان رسید آزادیخواهان به یکبار نومید شدند و نیکانشان به یکبار رها کرده به کنار رفتند و دیگران بدان سان راه سودجویی و هوچیگری را پیش گرفتند. از این هنگام بود که جمله شوم "ما نمی شویم" به زبانها افتاد...
وبلاگ اجتماعی اقتصادی رقصان خلاصه ی این مطلب را از منبع مذکور نقل نمود:
در آینه... (5)
ریشه کلمه "هوچی". برگرفته از کتاب "تاریخ هیجده ساله آذربایجان" جلد دوم "تاریخ مشروطه ایران"، نوشته "احمد کسروی"، چاپ اول، انتشارات "هرمس"، ص 828-830:...در آن سیزده سال که از آغاز مشروطه تا این زمان گذشته بود کم کم کسانی پیدا شده بودند که شیوه ی سود جستن و پول اندوختن را از راه دسته بندی و روزنامه نویسی و هیاهو و درآمدن به کارهای کشوری و مانند اینها نیک یاد گرفته بودند. در آن چند سال این گونه کسان از شهرها به تهران آمده و در اینجا دسته ای گردیده بودند. بسیاری از نمایندگان دارالشوری از استانها آمده و پس از پایان یافتن زمان نمایندگی دوباره بازنگشته و پی کاری نرفته و به دیگران پیوسته و از این راه به پول اندوختن و خوش زیستن پرداخته بودند.
این کسان که در آن زمان به نام "هوچی" شناخته شده اند یک جلوگیر بزرگی در راه پیشرفت کارها می بودند. اینان در میان خودشان سامانی و یا با یکدیگر پیمانی نمی داشتند و همگی یک راه نمی پیمودند و بلکه هیچ راهی نمی داشتند و تنها پول و یا کار (یک کار دولتی) می خواستند.
و این بود هر زمان به رنگ دیگری در می آمدند و هرهنگام افزار دست دیگری می شدند. گاهی همگی به هم پیوسته و گاهی دو دسته و سه دسته می گردیدند. کسانی که آن روزها را ندیده اند تنها با شنیدن و خواندن حال آنان را نخواهند دریافت.
یک کابینه که به کارآمدی اینان ازو سودها چشم داشتندی و چون نیافتندی و یا یافتندی و زمانی در میانه گذشتی، به آرزوی برانداختن آن افتاده و در اینجا و آنجا گله و ناخشنودی نمودندی و کم کم دسته بسته و زورمند گردیده و چنان که می خواستند کابینه را از میان بردندی. گاهی نیز کسانی که آرزوی وزیری می داشتند اینان را افزار ساخته و به برانداختن کابینه کوشیدندی.
جنبش مشروطه که توده را به تکان آورد و از میان ایشان مردان جانفشان و غیرتمندی با دلهای پر از سهش و امید برخیزانید کنون پس از سیزده سال به جای آنان این سودجویان می نشستند.
می توان گفت پیشامد کوچ از تهران و آن کوششها که در برابر دو همسایه (روس و انگلیس) کرده شد آخرین جوش و جنبش آزادیخواهان می بود، و چون آن نیز بی هیچ فیروزی به پایان رسید آزادیخواهان به یکبار نومید شدند و نیکانشان به یکبار رها کرده به کنار رفتند و دیگران بدان سان راه سودجویی و هوچیگری را پیش گرفتند. از این هنگام بود که جمله شوم "ما نمی شویم" به زبانها افتاد...
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


