درد دل های یک استاد اقتصاد آمریکایی
فیلیپ ویلیامز*
کد خبر: ۱۸۷۳۸۴
| | 3632 بازدید
10 سال بعد از چالشهای زیاد بیل کلینتون با کنگره برای متعادل کردن بودجه و کاهش بدهی های ملی، جورج دبلیو بوش همه اقدامات انجام شده را نابود کرد. از الان 10 سال طول میکشد تا این آشفتگی از بین برود.
زمانیکه بوش به ریاست جمهوری انتخاب شد وضعیت اقتصاد خوب بود هرچند بخش های فن آوری و دات کام دیگر پر رونق نبود. بوش باید برای اختصاص پول بیشتر برای آموزش و پرورش و بازسازی پل ها و بزرگرههای این کشور برنامه ریزی میکرد.
اما مشغله اصلی او کاهش مالیات ثروتمندان بود. او برای اینکه بتواند ما را متقاعد به انجام این کار کند (چون به همراهی ما احتیاج داشت) ماهها قبل از رییس جمهور شدنش عبارت بد " اوضاع اقتصادی وخیم بوده است" را بارها تکرار کرد. تکرار این جمله توسط رییس جمهوری که انتخابش به عنوان رییس جمهور با شبهه همراه بود، بصورت جدی تبدیل به یکی از بحث های داغ شرکت های بزرگ و کوچک شده بود. آنها استخدام ها خود را متوقف کردند و خرید خود را کاهش دادند. بوش با ایجاد بحران اقتصادی توانست تا طرح کاهش مالیات خود را به تصویب برساند.
همچنان که دوره ریاست جمهوری وی ادامه می یافت او هیچ گامی در جهت کنترل مخارج بر نداشت و در واقع، او بسیار ظالمانه باعث افزایش هزینه های دولت فدرال در تاریخ کشور ما شد.
به غیر از لایحه تحقیقاتی سلول های بنیادی که به نجات جان انسانها کمک میکند، بوش عملا جلوی هیچ مصوبه ای را نگرفت و اعضای کنگره وحشیانه قانون هایی را به نفع ایالات خودشان تصویب کردند. برخی تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که دولت بوش عمدا فروپاشی اقتصادی ایالات متحده را مهندسی کرده است.
در قدم دوم بوش ، همه مردم به غیر از پولدارها تاثیرات اخراج ها و کاهش مالیات را احساس کردند. با این حال وی از خوشبینی آمریکایی های مسن توسط سخنرانان چیره دست – شما هر آنچا بخواهید میتوانید داشته اگر آن را باور کنید- سو استفاده کرد .
بطوریک طبقه متوسط جامعه وامهای خرید خانه گرفتند و با صورتحسابهای عجیب و غریب کارتهای اعتباریشان به سرعت آن را خرج کردند. این ادعای مرخزف رمزآلود "راز the secret" نامیده می شد. این ادعا به تجارت و حتی کلیساهای کاتولیک رفت و به مردم القا کرد که اگر تجسم موفقیت داشته باشند رکود اقتصادی اتفاق نخواهد افتاد.
دولت بوش، که باید نگاه واقع بینانه ای به اقتصاد میداشت، دقیقا هنگامی که در خواب بود ورق برگشت. جرج دبلیو بوش در رویای لباس نظامی، ناوهای هواپیما بر، سلامهای نظامی و مدالها غرق شده بود. در حالیکه رسانه ها از احترام به قهرمانهای زمین خورده مان در جنگهای تمام نشدنی منع می شدند. زیرا که مردم با دیدن تا بوتهایی با پرچم کشور افسرده شده و حس میهن پرستیشان از بین خواهد رفت. اکنون ما باید از کشورهای دیگر استقراض کنیم تا این رکود را در هم بشکنیم.
آمریکا بیش از 14 تریلیون دلار به کشورهای خارجی بدهکار است. در همین حال وال استریت همچنان سود خود را برداشت می کند و این کابوس هرگز به پایان نمی رسد.
این روز ها دیگر ثابت شده که نظریه بودجه ریزی ریگان که نادرست است. اکثر آمریکایی ها با وجود سه یا حتی 4 شغله بودن نمی توانند ادعای داشتن یک زندگی استاندار قابل قبول را داشته باشند.
ما حتی نمی توانیم گاز و خواروبار را بدون کارت اعتباری و بهره سر سام آور آن خرید کنیم. همین امروز به اوباما نامه بنویسید. به او بگویید که تنها راه حل بازسازی دوباره اقتصاد است. مقداری از میلیارد ها دلار پول ثروتمندان را بگیرید و صرف زیرساختها و آموزش و پرورش کرده و حقوق کارگران را بدهید.
معافیت های مالیاتی را به مردم طبقه متوسط که واقعا به آن نیاز دارند بدهید. آمریکایی ها میتوانند دوباره کسب و کار داشته باشند اگر و فقط اگر رهبرانشان به واقعیت بیاندیند نه به خوش بینی های فانتزی و پیمانشان را با مردم حفظ کنند.
زمانیکه بوش به ریاست جمهوری انتخاب شد وضعیت اقتصاد خوب بود هرچند بخش های فن آوری و دات کام دیگر پر رونق نبود. بوش باید برای اختصاص پول بیشتر برای آموزش و پرورش و بازسازی پل ها و بزرگرههای این کشور برنامه ریزی میکرد.
اما مشغله اصلی او کاهش مالیات ثروتمندان بود. او برای اینکه بتواند ما را متقاعد به انجام این کار کند (چون به همراهی ما احتیاج داشت) ماهها قبل از رییس جمهور شدنش عبارت بد " اوضاع اقتصادی وخیم بوده است" را بارها تکرار کرد. تکرار این جمله توسط رییس جمهوری که انتخابش به عنوان رییس جمهور با شبهه همراه بود، بصورت جدی تبدیل به یکی از بحث های داغ شرکت های بزرگ و کوچک شده بود. آنها استخدام ها خود را متوقف کردند و خرید خود را کاهش دادند. بوش با ایجاد بحران اقتصادی توانست تا طرح کاهش مالیات خود را به تصویب برساند.
همچنان که دوره ریاست جمهوری وی ادامه می یافت او هیچ گامی در جهت کنترل مخارج بر نداشت و در واقع، او بسیار ظالمانه باعث افزایش هزینه های دولت فدرال در تاریخ کشور ما شد.
به غیر از لایحه تحقیقاتی سلول های بنیادی که به نجات جان انسانها کمک میکند، بوش عملا جلوی هیچ مصوبه ای را نگرفت و اعضای کنگره وحشیانه قانون هایی را به نفع ایالات خودشان تصویب کردند. برخی تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که دولت بوش عمدا فروپاشی اقتصادی ایالات متحده را مهندسی کرده است.
در قدم دوم بوش ، همه مردم به غیر از پولدارها تاثیرات اخراج ها و کاهش مالیات را احساس کردند. با این حال وی از خوشبینی آمریکایی های مسن توسط سخنرانان چیره دست – شما هر آنچا بخواهید میتوانید داشته اگر آن را باور کنید- سو استفاده کرد .
بطوریک طبقه متوسط جامعه وامهای خرید خانه گرفتند و با صورتحسابهای عجیب و غریب کارتهای اعتباریشان به سرعت آن را خرج کردند. این ادعای مرخزف رمزآلود "راز the secret" نامیده می شد. این ادعا به تجارت و حتی کلیساهای کاتولیک رفت و به مردم القا کرد که اگر تجسم موفقیت داشته باشند رکود اقتصادی اتفاق نخواهد افتاد.
دولت بوش، که باید نگاه واقع بینانه ای به اقتصاد میداشت، دقیقا هنگامی که در خواب بود ورق برگشت. جرج دبلیو بوش در رویای لباس نظامی، ناوهای هواپیما بر، سلامهای نظامی و مدالها غرق شده بود. در حالیکه رسانه ها از احترام به قهرمانهای زمین خورده مان در جنگهای تمام نشدنی منع می شدند. زیرا که مردم با دیدن تا بوتهایی با پرچم کشور افسرده شده و حس میهن پرستیشان از بین خواهد رفت. اکنون ما باید از کشورهای دیگر استقراض کنیم تا این رکود را در هم بشکنیم.
آمریکا بیش از 14 تریلیون دلار به کشورهای خارجی بدهکار است. در همین حال وال استریت همچنان سود خود را برداشت می کند و این کابوس هرگز به پایان نمی رسد.
این روز ها دیگر ثابت شده که نظریه بودجه ریزی ریگان که نادرست است. اکثر آمریکایی ها با وجود سه یا حتی 4 شغله بودن نمی توانند ادعای داشتن یک زندگی استاندار قابل قبول را داشته باشند.
ما حتی نمی توانیم گاز و خواروبار را بدون کارت اعتباری و بهره سر سام آور آن خرید کنیم. همین امروز به اوباما نامه بنویسید. به او بگویید که تنها راه حل بازسازی دوباره اقتصاد است. مقداری از میلیارد ها دلار پول ثروتمندان را بگیرید و صرف زیرساختها و آموزش و پرورش کرده و حقوق کارگران را بدهید.
معافیت های مالیاتی را به مردم طبقه متوسط که واقعا به آن نیاز دارند بدهید. آمریکایی ها میتوانند دوباره کسب و کار داشته باشند اگر و فقط اگر رهبرانشان به واقعیت بیاندیند نه به خوش بینی های فانتزی و پیمانشان را با مردم حفظ کنند.
دکتر فیلیپ ویلیامز استاد اقتصاد
Phillip Williams
Phillip Williams
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


