صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

آيا ورشکستگی اقتصاد چین نزدیک است؟

مالك الهي*
کد خبر: ۱۸۲۷۳۵
| |
6674 بازدید
در ژانویه امسال به دعوت یکی از اساتید مجرب مدیریت تحقیقات -که از دوستان نزدیکم می باشد- در یک کارگاه آموزشی با موضوع سیاست ها و آنالیزهای – تجزیه و تحلیل - اقتصاد بین الملل که با حضور جمعی از اساتید و دانشجویان رشته دکترای فلسفه -گرایش مدیریت کسب و کار- بود، سخنرانی داشتم.

 الزام است توضیح دهم که؛ مدل سخنرانی و تدریس اینجانب، بصورت دیالوگ دو طرفه می باشد و شنودگان یا دانشجویان را فقط در حالت مستمع نمی گذارم و آنها را در مبحث وارد, و موضوع را به چالش  کشیده و در یک دیالوگ انتقادی با وجود اختلاف سلیقه های شنودگان، درنهایت با کمک همدیگر, موضوع را جمع بندی نموده و به نتیجه ای حاصل خرد جمعی می رسیم.

اما ، دلیل ذکر این پیش زمینه و همچنین ،موضوع این نوشتار چیست؟! 

لازم است دوباره به همان فضای کارگاه نقب بزنیم. در واقع مبحث کارگاه مورد بحث به آنجا رسید که اکثر کشورهای دنیا در وضعیت کنونی، کسب و کار و اقتصادشان در حال ورشکستگی می باشد زیرا قدرت رقابت با کالای ارزان تولید چین را ندارند و ... در پایان این سخنرانی من با شرح موضوع؛ ضمن تایید نمودن ضمنی، اما ورشکستگی خود کشور چین را هم در آینده ایی نزدیک ترسیم نمودم. این یاداشت تحلیلی که شرح آن در ذیل ذکر شده ماحصل همان دیالوگ جمعی و سخنرانی است و مطالعه آن را خالی از فایده نمی دانم:

اگر در روند پروسه ی توسعه های اقتصادی در شروع هزاره سوم نگاه اجمالی داشته باشیم, خواهیم دریافت که کشور چین دارای فرصت ها وتهدیداتی از قبیل موارد ذیل بوده است که براساس آگاهی از آنها به توسعه این پروسه در مسیر رشد و تکامل خود به وضعیت انفجاری مالی-اقتصادی دست یافت:



با این کلیات که هر ردیف آن خود دارای توضیحاتی مفصل می باشد دولت چین شروع به اجرای سیاست های کوتاه مدت نمود که اینجانب آنرا پل سازی تحول اقتصادی نامگذاری می کنم. چین در واقع برای رسیدن به اهداف کلان و بلند مدت خود مبادرت به انجام موارد زیر به شرح ذیل نمود:
1. اعزام و تشویق دانشجویان چینی جهت تحصیل در کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه
2. تشویق چینی های خارج از کشور جهت برگشت به کشور
3. حمایت همه جانبه از تحقیقات های کسب و کار و اقتصادی
4. پرورش نیروی کار متخصص و طبقه بندی آنان
5. تقویت و توسعه حوزه اقتصادی سفارتخانه های خود در کشورها
6. تبدیل دید سنتی آثار باستانی خود به صنعت درآمدزا و پویای گردشگری
7. آماده نمودن فضای مقرون به صرفه برای حضور شرکت های صنعتی بزرگ در چین
8. همیاری و حمایت بخش خصوصی و هدایت آنان در بازارهای جهانی
9. تلاش در تبدیل قانون مالیات به حمایت از تولید کننده داخلی جهت صادرات کالا
10. شناسایی و طبقه بندی مناطق مختلف کشور خود برای جنبه های توریستی, صنعتی, همگانی, اقتصادی و ... 
و ....
لازم به ذکر است که کلیه مطالب بالا خواهان تکمیلاتی می باشد که تکمیلات آن در تحقیقات - ردیف 3 در بالا- می توان یافت. در تحقیقات می بایست 1. شناسایی اهداف, 2. برنامه ریزی و سازمان دهی گروه-ها, 3. آمادگی ابزار تحقیقات, 4. استفاده از مدل های تحقیقاتی مورد نیاز و 5. تطبیق نتایج تحقیقات به هدف گذاری ها, در نظر گرفت. لذا دولت چین با فراهم نمودن این ملزومات حمایت همه جانبه از تحقیقات های کسب و کار, مالی و اقتصادی را بصورت بین المللی فراهم نمود که بصورت خلاصه در ذیل به آنها اشاره نموده ام:





با این اوصاف می توان دریافت که دولتمردان چینی با تشخیص صحیح, در جنگ های اقتصادهای بین المللی، در پاسخ به تقاضاهای داخلی و خارجی, حوزه عرضه را با ارم های علمی و تخصصی جلو بردند که این نقطه اوج پرش اقتصادی چین را می توان با بحران مالی سپتامبر سال 2008 آمریکا ترسیم نمود. در آن زمان، در حالیکه اکثر بانک های ایالات متحده و جامعه آمریکا به ورشستگی رسید (این موضوع مفصل می باشد که آینده به نوشتار در خواهم آورد), دولت چین دستیابی به تعداد کثیری از سیاست های کوتاه مدت خود که برنامه ریزی نموده بود, رسید و شروع به حرکت هم نموده بود که در آن ایام رشد قابل توجه آنها به صورت مشهود پیدا گردید.

ولیکن امروز می توان بصورت شفاف اعلام نمود که کنش گران عرصه ی اقتصاد چین, تاجران و سرمایه گذاران چینی با وجودیکه با مدیریت همه جانبه و ملی توام با هم دولت و ملت اقتصاد کشورهای دیگر را در این جنگ اقتصادی فلج نمودند اما بدلیل غوطه ور شدن در کسب و کار, تجارت و از همه مهم تر، عطش درآمدزایی ساکن و رسیدن سریعتر به پول بیشتر که نشات گرفته از فرهنگ آنها نیز می باشد چه بسا آنها را بزودی ایستا خواهد نمود. دراصل؛ پروسه ای که چینیان با این سرعت تخت گاز و بدون کنترل در پیش گرفته اند، بزودی در گردنه ای سخت دچار واژگونی شده و حباب ظاهری رو به رشد اقتصادی شان خواهد ترکید. می توان اذعان نمود، با وجودیکه دولتمردان چینی به این احساس منفی در حال حاضر رسیده اند و برای زدودن آن، با ورود به صنعت هواپیما سازی و یا ارزان نمودن بیش از پیش کالا و ... علاقه دارند که خلاء های اقتصادی را رفع و رجوع  نمایند اما بدون شک، ذات مدل اقتصادی آنان که با هدف انتقال کار به مردم در هر مکان بود هم اکنون، دچار بحران گردیده است!

دولتمردان چینی چنان از وضعیت کاذب رو به رشد خود غره شده اند که هنوز متوجه بیش از پیش حاد شدن خطر عدم سازش در نشست کشورهای عضو گروه اقتصادی 20 جی که در کره جنوبی بود, نگردیدند. در واقع، در آنجا بود که اولین جرقه های رسمی مخالفت با سیاست های دولت چین آشکار گردید. همچنین باید به آن اضافه نمود، مبارزه سنگین اقتصادی آمریکا با چین بر سر بالا بردن ارزش یوهان توسط دولت چین - آمریکا و همپیمانانش عقیده بر پایین نگه داشتن ارزش یوهان توسط دولت چین در بازارها برای راحتی تجارت بین المللی, عرضه و تقاضا دارند- و عدم موافقت چین در عمل به این تقاضا, کار را بجای کشانیده است که آمریکا با حمایت و ساپورت کشور رقیب و همسایه چین - کره جنوبی- شروع به مبارزه اقتصادی با سیاست های تجاری چین با ورود کره جنوبی در تجارت آزاد با اروپا کرده است و نشانه ی مبارزه خود را در کیفیت که یکی از اصلی ترین ضعف های خدمات و کالاهای چینی است با کره جنوبی نموده است. همچنین دولت آمریکا با حمایت همه جانبه از دولت هند در مبادلات اقتصادی و اعلام فراخوان به همپیمانان خود جهت تفویت هند, نشان از تنگ کردن عرصه بیش از پیش اقتصادی بر دولت چین نموده است, زیرا بی شک امروز هند می تواند با دستیابی هایی که در حوزه هایIT و همچنین دارا بودن نیروی کار ارزان تر از چین دارد, به عنوان رقیبی سنگین در کنار چین باشد. با نگاه کلی می توان به این نکته مهم "جنگ اقتصادی آمریکا با چین از نوع مکانی-جغرافیایی", فشار از شرق توسط کره جنوبی, از غرب با هند و جنوب حمایت از بازار ارزان تایلند, رسید. همچنین بالیقین دولتمردان چینی, ترکیه را نیز حریفی سنگین برای خود در حال حاضر و بخصوص در صنعت گردشگری و همکاری با کشورهای آفریقایی می دانند و نظر به حذف آن در این برهه از زمان ولیکن با سیاست سازش دارند ودلیل این سازش نیز موقعیت استراتژیکی کشور ترکیه در کنار جمهوری اسلامی ایران به عنوان دروازه ورود از آسیا به اروپا می باشد!

اما دولتمردان چینی باز نیز با تصور استفاده بهینه از اختلافات و بحرانهای کشورهای خاورمیانه و بخصوص جنگ در لیبی, سرمایه گذاری روز افزون در آفریقا, اختلافات کشورهای عربی با ایران, بحران های اقتصادی کشورهای اروپایی, گرفتاری ژاپن در بازسازی کشور خود بعد از سونامی, بحران های مالی در آمریکا و جدال سنا و کنگره با دولت, بحث انرژی هسته ای ایران در دعوای بین المللی و... نظر بر کتمان رسیدن به آخر خط با این رویه خود می دارند!

ولی امروز در کشوری بنام چین که مدعی اقتصاد اول دنیاست می بینیم تورم در حد نابودی عامه مردم جلو رفته است و زمانیکه در جستجو دلیل می باشیم به بحث ناتوانی در تهیه مواد اولیه خواهیم رسید. امروزه چین دارای مشکل اساسی در تهیه مواد اولیه گردیده است که این مشکل به معنای شروع به پائین رفتن منحنی رو به رشد اقتصادی می باشد. با وجودیکه هنوز کشورهایی –بخصوص جهان سوم- کماکان خواهان حفظ روابط تقریبی خود با چین می باشند و کشور چین هنوز دارای قدرت رقابت بدلیل عرضه کالا با نرخ ارزان می باشد ولی در تهیه اساس تولیدات که مواد اولیه می باشد دچار مشکل بنیادی گردیده است که اینجانب آن را آغاز ورشکستگی در سایه می نامم. با یک نگاه تحقیقاتی از منابع آماری کشور چین و کشورهای دارای روابط اقتصادی-سیاسی با چین, خواهید دریافت که بعضی از کشورها در روابط خود در حال تجدیدنظر, عقب نشینی و یا عقب نشینی خواهند نمود زیرا علاوه بر تمام موضوعاتی که در بالا اشاره گردیده است سیاست پاسخ به معاملات سرمایه گذاران چینی در قبال دریافت و خرید مواد اولیه از کشورها یا شرکت ها که در ذیل آمده است با شکست مواجه گردیده است:

1.      اجرای پروژه/پروژه ها بصورت مجانی برای طرف مقابل

2.      اجرای پروژه/پروژه ها بصورت مشارکتی

3.      معامله متقابل با کالا/کالاها

4.      خرید نقدی مواد

* لازم به ذکر است چین ها تا جائیکه بتوانند سعی در رد گزینه چهارم دارند زیرا سیاست صحیح در عدم خروج ارز از کشورشان و معاملات شان تاکید دارند. اما چرا عقب نشینی کشورها در ادامه روابط اقتصادی با چین!؟

چینی ها در این ساخت و عرضه تقاضای کشورها و شرکت ها, همیشه مانور خود را بر سرعت تحویل عرضه در مقابل تقاضا و ارزان بودن کالا دارند ولیکن بدلیل ضعف در کیفیت عرضه با گذشت مدت زمانی کوتاه، متقاضیان از نامرغوبی کالا و کیفیت نامناسب آن، شاکی می گردند و ... . اگر با یک نگاه دقیق به قراردادهای شرکت ها و کشورها با شرکت های چینی داشته باشیم خواهیم دریافت که بعد از اتمام اجرا, اکثر متقاضیان درخواست تمدید و یا ادامه ندارند و یا اینکه ادامه را در صورت شرایط جدید و سخت می نمایند!

در پایان لازم به توضیح است  که شروع منحنی اقتصادی چین به سمت پایین و رو به بحران شروع شده است که در آن خطرات برای آینده خیلی کشورها قابل پیش بینی می باشد و امیدوارم که دولتمردان چینی و کشورهای دیگر بر این مهم, بیش از واقعه توجه نمایند که ادامه این روند، تلفات سهمگینی برای اقتصادهای ملی و منطقه ای و همچنین بین المللی در پی خواهد داشت.

 


*پروفسور مالک الهی: رئیس گروه مدیریت, استاد  بحران ها "اقتصادی, تجارت, کسب وکار, مدیریت, سیاسی, اجتماعی و فاجعه ها"
دانشگاه سیدنی, استرالیا
1 آگوست 2011

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟