ضرورت بازگشت به مدیریت جهادی
بهنام اسماعیلی
با بازگشت به روزهای آغازین انقلاب اسلامی و نحوهی نگرش مدیریتی حضرت امام خمینی(ره) در طراحی و تدوین سازمان انقلاب اسلامی، با دستآوردهای شگرفی مواجه خواهیم شد که هر کدام در نوع خود بیبدیل و بینظیر است. راهبری و هدایت کشوری که از زیر بیرق استکبار جهانی خارج شده، ولی به دلیل حکمرانی حاکمان بیخرد دورهی شاهنشایی زنجیرهای وابستگی بر گردن کشور بسته شده بود که پس از انقلاب هم تحریمها بدان دامن زد. مستشاران آمریکایی در دورهی ستم شاهی همه جا بودند، از یگانهای نظامی گرفته تا صنعت و به هیچ وجه اجازهی ورود نیروهای ایرانی را به بحث دانش فنی نمیدادند. پس از انقلاب نیز جنگ تحمیلی فشار دیگری بر نهال نو پای انقلاب اسلامی وارد نمود.
آمریکاییها این گونه تصور میکردند که با خروج آنها و در شرایطی که ایران در آن قرار دارد و با تحمیل کردن جنگی نابرابر و وجود تحریمهای مختلف، در حالی که نیروهای ایرانی دارای دانش فنی نیستند، خیلی زود دوباره خودشان به سمت غرب روی میآورند و تسلیم خواستههای استکبار جهانخوار میشوند. اما حضرت روح الله به عنوان رهبر و سکاندار انقلاب اسلامی ملت ایران، با مدیریت وصف ناشدنی خود تصمیمی سرنوشت ساز را عملی ساخت. به ناگاه از دل مردم انقلابی و از درون ارگانها و سازمانهایی که قبلاً در آنها نیروهای مستشار خارجی حرف اول را در زمینهی دانش فنی میزدند، نهادی به نام جهاد خودکفایی ظهور کرد و هر آنچه را که دشمن بافته بود، رشته نمود. از سوی دیگر تشکلهایی نظیر «بسیج» به وجود آمد و در ویرانیهایی که از دورهی ستم شاهی باقی مانده بود و جنگ تحمیلی نیز بدان دامن زده بود، نهاد مقدس «جهاد سازندگی» متولد شد و به راستی چه پاک مولودی بود این جهاد سازندگی.
به درستی باید اذعان کرد که جهاد و جهادگر در تمامی عرصهها حضور داشت. در خط اول محرومیّتزدایی از دورترین و محرومترین روستاهای کشور گرفته تا سنگرسازی در جبههای حق علیه باطل (سنگرسازان بیسنگر).
با نمایان شدن آثار شگفت انگیز این تفکر جهادی برآمده از مردم در آبادانی کشور، در 7 آذر 1362 خورشیدی و در اوج جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق برضد ملت ایران، مجلس شورای اسلامی با تصویب طرحی در سه فصل و 11 ماده و 5 تبصره، قانون تشکیل وزارتخانهی جهاد سازندگی اسلامی را تصویب و در اقدامی شجاعانه و عالمانه در عمل، این تفکر جهادی مدنظر حضرت امام (ره) را با تعریف فعالیّتهای جدید و در قالب تشکیلاتی مدون، عملیاتی کرد.
این وزارتخانه نیز افزون بر ایفای نقش مثال زدنی در طول دوران سخت و طاقت فرسای جنگ تحمیلی، به عنوان مؤثرترین بازوی اجرایی و عملیاتی انقلاب در رشد و پیشرفت مناطق محروم و آسیب دیده و تحقق اهداف عالیهی جهادی حضرت امام(ره) نظیر فقرزدایی و گسترش عدالت در مناطق محروم و نیز حضور در جبهههای جنگ، نقش تأثیرگذاری از خود بر جای گذاشت. کمک به رزمندگان ایران برای عبور از رودخانهی مرزی «اروند» که در عمل منجر به غافلگیری نیروهای ارتش متجاوز عراق در عملیات والفجر 8 در سال 1364 شد، تنها یکی از این فعالیّتهای مهندسی، رزمی محسوب میشود.
اما پس از پذیرش قطعنامه و اتمام جنگ تحمیلی عراق برضد ایران، یک بار دیگر جریاناتی همچون «بنی صدر» که خواهان جمع شدن نهادهای جهادی به بهانههای واهی همانند موازی کاری در اجرای تصمیمها بودند، فعال شدند. این جریانات با فضایی که شرایط سیاسی و اقتصادی در طول 16 سال دولتهای «کارگزاران» و به اصطلاح «اصلاحات» در اختیار آنها قرار داده بود، موضوع انحلال نهادهایی نظیر وزارت جهاد سازندگی را با همان تفکری که «بنی صدر» برای مقابله با این نهادها در سر میپروراند، دنبال کردند و عاقبت با فشار رییس جمهور وقت و تیم اقتصادی وی در دولت اصلاحات به «محمد سعیدیکیا» وزیر وقت جهاد سازندگی، وی را وادار به امضای طرح ادغام دو وزارتخانهی جهاد سازندگی و کشاورزی کردند.
با معرفی «محمود حجتی» به عنوان وزیر وزارت «جهاد کشاورزی» از سوی «سیدمحمد خاتمی»، حذف نیروهای انقلابی از این وزارتخانهها آغاز شد و در مدت کوتاهی با روی کار آمدن باندهای قدرت و ثروت در این وزارتخانه و به دست گرفتن گلوگاهها و بخشهای استراتژیک، عملاً صادرات و واردات بسیاری از محصولات غذایی و دامی کشور در دست طیفی خاص قرار گرفت.
وزارتخانه جهاد سازندگی در طول دوران سخت و طاقت فرسای جنگ تحمیلی، به عنوان مؤثرترین بازوی اجرایی و عملیاتی انقلاب در رشد و پیشرفت مناطق محروم و آسیب دیده و تحقق اهداف عالیهی جهادی حضرت امام(ره) نظیر فقرزدایی و گسترش عدالت در مناطق محروم و نیز حضور در جبهههای جنگ، نقش تأثیرگذاری از خود بر جای گذاشت.
با روی کار آمدن دولت نهم، دکتر «محمود احمدی نژاد»، کوشید تا با تزریق روحیّه و مدیریت جهادی در کابینه، نقصانهای موجود پس از حذف تفکرات جهادی را جبران نماید. وی با معرفی «محمدرضا اسکندری» به عنوان وزیر جهاد کشاورزی این تصمیم را عملی ساخت. اسکندری به گواهی مستندات قابل ارایه و دفاع، طی تقریباً سه دههی گذشته در هر دو عرصهی «جهاد» و «کشاورزی»، عملکرد مثبت و بعضاً منحصر به فردی داشت. وی که افزون بر حضور مداوم در جبهههای نبرد طی 8 سال دفاع مقدس به عنوان یک جهادگر پرتلاش، به اذعان رییس جمهور و مهمتر از همه کشاورزان به لحاظ سابقه و عملکرد، یکی از خوش سابقهترین و موفقترین اعضای کابینه به حساب میآمد، در طول 4 سال مسؤولیّت خود در این وزارتخانه با برکناری تیم «عبدالله نوری» و «محمود حجتی» و متوقف کردن فعالیّتهای مخرب این طیف در خانهی کشاورز از یک سو و به کارگیری نیروهای جوان، متخصص و انقلابی در پستهای کلیدی از سوی دیگر، اقداماتی تأثیر گذار در امنیّت غذایی کشور را رقم زد که خود را در دو سال پایانی عمر دولت نهم و به شکل خودکفایی در تولید گندم و بهبود شرایط رفاهی و معیشتی کشاورزان نشان داد.
نکتهی قابل تأمل در این میان این است که توفیقات وزارت جهاد کشاورزی در این سالها در شرایطی به دست آمد که افزون بر فشارهای جریانات قدرت و ثروت، موانعی چون خشکسالی غیرمنتظره و بیسابقه طی 50 سال اخیر، افزایش کم سابقهی قیمت کالای کشاورزی وارداتی همانند جهش چند برابری بهای برنج در کشورهای صادرکننده و تحریمهای بانکی مؤثر در واردات و صادرات که نقش تأثیرگذاری بر تأمین کالاهای زیرساختی و ماشینهای صنعتی مرتبط با آن را داشتند، در طول این 4 سال شرایط دشواری را برای فعالیّت با این تفکر جهادی به وجود آورده بود. پس از دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری، وزارت جهاد کشاورزی بار دیگر دستخوش تغییرات شد و این بار «صادق خلیلیان» به عنوان وزیر جهاد کشاورزی برای کسب رأی اعتماد به مجلس معرفی گردید. وی که بر اساس اسناد موجود در دوران اصلاحات، برنامههای کاری خود برای همکاری با دولت وقت به عنوان وزیر را طی نامهای به «سیدمحمد خاتمی» داده بود، با استفاده از حربههایی نظیر گمنامی و پنهان کاری توانست رأی اعتماد نمایندگان ملت را أخذ نماید.
خلیلیان در مدت کوتاهی پس از عمر دولت دهم با چراغ سبز و حمایتهای جریان انحرافی مستقر در دولت، در اقدامی مشکوک و قابل تأمل، بسیاری از عناصر گروهکهای ورشکستهی سیاسی همانند حزب منحلهی «مشارکت» و گروهکهای دوم خردادی را در پستهای اجرایی مهم وزارت جهاد کشاورزی مشغول به کار نمود. وی با حذف یکبارهی نیروهای جوان ولایتی و انقلابی، بسیاری از مدیران دوم خردادی و مشارکتی و تعدادی از اعضای ستادهای انتخاباتی «میرحسین موسوی» را در پستهای مهم این وزارتخانه از معاونت وزیر گرفته تا مدیران جهاد کشاورزی برخی استانها به کار گرفت. این عنصر نزدیک به جریان انحرافی که پیشتر در 7 بهمن 1388 نیز «ع.ب» یکی از مدیران سابق وزارت جهاد کشاورزی در زمان مسؤولیت «محمود حجتی» وزیر جهاد دولت سیدمحمد خاتمی را به عنوان مدیریت عامل یکی از شرکتهای بزرگ مادر تخصصی کشور منصوب کرده بود، تعدادی از اعضای فعال ستاد انتخاباتی یکی از سران فتنه را به این وزارتخانه دعوت و در احکامی جداگانه در پستهای سازمانی و یا به عنوان اعضای هیأت مدیرهی شرکتهای تابعهی مادرتخصصی منصوب کرد. بدین ترتیب در کمتر از یک سال، جریان نفوذی یاد شده توانست، بیش از 30 نفر از اعضای وابسته به گروهکهای دوم خردادی و به خصوص افراد وابسته به وزرای جهاد کشاورزی و کشور دولت اصلاحات و تیم خانهی کشاورز را در این وزارتخانه حاکم کند تا یکبار دیگر امنیّت غذایی کشور در دست منافع گروههای خاص بیفتد.
خلیلیان در مدت کوتاهی از عمر دولت دهم با چراغ سبز و حمایتهای جریان انحرافی مستقر در دولت، در اقدامی مشکوک و قابل تأمل، با حذف یکبارهی نیروهای جوان ولایتی و انقلابی، بسیاری از عناصر گروهکهای ورشکستهی سیاسی همانند حزب منحلهی «مشارکت» و گروهکهای دوم خردادی را در پستهای اجرایی مهم وزارت جهاد کشاورزی در برخی از استانها را به کار گرفت.
اقدامهای سؤال برانگیز خلیلیان در وزارت جهاد کشاورزی در طول یکسال و اندی اخیر سبب گردید تا با روی کار آمدن اعضای وابسته به حزب منحلهی مشارکت و گروهکهای وابسته به آن نظیر خانهی کشاورز، در عمل بازار واردات بسیاری از کالاها همانند مواد پروتئینی، لبنیّات، میوه و علوفه را در اختیار باندی سازمان یافته مرتبط با وزیرکشور دولت خاتمی قرار دهد و سود سرشاری را نصیب این عده نماید. تنها در یک مورد، هم اکنون فردی به نام «جلیل. م» یکی از مفسدین اقتصادی محکوم شده (و از بستگان همسر وزیر) با حمایتهای آشکار و پنهان معاون اقتصادی و برنامهریزی وزیر جهاد، خارج از قواعد و توافقنامههای دیپلماتیک به فعالیّتهای اقتصادی مشغول است که این موضوع حتی اعتراض رسمی سفارت کشور «اتحادیّهی کومور» در تهران را برانگیخته است.
با وجود تمامی این مصایب تلخ که از حذف تفکر جهادی در عرصهی مدیریت کشور در طول 11 سال اخیر رخ داده است، هم اکنون مشاهده میشود که کم کم نهالهای رویش یافتهی انقلاب در قالب «اردوهای جهادی»، «طرح هجرت» و «بسیج سازندگی» با ویژگیهای ممتازی نظیر جوشش از متن جامعه و خلوص در خدمت به محرومین شکوفا شده و میرود تا یکبار دیگر خلاءِ بزرگ و ضرورت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی نهادی چون «جهاد سازندگی» را پر کند.
واقعیّت آن است که اکسیری که امروزه جامعهی اسلامی ما بدان نیازمند است، استفاده از نیروهای متعهد متخصص است. آری متعهد متخصص؛ نه «متخصص متخصص» و یا «متخصص متعهد» اگر تعهد در اول کار وجود نداشته باشد همانند دورهای میشود که در مجلس ششم چه کارها نکردند و در آخر هم پناهندهی دشمن شدند و در خارج کشور کشف حجاب نمودند و در تریبون خیابانی در جمع اراذل و اوباش ضد انقلاب اعلام کردند که «ما و منافقین هر دو یک هدف مشترک داریم و آن به زانو در آوردن جمهوری اسلامی ایران است.»
هر انقلابی دارای دو قوس متمایز است، اولی قوس تخریب و سپس قوس احیای مجدد. انقلابهایی که قوس اولیّه و تخریبی آن را «بی.بی.سی» با ایجاد شایعه و شبهه و قوس دوم آن را آمریکا با دلارهای کثیف صهیونیستی هدایت میکند در طول زمان محکوم به بازگشت شدهاند. سرنگونی حقارت بار حزب «ساکاشویلی» در گرجستان و «یوشچنکو» در اوکراین در طی انتخابات بلافصل بعدی سرنوشت محتوم چنین کودتاهایی است. اما در انقلاب اسلامی ایران قوس شکست با تحریک غیرت ملی مردم پس از تصویب قانون کاپیتولاسیون با روشنگریهای حضرت امام(ره) آغاز و با برقراری حکومت دینی و علمی قوس استقرار و احیای آن با اتکا به شعار خودکفایی در تمامی زمینهها و باز هم با هدایت حضرتشان تکمیل میشود. این دو روند برخواسته از متن اسلامی ایرانی و داخلی انسانهای آگاه است و محرکی غیر از طینت آزاده و عاشورایی ملت ایران ندارد. این محرکها از جنس اقتصادی و روبنایی نیستند پس بنابراین وامدار هیچ دلار و یورویی نمیمانند.
بهنام اسماعیلی؛ پژوهشگر
آمریکاییها این گونه تصور میکردند که با خروج آنها و در شرایطی که ایران در آن قرار دارد و با تحمیل کردن جنگی نابرابر و وجود تحریمهای مختلف، در حالی که نیروهای ایرانی دارای دانش فنی نیستند، خیلی زود دوباره خودشان به سمت غرب روی میآورند و تسلیم خواستههای استکبار جهانخوار میشوند. اما حضرت روح الله به عنوان رهبر و سکاندار انقلاب اسلامی ملت ایران، با مدیریت وصف ناشدنی خود تصمیمی سرنوشت ساز را عملی ساخت. به ناگاه از دل مردم انقلابی و از درون ارگانها و سازمانهایی که قبلاً در آنها نیروهای مستشار خارجی حرف اول را در زمینهی دانش فنی میزدند، نهادی به نام جهاد خودکفایی ظهور کرد و هر آنچه را که دشمن بافته بود، رشته نمود. از سوی دیگر تشکلهایی نظیر «بسیج» به وجود آمد و در ویرانیهایی که از دورهی ستم شاهی باقی مانده بود و جنگ تحمیلی نیز بدان دامن زده بود، نهاد مقدس «جهاد سازندگی» متولد شد و به راستی چه پاک مولودی بود این جهاد سازندگی.
به درستی باید اذعان کرد که جهاد و جهادگر در تمامی عرصهها حضور داشت. در خط اول محرومیّتزدایی از دورترین و محرومترین روستاهای کشور گرفته تا سنگرسازی در جبههای حق علیه باطل (سنگرسازان بیسنگر).
با نمایان شدن آثار شگفت انگیز این تفکر جهادی برآمده از مردم در آبادانی کشور، در 7 آذر 1362 خورشیدی و در اوج جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق برضد ملت ایران، مجلس شورای اسلامی با تصویب طرحی در سه فصل و 11 ماده و 5 تبصره، قانون تشکیل وزارتخانهی جهاد سازندگی اسلامی را تصویب و در اقدامی شجاعانه و عالمانه در عمل، این تفکر جهادی مدنظر حضرت امام (ره) را با تعریف فعالیّتهای جدید و در قالب تشکیلاتی مدون، عملیاتی کرد.
این وزارتخانه نیز افزون بر ایفای نقش مثال زدنی در طول دوران سخت و طاقت فرسای جنگ تحمیلی، به عنوان مؤثرترین بازوی اجرایی و عملیاتی انقلاب در رشد و پیشرفت مناطق محروم و آسیب دیده و تحقق اهداف عالیهی جهادی حضرت امام(ره) نظیر فقرزدایی و گسترش عدالت در مناطق محروم و نیز حضور در جبهههای جنگ، نقش تأثیرگذاری از خود بر جای گذاشت. کمک به رزمندگان ایران برای عبور از رودخانهی مرزی «اروند» که در عمل منجر به غافلگیری نیروهای ارتش متجاوز عراق در عملیات والفجر 8 در سال 1364 شد، تنها یکی از این فعالیّتهای مهندسی، رزمی محسوب میشود.
اما پس از پذیرش قطعنامه و اتمام جنگ تحمیلی عراق برضد ایران، یک بار دیگر جریاناتی همچون «بنی صدر» که خواهان جمع شدن نهادهای جهادی به بهانههای واهی همانند موازی کاری در اجرای تصمیمها بودند، فعال شدند. این جریانات با فضایی که شرایط سیاسی و اقتصادی در طول 16 سال دولتهای «کارگزاران» و به اصطلاح «اصلاحات» در اختیار آنها قرار داده بود، موضوع انحلال نهادهایی نظیر وزارت جهاد سازندگی را با همان تفکری که «بنی صدر» برای مقابله با این نهادها در سر میپروراند، دنبال کردند و عاقبت با فشار رییس جمهور وقت و تیم اقتصادی وی در دولت اصلاحات به «محمد سعیدیکیا» وزیر وقت جهاد سازندگی، وی را وادار به امضای طرح ادغام دو وزارتخانهی جهاد سازندگی و کشاورزی کردند.
با معرفی «محمود حجتی» به عنوان وزیر وزارت «جهاد کشاورزی» از سوی «سیدمحمد خاتمی»، حذف نیروهای انقلابی از این وزارتخانهها آغاز شد و در مدت کوتاهی با روی کار آمدن باندهای قدرت و ثروت در این وزارتخانه و به دست گرفتن گلوگاهها و بخشهای استراتژیک، عملاً صادرات و واردات بسیاری از محصولات غذایی و دامی کشور در دست طیفی خاص قرار گرفت.
وزارتخانه جهاد سازندگی در طول دوران سخت و طاقت فرسای جنگ تحمیلی، به عنوان مؤثرترین بازوی اجرایی و عملیاتی انقلاب در رشد و پیشرفت مناطق محروم و آسیب دیده و تحقق اهداف عالیهی جهادی حضرت امام(ره) نظیر فقرزدایی و گسترش عدالت در مناطق محروم و نیز حضور در جبهههای جنگ، نقش تأثیرگذاری از خود بر جای گذاشت.
با روی کار آمدن دولت نهم، دکتر «محمود احمدی نژاد»، کوشید تا با تزریق روحیّه و مدیریت جهادی در کابینه، نقصانهای موجود پس از حذف تفکرات جهادی را جبران نماید. وی با معرفی «محمدرضا اسکندری» به عنوان وزیر جهاد کشاورزی این تصمیم را عملی ساخت. اسکندری به گواهی مستندات قابل ارایه و دفاع، طی تقریباً سه دههی گذشته در هر دو عرصهی «جهاد» و «کشاورزی»، عملکرد مثبت و بعضاً منحصر به فردی داشت. وی که افزون بر حضور مداوم در جبهههای نبرد طی 8 سال دفاع مقدس به عنوان یک جهادگر پرتلاش، به اذعان رییس جمهور و مهمتر از همه کشاورزان به لحاظ سابقه و عملکرد، یکی از خوش سابقهترین و موفقترین اعضای کابینه به حساب میآمد، در طول 4 سال مسؤولیّت خود در این وزارتخانه با برکناری تیم «عبدالله نوری» و «محمود حجتی» و متوقف کردن فعالیّتهای مخرب این طیف در خانهی کشاورز از یک سو و به کارگیری نیروهای جوان، متخصص و انقلابی در پستهای کلیدی از سوی دیگر، اقداماتی تأثیر گذار در امنیّت غذایی کشور را رقم زد که خود را در دو سال پایانی عمر دولت نهم و به شکل خودکفایی در تولید گندم و بهبود شرایط رفاهی و معیشتی کشاورزان نشان داد.
نکتهی قابل تأمل در این میان این است که توفیقات وزارت جهاد کشاورزی در این سالها در شرایطی به دست آمد که افزون بر فشارهای جریانات قدرت و ثروت، موانعی چون خشکسالی غیرمنتظره و بیسابقه طی 50 سال اخیر، افزایش کم سابقهی قیمت کالای کشاورزی وارداتی همانند جهش چند برابری بهای برنج در کشورهای صادرکننده و تحریمهای بانکی مؤثر در واردات و صادرات که نقش تأثیرگذاری بر تأمین کالاهای زیرساختی و ماشینهای صنعتی مرتبط با آن را داشتند، در طول این 4 سال شرایط دشواری را برای فعالیّت با این تفکر جهادی به وجود آورده بود. پس از دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری، وزارت جهاد کشاورزی بار دیگر دستخوش تغییرات شد و این بار «صادق خلیلیان» به عنوان وزیر جهاد کشاورزی برای کسب رأی اعتماد به مجلس معرفی گردید. وی که بر اساس اسناد موجود در دوران اصلاحات، برنامههای کاری خود برای همکاری با دولت وقت به عنوان وزیر را طی نامهای به «سیدمحمد خاتمی» داده بود، با استفاده از حربههایی نظیر گمنامی و پنهان کاری توانست رأی اعتماد نمایندگان ملت را أخذ نماید.
خلیلیان در مدت کوتاهی پس از عمر دولت دهم با چراغ سبز و حمایتهای جریان انحرافی مستقر در دولت، در اقدامی مشکوک و قابل تأمل، بسیاری از عناصر گروهکهای ورشکستهی سیاسی همانند حزب منحلهی «مشارکت» و گروهکهای دوم خردادی را در پستهای اجرایی مهم وزارت جهاد کشاورزی مشغول به کار نمود. وی با حذف یکبارهی نیروهای جوان ولایتی و انقلابی، بسیاری از مدیران دوم خردادی و مشارکتی و تعدادی از اعضای ستادهای انتخاباتی «میرحسین موسوی» را در پستهای مهم این وزارتخانه از معاونت وزیر گرفته تا مدیران جهاد کشاورزی برخی استانها به کار گرفت. این عنصر نزدیک به جریان انحرافی که پیشتر در 7 بهمن 1388 نیز «ع.ب» یکی از مدیران سابق وزارت جهاد کشاورزی در زمان مسؤولیت «محمود حجتی» وزیر جهاد دولت سیدمحمد خاتمی را به عنوان مدیریت عامل یکی از شرکتهای بزرگ مادر تخصصی کشور منصوب کرده بود، تعدادی از اعضای فعال ستاد انتخاباتی یکی از سران فتنه را به این وزارتخانه دعوت و در احکامی جداگانه در پستهای سازمانی و یا به عنوان اعضای هیأت مدیرهی شرکتهای تابعهی مادرتخصصی منصوب کرد. بدین ترتیب در کمتر از یک سال، جریان نفوذی یاد شده توانست، بیش از 30 نفر از اعضای وابسته به گروهکهای دوم خردادی و به خصوص افراد وابسته به وزرای جهاد کشاورزی و کشور دولت اصلاحات و تیم خانهی کشاورز را در این وزارتخانه حاکم کند تا یکبار دیگر امنیّت غذایی کشور در دست منافع گروههای خاص بیفتد.
خلیلیان در مدت کوتاهی از عمر دولت دهم با چراغ سبز و حمایتهای جریان انحرافی مستقر در دولت، در اقدامی مشکوک و قابل تأمل، با حذف یکبارهی نیروهای جوان ولایتی و انقلابی، بسیاری از عناصر گروهکهای ورشکستهی سیاسی همانند حزب منحلهی «مشارکت» و گروهکهای دوم خردادی را در پستهای اجرایی مهم وزارت جهاد کشاورزی در برخی از استانها را به کار گرفت.
اقدامهای سؤال برانگیز خلیلیان در وزارت جهاد کشاورزی در طول یکسال و اندی اخیر سبب گردید تا با روی کار آمدن اعضای وابسته به حزب منحلهی مشارکت و گروهکهای وابسته به آن نظیر خانهی کشاورز، در عمل بازار واردات بسیاری از کالاها همانند مواد پروتئینی، لبنیّات، میوه و علوفه را در اختیار باندی سازمان یافته مرتبط با وزیرکشور دولت خاتمی قرار دهد و سود سرشاری را نصیب این عده نماید. تنها در یک مورد، هم اکنون فردی به نام «جلیل. م» یکی از مفسدین اقتصادی محکوم شده (و از بستگان همسر وزیر) با حمایتهای آشکار و پنهان معاون اقتصادی و برنامهریزی وزیر جهاد، خارج از قواعد و توافقنامههای دیپلماتیک به فعالیّتهای اقتصادی مشغول است که این موضوع حتی اعتراض رسمی سفارت کشور «اتحادیّهی کومور» در تهران را برانگیخته است.
با وجود تمامی این مصایب تلخ که از حذف تفکر جهادی در عرصهی مدیریت کشور در طول 11 سال اخیر رخ داده است، هم اکنون مشاهده میشود که کم کم نهالهای رویش یافتهی انقلاب در قالب «اردوهای جهادی»، «طرح هجرت» و «بسیج سازندگی» با ویژگیهای ممتازی نظیر جوشش از متن جامعه و خلوص در خدمت به محرومین شکوفا شده و میرود تا یکبار دیگر خلاءِ بزرگ و ضرورت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی نهادی چون «جهاد سازندگی» را پر کند.
واقعیّت آن است که اکسیری که امروزه جامعهی اسلامی ما بدان نیازمند است، استفاده از نیروهای متعهد متخصص است. آری متعهد متخصص؛ نه «متخصص متخصص» و یا «متخصص متعهد» اگر تعهد در اول کار وجود نداشته باشد همانند دورهای میشود که در مجلس ششم چه کارها نکردند و در آخر هم پناهندهی دشمن شدند و در خارج کشور کشف حجاب نمودند و در تریبون خیابانی در جمع اراذل و اوباش ضد انقلاب اعلام کردند که «ما و منافقین هر دو یک هدف مشترک داریم و آن به زانو در آوردن جمهوری اسلامی ایران است.»
هر انقلابی دارای دو قوس متمایز است، اولی قوس تخریب و سپس قوس احیای مجدد. انقلابهایی که قوس اولیّه و تخریبی آن را «بی.بی.سی» با ایجاد شایعه و شبهه و قوس دوم آن را آمریکا با دلارهای کثیف صهیونیستی هدایت میکند در طول زمان محکوم به بازگشت شدهاند. سرنگونی حقارت بار حزب «ساکاشویلی» در گرجستان و «یوشچنکو» در اوکراین در طی انتخابات بلافصل بعدی سرنوشت محتوم چنین کودتاهایی است. اما در انقلاب اسلامی ایران قوس شکست با تحریک غیرت ملی مردم پس از تصویب قانون کاپیتولاسیون با روشنگریهای حضرت امام(ره) آغاز و با برقراری حکومت دینی و علمی قوس استقرار و احیای آن با اتکا به شعار خودکفایی در تمامی زمینهها و باز هم با هدایت حضرتشان تکمیل میشود. این دو روند برخواسته از متن اسلامی ایرانی و داخلی انسانهای آگاه است و محرکی غیر از طینت آزاده و عاشورایی ملت ایران ندارد. این محرکها از جنس اقتصادی و روبنایی نیستند پس بنابراین وامدار هیچ دلار و یورویی نمیمانند.
بهنام اسماعیلی؛ پژوهشگر
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



