خواب روسها تعبیر نشد
خوابی که به پوتین الهام شد و او را وسوسه کرد تا وارد جنگی کوتاهمدت با اهداف بلندمدت شود، نه تنها تعبیر نشد که اساسا خوابی چپ از آب درآمد. او قدرتمندانه لشکرش را گسیل داشت تا به یاد ملحقات سابق شوروی بیاورد که آنان همچنان زیر سایه روسیه بزرگ قرار دارند و آنکه امنیت شان را برقرار خواهد کرد همانا روسیه است و دوران هرز پریدن با غرب گذشته است و... ولی آن الهه دروغین خواب پوتین هم ظاهرا کار انگلیسیها بود.
کد خبر: ۱۶۸۶۶
| | 22278 بازدید
با اعلام قطع روابط گرجستان و روسیه توسط «ساکاشویلی» و به رسمیت نشناختن استقلال مناطق مدنظر روسیه از سوی کشورها، تکلیف برنده و بازنده جنگ در اوستیای جنوبی خیلی زود مشخص شد.
شاید روسیه آن شبی که تانک های خود را وارد خاک گرجستان میکرد تا بنا بر ادعای خود، به دفاع از همکیشان و هموطنانش در برابر تهاجم نیروهای گرجی بپردازد، آنجا را ندیده بود که بر اثر فشارهای ناتو و ایالات متحده و اجماع گسترده در مخالفت با روسیه در فاصلهای چنین نزدیک، گرجستان به آغوش باز غرب برسد.
وارد شدن روسیه به جنگی کوتاهمدت، هزینههای هنگفتی را بر این کشور متحمل کرد و حالا زوج پوتین ـ مددوف باید به دنبال راهکاری برای خروج از دایره نفرت افکار عمومی غرب و یا تشکیل ائتلاف و جبههای در برابر آن باشند.
مناقشه گرجستان، حربهای در اختیار روسیه بود تا از طریق آن ضمن انتقامکشی قضیه استقلال کوزوو و تحتالشعاع قرار دادن گسترش ناتو، نقش پدرانه خود را در منطقه به اثبات رسانده و از استقلال و بیاحتیاجی جمهوریهای شوروی سابق به روسیه بزرگ جلوگیری کند.
شاید روسیه آن شبی که تانک های خود را وارد خاک گرجستان میکرد تا بنا بر ادعای خود، به دفاع از همکیشان و هموطنانش در برابر تهاجم نیروهای گرجی بپردازد، آنجا را ندیده بود که بر اثر فشارهای ناتو و ایالات متحده و اجماع گسترده در مخالفت با روسیه در فاصلهای چنین نزدیک، گرجستان به آغوش باز غرب برسد.
وارد شدن روسیه به جنگی کوتاهمدت، هزینههای هنگفتی را بر این کشور متحمل کرد و حالا زوج پوتین ـ مددوف باید به دنبال راهکاری برای خروج از دایره نفرت افکار عمومی غرب و یا تشکیل ائتلاف و جبههای در برابر آن باشند.
مناقشه گرجستان، حربهای در اختیار روسیه بود تا از طریق آن ضمن انتقامکشی قضیه استقلال کوزوو و تحتالشعاع قرار دادن گسترش ناتو، نقش پدرانه خود را در منطقه به اثبات رسانده و از استقلال و بیاحتیاجی جمهوریهای شوروی سابق به روسیه بزرگ جلوگیری کند.
روسیه از عدم دخالت نظامی غرب و حضور مستقیم نیروهای ناتو پس از درگیریهای اوستیا آگاهی داشت اما آنچه را از نظر دور داشته بود، ظهور تدریجی و موجوار حمایتها از گرجستانی بود که شاید در نگاه نخست، جز عضوی کوچک در ناتو ـ در آینده ـ و عامل انتقال انرژی به اروپا به نظر نمیرسید.
اهمیت استقلال گرجستان حالا بیش از همیشه خود را نشان میدهد. بيشک میانجیگری «سارکوزی» و ديگر اروپاییان در غائله اوستیا و مجاب ساختن روسیه به عقبنشینی از این منطقه و واگذاردن آن به وضع سابق (با حضور روسهای پاسبان صلح) وقتی به اعلام رسمی قطع ارتباط تفلیس و مسکو متصل شود، به معنی بستن درها به روی پدرخوانده سابق و خزیدن به آغوش غرب خواهد بود. در صورت قطع ارتباط همه جانبه دو کشور، روسیه نیز سفارتخانه خود را در تفلیس تعطیل میکند.
با این کیفیت هر گونه دخالتی در آینده از جانب آن کشور در مناطق اوستیا و آبخازیا ـ آن هم در شرایط قهر سیاسی ـ مصداقی کامل از تجاوز و لغو پیمانهای بینالمللی خواهد بود و در آن شرایط توجیهات لازم برای در تنگنا قرار دادن و اعمال تحریمهای نوشته و نانوشته بر روسیه در اختیار ناظران بینالمللی و فرصتطلبان قرار میگیرد.
شاید قطع رابطه از سوی گرجستان، بستن آخرین در به روی روسیه و گرفتار آمدن آن در محاصرهای باشد که سیاستمداران روس را مجبور به اعطای امتیازاتی چند به طرفهای غربی کند. این اتفاق میتواند به الگویی تکرارشونده در کشورهای همسایه هم بدل شود و آنان را میان وابستگی به روسیه و آمریکا، مخیر در انتخاب آمریکایی سازد که بیش از همسایه حرمت نگه میدارد و منفعت میآورد و راههای رسیدن به اروپا را کوتاه میکند؛ درست همان پارادایمی که روسیه را به پیشگیری واداشت تا با سرجا نشاندن گرجستان از احتمال بروز آن بکاهد ولی وقوع آن را جلو انداخت.
اشتباه اول این ماجرا را گرجستان مرتکب شد ولی روسیه با حمله به این کشور و سپس تداوم سیاست خود در حمایت از استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا، خطی را روی کاغذ بازی ترسیم کرد که خانههایی متعدد در اختیار حریف گذاشت.
صرف نظر از بحث استقرار سامانه دفاع موشکی آمریکا نزدیک روسیه و احتمال پیوستن زودتر از موعد گرجستان به ناتو، آنچه بااهمیت مینماید، شکلگیری اجماعی بینالمللی در منزوی ساختن روسیه و تحمیل شرایط مشابه شکست به این کشور بدون ورود به مرحله نظامی یا قانونی و... بوده است.
روسیه سرمست از اشتباه حریف، گلی زودهنگام به دروازهبان گرجی غرب زد که خیلی زود و در هنگامه جشن و سرور ناشی از آن، قافیه را به شکل تحقیرآمیزی واگذار کرد. اکنون گرجستان درهای خود را رسما به روی روسیهای که در قامت پدر ظاهر شده بود، بسته و قصد آن دارد تا با حل مناقشات داخلی خود به کمک غرب، به اردوگاه ناتو بپیوندد.
خوابی که به پوتین الهام شد و او را وسوسه کرد تا وارد جنگی کوتاهمدت با اهداف بلندمدت شود، نه تنها تعبیر نشد که اساسا خوابی چپ از آب درآمد. او قدرتمندانه لشکرش را گسیل داشت تا به یاد ملحقات سابق شوروی بیاورد که آنان همچنان زیر سایه روسیه بزرگ قرار دارند و آنکه امنیت شان را برقرار خواهد کرد همانا روسیه است و دوران هرز پریدن با غرب گذشته است و... ولی آن الهه دروغین خواب پوتین هم ظاهرا کار انگلیسیها بود.
در حال حاضر هر اشتباه، زورآزمایی و خط و نشانی از جانب روسیه، هزینههایی گزاف برایش به بار میآورد. راهی که روسیه در آن پا گذاشت ـ اگر بدان اصرار ورزد ـ به شرقستان میرود. روسها به طور حتم برای بازگرداندن آبی که رفته سراغ راهها و آبهای دیگر میروند؛ جاهایی که گذر غرب به آن نمیافتد و ظرفیت آلترناتیوسازی دارد.
منبع:سايت ديپلماسي ايراني
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


