تنها یک علی فضلی کافی است!
شاید هنوز موعد در افتادن اشکار با این فرقه خوارجصفت نرسیده باشد که اگر آن موعد برسد آنگاه نظام ثابت کرده که برای کوبیدن سر فرقهها و فتنههایی از این دست تنها یک علی فضلی کافی است! جمهوری اسلامی در مصاق با معاویه و طلحه و زبیر زمان کم نیاورده که در برابر مشتی خوارج مواجببگیر کم بیاورد! صبر انقلابی و علیگونه در برابر این جماعت حد و مرزی دارد و زمانی.
کد خبر: ۱۵۴۱۱۰
| | 12196 بازدید
محمد صادق كوشكي در جهان نوشت:
شاید هنوز موعد در افتادن آشکار با این فرقه خوارجصفت نرسیده باشد که اگر آن موعد برسد آنگاه نظام ثابت کرده که برای کوبیدن سر فرقهها و فتنههایی از این دست تنها یک علی فضلی کافی است!
ا- اظهار نظر درست سردار فضلی در خصوص باند تفرقهافکن و فتنهآفرین باعث شد تا این جماعت دست خود را رو کنند! حمله به سردار علی فضلی در برخی بنگاههای لجنپراکنی وابسته به این باند و متهم کردن این یادگار ماندگار سالهای حماسه و شرافت ملت مسلمان ایران به سکوت در برابر فتنه و فتنهگران (آن هم به جرم یک اظهار نظر درست و عاقلانه!) نشان داد که این جماعت خوارجصفت چه کینهای از امثال علی فضلی در دل دارند! و مگر میشود خوارج از سرداران بیادعا اما مالک اشترصفت دوران کینهای به دل نداشته باشند؟
۲- اینبار حاج علی فضلی هدف کینهورزی و هتاکی این باند قدرتطلب قرار گرفت! باندی تفرقهافکن که ادعای حمایت از دولت را مانند پیراهن خلیفه سوم پرچم خود ساخته و به وسیله آن بر هر چهره روشنگر و دردمندی که در برابر این جریان انحرافی بایستد، چنگ میاندازند. اما بدون تردید هدف اصلی به حاشیه راندن و منزوی ساختن نهادی است که امثال علی فضلی به آن منتسباند! هدف وادار ساختن سپاه به سکوت در برابر منحرفان و تفرقهافکنانی است که برای کوروش و مکتبایرانی اسفندیار ساختهاش بیشتر ارزش قائلند تا انقلاب اسلامی و شهدا و ایثارگرانش! و چه خوب فهمیدهاند که تا سپاه هست نمیتوان مقابل رهبری نظام ایستاد! و خوب فهمیدهاند که سپاه بازوی رهبری است! خوارج دوران همانند دوستان معاویه و طلعه صفتشان، سپاه و سرداران آن را هدف گرفتهاند. این جماعت که برای رسیدن به قدرت و نوالههای پیرامون آن از تبدیل رئیس جمهور به سنگر و سپس عبور از آن نیز ابایی ندارند، رهبری نظام را مهمترین مانع روبروی خود در تسلط کامل بر ساختار نظام میدانند و به تبع کارفرمای جاهل و منحرفشان که در تابستان سال گذشته سپاه و... را سرچشمه بیعدالتیها خوانده و سخن از اصلاح در این دو عرصه رانده بود حمله را آغاز کردهاند و در اولین مرحله سپاه را هدف گرفتهاند! مگر علی فضلی و امثال او هویت سپاه نیستند و مگر هویت سپاه چیزی جز بصیرت و جانبازی و آمادگی برای فداکاری در مسیر هدایت است؟
۳- شاید هنوز موعد در افتادن اشکار با این فرقه خوارجصفت نرسیده باشد که اگر آن موعد برسد آنگاه نظام ثابت کرده که برای کوبیدن سر فرقهها و فتنههایی از این دست تنها یک علی فضلی کافی است! جمهوری اسلامی در مصاق با معاویه و طلحه و زبیر زمان کم نیاورده که در برابر مشتی خوارج مواجببگیر کم بیاورد! صبر انقلابی و علیگونه در برابر این جماعت حد و مرزی دارد و زمانی.
۴- نه حاج علی فضلی محتاج دفاع است و نه تهاجم و تهمت به این سرباز جانباز ولایت درد خوارج نوظهور را درمان میکند! اما در این دوران پرغبار شفافسازی صفوف ضروری است! به این امید که برخی ساده لوحان و بازی خوردگان هر چه سزیعتر از این جماعت فتنهگر و نفاقافکن فاصله بگیرد و این فتنه با کمترین هزینه سرکوب شود!
شاید هنوز موعد در افتادن آشکار با این فرقه خوارجصفت نرسیده باشد که اگر آن موعد برسد آنگاه نظام ثابت کرده که برای کوبیدن سر فرقهها و فتنههایی از این دست تنها یک علی فضلی کافی است!
ا- اظهار نظر درست سردار فضلی در خصوص باند تفرقهافکن و فتنهآفرین باعث شد تا این جماعت دست خود را رو کنند! حمله به سردار علی فضلی در برخی بنگاههای لجنپراکنی وابسته به این باند و متهم کردن این یادگار ماندگار سالهای حماسه و شرافت ملت مسلمان ایران به سکوت در برابر فتنه و فتنهگران (آن هم به جرم یک اظهار نظر درست و عاقلانه!) نشان داد که این جماعت خوارجصفت چه کینهای از امثال علی فضلی در دل دارند! و مگر میشود خوارج از سرداران بیادعا اما مالک اشترصفت دوران کینهای به دل نداشته باشند؟
۲- اینبار حاج علی فضلی هدف کینهورزی و هتاکی این باند قدرتطلب قرار گرفت! باندی تفرقهافکن که ادعای حمایت از دولت را مانند پیراهن خلیفه سوم پرچم خود ساخته و به وسیله آن بر هر چهره روشنگر و دردمندی که در برابر این جریان انحرافی بایستد، چنگ میاندازند. اما بدون تردید هدف اصلی به حاشیه راندن و منزوی ساختن نهادی است که امثال علی فضلی به آن منتسباند! هدف وادار ساختن سپاه به سکوت در برابر منحرفان و تفرقهافکنانی است که برای کوروش و مکتبایرانی اسفندیار ساختهاش بیشتر ارزش قائلند تا انقلاب اسلامی و شهدا و ایثارگرانش! و چه خوب فهمیدهاند که تا سپاه هست نمیتوان مقابل رهبری نظام ایستاد! و خوب فهمیدهاند که سپاه بازوی رهبری است! خوارج دوران همانند دوستان معاویه و طلعه صفتشان، سپاه و سرداران آن را هدف گرفتهاند. این جماعت که برای رسیدن به قدرت و نوالههای پیرامون آن از تبدیل رئیس جمهور به سنگر و سپس عبور از آن نیز ابایی ندارند، رهبری نظام را مهمترین مانع روبروی خود در تسلط کامل بر ساختار نظام میدانند و به تبع کارفرمای جاهل و منحرفشان که در تابستان سال گذشته سپاه و... را سرچشمه بیعدالتیها خوانده و سخن از اصلاح در این دو عرصه رانده بود حمله را آغاز کردهاند و در اولین مرحله سپاه را هدف گرفتهاند! مگر علی فضلی و امثال او هویت سپاه نیستند و مگر هویت سپاه چیزی جز بصیرت و جانبازی و آمادگی برای فداکاری در مسیر هدایت است؟
۳- شاید هنوز موعد در افتادن اشکار با این فرقه خوارجصفت نرسیده باشد که اگر آن موعد برسد آنگاه نظام ثابت کرده که برای کوبیدن سر فرقهها و فتنههایی از این دست تنها یک علی فضلی کافی است! جمهوری اسلامی در مصاق با معاویه و طلحه و زبیر زمان کم نیاورده که در برابر مشتی خوارج مواجببگیر کم بیاورد! صبر انقلابی و علیگونه در برابر این جماعت حد و مرزی دارد و زمانی.
۴- نه حاج علی فضلی محتاج دفاع است و نه تهاجم و تهمت به این سرباز جانباز ولایت درد خوارج نوظهور را درمان میکند! اما در این دوران پرغبار شفافسازی صفوف ضروری است! به این امید که برخی ساده لوحان و بازی خوردگان هر چه سزیعتر از این جماعت فتنهگر و نفاقافکن فاصله بگیرد و این فتنه با کمترین هزینه سرکوب شود!
گزارش خطا