صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

چه کسی به صورت دایی مشت زد؟

هیوا یوسفی
کد خبر: ۱۵۰۴۷۷
| |
10696 بازدید
|
۱

برخلاف رسم معمول، علی دایی تایید کرد که با یکی از سردسته های تماشاگران پرسپولیس – که اینجا در ایران لیدرشان می نامند- درگیر شده و درگیری آن قدر بالا هم گرفته که به گفته دایی، لیدر مشتی هم به سمت او "حواله" کرده است.

نتیجه این مشت را روزنامه های پنجشنبه با چاپ چند عکس از صورت دایی نشان داده بودند. طرف چپ صورتش کبود شده بود، و چشمش آن قدر ورم داشت که به سختی باز می شد.
می توان دایی را سرزنش کرد که چرا باید با لیدرها درگیر شود. می توان به او یادآوری کرد که سرمربی تیم پرسپولیس است با میلیون ها طرفدار و دهها عنوان افتخار آمیز در فوتبال ایران و آسیا. به او یادآوری کرد که پرافتخارترین و به تعبیری معتبرترین بازیکن فوتبال ایران در جهان است. همه آن جملاتی را که در سالهای اخیر با هر اشتباه دایی، کنار هم چیده ایم تا شاید یادش بیندازیم که که بوده و چه جایگاهی داشته و چه جایگاهی باید داشته باشد، می توان دوباره تکرار کرد.

باید از دایی پرسید که چه می شود که دیگران با لیدرها درگیر نمی شوند اما کار او به بزن بزن می کشد. واکنش مربیان دیگر به رفتار لیدرها ، دو گونه است. یا سعی می کنند با آنها کنار بیایند و حتی گاهی به کارشان گیرند در راه اهدافی که دارند، یا طوری رفتار می کنند که کاری به هم نداشته باشند. ودر این میان تنها یکی چون دایی است که تا این اندازه با آنها سرشاخ می شود.
همه این انتقاد ها از دایی می توانست به حق باشد اگر او در خیابانی، کوچه ای یا هر جایی غیر از راهروهای ساختمان باشگاه پرسپولیس درگیر می شد. تاسف برانگیز و در عین حال باورنکردنی است که آنچه بر سر سرمربی پرسپولیس آمده، در ساختمان باشگاه و مقابل چشمان سرپرست باشگاه بوده است.
فکرش را بکنید، سرمربی تیم، حتی در ساختمان باشگاه هم امنیت ندارد و اتفاقا کسانی امنیت جانی او را به خطر می اندازند که با توجیهات و ترفندهایی عجیب و غریب از باشگاه حقوق می گیرند. افرادی که به مرور آن قدر قدرت پیدا کرده اند که نه تنها در ورزشگاهها، دیگران را به زنده باد و مرده باد گفتن درباره فلان سرمربی و بهمان بازیکن تحریک می کنند، که ساختمان باشگاه دفتر کارشان شده است و با آسودگی خاطر، در همین ساختمان و مقابل چشمان مدیر باشگاه، سرمربی را به باد کتک می گیرند.

امیدورام کسی پیدا نشود که دلیل بیاورد دایی دعوا را آغاز کرده یا مثلا او بوده که به لیدر فحاشی کرده است. توجیهاتی از این دست بی معنی می شود وقتی از خود بپرسیم که چرا سرمربی تیم نباید در ساختمان باشگاه – جایی که خانه دومش است- امنیت داشته باشد. همه این داستان ها فرع است و اصل چیز دیگری است. باشگاه پرسپولیس، با آن همه سابقه و آن همه بازیکن و مربی خوشنام در گذشته، امروز محل کار عده ای آدم معلوم الحال شده که بسیاری از آنها کاری جز ترغیب تماشاگران به تکرار مدیجه سرایی برای مدیران ندارند.

بگذارید از شرح حال لیدرها و خواستگاه اجتماعی آنها بگذریم چون در حقیقت آنها نیستند که باید پاسخگوی وضعیت موجود باشند. مسئول مستقیم آنچه در دفتر باشگاه بر سر دایی آمده – احتمالا برخلاف نظر خود او – مدیران باشگاه هستند. مدیرانی که در سالهای اخیر برای چند روز بیشتر ماندن در صندلی شان به قدرت نامشروع لیدرها چنگ زده اند. شاید گفته شود که حبیب کاشانی تنها مدیر باشگاه پرسپولیس در سالهای اخیر نیست که لیدرها را به کار می گیرد. این حرف درست است. پیش از کاشانی هم لیدرها چه در پرسپولیس و چه در دیگر باشگاهها قدرتی کم و بیش مثل امروز داشتند. با این حال کاشانی هم به اندازه دیگران و در جایی حتی بیشتر از آنها مسئول وضعیت موجود است.
او که خود را معلم می نامد و از هر تریبونی برای سخنرانی و تکرار آموزه های دینی استفاده می کند، باید پاسخ دهد که چگونه می تواند به آسانی از کنار آنچه بر سر سرمربی تیمش آمده، بگذرد. ممکن است حالا که دایی بر خلاف انتظار، درگیری را تایید کرده، باشگاه بیانیه ای بدهد با این هدف که غائله را فیصله دهد. اما چه سود؟ این بیانیه- که البته ممکن است صادر هم نشود- احتمالا لیدری بی نام ونشان را محکوم می کند و بی تفاوت از کنار واقعیت تلخ حاکم بر باشگاه های فوتبال ایران خواهد گذشت. باشگاههای که روی صندلی هایشان نه پیشکسوتان خوشنام و پرافتخار که بزن بهادرها نشسته اند.


چه تاسف برانگیز است امروز پرسپولیس، تیمی که زمانی که شاهینش می نامیدند، مکتب اخلاق و جایگاه مردان خوشنام روزگار بود.
چه دردآور است دیدن عکس علی دایی با آن صورت کبود شده و چشم ورم کرده ، و شنیدن حرفهایش که نمی داند بگوید "متاسفانه" یا "خوشبختانه" سرپرست محترم باشگاه هم کنار او بوده وقتی آن لیدر مشت به صورتش کوبیده است.
صورت کبود و چشم ورم کرده علی دایی، پرافتخارترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران، گویای همه بی اخلاقی های حاکم بر فوتبال و ورزش ایران است. "مدیران زحمتکش"! می توانند ساعتها و روزها و ماهها از فعالیتهای فرهنگی شان بگویند. جانماز آب بکشند و پشت هر تریبونی که ایستادند، دیگران را موعظه کنند. نتیجه تغییر نمی کند. آنچه آنها و اسلافشان کاشته اند، سکونشین های پرخاشگر و هتاک ورزشگاهها است و البته به صورت مشخصتر بزن بهادرهایی که می توانند وارد ساختمان باشگاه شوند و بی هیچ مزاحمتی سرمربی را مقابل چشمان مدیر باشگاه کتک بزنند. اتفاقی شرم آوری که بعید است بتوان هیچ جایی از دنیا مشابهی برایش پیدا کرد.

بسیاری از تصمیم گیرندگان تا زمانی که موقعیتشان به خطر نیفتاده، چشمشان را بر بی اخلاقی ها می بندند. و صد افسوس که گاهی برای چند صباحی بیشتر بر صندلی مدیریت تکیه زدن، به بی اخلاقی ها هم دامن می زنند. چه بسیار داستان ها که از رابطه مدیران و مربیان با لیدران سکوهای ورزشگاهها شنیده ایم. روابطی که خلاصه همه آنها تقریبا مثل هم است. از آن سرمربی معروف گرفته که گفته می شد به کمک همین لیدرها آرامش را از هر کسی که روی نیمکت تیم محبوبش بنشیند، می گیرد، تا آن مدیری که کاری کرده بود، در ورزشگاه بیش از بازیکنان و مربیان تیم، او را تشویق کنند.
اغراقی در کار نیست. حقیقت امروز فوتبال ورزش ایران به همین تاریکی است.

جهان ورزش

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
شاید علت درگیری علی دائی با لیدرها این باشد که ایشان کمی از بقیه با غیرت ترند و نمیتوانند توهینهای مداوم آنها را تحمل کنند. نمیدانم چرا همیشه وقتی از لیدر صحبت میشود بی اختیار یاد صحنه های مرد هزار چهره می افتم.
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...