رأي اعتماد به سه وزير
عكسبرداري ويژه
ديروز رئيسجمهور با هيأت همراه براي گرفتن رأي اعتماد به مجلس وارد شد.

جالب بود برخي نمايندگان مجلس هفتم و هشتم، جزو هيأت همراه ايشان بودند.
دست كم نيم ساعتي نمايندگان مشغول خوشامدگويي به دولتيها بودن.

به گفته برخي نمايندگان جلسه مجلس، «دوشنبهبازار اصفهان» شده بود.
در مراحل بررسي رأي اعتماد به وزرا، رئيس مجلس بارها به نمايندگان تذكر داد در صندلي خود مستقر شوند.

نمايندگان هم چارهانديشي كردند، يه جوري رفتن پيش دولتيها كه ديده نشن؛ از جمله، سينهخيز، نشسته و ... .
در ابتدا رئيسجمهور دفاع جانانهاي از وزراي پيشنهادي خود كرد.

ما كه دليل خنده جناب لاريجاني را متوجه نشديم، خنده از دفاعه يا چيز ديگهايه؟
كار بررسي رأي اعتماد به وزير محترم اقتصاد آغاز شد. البته ايشون خوشبختانه هيچگونه مخالفي نداشت.
ـ خودمونيما، من چقدر خوشبختم اين همه آدم صف كشيدن از من دفاع كنن!
پس از دعوا و سر و كله شكستن نمايندهها براي موافق وزير اقتصاد سخنراني كردن.

حسيني به ميدان وارد شد و از همه طلب دعا در اين ايام شعبانيه كرد.
در برههاي لاريجاني رياست جلسه را به نايب رئيس اول واگذار كرد.

ـ ابوترابي: اردشيرخان كجا تشريف برده بوديد؟
ـ هيچي حاجآقا، يه كم هم شما رئيس بشيد.
ـ هيچي حاجآقا، يه كم هم شما رئيس بشيد.
بعد نوبت به وزير كاركشته راه و ترابري رسيد. بهبهاني هم در مقابل مخالفان از خود دفاع كرد. ما هم به احترام ريشاي سفيدشون، اصلا با ايشون شوخي نميكنيم.

در خلال اين بررسيها، برخي نمايندگان با نامههايي منتظر دستور، سراغ وزرايي رفتند كه هنوز وزير نبودند.

ـ آقاي بهبهاني باور كنيد اين فقط تشابه اسميه، بنده خدا از مردم شريف حوزه انتخابيه است. با امضا و دستور شما مشكلش حل ميشه!
حالا نوبت به كردان رسيد. رسايي:رأي اعتماد به وزرا نقطه عطفي در اصولگرايي بود.

ـ آقا بياييد بريد سر جاتون بشينيد، شلوغ نكنيد، اينقدر اين نقطه عطف رو بزرگ نكنيد.
در ابتداي بررسي رأي اعتماد به كردان، برخي درخواست جلسه غيرعلني كردن. درخواست اين افراد با اصرار برخي و انكار هيأت رئيسه روبهرو شد.

توكلي: بابا خدا خيرت بده، فارسي كه بلدي، قانون رو بخون،گفته ميتونيم غيرعلني جلسه بذاريم.

لاريجاني: ببين احمد! خجالت بكش، كردان كه همشهري خودمونه، كوتاه بيا، بس كن!

ـ آقاي لاريجاني اگر من جاي شما بودم، همينجوري گوش پسرخاله رو ميگرفتم ميانداختمش بيرون.
پس از نيم ساعتي جار و جنجال درباره جلسه غيرعلني، حسينيان به عنوان نخستين مخالف صحبت كرد.

انصافا نطق غرايي كرد، خاليبندي، جعل مدرك و... همه رو چسبوند به كردان.
در طول صحبتهاي مخالفان، كردان شش دانگ داشت به حرفهاي اونها گوش ميكرد.

كردان: با اين وضع اگه رأي نيارم چطور برگردم نفت؟
اظهارات مخالفان درباره كردان، همه را دچار بهت و حيرت كرد، به ويژه رفيق كردان، جناب جهرمي رو.

ـ جناب اژهاي، خداييش اگر اينها درسته، چطور تا حالا كردان اين همه مسئوليت داشته؟
در ادامه جريان بررسيها، كردان هر كاري كرد تا بتونه رأي اعتماد بگيره.

حتي تقليد از رئيسجمهور.
سرانجام كردان به جايگاه رفت و دفاع تمدنسازي از خود كرد!

كردان: ببينيد، من اين همه برنامه دارم، ببينيد، وقتي ميتونستم تا الان با اين وضعيتم اين همه سمت داشته باشم، پس ببينيد چقدر آدم زرنگي هستم و به درد وزارت كشور ميخورم.
در پايان هم رئيسجمهور با برخي نقل قولها از رهبري و تاكتيكهاي ويژه و مختص خويش به دفاع آخر پرداخت.

سرانجام رأيگيري انجام شد.

لاريجاني: بيا اينم رأيهاي من، فقط يه جوري بريز تو گلدون كه معلوم نشه هر سهتاش مثبته!
شمارش آراي مأخوذه هم انجام شد.

البته با حضور همه نمايندگان در جايگاه هيأت رئيسه.
و در نهايت هر سه گزينه پيشنهادي وزير دولت نهم شدن.

بهبهاني: دست شما درد نكنه خانم، اينم دستور براي ساخت يه جاده اختصاصي براي كرج!
برخي هم خدا را شكر كردند.

البته به دليل انجام مسئوليت سنگيني كه به عهدهشون بود.
برخي هم ناراحت شدند و قدم زدند.

برخي هم از خاطرات ايام گذشته گفتند.

جلالي: هي... يادش به خير، چه روزايي داشتم تو مجلسهاي قبل، چه رأي اعتمادهايي ميداديم.
راستي، اين جلسه جنجالي با حواشي همراه بود.
برخي دنبال دستور بودند و البته با مخالفتهايي روبهرو شدند.
برخي دنبال دستور بودند و البته با مخالفتهايي روبهرو شدند.

احمدينژاد: ببين برو بشين سر جات، وگرنه ميگم كارآگاه عليآبادي راهنماييت كنه!
برخي به ديدار دوستان قديمي رفتند.

حداد: اِ ايرج تو اينجا چيكار ميكني؟ مگه رد صلاحيت نشدي؟
نديمي: آره غلام جون براي مجلس رد صلاحيت شدم نه براي دولت، الان مشاور دولت شدم.
نديمي: آره غلام جون براي مجلس رد صلاحيت شدم نه براي دولت، الان مشاور دولت شدم.
برخي كاغذها رد و بدل شد.

احمدينژاد: بيا رحيمي، اين دعا رو بده كردان بخونه، بلكه يه فرجي بشه!
و در پايان برخي از وزير شدن يه بندهخدا بسيار خوشحال بودن

انگار که دنيا رو بهشون دادن!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۹
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۱۵
خيلي خوب بود.ديگه همه چيتون داره مثل سايت فردا ميشه
خداييش خيلي حال كردم و خنديدم با اين تحليل هاي نوشته شده ذيل تصاوير ، فقط مي تونم بگم دهنتونو سرويس و دمتونو گرم .
من دارم برا ارشد میخونم و هر روز تنها15 دقیقه کاننکت میشم تا فقط قسمت تلخند رو ببینم
از بانیانش ممنونم
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




