صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

من در میان جمع و دلم جای دیگر است!

محمود موافق
کد خبر: ۱۴۴۵۸۵
| |
5764 بازدید
هر ساعت از نو قبله‌ای با بت‌پرستی می‌رسد

 توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را

البته حفظ کردن رفیق معنایش این نیست که انسان از گناه او، از خطاى او دفاع کند؛ کما اینکه در کارهاى حزبى، جناحى و خطى و این چیزها معمول است که اگر خطایى هم از کسى سر بزند، چون با آنها هم‌جبهه است، هم‌خط است، هم‌حزب و هم‌گروه است، باید بایستند پایش دفاع کنند؛ نه، این مراد نیست؛ این حفظ او نیست؛ این در واقع مخذول کردن او، بدبخت کردن اوست و خود! (مقام معظم رهبری)

بهانه این نگارش، سخنان غیرکارشناسانه عده‌ای به ظاهر کارشناس بود که با ورود به حوزه آسیب‌شناسی در خصوص عرفان‌های کاذب نه تنها کمکی به تلطیف فضا نمی‌کنند بلکه فضای موجود را با ورود ناصواب غبارآلود‌تر کرده و عرصه را برای جولان مدعیان فراخ‌تر می‌کنند. حال اگر حتی این افراد از جناح و منتسب به رسانه‌های اصولگرا هم باشند، این وظیفه ما را از نقد آنها زائل نمی‌کند.

بر هیچ‌کس پوشیده نیست که مبارزه با عرفان‌های کاذب در سطوح گسترده فرهنگی و حتی به لحاظ امنیتی و اثراتی که بر این حوزه دارد، یکی از راهکارهای مؤثر در نفی و نابودی اینگونه تفکرات الحادی در حوزه دین است. اما سؤال اینجاست که ورود به این حوزه تا کجا و از چه طریقی درست است؟ آیا ترک این مرحله بی‌همرهی خضر میسر و ممکن است؟ به راستی خضر را چگونه و از کجا باید شناخت؟

نگارنده بر این باور است که مبحث عرفان‌های کاذب، امروزه بیش از آنکه به لحاظ امنیتی مشکل‌ساز باشد، به لحاظ فرهنگی خطرناک است، چرا که با کندوکاوی در افراد گرایش یافته در این گروه‌ها، می‌توان فهمید که به دلیل غفلت و سهل انگاری مسئولان فرهنگی کشور، جمعیت قابل توجهی از جوانان تحصیلکرده این مرز و بوم هر روز به این گروه‌ها گرویده و بدون اینکه بدانند با چنین رویکردهایی به کجا خواهند رفت، به شتاب مسیر قلندران لباس صوفی به تن کرده این گروه را طی می‌کنند و حتی گاهی چنان مسیر را سریع می‌پیمایند که زودتر از لیدرهای خود به بی‌هویتی موجود در این عرفان‌ها رسیده و چاره‌ای جز نابودی و فنای خویش نمی‌یابند!

گفت‌وگو با جوانانی که به این فرقه‌ها گراییده و مسیر عرفانی را چون باد طی می‌کنند، کار سهل و ممتنعی است. به راستی می‌توان در گفت‌وگوی عادلانه با به کارگیری ابزار معتبری به نام عقلانیت، جوانانی را که گرفتار فرقه‌های انحرافی شده‌اند، زنهار و به مسیر حقیقی سوق داد. اینکه به مقصد برسند یا نه، نه در توان من و شماست، نه هیچ‌کس دیگر  چراکه نباید فراموش کنیم که اراده فردی است که متضمن رسیدن به مقصود است و بس! و در طول تاریخ پیامبران و منجیان تنها بشارت‌دهنده راه نجات بوده و هستند.

در این میان نباید فراموش کنیم که برخی از لیدرها و رهبران فرقه‌ای که تعلقات خاصی به نهادهای معارض جمهوری اسلامی دارند، بالطبع در چنین کارزاری بیکار ننشسته و با تقلید از همان مسیر عرفانی سعی در القای عقاید منحرف خویش داشته و با آغشته کردن مفاهیم شخصی به مفاهیم حقیقی و بازی با کلمات فریبنده، جوانان بسیاری را به نابودی می‌کشانند. در این موارد شاید دیگر کار فرهنگی به تنهایی پاسخگو نباشد، چراکه مبنایی برای کار فرهنگی و گفت‌وگو نیست و تنها راه مبارزه رودررو و برخورد امنیتی با آنان است. 

در چنین کارزاری است که یکسو، مأموران حلقه به گوش شیطان که مأموریت تخریب باورها و اذهان مردم را بر عهده دارند، قرار می‌گیرند و سوی دیگر، مردم بی‌پناهی که شاید از روی ناآگاهی یا کم‌آگاهی پا به میدان نهاده‌اند به طور قطع در این میان نقش نهادهای امنیتی برای در امان نگاه داشتن سرمایه‌های عظیم این مرز و بوم که چیزی جز جوانان پاک سیرت نیست پر رنگ‌تر خواهد شد. 

شاید آگاهی از این امر بود که رهبر انقلاب را بر این داشت تا نهادهای مختلف را جهت بررسی و برخورد با این معضل بسیج گرداند. نباید فراموش کنیم که در برخورد با فرق ضرورت‌هایی وجود دارد که اگر مورد نظر قرار نگیرد، نه تنها تأثیر مثبتی نخواهد داشت بلکه موجب خواهد شد که نتایج معکوسی حاصل شود.

شاید یکی از آفاتی که نگارنده را بر این داشت دست به قلم برده و در این خصوص، مواردی را متذکر شود، ورود افراد غیر متخصص در این حوزه است. افرادی که تنها به تصور و پشتیبانی دارا بودن مدارک دکتری در حوزه روانپزشکی به اظهار‌نظرهای مختلفی در این خصوص می‌پردازند. 

البته این نگاه خوشبینانه‌ای است که نگارنده به این مقوله دارد و نباید فراموش کنیم که هستند افرادی که به جهت اتصال و منفعت‌طلبی‌های شخصی از سوی برخی از این گروه‌ها حمایت شده و مأموریت‌های خاص برای لوث کردن اصل موضوع دارند، چراکه به نظر می‌رسد مضحکه قرار دادن مقوله‌ حساسی که با بینش و اندیشه دینی مردم سر و کار دارد، پیام‌های بدی برای کارشناسان این حوزه به همراه دارد.

 در سالیان اخیر مقام معظم رهبری در بسیاری از منشوراتی که برای نهادهای فرهنگی ارائه کرده‌اند یا در سخنرانی‌های عمومی، شخصاً به موضوع توهم در دین، عرفان‌های کاذب، عرفان‌های پوچ پرداختند و فرمودند که باید با اینها مبارزه و مقابله شود و همین امر کافی است که به این امور در سطوح فرهنگی و رسانه‌ای پرداخته شود، اما گاهی اوقات دفاع ناقص یا گویش نادرست ما موجب می‌شود که به جای نفی، تبلیغی برای آنها از سوی رسانه‌ها صورت گیرد.

در واقع می‌توان گفت پرداختن به این امور خط‌کش معرفتی می‌خواهد تا بتوانیم آگاهانه پیش برویم. به عنوان مثال اگر بخواهیم درخصوص آخرالزمان صحبت کنیم، باید که معنای دقیقی از آخرالزمان را دانسته باشیم. اینکه آخرالزمان مسیحی چه تفاوتی با آخرالزمان یهودی دارد یا آخرالزمان یهودی چه مابه ازایی در ادیان شرقی دارد و چه مشترکاتی با آخرالزمان اسلامی دارد. زمانی که همه این موارد را بدون توجه به مباحث معرفی آن یک کاسه کرده و تنها از برخی واژه‌ها به دلیل انتساب زمینه‌های علمی به خود استفاده می‌کنیم، چیزی جز دفاع ناقص از دین و شرع انجام نداده‌ایم؟

بر هیچ‌کس پوشیده نیست که امروزه، با سبکسری‌های دوران مدرن مواجه هستیم. سبکسری‌هایی که باید به نهاد جامعه اثبات شود که سبکسری است و در این راه، برای اثبات خود، باید از موصوفاتی یا ادله‌ای استفاده کنید که آن ادله مشخصاً ادعای شما را برساند. نباید فراموش کنیم که صحبت کردن یا صحبت نکردن از عرفان‌های جدید ایستادن روی لبه تیغ است.

 اگر قرار است در این حیطه‌ وارد شویم، اولاً باید خود آگاه باشیم که چه‌ می‌کنیم و ثانیاً باید آگاهی لازم را از آنچه در داخل و خارج از کشور اتفاق می‌افتد، داشته باشیم و ثالثاً منتسب و متصف به تعالیم دینی و عقلانی باشیم. اینکه فلسفه اسلامی چگونه می‌تواند به این امور پاسخ دهد؟ کلام اسلامی کجا به کار می‌آید؟ کلام اسلامی چه مشترکاتی با کلام مسیحی پیدا می‌کند؟ کلام مسیحی خود چه روزنه‌هایی برای فرار این عرفان‌های جدید ایجاد می‌کند؟ الهیات پویشی در زمانه ما چه مشکلی را پیش روی الهیات سنتی قرار می‌دهد که زمینه پیشرفت مکاتب نوپدید دینی در آن ایجاد می‌شود!؟‌ و هزاران سؤال و امای دیگر که همه مباحث معرفتی جدی است! بخشی در دایره مطالعات ادیان و بخشی‌ در حوزه فلسفه اسلامی، بخشی‌ هم در حوزه فلسفه دین و آماری و پدیداری دوران جدید.

پس کار به این سادگی نیست، اما می‌توان فعالیت‌هایی انجام داد. هرچه دفاع ما معرفتی‌تر و آگاهانه‌تر باشد، دفاعمان را کاملتر می‌کند و ما را از تبلیغ برای این مکاتب برحذر می‌دارد. اما سرمنشأ و سرمشق را مقام معظم رهبری فرمودند: «باید با اینها به لحاظ فرهنگی و به لحاظ امنیتی برخورد شود. اما برخورد درست، بسامان، قاعده‌مند، عمیق و همه‌جانبه.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟