طلاق بهخاطر اجارهنشینی
زن بار دیگر در برابر قاضی این شعبه با بیان اینکه دیگر تحمل اجارهنشینی را ندارم، گفت: تا زمانی که شوهرم خانه نخرد در کنارش به زندگی ادامه نمیدهم، بنابراین از او طلاق نگرفته و به خانه پدرم باز میگردم تا زمانی که او خانهای بخرد.
کد خبر: ۱۴۴۱۱۵
| | 5825 بازدید
قدس: زنی در دادگاه خانواده با بیان اینکه «دیگر تحمل این زندگی را ندارم»، گفت: در یک سال زندگی مشترک، شوهرم 3بار خانهمان را عوض کرده است؛ من از اجارهنشینی خسته شدهام و طلاق میخواهم.
زنی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواست جدایی خود را به قاضی شعبه 245 این مجتمع قضایی خانواده ارائه داد.
این زن گفت: شوهرم در این یک سال، 3 بار خانهمان را عوض کرده است و من مدام مجبور به اسبابکشی بودهام؛ تحمل اجارهنشینی و اسبابکشی را ندارم.
وی با اشاره به اینکه وضع مالی شوهرم خوب است ولی او حاضر به خرید خانه نیست، ادامه داد: او همه سرمایه و پولش را خرج کارش میکند. باید از شوهرم جدا شوم چرا که زندگی برای شوهرم اهمیت ندارد و کار را به زن و خانوادهاش ترجیح میدهد، وی مرد زندگی نیست.
مرد در دادگاه حاضر شد و با بیان اینکه افراد بسیاری اجارهنشین هستند ولی هیچکدام از آنها به اندازه همسرم غر نزده و شکایت ندارند، گفت: حاضر نیستم او را طلاق بدهم چرا که او را با همه بهانهگیریاش دوست دارم و فقط یک سال از زندگیمان میگذرد.
وی با اشاره به اینکه همسرم باید از درخواستش منصرف شود و به زندگی با من ادامه دهد، افزود: من نمیتوانم خانهای مستقل داشته باشم چرا که پول کافی برای خرید خانه ندارم؛ درست است که من کاسب بوده و مشغول به کار هستم ولی وضع مالی چندان خوبی ندارم.
زن بار دیگر در برابر قاضی این شعبه با بیان اینکه دیگر تحمل اجارهنشینی را ندارم، گفت: تا زمانی که شوهرم خانه نخرد در کنارش به زندگی ادامه نمیدهم، بنابراین از او طلاق نگرفته و به خانه پدرم باز میگردم تا زمانی که او خانهای بخرد.
زنی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواست جدایی خود را به قاضی شعبه 245 این مجتمع قضایی خانواده ارائه داد.
این زن گفت: شوهرم در این یک سال، 3 بار خانهمان را عوض کرده است و من مدام مجبور به اسبابکشی بودهام؛ تحمل اجارهنشینی و اسبابکشی را ندارم.
وی با اشاره به اینکه وضع مالی شوهرم خوب است ولی او حاضر به خرید خانه نیست، ادامه داد: او همه سرمایه و پولش را خرج کارش میکند. باید از شوهرم جدا شوم چرا که زندگی برای شوهرم اهمیت ندارد و کار را به زن و خانوادهاش ترجیح میدهد، وی مرد زندگی نیست.
مرد در دادگاه حاضر شد و با بیان اینکه افراد بسیاری اجارهنشین هستند ولی هیچکدام از آنها به اندازه همسرم غر نزده و شکایت ندارند، گفت: حاضر نیستم او را طلاق بدهم چرا که او را با همه بهانهگیریاش دوست دارم و فقط یک سال از زندگیمان میگذرد.
وی با اشاره به اینکه همسرم باید از درخواستش منصرف شود و به زندگی با من ادامه دهد، افزود: من نمیتوانم خانهای مستقل داشته باشم چرا که پول کافی برای خرید خانه ندارم؛ درست است که من کاسب بوده و مشغول به کار هستم ولی وضع مالی چندان خوبی ندارم.
زن بار دیگر در برابر قاضی این شعبه با بیان اینکه دیگر تحمل اجارهنشینی را ندارم، گفت: تا زمانی که شوهرم خانه نخرد در کنارش به زندگی ادامه نمیدهم، بنابراین از او طلاق نگرفته و به خانه پدرم باز میگردم تا زمانی که او خانهای بخرد.
گزارش خطا