تغيير شغل، زن را سردرگم كرد
وي با اشاره به گذشت 3 سال از زندگي مشترك ادامه داد: بيكاري شوهرم زبانزد خاص و عام شده و اين موضوع دائم از سوي خانواده و فاميل 2 طرف بر سرم كوبيده ميشود و من ديگر تحمل اين وضع و سركوفتهاي اطرفيانم را ندارم.
کد خبر: ۱۳۹۹۶۴
| | 2707 بازدید
فارس: زني در دادگاه خانواده با بيان اينكه ميخواهم از شوهرم جدا شوم، گفت: شوهرم در هر شغلي فقط 2 هفته دوام ميآورد و دائم شغل عوض ميكند و به همين دليل من سردرگم شدهام.
زني 27 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي شعبه 235 اين مجتمع قضايي خانواده ارائه كرد و با بيان اينكه شوهرم بيكار است و ديگر تحمل زندگي با او را ندارم، گفت: شوهرم اصلاً اهل كار كردن نيست؛ او دائم به فكر تغيير شغل است و در هر كار و شغلي فقط 2 هفته دوام ميآورد.
وي با اشاره به گذشت 3 سال از زندگي مشترك ادامه داد: بيكاري شوهرم زبانزد خاص و عام شده و اين موضوع دائم از سوي خانواده و فاميل 2 طرف بر سرم كوبيده ميشود و من ديگر تحمل اين وضع و سركوفتهاي اطرفيانم را ندارم.
زن با بيان اينكه همه فاميل، بيكاري شوهرم را از چشم من ميبينند، افزود: بارها از شوهرم درخواست كردم تا يك كار درست و حسابي پيدا كند تا به هر بهانه و مشكلي آن را رها نكند ولي هر بار بعد از قول دادنش، همه چيز مانند روز اول ميشود؛ من هيچگاه درخواست مالي زيادي از شوهرم نكردهام و هميشه به خاطر اينكه سرمايهاي براي كار داشته باشد، طلاها و پولهايم را به او ميدادم ولي او بعد از خرج كردن و سرمايهگذاري در شغلي، منصرف شده و همه چيز را از دست ميداد.
زن با اشاره به اينكه فرزندي نداريم و مشكلات زندگي مشتركمان، خستهام كرده است، اظهار داشت: شوهرم حتي حاضر نيست به خاطر دوام زندگي به دنبال كار مناسب باشد؛ ديگر از اينكه شوهرم هر روز بر سر يك شغل است، خسته شدم ؛ نميدانم با چه حقوقي زندگي ميكنم و شغل شوهرم چيست.
وي با بيان اينكه شوهرم خودخواه و بيفكر است، گفت: در حال حاضر كه من درخواست جدايي دادهام، او حاضر نيست به خاطر من از اين بيفكرياش دست بردارد و با خودخواهي تمام با جدايي موافق است بنابراين من طلاق ميخواهم تا به آرامش برسم.
قاضي اين پرونده بعد از شنيدن اظهارات زن و به دليل عدم حضور مرد، حكمي صادر نكرد.
زني 27 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي شعبه 235 اين مجتمع قضايي خانواده ارائه كرد و با بيان اينكه شوهرم بيكار است و ديگر تحمل زندگي با او را ندارم، گفت: شوهرم اصلاً اهل كار كردن نيست؛ او دائم به فكر تغيير شغل است و در هر كار و شغلي فقط 2 هفته دوام ميآورد.
وي با اشاره به گذشت 3 سال از زندگي مشترك ادامه داد: بيكاري شوهرم زبانزد خاص و عام شده و اين موضوع دائم از سوي خانواده و فاميل 2 طرف بر سرم كوبيده ميشود و من ديگر تحمل اين وضع و سركوفتهاي اطرفيانم را ندارم.
زن با بيان اينكه همه فاميل، بيكاري شوهرم را از چشم من ميبينند، افزود: بارها از شوهرم درخواست كردم تا يك كار درست و حسابي پيدا كند تا به هر بهانه و مشكلي آن را رها نكند ولي هر بار بعد از قول دادنش، همه چيز مانند روز اول ميشود؛ من هيچگاه درخواست مالي زيادي از شوهرم نكردهام و هميشه به خاطر اينكه سرمايهاي براي كار داشته باشد، طلاها و پولهايم را به او ميدادم ولي او بعد از خرج كردن و سرمايهگذاري در شغلي، منصرف شده و همه چيز را از دست ميداد.
زن با اشاره به اينكه فرزندي نداريم و مشكلات زندگي مشتركمان، خستهام كرده است، اظهار داشت: شوهرم حتي حاضر نيست به خاطر دوام زندگي به دنبال كار مناسب باشد؛ ديگر از اينكه شوهرم هر روز بر سر يك شغل است، خسته شدم ؛ نميدانم با چه حقوقي زندگي ميكنم و شغل شوهرم چيست.
وي با بيان اينكه شوهرم خودخواه و بيفكر است، گفت: در حال حاضر كه من درخواست جدايي دادهام، او حاضر نيست به خاطر من از اين بيفكرياش دست بردارد و با خودخواهي تمام با جدايي موافق است بنابراين من طلاق ميخواهم تا به آرامش برسم.
قاضي اين پرونده بعد از شنيدن اظهارات زن و به دليل عدم حضور مرد، حكمي صادر نكرد.
گزارش خطا