زن جوان به قتل رسیده بود اما پلیس او را زنده پیدا کرد

پرونده ناپدیدشدن مارال با ادعای آدم‌ربایی و تهدید به قتل آغاز شد، اما یک ماه بعد پلیس در جریان تحقیقات به سرنخی رسید که نشان می‌داد زن جوان برخلاف ادعای گروگانگیران زنده است و خود را برای خروج غیرقانونی از کشور آماده می‌کند.
کد خبر: ۱۳۹۶۶۴۱
| |
1772 بازدید
|
۳
اسیر

به گزارش تابناک؛ مارال برخلاف ادعای گروگانگیران، زنده پیدا شد.

اول شهریور امسال، مرد طلافروشی نزد ماموران پلیس پایتخت رفت و خبر از ناپدید شدن ناگهانی همسرش به نام مارال داد. او می‌گفت که آخرین بار همسر ۲۵ساله‌اش برای خرید از خانه بیرون رفته، اما دیگر برنگشته است. به‌گفته این مرد، موبایل مارال خاموش بود و هیچ‌کس از سرنوشت او خبری نداشت.

با ثبت اظهارات مرد طلافروش، پرونده‌ای تشکیل شد، اما تنها ۲۴ساعت بعد، داستان رنگ و بوی دیگری گرفت. شوهر مارال بار دیگر به پلیس مراجعه کرد و گفت همسرش را ربوده‌اند. او مدعی شد که از سوی فردی ناشناس پیام‌های صوتی در یکی از شبکه‌های اجتماعی دریافت کرده، مبنی بر اینکه همسرش گروگان گرفته‌شده است.

مرد طلافروش گفت: گروگانگیران مرا تهدید کرده‌اند که اگر ۷۰هزار یورو پرداخت نکنم، جان همسرم را می‌گیرند. آنها در پیام‌های بعدی مدعی شده‌اند که اگر پای پلیس به ماجرا باز شود، همسرم را به قتل می‌رسانند.

قرار در پارک

آدم‌ربایان مهلت ۷۲ساعته برای جور کردن ۷۲هزار یورو به مرد طلافروش داده بودند. در ادامه مأموران آموزش‌های لازم را به مرد ۴۵ساله دادند و از او خواستند تا به بهانه تحویل کیفی پر از یورو با گروگانگیران قرار بگذارد. به این ترتیب محل قرار از سوی گروگانگیران مشخص شد؛ پارکی در شمال شرق تهران. گروگانگیران از مرد طلافروش خواستند تا کیف یورو‌ها را زیر درختی قرار دهد.

از سوی دیگر تیم‌های نامحسوس پلیس، پارک را تحت محاصره کامل درآوردند. شوهر مارال با آموزش‌های پلیس، ساک حاوی اسکناس‌های یورو را زیر درخت قرار داد و به نقطه امن برگشت. اما گروگانگیر در پارک حاضر نشد و دقایقی بعد، با ارسال پیامی هولناک، ضربه نهایی را به همسر مارال وارد کرد. او در این پیام نوشته بود: «چون پای پلیس را به ماجرا باز کردید، مارال را به قتل رساندیم و جسدش را سوزاندیم.»

ادعای قتل زن جوان و سوزاندن جسدش، پرونده را از یک آدم‌ربایی به جنایتی هولناک تبدیل کرد. در ادامه، تحقیقات پلیس به‌صورت شبانه‌روزی ادامه یافت تا ردی از عاملان این جنایت به دست آید.

۳۰روز بعد؛ وقتی ورق برگشت

یک‌ماه از ماجرا گذشت و پلیس همچنان در حال بررسی بود تا اینکه موبایل مارال، روشن شد. بررسی‌ها نشان می‌داد که موبایل در یک شهر مرزی فعال شده است. در ادامه مشخص شد که از طریق این گوشی تراکنش‌های بانکی انجام شده است. فرضیه‌ای که مطرح شد این بود که احتمالا عاملان قتل مارال، به گمان اینکه آب‌ها از آسیاب افتاده و دیگر پلیس در تعقیبشان نیست، موبایل مارال را روشن کرده‌اند تا پول از حسابش برداشت و سپس از ایران فرارکنند.

این سرنخ، مأموران پلیس را به نقطه صفر مرزی کشاند. آنها تصور می‌کردند که به کمین قاتل یا قاتلان نشسته‌اند، اما آنچه با آن مواجه شدند، تمامی معادلات را به هم ریخت. درست در لحظه‌ای که نیرو‌های پلیس خانه‌ای را در شهر مرزی محاصره کرده و برای دستگیری عاملان گروگانگیری مرگبار آماده می‌شدند، زنی از خانه خارج شد؛ او کسی نبود جز مارال. او زنده و در کمال سلامت مشغول زندگی عادی خود بود.

فرار برنامه‌ریزی‌شده

مارال در مواجهه اول با پلیس، شوکه شد و داستانی تخیلی سرهم کرد. او ادعا کرد که سوار یک خودروی مسافرکش شده، راننده او را ربوده و در یک اتاق متروکه به همراه چند دختر دیگر نگهداری کرده، اما او توانسته از پنجره فرار کند.

اظهارات او متناقض و عجیب بود و در ادامه مدارک و شواهدی به‌دست آمد که نشان می‌داد او با پرداخت پول به قاچاقچیان انسان قصد داشته ۸ساعت بعد، به‌صورت غیرقانونی از کشور خارج شود.

مارال که می‌دید دستش رو شده، این بار حقیقت را به زبان آورد و گفت: یکی از دوستانم در انگلیس است و تصمیم داشتم برای تحصیل و ادامه زندگی به لندن بروم، اما همسرم مخالف بود. حتی وقتی می‌خواستم پاسپورتم را تمدید کنم، همسرم در دفترخانه حاضر نشد و، چون تصمیمم برای رفتن جدی بود و از طرفی پاسپورت نداشتم به سراغ قاچاقچیان انسان رفتم. آنها گفتند که با پاسپورت جعلی می‌توانند مرا از مرز رد کنند. از سوی دیگر برای این سفر نیاز به پول داشتم و برای همین تصمیم گرفتم مقداری پول از شوهرم بگیرم تا وقتی به اروپا می‌روم، همراهم باشد. این بود که نقشه آدم‌ربایی را کشیدم تا همسرم را مجبور به پرداخت پول کنم، اما وقتی متوجه شدم پلیس وارد ماجرا شده نقشه جنایت ساختگی را کارگردانی کردم تا از مرز خارج شوم و کسی ردی از من پیدا نکند. اما درست چند ساعت قبل از رفتن، موبایلم را روشن کردم تا حسابم را خالی کنم و همین باعث شد که نقشه‌ام نقش برآب شود. با اظهارات این زن، رسیدگی به این پرونده در دادسرا ادامه دارد.

منبع: همشهری آنلاین

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۸
والا این نقشه ها به عقل جن هم نمی رسه
مسعود
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۸
فقط اعدام
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۸
وقتی با زنی بیست سال کوچکتر ازدواج می کنی اگر عقلت کار می کرد می دونستی برای پولت بوده پس اجازه می دادی بره
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟