زنانِ آتش؛ این شغل سخت و این بانوان سرسخت

به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی تابناک، صدای بیسیم که بلند میشود، دیگر فرقی نمیکند پشت آن لباس و تجهیزات سنگین چه کسی ایستاده است؛ یک حادثه رخ داده و چند دقیقه برای رسیدن به محل فرصت وجود دارد. حال زنان نیز به دنیای آتشنشانی ورود میکنند.
آنجا که برخی مشاغل با خطر و حادثه پیوند خوردهاند، در نگاه عموم مردم مردانه به نظر میرسند. یکی از این مشاغل که جدا از دست و پنجه نرم کردن با انواع حوادث، روحیه ایثارگرانهای نیز میخواهد، آتش نشان بودن است.
در ایران، حضور زنان در آتشنشانی دستکم دو دهه سابقه دارد؛ مسیری که از ایجاد ایستگاه ویژه بانوان در کرج آغاز شد و بهتدریج در برخی شهرهای دیگر نیز گسترش پیدا کرد. اما زنان آتشنشان دقیقاً چه مأموریتهایی انجام میدهند؟ آیا وظایف آنها با مردان متفاوت است و سختترین بخش این شغل برای آنها چیست؟
شروع یک تجربه متفاوت
ماجرای رسمی حضور زنان در آتشنشانی کرج به اوایل دهه ۱۳۸۰ بازمیگردد. فراخوان جذب تعداد محدودی آتشنشان زن در سال ۱۳۸۱ منتشر شد و ایستگاه آتشنشانی بانوان کرج در سال ۱۳۸۲ رسماً فعالیت خود را آغاز کرد.این مجموعه همچنان فعال است و رئیس، فرمانده و نیروهای آن زن هستند. این ایستگاه به تجهیزات عملیات حریق و نجات مجهز است و نیروهای آن در مأموریتهای واقعی حضور دارند.

این تجربه البته از همان ابتدا بدون چالش نبود. برای مثال، در تهران در میانه دهه ۱۳۸۰ تعدادی از زنان در آزمون آتشنشانی پذیرفته و آموزش آنها مطرح شد، اما در مقطعی سازمان آتشنشانی تهران اعلام کرد برنامهای برای آغاز به کار این نیروها ندارد.
در تهران بعدها فعالیت ها جدی تر شد. سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهر تهران، سال ۹۹ آگهی استخدام زنان آتش نشان را منتشر کرد و در پی آن حدود ۶۰۰ نفر از زنان و دختران تهرانی ثبت نام کردند؛ اما این تازه اول راه بود؛ چراکه این زنان باید از آزمونهای علمی، عملی، ورزشی و روان سنجی با موفقیت عبور میکردند. سرانجام ۱۶ نفر از این افراد، موفق شدند با پشت سر گذاشتن آزمونها، وارد مرکز آموزش سازمان آتش نشانی شوند و پس از چند ماه آموزش دیدن و آزمون نهایی، پا به اولین ایستگاه آتش نشانی زنان که ایستگاه شماره ۱۳۸ نام دارد و در خیابان ستارخان قرار دارد، بگذارند. در سالهای اخیر نیز شهرداری تهران روی این موضوع مانورهایی داده است. هرچند که در مواردی مباحثی پیرامون استخدامی رسمی زنان آتش نشان و مباحث حقوقی و دستمزدی انهاف مباحثی مطرح می شود.
البته در شهری همانند شیراز نیز تیم هاجر، متشکل از تعداد چهارده نفر از بانوان این شهر شکل گرفت و اتفاقا تجربه مثبتی از آنها ثبت شده است.
ماموریتهای زنان آتشنشان
یکی از جذابترین بخشهای فعالیت زنان آتشنشان، مأموریتهایی است که حضور نیروی زن در آنها اهمیت بیشتری پیدا میکند. بر اساس روایت یکی از آتشنشانان زن حوادثی مانند گرفتار شدن زنان در آسانسور، محبوس شدن پشت در، برخی حوادث در باشگاهها، حمامها یا سالنهای آرایش، از جمله مأموریتهایی هستند که ممکن است ایستگاه بانوان به آنها اعزام شود. در عین حال، اگر حادثه گستردهتر باشد، نیروهای زن همراه با سایر ایستگاهها در عملیات شرکت میکنند.
آتشنشان بودن به معنای مواجهه دائمی با خطر، فشار زمانی و صحنههایی است که میتواند از نظر روانی نیز دشوار باشد.در گزارش یک روزنامه از آتشنشانان، یکی از نیروها از نخستین مأموریتهای حریق و نجات و مواجهه با صحنههای تلخ تصادف سخن گفته و توضیح داده است که نیروها باید بهتدریج یاد بگیرند احساسات خود را مدیریت کنند تا بر عملکردشان در عملیات تأثیر نگذارد.

شاید مهمترین تغییر، نه در لباس و تجهیزات، بلکه در تصویر ذهنی جامعه اتفاق افتاده باشد. در سالهای گذشته، حضور زن در لباس آتشنشانی برای بسیاری صحنهای غیرمعمول بود؛ اما گزارشهایی از فعالیت بانوان آتشنشان حتی مورد توجه هیئتهای خارجی نیز قرار گرفته است. با این حال، مسیر حضور زنان در این حرفه هنوز یکدست نیست و باید در این زمینه فرصت های بیشتری برای تجربیات جدیدتر مهیا شود.
تجربه اولین زن آتشنشان
منصوره جوانمرد، اولین زن آتشنشان ایران؛ زنی که نهتنها در دل آتش، بلکه در برابر نگاههای سنگین و مقاومتهای اجتماعی ایستاد و راه را برای حضور زنان در یکی از سختترین حرفههای جهان باز کرد. او درباره تجربه ورودش به این شغل می گوید: اوایل کار خیلی سخت بود. زمانی که قرار است بهعنوان اولین زن آتشنشان وارد این حرفه شوی، آن هم در شرایطی که مردم هیچ تصوری از حضور زنان در چنین شغلی ندارند، باید با چالشهای زیادی روبرو شوی. پذیرش این موضوع برای مردم بسیار سخت بود. اغلب میگفتند: «مگر خانم میتواند آتشنشان باشد؟ خانم که نمیتواند کاری انجام دهد!»
وی ادامه می دهد: این نگاه فقط از سمت مردم نبود، حتی بعضی از همکاران مرد هم ما را نمیپذیرفتند. مقاومتها زیاد بود. در بسیاری از عملیاتها وقتی به محل حادثه میرفتیم، اجازه کار به ما نمیدادند. میگفتند: «بروید! این کار برای شما نیست.» حتی زمانی که مشغول کار بودیم، با تعجب نگاه میکردند یا رفتارهایی میکردند که انگار ما توانایی انجام این کار را نداریم.