چرا تانکها برای زنده ماندن به شکارچی پهپاد تبدیل شدهاند؟
پهپادهای ارزان، قواعد بقا برای تانکهای چند میلیون دلاری را تغییر دادهاند مخصوصا در جنگ اکراین .
کد خبر: ۱۳۹۳۹۸۵
| | 4741 بازدید
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، یک تانک برای دههها با چند ویژگی اصلی تعریف میشد؛ زره ضخیم، توپ قدرتمند، تحرک مناسب و توانایی ادامه حرکت زیر آتش دشمن. اما میدان نبرد امروز یک سؤال تازه جلوی طراحان تانک گذاشته است: اگر تهدید اصلی از آسمان و با یک پهپاد چند کیلویی بیاید، زره بیشتر واقعاً چقدر میتواند کمک کند؟
جنگ اوکراین این سؤال را از روی کاغذ بیرون کشیده و وسط میدان نبرد گذاشته است. پهپادهای کوچک FPV، مهمات سرگردان و سامانههای شناسایی هوایی باعث شدهاند یک خودروی زرهی حتی زمانی که با تانک دشمن درگیر نیست، همچنان در معرض تهدید قرار داشته باشد. برای همین، تانک مدرن دیگر فقط یک توپ روی شاسی زرهی نیست؛ باید رادار، حسگر، سامانه جنگ الکترونیک، حفاظت فعال و حتی سلاح اختصاصی برای مقابله با پهپاد داشته باشد.
نمونه جالب این تغییر را میتوان در روسیه دید؛ جایی که تانکهای مجهز به سامانه حفاظت فعال Arena-M وارد نبرد شدهاند تا تهدیدات نزدیک از جمله پهپادها را شناسایی و منهدم کنند. اما نخستین تجربههای رزمی نشان دادهاند که حتی حفاظت فعال هم راهحل جادویی نیست و حملات پرتعداد پهپادی میتوانند ظرفیت دفاعی یک تانک را تحت فشار قرار دهند.
تانک دیگر فقط از روبهرو شلیک نمیکند؛ باید آسمان بالای سرش را هم ببیند
مشکل تانکهای کلاسیک این بود که بیشتر برای تهدیدهایی طراحی شده بودند که از روبهرو یا زوایای قابل پیشبینی میآمدند. زره جلویی ضخیم بود، برجک و بدنه بر اساس مسیرهای مشخص تهدید طراحی میشدند و خدمه عمدتاً به دوربینها و پریسکوپها برای دیدن محیط اطراف متکی بودند.
پهپاد این معادله را به هم زده است. یک پهپاد کوچک میتواند از ارتفاع پایین نزدیک شود، پشت موانع طبیعی حرکت کند و از جهتی به خودرو حمله کند که برای طراحی سنتی زره، نقطه ایدهآلی نیست.
اگر برای نابودی یک پهپاد ارزان، موشکی بسیار گران شلیک شود، مهاجم میتواند با تولید تعداد بیشتری پهپاد دوباره همان دفاع را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل، ارتشها به دنبال دفاعی هستند که هم سریع باشد و هم از نظر اقتصادی بتواند با تهدید ارزانقیمت مقابله کند.
اینجاست که مفهوم C-UAS یا دفاع ضدسامانههای بدون سرنشین وارد طراحی خودروهای زرهی شده است.
راینمتال در نسخه جدید Lynx KF۴۱ Recce، سامانه دفاع ضدپهپاد را مستقیماً با معماری خودرو ترکیب کرده است. این خودرو از حسگرهای شناسایی برای کشف تهدید استفاده میکند و میتواند از مهمات انفجاری هوایی توپ ۳۰ میلیمتری برای مقابله با اهداف هوایی بهره ببرد. در کنار آن، سامانه حفاظت فعال StrikeShield نیز برای افزایش بقای خودرو در برابر تهدیدهای دیگر در نظر گرفته شده است.
این تغییر یک نکته مهم دارد: خودروی زرهی آینده دیگر قرار نیست منتظر بماند تا پهپاد به فاصله بسیار نزدیک برسد. هدف این است که خودرو تهدید را زودتر ببیند، مسیر آن را تشخیص دهد و پیش از رسیدن به نقطه خطر، واکنش نشان دهد.
رادار، دوربین الکترواپتیکی، سامانه تصویربرداری حرارتی و تجهیزات پردازش داده باید دائماً محیط اطراف خودرو را بررسی کنند. رایانه مأموریتی نیز باید بتواند از میان صدها شیء موجود در میدان نبرد، تهدید واقعی را تشخیص دهد.
در این میان یک مشکل جدی وجود دارد: پهپاد کوچک، سریع و ارزان است و ممکن است تعداد زیادی از آنها همزمان وارد منطقه شوند،همینجاست که مفهوم «اشباع دفاع» مطرح میشود.
وقتی مشکل تانک دیگر یک پهپاد نیست، بلکه صد پهپاد است
در ماه اوت ۲۰۲۶، گزارشهایی از نبرد اوکراین نشان داد که حتی تانکهای مجهز به سامانه حفاظت فعال نیز در برابر حملات پرتعداد پهپادی آسیبپذیر باقی ماندهاند. Arena-M برای مقابله با تهدیدهای نزدیک طراحی شده، اما وقتی تعداد اهداف بالا میرود، ظرفیت هر سامانه دفاعی محدود میشود.
این مسئله بسیار مهم است، چون یک سامانه دفاعی نمیتواند بدون محدودیت شلیک کند. مهمات دفاعی محدود است، زمان واکنش محدود است و حتی حسگرها نیز ظرفیت مشخصی دارند. اگر چندین پهپاد تقریباً همزمان از جهات مختلف نزدیک شوند، مسئله دیگر فقط «آیا سامانه میتواند پهپاد را ببیند؟» نیست؛ سؤال این است که آیا میتواند همه آنها را همزمان مدیریت کند؟ این همان جایی است که طراحی تانک به سمت یک معماری کاملاً شبکهای حرکت میکند.
در گذشته هر تانک تا حد زیادی یک واحد مستقل بود. امروز ارزش یک تانک میتواند به شبکهای که به آن متصل است وابسته باشد. پهپاد شناسایی یک یگان میتواند تهدید را زودتر از حسگر خود تانک ببیند. یک خودروی تخصصی ضدپهپاد میتواند فضای اطراف را پوشش دهد. سامانه جنگ الکترونیک میتواند بخشی از ارتباط پهپاد مهاجم را مختل کند و حفاظت فعال نیز در فاصله نزدیک وارد عمل شود؛ بنابراین دفاع از تانک دیگر فقط وظیفه خود تانک نیست.
این تغییر در طراحی خودروهای رزمی جدید نیز دیده میشود. برای مثال، Rheinmetall Hermelin C-UAS یک پلتفرم هیبریدی است که برای دفاع متحرک ضدپهپاد طراحی شده و میتواند با یا بدون خدمه فعالیت کند. ترکیب تحرک خودکار، قوای محرکه هیبریدی و سامانههای کشف و درگیری نشان میدهد که دفاع ضدپهپاد به تدریج از یک تجهیز جانبی به یک مأموریت مستقل تبدیل شده است.
حتی خودروهای سبکتر نیز وارد این حوزه شدهاند. Caracal C-UAS راینمتال برای مقابله با پهپادهای کوچک طراحی شده و میتواند به رادار AESA و سامانه تسلیحاتی کنترل از راه دور مجهز شود. شرکت سازنده اعلام کرده این پلتفرم برای حفاظت از یگانهای متحرک، زیرساختها و کاروانها قابل استفاده است.
این یعنی در آینده، کنار هر ستون زرهی ممکن است خودروهایی حرکت کنند که وظیفه اصلیشان شلیک به تانک دشمن نباشد؛ مأموریت آنها این باشد که اصلاً اجازه ندهند پهپاد دشمن به تانک نزدیک شود.
در این میان فناوریهای جدید حتی یک قدم جلوتر رفتهاند. در آزمایش T-REX ارتش آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۶، شرکت Lockheed Martin یک سامانه دفاعی خودکار را به نمایش گذاشت که با استفاده از حسگر راداری و یک دسته پهپاد رهگیر، برای مقابله با یک دسته پهپاد مهاجم طراحی شده بود. این آزمایش نشان میدهد مسیر دفاع هوایی تاکتیکی در حال حرکت از یک موشک یا توپ منفرد به سمت شبکهای از حسگرها و رهگیرهای خودکار است.
در چنین معماریای، تانک فقط یکی از اعضای شبکه است.
ممکن است خودش شلیک نکند، اما داده دریافت کند. ممکن است خودش رادار بزرگ نداشته باشد، اما از خودروی دیگر اطلاعات بگیرد. ممکن است یک سامانه جنگ الکترونیک در چند صد متری، تهدید را زودتر تشخیص دهد و تانک قبل از آنکه حتی پهپاد را ببیند، وارد وضعیت دفاعی شود،این همان نقطهای است که نبرد زرهی سنتی با جنگ دیجیتال ترکیب میشود.
تانک آینده شاید کمتر شبیه یک قلعه و بیشتر شبیه یک شبکه متحرک باشد
این تغییر به معنی مرگ تانک نیست؛ اتفاقاً برعکس، نشان میدهد چرا تانک هنوز برای ارتشها اهمیت دارد. تانک همچنان یکی از معدود پلتفرمهایی است که میتواند زره، تحرک، قدرت آتش و حضور طولانیمدت را همزمان ارائه کند. مشکل اینجاست که باید خودش را با محیط جدید وفق دهد.
در این محیط، افزایش ضخامت زره به تنهایی جواب نمیدهد. اگر وزن بیشتر باعث کاهش تحرک شود، اگر برجک نتواند حسگرهای جدید را حمل کند یا اگر خودرو انرژی کافی برای سامانههای الکترونیکی نداشته باشد، بخشی از مزیت زرهی از بین میرود.
به همین دلیل، تانکهای آینده احتمالاً بیشتر به سمت معماریهای دیجیتال، سامانههای حفاظت فعال، حسگرهای چندگانه، جنگ الکترونیک و تسلیحات ضدپهپاد خواهند رفت. موتور هم فقط برای حرکت خودرو اهمیت نخواهد داشت؛ باید انرژی کافی برای این حجم از تجهیزات الکترونیکی را فراهم کند.
این همان نقطهای است که بحث گزارش قبلی درباره پیشرانههای هیبریدی به این موضوع وصل میشود. وقتی یک خودروی زرهی باید همزمان رادار، دوربین، سامانه جنگ الکترونیک، ارتباطات، حفاظت فعال و تجهیزات ضدپهپاد را تغذیه کند، برق به یک نیاز رزمی تبدیل میشود، نه یک مصرفکننده جانبی.
از طرف دیگر، نبرد ضدپهپاد یک مسابقه دائمی میان مهاجم و مدافع است. امروز یک روش دفاعی جواب میدهد و فردا مهاجم پهپاد را تغییر میدهد. اگر سامانه دفاعی بر رادار متکی باشد، تهدید میتواند کوچکتر و کمامضاتر شود. اگر جنگ الکترونیک استفاده شود، ممکن است پهپادهایی با استقلال بیشتر وارد میدان شوند. اگر توپ استفاده شود، مهاجم میتواند تعداد بیشتری هدف وارد منطقه کند.
به همین دلیل هیچ سامانهای به تنهایی برنده این مسابقه نخواهد بود.
آینده خودروهای زرهی احتمالاً متعلق به پلتفرمی است که چند لایه دفاعی داشته باشد؛ حسگر برای کشف، پردازش برای تشخیص، جنگ الکترونیک برای مقابله، سلاح نزدیک برای تهدیدهای باقیمانده و حفاظت فعال برای آخرین لایه،در چنین شرایطی، تعریف «تانک» نیز آرامآرام تغییر میکند.
تانک آینده فقط وسیلهای برای عبور از میدان آتش و شلیک توپ نیست. یک گره مسلح و متحرک در شبکه نبرد است؛ گرهی که باید ببیند، داده دریافت کند، داده بفرستد، تهدید را طبقهبندی کند و در چند ثانیه تصمیم دفاعی بگیرد.
پهپادها شاید تانک را از میدان نبرد حذف نکنند، اما یک کار مهم انجام دادهاند: آنها ارتشها را مجبور کردهاند دوباره از اول درباره زنده ماندن تانک فکر کنند؛ و پاسخ این بار احتمالاً یک لایه زره بیشتر نیست؛ ترکیبی از سنسور، نرمافزار، برق، جنگ الکترونیک و سلاح است.
تانک آینده برای زنده ماندن باید اول بتواند آسمان بالای سر خودش را ببیند.
گزارش خطا
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟