اعلام دو میلیون «خروج» برای اتباع افغانستان!/ آمار «ورود بعد از خروج» و «ورودیهای جدید» را هم بفرمایید
وزارت کشور میگوید از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون نزدیک به دو میلیون تبعه افغانستانی فاقد مدرک از ایران خارج شدهاند؛ آماری که اگر به تنهایی دیده شود، از یک جابهجایی بزرگ جمعیتی خبر میدهد. اما یک سؤال ساده همچنان بیپاسخ است: در مقابل این دو میلیون خروج، چند نفر دوباره وارد ایران شدهاند؟
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، یک سال پس از آغاز اجرای گسترده طرح ساماندهی و خروج اتباع غیرمجاز، عددها از یک جابهجایی بزرگ جمعیتی حکایت دارد؛ اما هنوز یک پرسش اساسی بیپاسخ مانده است: آنهایی که از ایران خارج شدهاند، واقعاً رفتهاند یا بخشی از آنها دوباره در مسیر بازگشت قرار گرفتهاند؟
علی زینیوند، سخنگوی وزارت کشور، در تازهترین اظهارات خود گفته است روند طرد اتباع غیرمجاز متوقف نشده و از ابتدای سال جاری نیز بیش از ۲۰۰ هزار نفر به صورت خودمعرف از کشور خارج شدهاند.
اما آمار خروج، زمانی معنای واقعی پیدا میکند که در کنار آمار ورود قرار بگیرد. فاصله میان «خروج» و «بازگشت پایدار» همان نقطهای است که ارزیابی موفقیت این طرح را دشوار میکند. اگر یک نفر از مرز خارج شود و مدتی بعد دوباره وارد کشور شود، در جدول خروجها یک نفر ثبت شده است، اما در واقعیت، جمعیت اتباع افغانستانی در ایران به همان اندازهای که آمار خروج نشان میدهد کاهش پیدا نکرده است.
این موضوع صرفاً یک احتمال نظری نیست. در آذرماه سال گذشته، رئیس مرکز امور اتباع وزارت کشور گفته بود حدود ۴.۵ میلیون تبعه افغانستانی در کشور حضور دارند و حدود ۵۰۰ هزار نفر نیز «جمعیت شناور» هستند. همان مقام در آن زمان از طرد یک میلیون و ۶۰۰ هزار تبعه غیرمجاز خبر داده بود.
از سوی دیگر، گزارش رسانه ها درباره یک سال اجرای طرح در خراسان رضوی نشان میدهد فقط از مرز دوغارون بیش از یک میلیون و ۱۵۰ هزار نفر خارج شدهاند. مسئولان محلی در همان گزارش احتمال تلاش بخشی از این افراد برای بازگشت دوباره به ایران را طبیعی دانستهاند؛ چرا که مشکلات اقتصادی و اشتغال در افغانستان و نیاز بازار کار ایران همچنان پابرجاست.
چرا آمار ورود مجدد اعلام نمیشود؟
مرز ایران و افغانستان نزدیک به هزار کیلومتر طول دارد و مهاجرت میان دو کشور نیز پدیدهای مربوط به امروز و دیروز نیست. جنگ، ناامنی، بیکاری و بحران اقتصادی افغانستان در چهار دهه گذشته، در کنار بازار کار و تفاوت درآمدی دو کشور، همواره انگیزهای برای رفتوآمد ایجاد کرده است.
به همین دلیل، خروج گسترده بدون کنترل مؤثر ورود مجدد میتواند صرفاً یک «جابهجایی آماری» باشد، نه حل مسئله مهاجرت. اینجاست که یک ابهام جدی شکل میگیرد. وقتی آمار خروج با جزئیات اعلام میشود، انتظار طبیعی این است که در کنار آن، آمار ورود مجدد اتباعی که قبلاً از کشور خارج شدهاند نیز منتشر شود.
اگر نزدیک به دو میلیون نفر خارج شدهاند اما مثلاً چندصد هزار نفر دوباره برگشتهاند، تصویر واقعی طرح با زمانی که هیچکدام بازنگشتهاند کاملاً متفاوت خواهد بود.
مسئله حتی فراتر از این است. در گزارشهای رسمی، گاهی از «طرد»، «خروج»، «بازگشت» و «خودمعرف» صحبت میشود؛ اما مشخص نیست همه این اعداد بر اساس یک شناسه یکتا محاسبه میشوند یا خیر. در نتیجه برای افکار عمومی روشن نیست عدد اعلامشده، تعداد افراد منحصربهفرد است یا تعداد دفعات خروج.
این ابهام وقتی مهمتر میشود که بدانیم مقامهای دولتی پیشتر نیز از افزایش دوباره ورود غیرمجاز پس از اجرای موج نخست طرح خبر داده بودند.
آیا مردم در شهرها واقعاً اثر این خروج را دیدهاند؟
برای سنجش واقعی موفقیت طرح، باید پرسید از میان نزدیک به دو میلیون نفری که اعلام شده خارج شدهاند، چند نفر برای همیشه از چرخه مهاجرت به ایران خارج شدهاند؟ چند نفر دوباره وارد شدهاند؟ چند نفر از مسیر قانونی برگشتهاند و چند نفر به صورت غیرمجاز؟

سؤال مهم دیگر این است؛ اگر نزدیک به دو میلیون نفر از جمعیت اتباع فاقد مدرک خارج شدهاند، باید این کاهش در شهرهایی که بیشترین جمعیت مهاجر را دارند، تا حدی قابل مشاهده باشد. آیا اجارهبهای خانه در مناطق مهاجرنشین کاهش یافته است؟ آیا فشار بر مدارس، درمانگاهها و خدمات شهری کمتر شده؟ آیا بازار کار تغییر محسوسی کرده است؟ آیا حضور اتباع در محلههایی که پیشتر تراکم بالایی داشتند، واقعاً کمتر شده است؟ یا اینکه در بسیاری از این شهرها، زندگی روزمره تفاوت چندانی نکرده و تنها بخشی از جمعیت جابهجا شده است؟
درباره جرم و آسیبهای اجتماعی نیز باید همین سؤال را پرسید. اگر خروج اتباع قرار بوده اثر محسوسی بر امنیت داشته باشد، انتظار میرود آمار رسمی جرائم در شهرهای دارای جمعیت بالای اتباع، پیش و پس از اجرای طرح منتشر شود. اما فعلاً چنین تصویر جامع و قابل مقایسهای در دسترس نیست. حتی در خراسان رضوی، یکی از استانهایی که بیشترین خروج از آن انجام شده، مقام مسئول گفته است سهم اتباع در آسیبهای اجتماعی آنچنان قابل توجه نیست که بتوان کاهش جرم را مستقیماً به خروج آنها نسبت داد.
مسئله اصلی هنوز حل نشده است
واقعیت این است که ایران و افغانستان یک مسئله مهاجرتی چند دههای دارند. تا زمانی که تفاوت درآمد، شرایط اقتصادی افغانستان و نیاز بخشی از بازار کار ایران وجود داشته باشد، خروج یک گروه الزاماً به معنای پایان مهاجرت نیست.
حتی مقامهای ایرانی نیز در عمل به دنبال تفکیک میان اتباع غیرمجاز و اتباع دارای وضعیت قانونی هستند. وزارت کشور نیز اعلام کرده هدف طرح، طرد همه اتباع افغانستانی نیست و روند ساماندهی اتباع مجاز نیز در حال انجام است. بنابراین، موفقیت طرح را نمیتوان با یک عدد سنجید. اگر دو میلیون نفر خارج شدهاند، باید مشخص شود چند نفر از آنها برگشتهاند؛ چند نفر جدید وارد شدهاند و در نهایت جمعیت اتباع در شهرهای اصلی کشور واقعاً چقدر کاهش یافته است.
تا وقتی این اعداد کنار هم قرار نگیرند، «دو میلیون خروج» بیشتر یک عدد بزرگ خبری است تا شاخصی دقیق برای سنجش موفقیت سیاست مهاجرتی.
اینام نرفته با 5 نفر دیگه برمیگردن
تو شهریار مشغول کار هستند و هیچ کس هم هیچ کاری نمی کنه.
اطراف تهران باید امتیاز آب و برق و گاز خانه هایی که به صورت غیرقانونی اجاره داده می شوند گرفته شود و برخورد شود.
برخورد انجام نمی شود
ما خودمون از زن و مرد تا پای جان پای این کشور ایستاده ایم و نیازی به وطن فروشهای خارجی نداریم اینها پای ناموس اولشون نایستادن و فرار کردن بعد تو میخوای ناموست رو بسپری دست این اجنبی ها لعنت به هرکی که با دادن کار و جا به اینها به مردم و کشور خیانت میکنه
كارگر لبنياتي و نانوايي و ساختماني
اینها بدزدن برن
پلیس میتونه بگیرشون؟؟؟مدارک دارن؟؟؟
مردم ایران تراخدا به جون زن و بچه تون فکر کنید ارزونن هیچ ارزونی بی دلیل نیست
میان شناسایتون کنند تراخدا عاقل باشید
