ادموندهاي داربي باز
روند روبه افول تيم ريشه دار ارمني از همان دوران كليد خورده بود و فوتباليستهاي ارمني به رغم تعصبي كه به پيراهن نارنجي داشتند چاره بقا را در پوشيدن پيراهن تيمهاي مطرح پايتخت ميديدند.
تهران امروز . ادموند اختر و ادموند بزيك در دهه هفتاد اتمسفر پرهيجاني را به هواداران استقلال و پرسپوليس هديه دادند، فضايي كه امروز به ندرت در اين دو تيم ديده ميشود و ثمره آن چيزي غير از افت تعداد تماشاگران و وزيدن باد سرد بر پيكره فوتبال ايران نبوده است.
يادگاري سال 74
سال 1373 باشگاه استقلال كه به تازگي از دسته سوم باشگاههاي ايران دوباره به سطح اول فوتبال كشور بازگشته بود، ادموند اختر، مهاجم لاغر اندام و فرصت طلب باشگاه آرارات را به خدمت گرفت. اختر گلزن قهاري نبود اما حركاتش براي تماشاگران دوست داشتني بود و اغلب تاثير مثبتي بر جريان بازي ميگذاشت. زوج ادموند اختر و علي اكبريان در خط حمله استقلال هواداران را به وجد ميآورد و حركات فانتزي اين دو همان چيزي بود كه استقلاليها براي تماشايش به ورزشگاه ميآمدند. در آن دوران هنوز استفاده از مهاجمان قدرتي باب نشده بود و آبيها با زوجي كه در خط حمله ساخته بودند به رقبا فخر ميفروختند. اكبريان در قياس با اختر گلهاي بيشتري به ثمر ميرساند اما جاه طلبي و كل كلهاي دائمي مهاجم ارمني با مدافعان تيمهاي حريف بيشتر او را در كانون توجه قرار ميداد. وقتي استقلال و پرسپوليس در بازي نيمه نهايي ليگ آزادگان سال 73 با هم برخورد كردند، اختر اولين بازيكن استقلال بود كه رجزخواني عليه رقيب پرمهره كه شانس بيشتري براي راهيابي به بازي پاياني داشت را آغاز كرد. او به ابرار ورزشي گفت استقلال ثابت ميكند كه نامهاي پرسپوليس ديگر تمام شدهاند و فوتبال متعلق به چهرههاي جديد است. اين در حالي بود كه استقلال و پرسپوليس از دو سال قبل ( 11 دي 1371 كه به تساوي بدون گل رسيدند) با هم ديدار نكرده بودند و حالا در 15 دي 1373 قرار بود در بازي حساس پاي فينال ليگ رودرروي هم بايستند. ادموند اختر در دقيقه 87 آن بازي گل مساوي استقلال را به ثمر رساند تا پس از تساوي دو بر دو، مسابقه به درگيري كشيده شود و نيمه تمام بماند. هرچند نام او در ميان بازيكناني كه پس از پايان اين بازي محروم شدند ديده نميشد اما نوع خوشحالي گل اختر كه به آغوش هواداران از خود بيخود شده استقلال رفت اولين جرقههاي به جنجال كشيده شدن داربي را زد.
اختر در ليگ 1374 در اوج آمادگي بود و گلهاي حساس زيادي را براي استقلال به ثمر رساند. در اين دوران محبوبيت او در ميان آبي دوستها به محبوبيت بازيكناني مثل امير قلعه نويي، صادق ورمزيار و جواد زرينچه شبيه بود. هواداران استقلال شعارهاي زيادي را در تمجيد از اين بازيكن ساختند و محمد مايلي كهن در مرحله مقدماتي جام ملتهاي آسيا 1996 مجبور شد اختر را به عنوان يكي از معدود ارمنيهايي كه شانس حضور در تيم ملي ايران را بدست آورده اند، به تيم ملي دعوت كند. اختر در چند بازي به عنوان زوج علي دايي به ميدان رفت اما عملكرد خوبي نداشت و وقتي خداداد عزيزي چهره شد عملا شانس حضور دراردوي تيم ملي را از دست داد.
ادموند اختر در دربي رفت ليگ 1374 كه بازي انتقامي دربي جنجالي 1373 به حساب ميآمد تير خلاص را به پيكر پرسپوليس شليك كرد و در دقيقه هفت يك گل استثنايي به ثمر رساند. او از پشت محوطه جريمه توپ را به سمت دروازه نيما نكيسا شليك كرد و ضربه چيپ گونهاش از بالاي سر دروازه بان پرسپوليس وارد دروازه شد. خوشحالي اختر كه از بازيكنان هم تيمياش كه قصد در آغوش گرفتن او را داشتند ميگريخت و به سمت نيمكت خودي ميرفت، در تاريخ باشگاه استقلال ماندگار شد. 10 دقيقه بعد ادموند اختر توسط نكيسا در محوطه جريمه متوقف شد و ضربه پنالتي را صادق ورمزيار به گل دوم استقلال تبديل كرد. اين درخشان ترين بازي مهاجم ارمني در تركيب استقلال بود و او را آنچنان بيمه كرد كه وقتي در ليگ 1375 هجده هفته متوالي گل نزد همچنان در نزد تيفوسيهاي استقلال مصونيت داشت. پرسپوليسيها به شدت روي اختر حساس شده بودند و او هم بهويژه در استاديوم آزادي اين حساسيت را با حركاتي تحريك كننده پاسخ ميداد. در بازي رفت ليگ 75 اختر نتوانست دروازه پرسپوليس را باز كند اما در يكي از كليديترين صحنههاي بازي در حالي كه عابدزاده تصميم گرفته بود او را در محوطه جريمه پرسپوليس دريبل بزند، توپ را در حالتي نامتعادل از دروازه بان پرسپوليس گرفت و به صمد مرفاوي سپرد اما ضربه مرفاوي از زاويه بسته به تور كنار دروازه خورد و گل نشد.
دوران افت ادموند اختر در استقلال از سال 1375 آغاز شد و ناصر حجازي هرچه تلاش كرد نتوانست اين بازيكن را به روزهاي اوج برگرداند. در نهايت او در پايان اين فصل در حالي كه همچنان محبوب هواداران بود استقلال را ترك كرد و به نسبت سالهاي اندك حضورش در اين تيم به يكي از چهرههاي ماندگار باشگاه استقلال تبديل شد.
دي ماه 1385 ادموند اختر پابه سن گذاشته به عنوان كاپيتان تيم ناشناخته شهر صنعتي كاوه در جام حذفي براي آخرين بار رودرروي پرسپوليس قرار گرفت و به رغم شكست چهار بر دو، يك بار ديگر دروازه قرمزها را باز كرد. او بعد از اين گل با زبان و دهانش حركت تحريك كننده ديگري را به هواداران پرسپوليس هديه داد و اين آخرين تصويري است كه از اين بازيكن در ذهن مانده است.
پايان طلسم هفت ساله
در سالهايي كه پرسپوليس به لحاظ در اختيار داشتن بازيكنان اسم و رسم دار چربش قابل ملاحظهاي به استقلال داشت، امير عابديني مديرعامل وقت اين باشگاه حتي تجربه حضور موفق ادموند اختر در استقلال را هم بيپاسخ نگذاشت و به سراغ آماده ترين مهاجم آن روزهاي آرارات رفت. در واقع حضور يك نماينده از ارامنه در تيمهاي پرطرفدار پايتخت حتي از حيث افزودن بر ميزان تماشاگران اين دو تيم هم قابل بررسي بود و در روزهايي كه آرارات آرام آرام از قافله مدعيان فاصله ميگرفت، ارامنه فوتبال دوست به واسطه درخشش ادموند اختر در استقلال به اين تيم گرايش پيدا كرده بودند.
پرسپوليس سوار بر اين موج ادموند بزيك را نشانه گرفت. بزيك در سالهاي ابتداي دهه 70 بهترين مهاجم آرارات بود و در سه بازي متوالي اين تيم مقابل استقلال موفق شد دروازه آبيها را باز كند. آنچه در فضاي سرشار از رجزخواني آن سالها براي اينكه او را يك پرسپوليسي دوآتشه لقب بدهند كفايت ميكرد. بزيك از زماني كه در آرارات بود گربه سياه استقلال لقب گرفت و توسط هواداران پرسپوليس در ورزشگاه تشويق ميشد. مشخص بود كه او دير يا زود به پرسپوليس ميپيوندد و اين اتفاق بالاخره دو سال پس از حضور ادموند اختر در استقلال يعني در سال 1375 رخ داد. آن زمان فرشاد پيوس آخرين روزهاي حضورش در پرسپوليس را سپري ميكرد و مهاجماني مثل مهدي مهدوي كيا و رضا ترابيان هم پيراهن قرمز را به تن داشتند اما بزيك از همان نخستين روزهاي حضورش مورد توجه استانكو، سرمربي وقت پرسپوليس قرار گرفت و در
1 - 6 - 3 معروف اين مربي اغلب به عنوان مهاجم نوك ايفاي نقش ميكرد. دوندگي بالا در خط حمله مهمترين فاكتوري بود كه بزيك را به بازيكن محبوب استانكو تبديل كرد. او شم گلزني بالايي هم داشت اما از اين حيث براي هواداراني كه گلزنيهاي فرشاد پيوس و علي دايي را در ذهن داشتند سورپرايز بزرگي نبود.
نام مهاجم تازه وارد پرسپوليس وقتي بيش از هميشه روي سكوهاي سرخ فرياد زده شد كه در داربي سال 75 طلسم پيروز نشدن هفت ساله پرسپوليس مقابل استقلال را شكست و با گلي كه در دقيقه 88 به ثمر رساند قرمزها را به عرش رساند. پيش از گل بزيك، رضا ترابيان دوبار توپ را از درون محوطه جريمه استقلال به تير افقي دروازه كوبيده بود و به نظر ميرسيد اين طلسم باطل شدني نيست. بزيك اما در موقعيتي به مراتب دشوارتر از پشت محوطه جريمه در حالي كه پشت به دروازه استقلال داشت، چرخيد و توپ را به كنج دروازه بهزاد غلامپور شليك كرد. او پس از آن به يكي از محبوبترين بازيكنان پرسپوليس و البته منفور هواداران استقلال تبديل شد و شعارهاي خاص آبيها خطاب به بزيك و ايما و اشارههاي معنادار او در پاسخ به اين شعارها تا روزي كه براي پرسپوليس بازي ميكرد ادامه داشت. در داربي سال 76 كه به برتري سه بر صفر پرسپوليس انجاميد باز هم بزيك با يك ضربه از پشت محوطه جريمه گل اول را به ثمر رساند و اين بار هواداران استقلال را با اشاره دست به سكوت دعوت كرد. بزيك در قياس با ادموند اختر كه تنها سه سال براي استقلال بازي كرد، دو سال بيشتر دوام آورد و پنج سال پيراهن پرسپوليس را بر تن داشت. هرچند او هم مثل اختر در آخرين سال حضورش در پرسپوليس بسيار نااميدكننده ظاهر شد و هفتههاي متوالي هواداران پرسپوليس را در حسرت عبور دادن توپ از خط دروازه حريفان جان به لب كرد. وقتي در يكي از بازيها توپ را از روي خط دروازه به بيرون زد عادل فردوسيپور گفت: «بايد ديد علي پروين تا چه زماني اين ادموند بزيك را تحمل ميكند.» اكثر كارشناسان معتقد بودند فوتبال بزيك به پايان رسيده و او سرانجام در پايان آخرين دوره ليگ آزادگان كه با قهرماني استقلال به پايان رسيد، پرسپوليس را ترك كرد. بزيك با پيراهن قرمز اقتخارات متعددي را بدست آورد. او سه بار قهرمان ليگ شد، يك بار جام حذفي را بالاي سر برد و دوبار هم روي سكوي سومي جام باشگاههاي آسيا ايستاد اما برخلاف استنباط جامعه فوتبال خداحافظي با پرسپوليس به معناي خداحافظي بزيك از دنياي فوتبال نبود. او با درخواست فرهاد كاظمي به سپاهان رفت و به شكل اعجابآوري متحول شد. بزيك به همراه سپاهان هم يك قهرماني ليگ و دو قهرماني جام حذفي را به كارنامه افتخاراتش اضافه كرد و آقاي گل دومين دوره ليگ حرفهاي لقب گرفت. او حتي از سپاهان به تيم ملي هم دعوت شد تا سوال روز اين باشد كه علي پروين چه بلايي بر سر مهاجم ارمني آورده بود؟! ادموند بزيك با پيراهن سپاهان هم چندبار دروازه استقلال را باز كرد و يكي از ركوردداران عبور دادن توپ از خط دروازه اين تيم به شمار ميرود. او با به ثمر رساندن 84 گل در فوتبال باشگاهي ايران يكي از ركوردداران محسوب ميشود. بزيك پس از سپاهان حضوري كوتاه مدت در شهرداري بندرعباس داشت و در پايان مسير فوتبالش به آرارات بازگشت تا با همان پيراهني تمام كند كه آغاز كرده بود.


