مرزی که از ارزروم تا اروندرود کشیده شد

مرزهای فعلی ایران و عراق از کجا آمده است؟

از معاهده ارزروم دوم تا قرارداد الجزایر و آتش‌بس ۲۹ مرداد ۱۳۶۷؛ داستان مرزی که بیش از یک قرن محل مناقشه ایران و همسایه غربی‌اش بود.
کد خبر: ۱۳۹۱۰۶۴
| |
2755 بازدید
جنگ تحمیلی

به گزارش تابناک، صبح ۳۰ مرداد ۱۳۶۷، برای نخستین بار پس از نزدیک به هشت سال، صدای جنگ در مرز ایران و عراق فروکش کرده بود. روزنامه‌ها از آتش‌بس می‌نوشتند؛ اما روی زمین هنوز همه‌چیز به نقطه پایان نرسیده بود. نیرو‌های سازمان ملل در دو سوی جبهه مستقر شده بودند تا اجرای آتش‌بس را زیر نظر بگیرند و دو ارتش را به خطوط بین‌المللی بازگردانند.

 

این همان تصویری است که در روزنامه کیهان ۳۰ مرداد ۱۳۶۷، یعنی فردای آغاز آتش‌بس، در برابر خواننده قرار می‌گرفت: جنگ تمام شده بود، اما مسئله مرز هنوز تمام نشده بود.

 

آتش‌بس از ساعت ۳ بامداد به وقت گرینویچ در ۲۰ اوت ۱۹۸۸، برابر با ۲۹ مرداد ۱۳۶۷، به اجرا درآمد. گروه ناظران نظامی سازمان ملل متحد، که نام رسمی آن UNIIMOG بود، مأموریت داشت بر توقف درگیری‌ها نظارت کند و بر عقب‌نشینی نیرو‌ها به مرز‌های شناخته‌شده بین‌المللی نظارت داشته باشد. نخستین نیرو‌های این گروه چند روز پیش از آغاز رسمی آتش‌بس وارد منطقه شده بودند.

 

اما این «مرز‌های شناخته‌شده بین‌المللی» دقیقاً کجا بودند؟ این سؤال، ما را خیلی عقب‌تر از سال ۱۳۶۷ می‌برد؛ به زمانی که هنوز عراق به شکل امروزی وجود نداشت و رقیب ایران در غرب، امپراتوری عثمانی بود.

 

مرزی که هنوز نام عراق را نداشت

 

مرز ایران و عراق امروز، یک خط ترسیم‌شده در قرن بیستم نیست. ریشه بخش مهمی از آن به کشمکش‌های طولانی ایران و عثمانی بازمی‌گردد؛ کشمکش‌هایی که از کوهستان‌های زاگرس تا دشت‌های بین‌النهرین و در نهایت اروندرود امتداد داشت.

 

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف این تاریخ، معاهده دوم ارزروم در سال ۱۸۴۷ میلادی است؛ معاهده‌ای که پس از چند سال مذاکره میان ایران و دولت عثمانی و با میانجیگری روسیه و بریتانیا به دست آمد.

 

در آن زمان هنوز خبری از کشور عراق به عنوان یک دولت مستقل نبود. بغداد، بصره، سلیمانیه و بخش‌های بزرگی از سرزمین‌های غربی ایران، در مناسبات سیاسی آن دوره در چارچوب قلمرو عثمانی تعریف می‌شدند. به همین دلیل وقتی از «مرز ایران و عراق» سخن می‌گوییم و به ارزروم می‌رسیم، در واقع درباره یکی از سرچشمه‌های تاریخی مرزی صحبت می‌کنیم که بعدها، پس از فروپاشی عثمانی و تشکیل عراق، به مرز دو کشور تبدیل شد.

 

معاهده دوم ارزروم در ۳۱ مه ۱۸۴۷ امضا شد. ایران از ادعا‌های خود نسبت به سلیمانیه و نواحی پیرامون آن دست کشید و در مقابل، حاکمیت ایران بر محمره ــ خرمشهر ــ و برخی مناطق و جزایر پیرامون اروندرود به رسمیت شناخته شد. در همین معاهده، حق کشتیرانی ایران در اروندرود نیز مورد شناسایی قرار گرفت.

 

اما یک نکته مهم وجود دارد: مرز امروز ایران و عراق را نمی‌توان صرفاً «مرز معاهده ارزروم دوم» نامید. این تعبیر، تاریخ پیچیده مرز را بیش از اندازه ساده می‌کند.

 

پس از ارزروم، تعیین دقیق خط مرزی بار‌ها موضوع مذاکره شد. در بخش‌هایی از مرز، اختلاف بر سر اینکه خط مرزی دقیقاً از کجا عبور کند ادامه داشت. در اروندرود هم اختلاف اصلی به یک مسئله فنی، اما سیاسی گره خورد: آیا مرز باید در ساحل شرقی رودخانه باشد یا در خط میانی و عمیق‌ترین مسیر قابل کشتیرانی آن؟

 

همین اختلاف بعد‌ها یکی از اصلی‌ترین گره‌های روابط تهران و بغداد شد.

 

وقتی «شط‌العرب» تبدیل به مسئله شد

 

با تشکیل عراق جدید پس از جنگ جهانی اول، اختلاف قدیمی ایران و عثمانی این بار میان ایران و دولت عراق ادامه پیدا کرد.

 

در قرارداد ۱۹۳۷، خط مرزی در بخش عمده اروندرود به ساحل ایران نزدیک شد و تنها در محدوده مقابل آبادان، ترتیبات متفاوتی در نظر گرفته شد. این وضعیت از نگاه ایران رضایت‌بخش نبود و اختلاف بر سر حاکمیت و حقوق کشتیرانی در آبراه ادامه یافت.

 

در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، اختلافات مرزی شدت بیشتری گرفت. عراق از گروه‌های مخالف ایران حمایت می‌کرد و ایران نیز از مخالفان حکومت بغداد، به‌ویژه کرد‌های عراق، پشتیبانی می‌کرد. درگیری‌های مرزی بالا گرفت و دو کشور عملاً به سمت یک بحران تمام‌عیار حرکت کردند.

 

نقطه چرخش در ۶ مارس ۱۹۷۵ در الجزیره رقم خورد؛ جایی که محمدرضا پهلوی و صدام حسین، که آن زمان معاون رئیس شورای فرماندهی انقلاب عراق بود، با میانجیگری هواری بومدین، رئیس‌جمهور الجزایر، به توافق رسیدند.

 

قرارداد الجزایر؛ مرزی که دوباره روی نقشه نشست

 

توافق الجزایر برای اختلاف مرزی ایران و عراق اهمیت زیادی داشت، چون اصل موسوم به تالوگ یا «خط القعر» را برای بخش مرزی اروندرود پذیرفت؛ یعنی خط مرزی در رودخانه بر اساس عمیق‌ترین مسیر قابل کشتیرانی تعیین شود، نه صرفاً در امتداد ساحل ایران.

 

این تحول برای ایران مهم بود. اختلافی که دهه‌ها بر سر اروندرود وجود داشت، این بار به صورت صریح‌تر در یک توافق دوجانبه تثبیت شد. دو کشور همچنین متعهد شدند از دخالت در امور داخلی یکدیگر و حمایت از فعالیت‌های مسلحانه علیه طرف مقابل خودداری کنند. در ادامه، مجموعه‌ای از پروتکل‌ها و اسناد تکمیلی در سال ۱۹۷۵ برای تحدید و علامت‌گذاری مرز به امضا رسید و صد‌ها نقطه مرزی مشخص شد.

 

از اینجا به بعد، وقتی از «مرز فعلی ایران و عراق» صحبت می‌کنیم، باید دو لایه تاریخی را همزمان دید: ریشه‌های قدیمی‌تر در ترتیبات ایران و عثمانی، به‌ویژه ارزروم دوم، و تعیین و تثبیت بخش مهمی از خط مرزی معاصر در توافقات ۱۹۷۵ الجزایر.

 

همین تمایز اهمیت دارد. ارزروم دوم به تنهایی نقشه امروز را به ما نمی‌دهد؛ اما بدون فهم آن، داستان شکل‌گیری مرز ایران و عراق ناقص می‌ماند.

 

پنج سال بعد، مرز دوباره به میدان جنگ تبدیل شد

 

توافق الجزایر قرار بود پرونده اختلاف مرزی را ببندد. اما پنج سال بعد، بغداد اعلام کرد که دیگر خود را متعهد به آن نمی‌داند.

 

صدام حسین در ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۰ رسماً قرارداد الجزایر را لغو‌شده اعلام کرد و مدعی شد که حاکمیت عراق بر تمام اروندرود باید احیا شود. پنج روز بعد، در ۲۲ سپتامبر، ارتش عراق حمله گسترده خود به ایران را آغاز کرد.

 

جنگی که آغاز شد، خیلی زود از یک مناقشه مرزی فراتر رفت. شهر‌ها و روستا‌های مرزی به میدان نبرد تبدیل شدند و خطی که روی نقشه‌های دیپلماتیک ترسیم شده بود، به جبهه‌ای چندصد کیلومتری تبدیل شد.

 

با آزادسازی بخش عمده مناطق اشغالی ایران، جنگ در سال‌های بعد وارد مرحله دیگری شد و در بخش‌هایی از خاک عراق نیز ادامه پیدا کرد. در نهایت، پس از هشت سال، قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت مبنای پایان جنگ قرار گرفت.

 

فردای آتش‌بس؛ مرز هنوز سر جای خودش نبود

 

۲۹ مرداد ۱۳۶۷ پایان تیراندازی بود، نه پایان همه مسائل مرزی.

 

UNIIMOG مأموریت داشت نیرو‌های دو کشور را از خطوط تماس به مرز‌های بین‌المللی بازگرداند. سازمان ملل در گزارش خود تصریح کرده است که در روز‌های نخست آتش‌بس، حتی درباره موقعیت دقیق برخی مواضع دفاعی دو طرف اختلاف وجود داشت و همین موضوع در بعضی نقاط به تنش تبدیل شد.

 

این نکته کمتر در روایت‌های عمومی از آتش‌بس دیده می‌شود: جنگ تمام شده بود، ولی جغرافیای جنگ هنوز در حال جمع شدن بود.

 

در زمان برقراری آتش‌بس، بخشی از مناطق ایران همچنان در اختیار نیرو‌های عراقی قرار داشت. منابع ایرانی مساحت این مناطق را حدود ۲۴۰۰ کیلومتر مربع ذکر کرده‌اند؛ مناطقی در محدوده‌هایی مانند شلمچه، طلائیه، فکه، مهران، میمک، سومار و نفت‌شهر. عقب‌نشینی کامل عراق از این مناطق در سال ۱۳۶۹ انجام شد. گزارش‌های منتشرشده در ایران، ۳۱ مرداد ۱۳۶۹ را زمان تکمیل عقب‌نشینی نیرو‌های عراقی از خاک ایران اعلام کرده‌اند؛ بنابراین جمله‌ای که گاهی درباره پایان جنگ گفته می‌شود ــ اینکه «با آتش‌بس، عراق همان لحظه از تمام خاک ایران عقب نشست» ــ دقیق نیست. آتش‌بس ۱۳۶۷ آغاز روند بازگشت به خطوط بین‌المللی بود؛ اجرای کامل این بخش از توافق، نزدیک دو سال دیگر زمان برد.

 

نامه‌ای که دوباره پای الجزایر را به میان کشید

 

سال ۱۳۶۹، شرایط منطقه هم تغییر کرده بود. عراق در آستانه بحران دیگری قرار داشت و چندی بعد به کویت حمله کرد.

 

در همان فضای سیاسی، صدام حسین در نامه‌ای به مقام‌های ایرانی اعلام آمادگی کرد که به مرز‌های بین‌المللی بازگردد و روند آزادی اسرا را دنبال کند. عقب‌نشینی عراق از مناطق باقی‌مانده ایران نیز در همین مقطع انجام شد.

 

به این ترتیب، مرزی که در سال ۱۳۵۹ یکی از بهانه‌های اصلی بحران بغداد با تهران بود، بار دیگر به همان چارچوب حقوقی پیش از جنگ بازگشت.

 

نکته تاریخی مهم اینجاست: جنگ هشت‌ساله در نهایت مرز ایران و عراق را از نو اختراع نکرد. آنچه در پایان جنگ تثبیت شد، عمدتاً بازگشت به چارچوب مرزی شناخته‌شده پیش از حمله عراق بود؛ چارچوبی که مهم‌ترین بخش جدید آن در سال ۱۹۷۵ و بر پایه اصل خط القعر در اروندرود تثبیت شده بود. حتی سازمان ملل نیز مأموریت UNIIMOG را بر مبنای عقب‌نشینی نیرو‌ها به «مرز‌های شناخته‌شده بین‌المللی» تعریف کرده بود.

 

چرا ارزروم هنوز مهم است؟

 

ممکن است بعد از نزدیک به دو قرن، معاهده‌ای که در ۱۸۴۷ میان ایران و عثمانی امضا شده، در نگاه اول فقط یک سند تاریخی به نظر برسد. اما مرز‌ها معمولاً این‌طور کار نمی‌کنند.

 

خطوط مرزی، برخلاف خطوط روی نقشه مدرسه، یک‌باره متولد نمی‌شوند. گاهی در یک جنگ تغییر می‌کنند، گاهی در یک قرارداد، گاهی در کمیسیون‌های مرزی و گاهی با چند دهه مذاکره و نقشه‌برداری شکل می‌گیرند. مرز ایران و عراق نمونه روشن همین فرایند است.

 

ارزروم دوم بخشی از مبنای تاریخی این مرز را ساخت. تحولات پس از فروپاشی عثمانی، مرز را وارد مرحله جدیدی کرد. قرارداد ۱۹۳۷ یکی از مهم‌ترین تلاش‌ها برای تعیین وضعیت اروندرود بود. توافق الجزایر در ۱۹۷۵ اصل خط القعر را برای مرز رودخانه‌ای تثبیت کرد. جنگ ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ این مرز را به یکی از خونین‌ترین خطوط روی زمین تبدیل کرد و سرانجام آتش‌بس و روند سازمان ملل، دو طرف را به همان مرز‌های بین‌المللی بازگرداند.

 

از این منظر، صبح ۳۰ مرداد ۱۳۶۷ فقط «فردای آتش‌بس» نبود. فردای روزی بود که پس از نزدیک به یک قرن و نیم کشمکش بر سر این خط، بار دیگر این پرسش مطرح شد که مرز دقیقاً کجاست و چه سندی آن را تعیین می‌کند.

 

پاسخ، برخلاف آنچه گاهی در یک جمله خلاصه می‌شود، یک نام یا یک تاریخ نیست؛ مجموعه‌ای از اسناد است که از ارزروم دوم آغاز می‌شود، از تحولات دوره عثمانی و تشکیل عراق می‌گذرد، به قرارداد ۱۹۳۷ و سپس توافق الجزایر می‌رسد و بعد از هشت سال جنگ، با بازگشت نیرو‌ها به مرز‌های بین‌المللی دوباره معنا پیدا می‌کند؛ و شاید به همین دلیل است که برای فهم تصویر امروز مرز ایران و عراق، گاهی باید از صبح ۳۰ مرداد ۱۳۶۷ عقب‌تر رفت؛ خیلی عقب‌تر، تا سالی که هنوز «عراق» به عنوان کشور روی نقشه نبود و مرزی که بعد‌ها به یکی از مناقشه‌برانگیزترین مرز‌های خاورمیانه تبدیل شد، در مذاکره میان تهران و استانبول شکل می‌گرفت.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
آخرین اخبار
وب گردی