صفحه خبر لوگوبالا تابناک

قاتل: به زنم گمان بد داشتم، او را با چاقو کشتم

یازدهم آبان سال گذشته، به دنبال اطلاعات دریافتی نیروهای انتظامی مبنی بروجود جسدیک زن درمنزل مسکونی در مشهد،بلافاصله گروه گشت به نشانی مذکوراعزام شد و با تایید درستی خبر، ماجرای یک جنایت هولناک دربی سیم های پلیس پیچید چرا که برپیکرزن جوان آثاری از خون و بریدگی وجود داشت.
کد خبر: ۱۳۸۹۷۶۶
| |
2731 بازدید
|
۲
قتل

به گزارش تابناک؛ روزنامه خراسان نوشت: یازدهم آبان سال گذشته، به دنبال اطلاعات دریافتی نیرو‌های انتظامی مبنی بروجود جسدیک زن درمنزل مسکونی در مشهد، بلافاصله گروه گشت به نشانی مذکوراعزام شد و با تایید درستی خبر، ماجرای یک جنایت هولناک دربی سیم‌های پلیس پیچید چرا که برپیکرزن جوان آثاری از خون و بریدگی وجود داشت.

با اعلام این خبر به قاضی ویژه قتل عمد، تحقیقات جنایی آغاز ومشخص شد جسد زن جوان که «پروین-ن» نام داشت، زیرپتو قراردارد و ضربه‌ای با چاقو به شکم وی واردآمده است.

ادامه بررسی‌های مقام قضایی نشان داد:زن جوان با همسرش دچار اختلاف شده بودند و اکنون همسروی از مشهد گریخته و به تماس هایش نیزپاسخ نمی‌دهد.

در ادامه بررسی‌های جنایی، دوربین‌های مداربسته وترافیکی مورد بازبینی قرارگرفت تا این که فیلم‌هایی ازفرار خونسردانه متهم به همسرکشی به دست آمد که با پوشش سنتی و محلی ازمنزل مسکونی خود خارج و به صورت پیاده حرکت می‌کند.

بررسی‌ها حکایت ازآن داشت که متهم به قتل درمدت ۹ ماه فرار وزندگی مخفیانه، تغییرچهره عجیبی پیدا کرده و حتی موهایش جوگندمی شده است؛ بنابراین گزارش، با تکمیل اطلاعات و محاصره نامحسوس مخفیگاه متهم فراری عامل این جنایت دستگیر شد.

با انتقال متهم مذکور به مشهد بازجویی‌های تخصصی درحالی ادامه یافت که «محمدعلی-ن» (متهم به قتل) ادعاکرد:همسرش را با انگیزه سوءظن به خیانت به قتل رسانده است. وی درباره جزئیات جنایت خودگفت:آن روز به دلیل سوءظنی که داشتم با همسرم به مشاجره پرداختم ولی درمیان جروبحث‌های خانوادگی ناگهان خشمی عجیب سراسر وجودم را فراگرفت. درهمان حالت عصبانیت چاقو را برداشتم و به شکم او فروکردم. بعد هم او را روی زمین انداختم و گلویش را آنقدر فشاردادم که بی حرکت شد. سپس شیشه آب را ازیخچال منزل برداشتم و یک لیوان آب نوشیدم بعد هم شیشه آب را بالای سر جسد «پروین» گذاشتم و یک پتوی مسافرتی قهوه‌ای رنگ را روی پیکرش انداختم. حدود۲ساعت بالای سرجسد همسرم نشستم و به فکرفرو رفتم ولی دیگرکاری از دستم ساخته نبود. به همین خاطر از خانه خارج شدم و به زاهدان گریختم تا این که کارآگاهان به سراغم آمدند.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
سو ظن خوب نیست . اما پنهان کاری و عدم تمکین زن هم خوب نیست
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۳:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
مردهای روانی را دریابید
وب گردی