رونمایی از شبکه به هم تنیده در ماجرای هلدینگ خلیج فارس!
ماجرای یک ماه اخیر یکی از هلدینگهای اقتصادی بزرگ کشور، پرده چندلایه سیاست غیررسمی را در اتخاذ چنین تصمیماتی کنار زد.
سیاست دولت در عصر پساجنگ برای ساماندهی به وضعیت اقتصادملی ایران و «ملی ساختن» شبکههای واگذار شده به قدرتهای سیاسی، مشکلاتی را در استمرار فعالیت برخی پردههای غلیظ سیاست غیررسمی ایجاد کرده و واکنشهای جدی هم در پی داشت.
هلدینگ خلیج فارس به عنوان یکی از بزرگترین دارایی صنعتی ایران و شرکتی با گردش مالی سالانه ۱۵ میلیارد دلار وقتی با اراده یک وزارت خانه دولت به «نقش ملی» دعوت شد همه بازی به هم خورد.
از یاران قدیمی و نیروهای موثر جراحی اقتصادی در دولت سیزدهم تا طیف موسوم به حلقه پایداری همه برای نگه داشتن هلدینگ در شبکه غیررسمی پای کار آمدند.
اکنون مجمع فوق العاده این ابرهلدینگ اقتصادی برای اواخر شهریور ماه برنامه ریزی شده؛ روزها و هفتههای آینده و کشمکش بر سر هلدینگ در نهایت ثابت خواهد کرد که آیا دولت پزشکیان میتواند مدیریت مستقل اقتصاد را بدون توجه به این گعده پرنفوذ سیاسی ادامه دهد و استقلال خود را حفظ کند یا نه؟
تعجب از اینکه چه اتفاقی باعث شده تا حلقه خاص پل مدیریت که پیشتر در مرکز پژوهشهای مجلس یارکشی کرده، حالا در جریان حفظ صندلی ابرهلدینگ خلیج فارس بر خلاف نظر وزیر مربوطه و تصمیم کیر در این حوزه باهم متحد شدهاند؟!
حلقه سابق مرکز پژوهشهای مجلس که خلق کنندههای ادبیات اقتصادی دولت رئیسی بودند و به صورت عیانتر مثلث، بذرپاش، خاندوزی و قربانزاده در دو سه هفته اخیر با کارپردازی قربانزاده حضوری پررنگتر در «سیاست عدم تمکین در موضوع هلدینگ خلیج فارس» در برابر اراده دولت پزشکیان داشتند.
نشانه شناسی این اتحاد بی سابقه، همین است که بدانیم نمایشنامه آبستراکسیون کانونهای سهام عدالت در مجمع هلدینگ به حلقه خاص و با مدیریت یکی از اعضای هیات مدیره هلدینگ محول شد.
این گروه که در ادبیات محافل سیاسی به گعده سعادت آباد شناخته میشوند چه منافعی از حفظ کرسی عالی مدیریت هلدینگ میبرند؟
پذیرفتنیترین تحلیل ممکن این است که هدف این حلقه سیاسی و اقتصادی خاص نه شریعتمداری که هلدینگ خلیج فارس است، هدف این است که دولت اساسا کنترل موثری بر سیاست ها، تصمیمات و مبادلات چندین میلیارد دلاری هلدینگ نداشته باشد، شریعتمداری وسیله است هدف اصلی خارج کردن هلدینگ از دایره اقتدار و نفوذ دولت پزشکیان است تا در نهایت در انتخابات آینده، این تلاش به میوه برسد.
با فرض صحیح بودن این تحلیل احتمالا این گعده سیاسی، بزودی راضی شود حتی شریعتمداری را قربانی یک مبادله سطح بالا کند تا در ازای همراهی در ساختن ترکیب هیات مدیره جدید، مدیرعامل آینده هلدینگ یا یکی از اعضای همین حلقه (چه بسا داوود منظور) یا فردی نزدیک و معتمد این گروه (شاید علی عسگری) باشد.
این دقیقا اصلیترین اتفاقی است که دولت پزشکیان باید از وقوع آن ممانعت کند، باخت دولت در این فرآیند به معنای باخت مکانیزم سیاستگذاری و تصمیمات اینده در صنعت پتروشیمی است.