جهان برقی در حال رخ دادن است/ ایران نباید از قطار انرژی جا بماند!

تابناک: شبکه انرژی جهان دیگر شبیه چند دهه قبل نیست؛ کارخانههایی که نفت و زغالسنگ و گاز در یکسوی آن وارد میشدند و برق و سوخت از سوی دیگر بیرون میآمدند. این کارخانه حالا در حال بازسازی است. بازسازی جهانی هم فقط روی کاغذ و در شعارها اتفاق نمیافتد.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، چند سالی هست که پنلهای خورشیدی روی پشتبامها و بیابانها قد میکشند، توربینها در دریا و خشکی میچرخند، باتریها برق را برای ساعاتی که خورشید نیست در خود نگه میدارند و خودروهایی که زمانی تنها با صدای موتورهای بنزینی شناخته میشدند، آرامآرام به بخشی از شبکه برق تبدیل میشوند.
بیاییم یک سوءتفاهم مهم را همین ابتدای کار کنار بگذاریم؛ جهان هنوز نفت و گاز را کنار نگذاشته چراکه سال ۲۰۲۵ مصرف نفت، گاز طبیعی و زغالسنگ همگی افزایش یافتند. تفاوت اینجاست که رشد انرژی جهان دیگر فقط روی دوش سوختهای فسیلی نیست؛ بخش بزرگی از انرژی جدید از فناوریهای کمانتشار تأمین میشود. این تغییر شاید مهمترین خبر پنهان در آمارهای انرژی سال ۲۰۲۵ باشد.
براساس آمارهای آژانس بینالمللی انرژی، تقاضای انرژی جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۳ درصد افزایش یافته؛ معادل نزدیک به ۸ اگزاجول. این رشد در مقایسه با افزایش ۲ درصدی سال ۲۰۲۴ کندتر شده و اندکی پایینتر از میانگین رشد دهه قبل، یعنی حدود ۱.۴ درصد، قرار گرفته است. IEA علت این کاهش سرعت را ترکیبی از رشد اقتصادی کندتر، کاهش رشد صنایع انرژیبر در برخی مناطق، شرایط آبوهوایی متفاوت و بهبود سریعتر بهرهوری انرژی میداند.

سال ۲۰۲۵، خورشید بزرگترین منبع منفرد رشد تقاضای انرژی جهان بود. بر اساس محاسبات IEA انرژی خورشیدی بیش از یکچهارم افزایش تقاضای انرژی جهان را پوشش داد؛ پس از آن گاز طبیعی با حدود ۱۷ درصد قرار گرفت و نفت حدود ۱۵ درصد از رشد تقاضا را تأمین کرد. برای نخستین بار یک فناوری تجدیدپذیر مدرن ــ خورشیدی ــ بیشترین سهم را در پاسخ به رشد تقاضای انرژی جهان به خود اختصاص داد و اگر خورشید، باد، برقآبی، هستهای و سایر منابع کمانتشار را کنار هم بگذاریم، تصویر بزرگتر میشود. این مجموعه سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۶۰ درصد رشد تقاضای انرژی جهان را پوشش داد. این عدد به معنای پایان نفت و گاز نیست؛ معنایش این است که وقتی جهان به انرژی بیشتری نیاز پیدا میکند سهم فزایندهای از پاسخ به این نیاز از مسیر فناوریهای کمانتشار میآید.
همیشه تحول بزرگ جاییست که در نگاه اول دیده نمیشود. جهان فهمیده که داشتن پنل خورشیدی به تنهایی کافی نیست. خورشید شبها غروب میکند، باد همیشه نمیوزد و شبکه برق باید در هر لحظه بین تولید و مصرف تعادل برقرار کند. سال ۲۰۲۵، جهان ۱۰۸ گیگاوات ظرفیت جدید ذخیرهسازی باتری نصب کرد؛ ۴۰ درصد بیشتر از سال ۲۰۲۴. ظرفیت نصبشده باتری در جهان اکنون ۱۱ برابر سال ۲۰۲۱ شده است. حدود ۹۰ درصد استقرارهای جدید نیز به باتریهای لیتیوم-آهن-فسفات یا LFP اختصاص داشت. جهان فقط دنبال برق بیشتر نیست؛ دنبال برقی است که بتواند هر وقت لازم شد در دسترس باشد.
همزمان سال ۲۰۲۵ ظرفیت جدید انرژیهای تجدیدپذیر جهان به ۸۰۰ گیگاوات رسید؛ رشدی ۱۶ درصدی نسبت به سال قبل و بیستوسومین سال متوالی ثبت رکورد جدید در توسعه تجدیدپذیرها. بیش از سهچهارم این ظرفیت جدید متعلق به خورشیدی و حدود ۲۰ درصد متعلق به باد بود. این اعداد فقط چند رقم در یک گزارش سالانه نیستند. پشت هر گیگاوات، میلیاردها دلار سرمایهگذاری، خطوط انتقال، کارخانه، باتری، نرمافزار، شغل و البته تصمیم سیاستگذاران قرار دارد.
فرار از دام روایتهای هیجانزده!
تحول انرژی فقط به نیروگاهها ختم نمیشود. سال ۲۰۲۵ فروش خودروهای برقی جهان از ۲۰ میلیون دستگاه عبور کرد و به حدود ۲۱ میلیون خودرو رسید؛ بیش از ۲۰ درصد بیشتر از سال قبل. یعنی تقریباً یک خودرو از هر چهار خودروی فروختهشده در جهان برقی بود. این تغییر یک معنای بزرگتر برای سیاستگذار انرژی دارد: مرز میان «بخش حملونقل» و «بخش برق» در حال محو شدن است.
خودروی آینده فقط بنزین کمتری مصرف نمیکند؛ میتواند بخشی از یک اکوسیستم برق باشد. شبکه آینده، هم نیروگاه دارد، هم پنل خورشیدی، هم باتری و هم میلیونها وسیلهای که زمان و نحوه مصرف برقشان قابل مدیریت است؛ با این حال نفت هنوز نمرده و اتفاقاً یکی از مهمترین نکات برای یک گزارش دقیق همین است. نباید در دام روایتهای هیجانزده «پایان عصر فسیلی» بیفتیم.
سال ۲۰۲۵ تقاضای نفت حدود ۰.۶۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافت. تقاضای گاز طبیعی نیز حدود ۴۰ میلیارد مترمکعب بیشتر شد، هر چند رشد سالانه گاز به حدود ۱ درصد کاهش یافت در حالیکه این رشد سال ۲۰۲۴ حدود ۲.۸ درصد بود. زغالسنگ نیز همچنان در سبد انرژی جهان حضور داشت بنابراین داستان واقعی، «مرگ نفت» نیست؛ داستان، تغییر وزن بازیگران است. جهان هنوز نفت و گاز میخواهد اما همزمان دارد روی خورشید، باد، هستهای، ذخیرهسازی، شبکه، خودرو برقی و بهرهوری سرمایهگذاری میکند. حتی در چشمانداز برق، IEA انتظار دارد رشد تقاضای جهانی برق تا پایان دهه به طور متوسط بیش از ۳.۵ درصد در سال باشد و سهم مجموع تجدیدپذیرها و انرژی هستهای در تولید برق جهان تا پایان دهه به حدود ۵۰ درصد برسد.
اینجا قصه برای ایران جدی میشود. ایران کشوری نیست که از این قطار بیرون ایستاده باشد و فقط تماشایش کند؛ ایران خودش یکی از مهمترین کشورهای انرژیدار جهان است. مسئله این است که در دورهای که ارزش انرژی بیش از گذشته به «بهرهوری، انعطاف، تنوع سبد و فناوری» گره میخورد، آیا ایران میتواند از نفت و گاز فراوان خود برای ساختن نسل بعدی نظام انرژی استفاده کند؟ یا قرار است همچنان بخش بزرگی از مزیت انرژی خود را در نیروگاهها، خودروها و ساختمانهای کمبازده بسوزاند و بعد، در روزهای اوج مصرف، دنبال همان انرژیای بگردد که خودش تولید کرده، اما نتوانسته درست مدیریت کند؟ جهان در حال تغییر منبع انرژی نیست؛ در حال تغییر منطق مصرف انرژی است؛ در این مسابقه ایران واقعاً کمبود انرژی دارد یا کمبودِ حکمرانی درست بر انرژی؟

چرا انرژی کم میآوریم؟
اینجا دیگر وقت تعارف نیست. ایران کشوری نیست که برای تأمین انرژی دست خالی به دنیا نگاه کند. چهارمین ذخایر بزرگ نفت اثباتشده جهان و یکی از بزرگترین ذخایر گاز طبیعی دنیا را در اختیار دارد اما در عمل هر تابستان و زمستان با یک بحران تکراری روبهرو میشویم؛ پس این همه انرژی کجاست؟ پاسخ را نمیشود فقط در تحریم، خشکسالی، گرما یا افزایش مصرف پیدا کرد. این عوامل واقعیاند، اما همه داستان نیستند. بخش مهمی از مسئله به تصمیمهایی برمیگردد که سالها در سیاستگذاری انرژی ایران روی هم انباشته شدهاند. قیمتگذاری ناکارآمد، شدت مصرف بالا، سرمایهگذاری ناکافی، راندمان پایین، فرسودگی شبکه و تأخیر در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر.
ایران در شرایطی گرفتار ناترازی شده که بخش عمده برق خود را با همان گازی تولید میکند که ذخایرش زبانزد جهان است. طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، سال ۲۰۲۲ حدود ۹۳ درصد برق ایران از سوختهای فسیلی تولید شد و گاز طبیعی به تنهایی حدود ۸۵ درصد تولید برق کشور را تأمین کرد. یعنی برق ایران به شکل کمسابقهای به یک سوخت وابسته است. این وابستگی در روزهای بحران خودش را نشان میدهد. وقتی تولید یا انتقال گاز از نیاز نیروگاهها عقب میماند، نیروگاه نمیتواند منتظر اصلاح سیاستگذاری بماند؛ باید روشن بماند. نتیجه، حرکت به سمت سوختهای مایع و افزایش فشار بر زنجیره تأمین انرژی است. ما گاز را از زیر زمین بیرون میکشیم تا برق بسازیم اما وقتی گاز کم میآوریم مجبور میشویم برای همان برق سراغ سوخت دیگری برویم. این دیگر فقط یک مشکل نیروگاهی نیست؛ یک زنجیره معیوب حکمرانی انرژی است.
نسخه غالب اما غلط
سالهاست نسخه غالب در سیاست انرژی ایران تقریباً یک جمله بوده که نیروگاه بیشتر بسازیم، پالایشگاه بیشتر بسازیم، گاز بیشتری تولید کنیم، نفت بیشتری استخراج کنیم اما اگر مصرف بدون اصلاح ساختار بالا برود، تولید بیشتر فقط میتواند زمان بحران را عقب بیندازد. مطالعهای که سال ۲۰۲۶ در مجله Energy Policy منتشر شده دقیقاً به همین نقطه میپردازد. این پژوهش با مدلسازی بخش انرژی ایران نشان میدهد در سناریوی ادامه روندهای موجود، کسری برق کشور میتواند از ۷.۶۸ گیگاوات به ۲۳.۵۳ گیگاوات در سال ۲۰۴۱ افزایش پیدا کند.
نکته مهمتر اینکه پژوهش، ترکیب سیاستهای اصلاح یارانه انرژی، افزایش بهرهوری و توسعه تجدیدپذیرها را بهمراتب مؤثرتر از تکیه صرف بر افزایش عرضه میداند. پس مسئله را باید عوض کنیم. ایران الزاماً به انرژی بیشتری احتیاج ندارد؛ ایران به انرژیِ کمتری که بهتر مصرف شود و انرژیِ بیشتری که هوشمندانهتر تولید شود، احتیاج دارد. این همان جایی است که نقد سیاستگذاری موجود جدی میشود.
اگر در یک اقتصاد، انرژی سالها با قیمتهایی عرضه شود که فاصله قابل توجهی با هزینه واقعی تولید، انتقال و فرصت صادرات آن دارد، طبیعی است که انگیزه صرفهجویی ضعیف شود. وقتی برق و گاز برای مصرفکننده نهایی ارزان باشد، اما هزینه واقعی ناکارآمدی در جای دیگری ــ در بودجه، سرمایهگذاری، آلودگی، واردات، قطعی برق یا از دست رفتن صادرات ــ پرداخت شود، «انرژی ارزان» دیگر واقعاً ارزان نیست. فقط صورتحسابش را به جای دیگری فرستادهایم.
چشمک خورشید به ایران
جهان سال ۲۰۲۵ حدود ۸۰۰ گیگاوات ظرفیت جدید تجدیدپذیر اضافه کرد؛ ایران اما هنوز در مقایسه با ظرفیت بالقوه خورشیدی خود سهم بسیار کوچکی از این بازار دارد. IEA میگوید انرژی خورشیدی سال ۲۰۲۵ بیش از یکچهارم رشد تقاضای انرژی جهان را پوشش داده است. اینجاست باید از سیاستگذاران بخش انرژی بپرسیم چرا کشوری که سالهاست با بحران برق مواجه شده و در بسیاری از مناطق خود از تابش خورشیدی قابلتوجه برخوردار است، هنوز نتوانسته خورشید را به یک ستون جدی امنیت انرژی تبدیل کند؟
شاید مشکل ما فقط «پنل گران» نیست. سرمایهگذاری، نرخ بازگشت، دسترسی به شبکه، تضمین خرید برق، تأمین مالی، ریسکهای مقرراتی و ثبات تصمیمات سیاستگذار همگی در این معادله نقش دارند بنابراین اگر قرار است درباره ناترازی انرژی صادق باشیم، باید بگوییم که ناترازی انرژی ایران فقط نتیجه کمبود تولید نیست؛ نتیجه سالها تصمیمگیری است که مصرف را ارزانتر از اصلاح آن کرده و سرمایهگذاری در آینده را عقبتر از هزینهکرد امروز قرار داده است. مسئول این وضعیت یک فرد یا یک دولت نیست. این مسئله محصول انباشت سالها سیاستگذاری است و نمیتوان هر سال با یک نسخه موقت از کنار آن گذشت.
زمین بازی در حال عوض شدن است. پول جهانی به جایی میرود که قانون روشن، بازگشت سرمایه قابل پیشبینی و بازار قابل اتکا داشته باشد. کشوری که نتواند این سه را فراهم کند، حتی اگر روی دریایی از نفت و گاز نشسته باشد، الزاماً برنده بازی انرژی نخواهد بود؛ اینجا یکی از تلخترین تناقضهای ایران خودش را نشان میدهد. ما درباره «مزیت انرژی» زیاد حرف زدهایم اما کمتر درباره ارزش افزودهای که از این مزیت میسازیم حرف زدهایم. نفت و گاز اگر فقط استخراج و مصرف شوند، ثروت نیستند؛ موجودی یک حساب بانکیاند که هر بار برداشت از آن، موجودی آینده را کمتر میکند.

یکی از بزرگترین تغییرات ساختاری بازار انرژی رشد برق است. خودروی برقی، مراکز داده، سرمایش، صنایع جدید، پمپهای حرارتی و تجهیزات الکتریکی همگی تقاضای برق را بالا میبرند. IEA پیشبینی میکند تقاضای برق جهان تا سال ۲۰۳۰ به طور متوسط بیش از ۳.۵ درصد در سال افزایش پیدا کند. در همین حال مجموع انرژیهای تجدیدپذیر و هستهای میتواند تا پایان دهه حدود نیمی از تولید برق جهان را تأمین کند.
وقتی جهان دارد برق را به ستون فقرات اقتصاد آینده تبدیل میکند، ما چرا هنوز درگیر این هستیم که در تابستان امسال برق صنایع را از کجا بیاوریم؟ این فاصله صرفاً فاصله فناوری نیست؛ فاصله حکمرانی انرژی است. یارانهای که قرار بود عدالت بسازد، مصرف را تنبیه نمیکند. اینجا باید به یکی از بنیادیترین مسائل اقتصاد انرژی ایران رسید؛ به مبحث یارانه انرژی که اگر دقیق طراحی نشود، میتواند از ابزار حمایت اجتماعی به ابزار تشویق مصرف تبدیل شود.
وقتی انرژی ارزان باشد، کسی که بیشتر مصرف میکند لزوماً هزینه اجتماعی بیشتری نمیپردازد. نتیجه؟ خانه بزرگتر، خودروی پرمصرفتر، ساختمان کمبازدهتر و صنعت انرژیبر، سهم بیشتری از یک منبع عمومی میگیرد. در چنین ساختاری، یارانه لزوماً به کسی نمیرسد که بیشتر به آن نیاز دارد؛ ممکن است بیشتر به کسی برسد که بیشتر مصرف میکند. این دقیقاً همان جایی است که مفهوم عدالت باید از نو تعریف شود.
عدالت انرژی یعنی خانواده کمدرآمد بتواند حداقل مصرف ضروری خود را با هزینه قابل تحمل تأمین کند؛ نه اینکه ثروتمند و فقیر، هر دو از یک قیمت یارانهای برای هر میزان مصرف برخوردار باشند. بحران اصلی سرمایهای است که به مصرف تبدیل میشود. در ایران سالهاست با یک تناقض عجیب زندگی میکنیم. از یک طرف میگوییم انرژی مزیت رقابتی کشور است؛ از طرف دیگر، بخش بزرگی از این انرژی در داخل با بهرهوری پایین مصرف میشود.
طبق دادههای EIA، گاز طبیعی نقش بسیار بزرگی در تولید برق ایران دارد و وابستگی شبکه برق به گاز، کشور را در برابر اختلالات عرضه گاز آسیبپذیر میکند. یعنی گازی که میتوانست خوراک صنعت، پتروشیمی، صادرات یا تولید ارزش افزوده باشد، در نیروگاه مصرف میشود؛ بعد همان نیروگاه به دلیل کمبود گاز یا محدودیت سوخت با مشکل روبهرو میشود؛ و نهایتاً صنایع با قطعی برق مواجه میشوند. این چرخه را اگر اسمش را «حکمرانی انرژی» بگذاریم، باید بپرسیم چرا خروجی آن اینقدر شبیه اتلاف منابع است؟
این گزارش قرار نیست فقط چکش باشد. ایران هنوز یکی از معدود کشورهایی است که میتواند همزمان چند برگ برنده داشته باشد: نفت + گاز + خورشید + باد + موقعیت جغرافیایی + بازار منطقهای. این برگها نباید جدا از هم بازی شوند. گاز میتواند نقش سوخت گذار را ایفا کند؛ تجدیدپذیرها میتوانند فشار روی شبکه را کاهش دهند؛ ذخیرهسازی میتواند مشکل نوسان خورشید و باد را کنترل کند؛ اصلاح مصرف میتواند سرمایهگذاری جدید را از حالت «جبران کسری» به سمت «توسعه» ببرد.
پژوهشهای جدید درباره آینده انرژی ایران میگوید که اصلاح یارانه، افزایش بهرهوری و توسعه تجدیدپذیرها اگر کنار یکدیگر اجرا شوند، میتوانند اثر بسیار بیشتری از سیاستهای تکبعدی داشته باشند بنابراین مسئله این است که آیا میتوانیم از ثروت انرژی امروز، زیرساخت انرژی فردا را بسازیم یا قرار است همچنان ثروت نسل بعد را ارزان مصرف کنیم و هر سال با شروع تابستان، دنبال مقصر بگردیم؟ جهان انرژی منتظر ایران نمیماند. پنلها نصب میشوند. باتریها بزرگتر میشوند. خودروها برقیتر میشوند. شبکهها هوشمندتر میشوند و سرمایه به سمت فناوریهای جدید حرکت میکند. قطار انرژی حرکت کرده و مسئله سوار شدن ایران آن میشود یا نه؛ اگر همین امروز تصمیم نگیریم، فردا شاید دیگر سکویی برای سوار شدن باقی نمانده باشد.
الان که به مشکل و کمبود افتادید ... .
