قتل دلخراش مادر و دختر قزوینی با جوهر نمک

به گزارش تابناک به نقل از جام جم، «هرگز تصورش را هم نمیکردیم که دخترعمویم چنین سرنوشت هولناکی داشته باشد. او زنی مظلوم و بساز با زندگیاش بود اما شوهرش او را سد راه خود میدانست و برای همین عصمت را به قتل رساند.»
اینها صحبتهای دخترعموی عصمت جباری، زن ۴۷ ساله اهل قزوین است که چند روز پیش همراه دختر هشتسالهاش توسط شوهر و پسر ۱۷ سالهاش کشته شد. براساس اعلام فرمانده انتظامی استان، متهمان پس از دستگیری به قتل اعتراف کرده و قاتل انگیزه خود از قتل همسر را اختلافات خانوادگی و قتل دختر را برای از میان بردن شاهد ماجرا عنوان کرده است.
متهمان با تکمیل پرونده به مرجع قضایی معرفی و روانه زندان شدند. علیاصغر عسگری، دادستان عمومی و انقلاب قزوین هم با اشاره به این پرونده گفت: مجرمان پس از ارتکاب قتل، با صحنهسازی در محل، سعی داشتند موضوع را سرقت از منزل جلوه داده و مسیر تحقیقات را منحرف کنند اما با انجام بازجوییهای فنی و تخصصی توسط کارآگاهان پلیس و تیم قضایی در برابر ادله و مستندات، راهی جز اعتراف به این جنایت نیافتند.
وی درخصوص انگیزه این قتل گفت: متهمان در اعترافات خود، اختلافات خانوادگی را علت این جنایت عنوان کردهاند که بررسیهای صورتگرفته توسط بازپرس پرونده نیز بر این امر صحه میگذارد، البته بررسی دقیقتر ابعاد پرونده همچنان در دستور کار بازپرس قرار دارد.عسگری در ادامه با ابراز تاسف عمیق از این حادثه تلخ گفت: وقوع چنین رویدادی بههیچرو زیبنده جامعه فهیم، مومن و متدین قزوین نیست و امید است مدیران، اصحاب رسانه، دانشگاهیان و فعالان فرهنگی با نگاهی آسیبشناسانه و پیشگیرانه نسبت به اینگونه حوادث، برخوردی مسئولانه داشته باشند تا در سایه این هماندیشی، دیگر شاهد تکرار چنین وقایع تلخی نباشیم.جامجم در مورد این جنایت هولناک، گفتوگویی با سکینه جباری، دخترعموی مادر خانواده انجام داده که در ادامه میخوانید.
از زندگی عصمت جباری با همسرش بگویید.
فکر میکنم آنها ۱۸ سال با هم زندگی کردند. عصمت علاوهبر دخترعموی من، خواهرزن برادرم نیز است. او از ابتدا زن سازگاری بود.آنقدر که وقتی ازدواج کرد، برای او نه حلقه خریدند و نه جشن گرفتند. خیلی ساده زندگیشان را آغاز کردند و خشت به خشت آن را با هم جلو بردند. عصمت تمام زندگیاش را کار کرد. شوهرش چند بار در کار شکست خورد و عصمت حاضر شد حتی در یک اتاق ۹ متری به زندگی خود ادامه دهد. تمام وسایل زندگیاش خانه این وآن بود اما عصمت قانع بود و با همه سختیها ساخت تا زمانی که وضعیت مالیشان خوب شد اما شوهرش، لیاقت زندگی خوب، همسر خوب و فرزند خوب را نداشت.
رفتار متهم به قتل با همسرش چطور بود؟
حرفهایی در باره ارتباطات او مطرح بود اما عصمت تمام تلاشش این بود که به هر قیمت شده زندگیاش را حفظ کند. دو فرزند داشت که یکی نوجوان است و دیگری کودک هشتساله بود. معمولا تمام خانمهای ایرانی همین دیدگاه را دارند که به هر قیمتی شده، زندگیشان را حفظ کنند. عصمت هم تمام رفتارهای بد شوهرش را تحمل میکرد که زندگیاش از هم نپاشد.
او مرد خودشیفتهای بود. اعضای خانواده بارها با شوهرش صحبت کردند که دست از این کارها بردار و سرت به زندگی و زن و بچههایت گرم باشد اما اهمیت نمیداد. او عصمت را سد راه خود را میدانست و برای از میان برداشتن او نقشه کشید.
شب جنایت چه اتفاقی افتاد؟
آنطور که پلیس اعلام کرده، متهم به قتل از ماده جوهرنمک برای به قتل رساندن عصمت استفاده کرده که باعث ایجاد سوختگی دور دهان و حلق او شده بود. او ساعت ۳ بامداد، دستمال را آغشته به جوهرنمک کرده و آن را روی دهان عصمت قرار داده تا خفه شود اما این اتفاق رخ نداده بود. عصمت تلاش زیادی کرده تا خود را نجات دهد و از آن طرف هم متهم به قتل تلاش داشته عصمت را به قتل برساند. متهم به قتل وقتی دیده نمیتواند عصمت را به قتل برساند، به پسر ۱۸ سالهاش گفته تا به او در این جنایت کمک کند.
پسر ۱۸ ساله، پسر واقعی عصمت خانم بود یا ناپسریاش؟
نه پسر واقعی او بود. رابطه عالی با هم داشتند اما بعد همه چیز عوض شد. اصلا وقتی خبر جنایت را شنیدیم، همه شوکه شدیم که چطور چنین چیزی ممکن است. پدرش، مغزش را نمیدانم چطور شستوشو داده بود تا قانعش کند که در این جنایت او را همراهی کند. او را تطمیع کرده بود که با من باش و نمیخواهد درس بخوانی. یا اگر مادرت آنطور رفتار کرد، اهمیت نده و توجه نکن. ذهن پسر ۱۷ ساله را طوری درگیر کرده بود که اگر مادرت نباشد، تو راحتتر میتوانی زندگی کنی. عصمت به پسرش میگفت درست را بخوان و اینقدر با گوشی کار نکن یا سن تو هنوز به گرفتن گواهینامه نرسیده و دلیلی ندارد موتور داشته باشی اما شوهرش میگفت تو با این پسر کار نداشته باش و گیر نده. به این ترتیب پسرش را هم با خودش همراه کرده بود. شب جنایت متهم به قتل از پسرش کمک خواسته و به او گفته روی سینه مادرش بنشیند و او را نگه دارد تا فرار نکند. پسر هم همین کار را کرده و متهم به قتل دوباره دستمال را آغشته به مواد کرده، روی دهان عصمت گذاشته و او را به قتل رسانده است.
دخترش ستاره را چطور به قتل رساند؟
وقتی آنها در حال به قتل رساندن عصمت بودند، ستاره از خواب پریده و متوجه دست و پا زدن مادرش شده. او دیده که دارند مادرش را خفه میکنند. بچه همینطور تا خود صبح گریه کرده و میگفته با مادرم چهکار کردید؟ مرده است؟ پدر و پسر با شنیدن این حرفها متوجه میشوند او تنها شاهد جنایت بوده و ممکن است آنها را لو بدهد، برای همین نقشه قتل او را میکشند. آنها ستاره را هم به همان شیوه عصمت به قتل میرسانند و دور صورت و دهان ستاره هم آثار سوختگی با مواد مسمومکننده مشاهده شده است. همانطور که گفتم، پلیس به خانواده اعلام کرده که ماده مسمومکننده، جوهرنمک بوده است. پس از قتل ستاره، برای اینکه پدر و پسر پلیس را گمراه کنند، پدر مقداری از همان ماده را روی صورت و لباس پسرش میریزد و میگوید نگران نباش اتفاقی برایت نمیافتد. حول و حوش شاید ساعت ۱۰ و ۱۱ صبح برادر ستاره با شوهر خالهاش تماس گرفت و گفت دزد به خانه آنها زده و مادر و خواهرش را کشته است. شوهرخاله هم هراسان به خانه آنها آمد و دید جنازه عصمت در هال خانه و با فاصله جنازه ستاره روی زمین افتاده است. شوهرخاله میگفت از پسر نوجوان پرسیدم که چه شده، که او اصرار داشت بگوید که دزد مادر و خواهرم را مسموم کرده است. شوهرخاله دستش را روی بدن ستارهکوچولو گذاشت که ببیند نبض دارد یا نه که متوجه شد بدنش هنوز گرم است. این بچه متاسفانه ساعتها زجر کشیده بود. همسایهها گفتند ما صدای اینها را شنیدیم اما گفتیم دعوای زن و شوهری است و برای همین دخالت نکردیم.
با حضور ماموران پلیس، پدر به آنها گفت دزد به خانهمان زده، ما را مسموم کرده و زن و دخترم را کشتهاند. پدر و پسر را برای بررسی اینکه مسمومیت جانشان را به خطر نیندازد به بیمارستان منتقل میکنند. پلیس که به ماجرا مشکوک بود، همانجا متوجه ماجرا شد و آنها را به اداره آگاهی منتقل کردند. پس از دو ساعت پلیس به خانواده اطلاع داد که قتل کار خودشان است و ابتدا پسر نوجوان و سپس پدرش به قتل اعتراف میکنند. البته برای پسر معاونت در قتل مطرح شده است.
اولیای دم از دستگاه قضا چه درخواستی دارند؟
عصمت زن بسیار مظلومی بود و نباید حق او و ستارهکوچولو که هر دو بیگناه بودند، ضایع شود. واقعا ناراحتکننده است. چند روز گذشته ولی هنوز در شوک هستیم. تنها درخواست اولیای دم، اعدام آن هم در ملأعام است.
پسر مادرش رو میکشه
پدر دخترش رو
چه دنیای بدی شده
پناه بر خدا
لطفا در چنین مواقعی همسایه ها با شنیدن صداهای نامتعارف با شماره ارژانس اجتماعی 123 تماس بگیرید شاید کمکی کند و جلوی این اتفاقات گرفته شود
