کربلا و عاشورا، مبدا حقارت تاریخ!
محمود افتخاری
سلسله تعبد و یکتاپرستی از زمان هبوط آدم و حوا بر روی زمین آغاز میشود.
فلسفه این است که مخلوقاتی با نام انسان آفریده شوند و پیامبرانی رسالت یابند تا در طول اعصار و قرون متمادی، راه و رسم خلیفةاللهی و بندگی را به آنان بیاموزند و از گمراهی به سوی سعادت سوق دهند.
آدم (ع)
موسس صنعت انسانیت و پیشقراول انبیاء خداست.
آدم سنبل انسانها و برگزیده خداوند برای سجده ملائکه است.
خداوند در قرآن دلیل این سجود را رجحان انسانها بر فرشتگان میپندارد.
و آدم محملی برای سرکشی و خروج ابدی شیطان از بارگاه الهی است.
عمر آدم(ع) ابدی نیست، اما خلقت بشر ادامه مییابد و نیاز انسانها به هدایت و عبرت همچنان پابرجاست.
پیامبران خدا در تمام اعصار از میان مردم برگزیده میشوند و هر یک برای سعادت و نجات انسانها از طریق اعجاز و حکمت جلوههای قدرت و رحمت الهی رابه منصه ظهور مینهند.
چیرگی سلیمان(ع) بر عالم حیوانات، عمر هزاره نوح(ع) و غلبه بر توفان سهمگین، حکایت شگفتآور اصحاب کهف، احیای دوباره عمر عزیز(ع)، اخلاص و بندگی کم نظیر یحیی(ع)، نجات عبرت انگیز یونس(ع) از شکم ماهی، پاکدامنی یوسف(ع) در دام زلیخا، صبریعقوب(ع) درفراق یوسف(ع) و.....
و ابراهیم(ع)
او خلیل خداست.
ابراهیم هم پیامبری است که سهم خود را در عبودیت و بندگی خالق به انجام رساند، و مقام تعبد او آن هنگام به کمال میرسد که تیغ برندهاش در مسلخ اسماعیل ندا سر داد که:
«الخلیل یامرونی والجلیل ینهونی»
و موسی(ع)
او کلیم الله است.
موسی پیامبر اعجاز است و خداوند به طور اعجاب انگیزی موسی را از میان حوادث و بلایای پرتلاطم و فتنههای فرعون به ساحل نجات سوق داد تا او نیز رسالت خویش را در رهایی قوم بنی اسرائیل از سیطره طاغوت به انجام رساند و آنها را رهسپار راه بندگی و سعادت کند.
و عیسی روح الله
عیسی مولود اعجاز است و سرگذشت و معجزات او نیز مردمان بسیاری را از گمراهی و ضلالت به سوی سعادت هدایت نمود.
اینک نوبت محمد(ص) است و اسلام
اسلام نقطه پایان نبوت است، و قرآن بزرگترین معجزه و برترین سند هدایت انسانها برای نجات از پرتگاه گمراهی است،
اسلام یعنی عصاره تمام ادیان الهی
زیباترین وجوه انسانیت و جلوههای رحمانیت مقام ربوی پس از ظهور اسلام است که به اوج خود میرسد،
محمد(ص) صاحب همه خصایل نیک و صفات نیکوست.
علی(ع) تمام ظرف عدالت را به تسخیر خود درآورده است.
فاطمه(س) پاکی و طهارت را معنا میکند.
حسن(ع) سمبل جود کرم عالم خلقت است.
و حسین(ع) و کربلا و عاشورا
انگار تمام برنامههای پیامبر اسلام (ص) برای معرفی جلوههای معنوی و متعالی انسان در نقطه کمال خود، در عاشورا خلاصه میشود.
حدیث نبوی «حسین منی انا من حسین» خود سندی بر این مدعاست که مقصود رسول خدا(ص) از بیان فراز « ... انا من حسین» یعنی اعتلای ماورایی ابعاد انسانی و معنوی دین اسلام در عاشوراست.
نهضت عاشورا معجزه نبود و بود!
حسین پیامبر نبود و بود!
حسین خلیل الله، کلیم الله و روح الله نبود و بود!
زینب معصوم نبود و بود!
عباس فرزند زهرا نبود و بود!
موسی و قوم بنی اسرائیل هم در محاصره لشکر فرعون گرفتار آمدهاند؛ اما تقدیر این است که معجزه شکاف در امواج خروشان نیل و نجات موسی و قومش بنای احیای دین موسی باشد، اما زمین کربلا نشکافت تا اهل بیت پیامبر از آن عبور کنند! اینجا خدا خون حسین و قومش را میطلبد تا اعتلای دین حق و کلام حق جاودانه شود.
روزی روزگاری ابراهیم خلیل الله اسماعیلش را به مسلخ برد تا قربانی مقام حضرت دوست شود، اما تیغ برنده او یارای ذبح اسماعیل نشد تا زنده ماندن اسماعیل مقدمه تداوم دین ابراهیم شود.
اما «عاشورا» حسین(ع) تمام فرزندانش را به مسلخ برد و خداوند همه قربانیان او را پذیرفت، تا مظلومیت و شهادت آنها ضامن بقای دین خدا شود.
آن هنگامی که اسماعیل و هاجر در صحرای سوزان حجاز در گرمای طاقت فرسا به تشنگی دچار شدند، زمین عطش اسماعیل را تاب نیاورد و به اذن خدا چشمه زمزم جوشید و آنها را از آب خود سیراب کرد، اما در صحرای سوزان کربلا فرزندان مظلوم اهل بیت رسول خدا (ص) از فرط عطش شکمهای خود را بر روی زمین کشیدند، اما مقدر این بود که تشنگی آنها زمینه ساز اوج مظلومیت آل طاها شود.
و سرانجام حضرت اباعبدالله (ع) پس از عبور از عمیقترین مصائب طاقت فرسا، در ظهر عاشورا مهمترین فراز مناجات خود با رب العشق را این جمله ملکوتی قرار داد:
«... الهی رضم برضائک، تسلیما لامرک...»
عاشورا نقطه کمال و اوج صفات انسانی و جلوههای معنوی و ربانی خداست.
تمام اصحاب موسی غیر از هارون پیمان شکنی کردند و حتی اعجاز مکرر موسی آنها را بر میثاق بسته شده با پیامبر خدا پایبند نکرد؛ اما «عاشورا» 72 تن از اصحاب سیدالشهداء تا نثار آخرین قطره خون خود بر پیمان خود ماندند.
و زینب (س) عقیله بنی هاشم است
او وفات جدش رسول خدا(ص) را شاهد بود و صبر پیشه کرد.
مصائب و آلام بیت الاحزان را درک کرد و صبر پیشه کرد.
مظلومیت و شهادت مادرش را شاهد بود و صبر پیشه کرد.
فرق شکافته پدر را نظاره کرد، باز هم صبر پیشه کرد.
جگر پاره پاره برادر غریبش را دید و صبر پیشه کرد.
اما اینجا کربلاست و رسالت او به اوج کمال رساندن صفت صبر است.
اهل بیت و فرزندان سیدالشهدا در مقابل دیدگانش به مسلخ رفتند عباس رفت، قاسم، علی اکبر، علی اصغر و.... همه قربانی شدند و بر بالین آنها حاضر شد و شیون کرد و صبر پیشه کرد.
محمد و عون فرزندان او هستند، زینب(س) به آنها تعلیم داده است که اگر برای جانثاری در رکاب سالار شهیدان با امتناع آن حضرت مواجه شدند، وی را به مادرش فاطمه (س) قسم دهند تا اذن میدان دهد، بعد از شهادت و زمانی که پیکر مطهر آنها به خیمهگاه رسید، همه نگاهها به سوی خیمه زینب بود تا همچون دیگر شهدا شیون کنان بر بالین آنها حاضر شود، اما او از خیمه خروج نکرد تا حسین(ع) خجالت زده خواهر نشود و صبر پیشه کرد.
رگهای بریده برادر و پیکر قطعه قطعه شده در زیر سم اسبان را در میان گودال قتلگاه نظاره کرد و صبر پیشه کرد.
مصیبت غربت و اسارت کاروان اسرای کربلا را بر دوش خود کشید و صبر پیشه کرد.
تمام این مصائب را بر جان خود خرید و سرانجام در مقابل جسارت و قهقهه شیطان صفتی یزید شرایط را اینگونه وصف کرد:
«... و ما رایت الا جمیلا...»
بعد از عاشورا نیز تاریخ شاهد بروز و ظهور صفات انسانی و تبلور جلوههای معنوی و ربانی خداوند متعال در انسانها بوده است اما:
هرگز شجاعت سیدالشهداء(ع)
صبری به عظمت صبر زینب(س)
شهامت، ادب و وفای عباس (ع)
مظلومیت علی اصغر، علی اکبر، قاسم و...
ایثار و فداکاری اصحاب اباعبدالله(ع)
و دهها صفات اخلاقی و معنوی در نقطه کمال در یک زمان و یک مکان تکرار نشد.
و کربلا، عاشورا مبدا حقارت تاریخ است!
Mahmoudeftekhari.blogfa.com
Mahmoud_eftekhari@yahoo com
فلسفه این است که مخلوقاتی با نام انسان آفریده شوند و پیامبرانی رسالت یابند تا در طول اعصار و قرون متمادی، راه و رسم خلیفةاللهی و بندگی را به آنان بیاموزند و از گمراهی به سوی سعادت سوق دهند.
آدم (ع)
موسس صنعت انسانیت و پیشقراول انبیاء خداست.
آدم سنبل انسانها و برگزیده خداوند برای سجده ملائکه است.
خداوند در قرآن دلیل این سجود را رجحان انسانها بر فرشتگان میپندارد.
و آدم محملی برای سرکشی و خروج ابدی شیطان از بارگاه الهی است.
عمر آدم(ع) ابدی نیست، اما خلقت بشر ادامه مییابد و نیاز انسانها به هدایت و عبرت همچنان پابرجاست.
پیامبران خدا در تمام اعصار از میان مردم برگزیده میشوند و هر یک برای سعادت و نجات انسانها از طریق اعجاز و حکمت جلوههای قدرت و رحمت الهی رابه منصه ظهور مینهند.
چیرگی سلیمان(ع) بر عالم حیوانات، عمر هزاره نوح(ع) و غلبه بر توفان سهمگین، حکایت شگفتآور اصحاب کهف، احیای دوباره عمر عزیز(ع)، اخلاص و بندگی کم نظیر یحیی(ع)، نجات عبرت انگیز یونس(ع) از شکم ماهی، پاکدامنی یوسف(ع) در دام زلیخا، صبریعقوب(ع) درفراق یوسف(ع) و.....
و ابراهیم(ع)
او خلیل خداست.
ابراهیم هم پیامبری است که سهم خود را در عبودیت و بندگی خالق به انجام رساند، و مقام تعبد او آن هنگام به کمال میرسد که تیغ برندهاش در مسلخ اسماعیل ندا سر داد که:
«الخلیل یامرونی والجلیل ینهونی»
و موسی(ع)
او کلیم الله است.
موسی پیامبر اعجاز است و خداوند به طور اعجاب انگیزی موسی را از میان حوادث و بلایای پرتلاطم و فتنههای فرعون به ساحل نجات سوق داد تا او نیز رسالت خویش را در رهایی قوم بنی اسرائیل از سیطره طاغوت به انجام رساند و آنها را رهسپار راه بندگی و سعادت کند.
و عیسی روح الله
عیسی مولود اعجاز است و سرگذشت و معجزات او نیز مردمان بسیاری را از گمراهی و ضلالت به سوی سعادت هدایت نمود.
اینک نوبت محمد(ص) است و اسلام
اسلام نقطه پایان نبوت است، و قرآن بزرگترین معجزه و برترین سند هدایت انسانها برای نجات از پرتگاه گمراهی است،
اسلام یعنی عصاره تمام ادیان الهی
زیباترین وجوه انسانیت و جلوههای رحمانیت مقام ربوی پس از ظهور اسلام است که به اوج خود میرسد،
محمد(ص) صاحب همه خصایل نیک و صفات نیکوست.
علی(ع) تمام ظرف عدالت را به تسخیر خود درآورده است.
فاطمه(س) پاکی و طهارت را معنا میکند.
حسن(ع) سمبل جود کرم عالم خلقت است.
و حسین(ع) و کربلا و عاشورا
انگار تمام برنامههای پیامبر اسلام (ص) برای معرفی جلوههای معنوی و متعالی انسان در نقطه کمال خود، در عاشورا خلاصه میشود.
حدیث نبوی «حسین منی انا من حسین» خود سندی بر این مدعاست که مقصود رسول خدا(ص) از بیان فراز « ... انا من حسین» یعنی اعتلای ماورایی ابعاد انسانی و معنوی دین اسلام در عاشوراست.
نهضت عاشورا معجزه نبود و بود!
حسین پیامبر نبود و بود!
حسین خلیل الله، کلیم الله و روح الله نبود و بود!
زینب معصوم نبود و بود!
عباس فرزند زهرا نبود و بود!
موسی و قوم بنی اسرائیل هم در محاصره لشکر فرعون گرفتار آمدهاند؛ اما تقدیر این است که معجزه شکاف در امواج خروشان نیل و نجات موسی و قومش بنای احیای دین موسی باشد، اما زمین کربلا نشکافت تا اهل بیت پیامبر از آن عبور کنند! اینجا خدا خون حسین و قومش را میطلبد تا اعتلای دین حق و کلام حق جاودانه شود.
روزی روزگاری ابراهیم خلیل الله اسماعیلش را به مسلخ برد تا قربانی مقام حضرت دوست شود، اما تیغ برنده او یارای ذبح اسماعیل نشد تا زنده ماندن اسماعیل مقدمه تداوم دین ابراهیم شود.
اما «عاشورا» حسین(ع) تمام فرزندانش را به مسلخ برد و خداوند همه قربانیان او را پذیرفت، تا مظلومیت و شهادت آنها ضامن بقای دین خدا شود.
آن هنگامی که اسماعیل و هاجر در صحرای سوزان حجاز در گرمای طاقت فرسا به تشنگی دچار شدند، زمین عطش اسماعیل را تاب نیاورد و به اذن خدا چشمه زمزم جوشید و آنها را از آب خود سیراب کرد، اما در صحرای سوزان کربلا فرزندان مظلوم اهل بیت رسول خدا (ص) از فرط عطش شکمهای خود را بر روی زمین کشیدند، اما مقدر این بود که تشنگی آنها زمینه ساز اوج مظلومیت آل طاها شود.
و سرانجام حضرت اباعبدالله (ع) پس از عبور از عمیقترین مصائب طاقت فرسا، در ظهر عاشورا مهمترین فراز مناجات خود با رب العشق را این جمله ملکوتی قرار داد:
«... الهی رضم برضائک، تسلیما لامرک...»
عاشورا نقطه کمال و اوج صفات انسانی و جلوههای معنوی و ربانی خداست.
تمام اصحاب موسی غیر از هارون پیمان شکنی کردند و حتی اعجاز مکرر موسی آنها را بر میثاق بسته شده با پیامبر خدا پایبند نکرد؛ اما «عاشورا» 72 تن از اصحاب سیدالشهداء تا نثار آخرین قطره خون خود بر پیمان خود ماندند.
و زینب (س) عقیله بنی هاشم است
او وفات جدش رسول خدا(ص) را شاهد بود و صبر پیشه کرد.
مصائب و آلام بیت الاحزان را درک کرد و صبر پیشه کرد.
مظلومیت و شهادت مادرش را شاهد بود و صبر پیشه کرد.
فرق شکافته پدر را نظاره کرد، باز هم صبر پیشه کرد.
جگر پاره پاره برادر غریبش را دید و صبر پیشه کرد.
اما اینجا کربلاست و رسالت او به اوج کمال رساندن صفت صبر است.
اهل بیت و فرزندان سیدالشهدا در مقابل دیدگانش به مسلخ رفتند عباس رفت، قاسم، علی اکبر، علی اصغر و.... همه قربانی شدند و بر بالین آنها حاضر شد و شیون کرد و صبر پیشه کرد.
محمد و عون فرزندان او هستند، زینب(س) به آنها تعلیم داده است که اگر برای جانثاری در رکاب سالار شهیدان با امتناع آن حضرت مواجه شدند، وی را به مادرش فاطمه (س) قسم دهند تا اذن میدان دهد، بعد از شهادت و زمانی که پیکر مطهر آنها به خیمهگاه رسید، همه نگاهها به سوی خیمه زینب بود تا همچون دیگر شهدا شیون کنان بر بالین آنها حاضر شود، اما او از خیمه خروج نکرد تا حسین(ع) خجالت زده خواهر نشود و صبر پیشه کرد.
رگهای بریده برادر و پیکر قطعه قطعه شده در زیر سم اسبان را در میان گودال قتلگاه نظاره کرد و صبر پیشه کرد.
مصیبت غربت و اسارت کاروان اسرای کربلا را بر دوش خود کشید و صبر پیشه کرد.
تمام این مصائب را بر جان خود خرید و سرانجام در مقابل جسارت و قهقهه شیطان صفتی یزید شرایط را اینگونه وصف کرد:
«... و ما رایت الا جمیلا...»
بعد از عاشورا نیز تاریخ شاهد بروز و ظهور صفات انسانی و تبلور جلوههای معنوی و ربانی خداوند متعال در انسانها بوده است اما:
هرگز شجاعت سیدالشهداء(ع)
صبری به عظمت صبر زینب(س)
شهامت، ادب و وفای عباس (ع)
مظلومیت علی اصغر، علی اکبر، قاسم و...
ایثار و فداکاری اصحاب اباعبدالله(ع)
و دهها صفات اخلاقی و معنوی در نقطه کمال در یک زمان و یک مکان تکرار نشد.
و کربلا، عاشورا مبدا حقارت تاریخ است!
Mahmoudeftekhari.blogfa.com
Mahmoud_eftekhari@yahoo com
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
واقعا عالي بود
استفاده كردم
ممنون


