عراقچی: شعام تصمیم به خاتمه جنگ گرفت

به گزارش تابناک؛ سید عباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان در نشستی صمیمانه در مستند «ماجرای جنگ ۲» به روایت جواد موگویی، حضور یافت و سوالات این مستندساز درباره تجاوزات آمریکا- اسرائیل علیه کشورمان به گفتگو نشست،
عراقچی در پاسخ جواد موگویی با انتقاد از رویکرد وزیر امور خارجه ایران و در پاسخ به این جمله که «دست فرمان شما ما را به جنگ کشانده است» تأکید کرد: دست فرمان من نبود. آغاز جنگ، تصمیمی از طرف مقابل بود و ما میخواستیم دست فرمان او را به سمتی غیر از جنگ ببریم. اینکه فکر کنیم مذاکره باعث جنگ شد، درست نیست؛ کما اینکه مذاکره اصلا تصمیم شخص من نبود و یک تصمیم جمعی بود. خاتمه جنگ، یک تصمیم جمعی است که توسط شورای عالی امنیت ملی اخذ میشود و همه میدانند که تصمیمات این شورا چه زمانی اجرایی میشود.
ایستادگی ما بر مواضع خودمان در مذاکره، باعث شد طرف مقابل جنگ را امتحان کند
او همچنین در پاسخ به اظهارات میزبان که گفت «اگر جنگ را ادامه میدادیم بهتر بود» اظهار داشت: جسارتا تصمیمگیری در این موضوع با من یا شما نیست. خوب هم هست که تصمیمگیری با ما نیست. همه چیز از تصور ایران ضعیف شروع شد. طرف مقابل فکر میکرد ایران بازدارندگی منطقهای خود را از دست داده و برای جبران آن به سمت بازدارندگی هستهای پیش خواهد رفت و لذا باید تجهیزات هستهای آن را از بین برد. با این تصور، جنگ ۱۲ روزه آغاز شد، هرچند پیش از آن نیز دو، سه بار شرایط تا آغاز جنگ پیش رفته بود که به علت فعالیتهای دیپلماتیک و ایجاد نگرانی بابت جنگ در منطقه، جلوی آن را گرفتیم. طرف مقابل دیپلماسی را امتحان کرد و از اول هم بر غنیسازی صفر تاکید داشت. ما در این زمینه مقاومت کردیم و وقتی دیدند از طریق مذاکره نمیتوانند به این خواسته خود برسند، جنگ را شروع کردند. بنابراین ایستادگی ما بر مواضع خودمان در مذاکره، باعث شد طرف مقابل جنگ را امتحان کند که شکست خورد.
ایران به عنوان یک ابرقدرت در برابر آمریکا نشست و این کشور را وادار کرد به حاکمیت جمهوری اسلامی احترام بگذارد
وزیر امور خارجه ایران همچنین در پاسخ به سوالی مربوط به عواقب پذیرفته شدن پیشنهاد اولیه آمریکا پیش از جنگ گفت: اگر ما آن را میپذیرفتیم و هر آنچه که دشمن به دنبال آن بود را به آن میدادیم، الگویی شکل میگرفت که دشمن به این باور میرسید که هرموقع چیزی میخواهد بیاید بزند و سپس جمهوری اسلامی به آن میگوید، باشد هرچه میخواهی بردار. این الگو نباید شکل میگرفت.
وزیر امور خارجه ایران همچنین با اشاره به دور اول مذاکرات تهران و واشنگتن پیش از شروع جنگ ۱۲ روزه و سفر «بدر البوسعیدی»، وزیر امور خارجه عمان به واشنگتن، گفت: آقای ابوسعیدی رفت به واشنگتن و از آنجا با من تماس گرفت.
عراقچی همچنین در بخش دیگری از اظهارات خود، با اشاره به سخنان «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی علیه ایران افزود: نتانیاهو گفته بود که یک کار تمام نشده باقی مانده است و با یک تحلیل غلط، ترامپ را به جنگ با ایران کشاند. دشمن از تسلیم بیقیدوشرط شروع کرد و نهایتا به امضای یادداشت تفاهم با ایران رسید؛ یعنی ایران به عنوان یک ابرقدرت در برابر آمریکا نشست و این کشور را وادار کرد به حاکمیت جمهوری اسلامی احترام بگذارد.
شورای عالی امنیت ملی تصمیم به خاتمه جنگ گرفت
وزیر خارجه در پاسخ به این سخنان که اگر مقاومت در جنگ ۱۲ روزه را ادامه میدادیم، جنگ ۴۰ روزه رخ نمیداد، گفت: این تصور در طرف مقابل هم وجود دارد که اگر جنگ ۱۲ روزه را ادامه می دادید به نتیجه می رسیدید. چون جنگ ۱۲ روزه و درسهای آن باعث شد ما قویتر و آمادهتر برای جنگ بعدی شویم. ما از جنگ ۱۲ روزه درسهای نظامی زیادی گرفتیم، درسهای سیاسی هم گرفتیم، اما درسهای نظامی بسیار مهمی به دست آوردیم. اولاً تصمیم برای خاتمه جنگ، یک تصمیم جمعی بود. شورای عالی امنیت ملی این تصمیم را گرفت و مصوبات شورای عالی امنیت ملی نیز مشخص است که در چه زمانی اجرایی شوند.
عراقچی افزود: : از روز چهارم جنگ ۴۰ روزه، یکی از اندیشکدههای آمریکایی تحلیلی منتشر کرد و گفت روزانه بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از لانچرهای ایران از بین میرود و تا پایان اسفند، ایران حداکثر میتواند توان شلیک خود را حفظ کند. این ارزیابی بر چه اساسی بود؟ بر اساس تجربه آنها از جنگ ۱۲ روزه. اما غافل از اینکه در این ۸ ماه، سیستم لانچری ایران کاملاً تغییر کرده بود و به شکلی درآمده بود که هرچه آنها هدف قرار میدادند، جایگزین میشد. این فقط یکی از اقداماتی بود که در این مدت انجام شده بود. در جنگ ۱۲ر روزه هم ما با توجه به میزان تابآوریهای خودمان و تابآوری اجتماعی، چون خودمان نیز برای جنگی با این شکل و ابعاد آماده نبودیم، تصمیم گرفتیم که متوقف شویم.این تصمیم درست یا غلط، در جای خود باید در تاریخ قضاوت شود، اما به نظر من تصمیم درستی بود که نظام گرفت و آثار آن را نیز در جنگ بعدی دیدیم. یعنی جنگ دوازدهروزه مقدمهای شد برای پیروزی در جنگ ۴۰ روزه.
رئیس دستگاه دیپلماسی ایران گفت: بعد از جنگ ۱۲ روزه، آنها دو نتیجهگیری غلط داشتند. اول اینکه باید خودشان را برای جنگی طولانیتر آماده کنند تا بتوانند با ایران مقابله کنند. دوم اینکه ابتدا باید پایگاه اجتماعی نظام را هدف قرار دهند و سپس خود نظام را هدف قرار دهند. به همین دلیل، ما شاهد بودیم که در این فاصله یک آرایش نظامی گسترده در منطقه ایجاد کردند و یک تقویت نظامی گسترده در منطقه شکل دادند. هرچه در توان داشتند از نیروها و تجهیزات آمریکایی وارد کردند و رژیم صهیونیستی را تا جایی که توانستند تجهیز کردند. همچنین سیستم دفاعی خود را که در پایان جنگ ۱۲ روزه دچار مشکل شده بود، تقویت کردند تا بتوانند جنگ طولانیتری را ادامه دهند. بعد از آن، روی مسائل اجتماعی کار کردند که حوادث۱۸ و۱۹ دی ماه اتفاق افتاد. پس از آن بود که به این نتیجه رسیدند که اکنون زمان مناسب فرا رسیده است؛ زمانی که آرایش نظامی دشمن در منطقه واقعاً کامل شده بود.
عراقچی افزود: در همین شرایط، درخواست آنها برای مذاکره مجدد آغاز شد. این درخواست هم باز با همان موضوع غنیسازی صفر همراه بود؛ یعنی دوباره برگشتند به اینکه یا غنیسازی صفر را میپذیرید یا اقدام نظامی میکنیم. این بار شرایط اینگونه بود. آن زمان بحثهای زیادی صورت گرفت که آیا مذاکره مجدد انجام شود یا خیر. در نهایت جمعبندی این شد که مذاکره را آغاز کنیم؛ عمدتاً برای اتمام حجت، تا بعداً کسی نگوید اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمیشد.
مطمئن بودم جنگ میشود
وزیر خارجه در پاسخ به این سوال که شما مطمئن بودید جنگ می شود، گفت: من مطمئن بودم؛ جزئیاتش را بعداً خواهم گفت. نیروهای نظامی ما مطمئن بودند، خود ما هم مطمئن بودیم. چون مطمئن بودیم، گفتیم باید یکی دو دور مذاکره انجام شود. شاید طرف مقابل از موضوع غنیسازی صفر کوتاه بیاید، هرچند بعید بود؛ اما اگر هم کوتاه نیامد، ما حجت داریم. دیگر کسی، چه در جامعه بینالمللی و چه در داخل کشور، نمیتواند به ما بگوید که تقصیر خودتان بود؛ شما باید مذاکره میکردید. این فلسفه ورود ما به مذاکره بود وگرنه اگر خاطرتان باشد، مصاحبههای من، صحبتهای من در تلویزیون و سخنانم در مجلس پیش از آن موجود است که گفتم: هدف این مذاکرات مشخص است و اهداف نظامی دشمن نیز کاملاً روشن است. فکر میکنید مذاکره فریب است؟ کسی نباید فریب بخورد. فریب نخوردن برای ما بسیار آسان است. نیروهای مسلح نباید به امید مذاکرهکننده بنشینند. من مأموریتی دارم که انجام میدهم؛ یا موفق میشوم یا نمیشوم. نیروهای مسلح نباید به امید من باشند. دولت هم نباید به امید من در تأمین معیشت مردم باشد. هر انباری باید پر شود، هر ذخیرهای باید ایجاد شود و همه اقدامات لازم باید انجام شود. به همین دلیل، وقتی جنگ ۴۰ روزه آغاز شد، ما کاملاً آماده بودیم. نشانه آن هم این است که دو ساعت بعد پاسخ خود را آغاز کردیم، زیرا همه این طراحیها از قبل انجام شده بود.کاملاً مشخص بود که اگر سطح حمله دشمن هر اندازهای باشد، ما متناسب با همان سطح پاسخ خواهیم داد. چرا تنگه هرمز هم از روز اول بسته شد؟ چون از قبل طراحی شده بود که اگر رهبری هدف قرار گرفت، بلافاصله تنگه بسته شود.
عراقچی تصریح کرد: ببینید، مذاکره چند هدف داشت. یکی اینکه شاید در مذاکره راهی برای رسیدن به خواستهها پیدا شود و ما نباید این فرصت را از دست بدهیم. جنگ به هر حال هزینههای خودش را دارد و اگر هر کشوری بتواند از مسیر مذاکره به اهداف خود برسد، قطعاً این راه کمخطرتر و کمهزینهتر را ترجیح میدهد. ما میگفتیم شاید حتی با احتمال ۱۰ درصد بتوانیم در مذاکره به نتیجهای غیر از جنگ برسیم؛ باید این فرصت را امتحان کنیم. ممکن است به نتیجه نرسیم، اما حداقل اتمام حجت کرده باشیم؛ هم با دشمن، هم با جامعه بینالمللی و هم با مردم خودمان که ما همه مسیرها را امتحان کردیم.
وزیر خارجه با رد این سخنان که اعتبار مذاکرهکنندهها وقتی مرتب مذاکره میکنید و بعد جنگ میشود، از بین میرود، گفت: قبول ندارم. ممکن است شما این برداشت را داشته باشید، اما ما اینجا نیستیم که برای اعتبار شخصی خودمان کاری انجام دهیم یا برای حفظ اعتبار خودمان کاری کنیم. متاسفانه برخی افراد برای اعتبار خود کاری را انجام می دهند که من این را خیانت می دانم. من وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران هستم؛ مسئولیت من حفظ منافع جمهوری اسلامی است، نه اعتبار شخصی خودم. متأسفانه قبول دارم که در برخی موارد، بعضی افراد تصمیمات خود را برای حفظ اعتبار شخصیشان اتخاذ میکنند. اما اگر کاری باید انجام شود، مأموریت باید انجام شود و به نتیجه برسد؛ آینده سیاسی من یا اعتبار شخصی من اصلاً مهم نیست. اگر کسانی برای این کشور جان خود را میگذارند، من هم باید در جای خود آبرویم را بگذارم. این نگاه من به مسئله است. اما از زمانی که تصمیم گرفته شد که ما مذاکره کنیم، همین نگاه وجود داشت و چارچوبها، اصول و قواعد آن نیز مشخص شد. همه این مسائل در جلساتی که آن زمان برگزار شد، مورد بررسی قرار گرفته است و مستندات آن جلسات وجود دارد. در آن زمان یک کمیته هستهای وجود داشت که بعدها به کمیته مذاکره تبدیل شد و به «کمیته ششنفره» معروف شد.
وزیر امور خارجه در ادامه گفت: در آن مقطع، نام آن کمیته هستهای بود و در داخل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی فعالیت میکرد. مدت زیادی آقای شمخانی ـ که انشاءالله روحشان با شهدای کربلا محشور شود، مسئولیت این کمیته را بر عهده داشتند. بعد از ایشان نیز آقای دکتر لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ریاست این کمیته را بر عهده داشتند. تمام مباحث مربوط به مذاکره؛ اینکه مذاکره انجام شود یا نشود، با چه اصولی انجام شود، همه در این کمیته بررسی و جمعبندی میشد. مصوبات این کمیته نیز مانند مصوبات خود شورای عالی امنیت ملی اعتبار داشت؛ یعنی دقیقاً همان مسیر را طی میکرد.صورتجلسات این جلسات نیز وجود دارد و شاید روزی، پس از گذشت چند دهه، منتشر شود. تعبیرهایی که در آن جلسات درباره مذاکرهکنندگان و روند مذاکرات به کار رفته، تعبیرهای جالبی است.
عراقچی افزود: در آنجا تصمیم گرفته شد که ما مذاکره کنیم، اما کشور باید آماده جنگ هم باشد.من چند بار تأکید کردم که کسی فریب نخورد. حتی در یکی از جلسات دیدم که یکی از فرماندهان ارشد نظامی کمی ناراحت شد و گفت: «چرا هر بار میگویید کسی فریب نخورد؟ ما قرار نیست فریب بخوریم؛ ما کاملاً آمادهایم. شما کار خودتان را انجام دهید، نگران این موضوع نباشید. ما آماده هستیم.»ما با همین منطق وارد مذاکره شدیم. در مذاکرات نیز درخواست طرف مقابل همچنان «غنیسازی صفر» بود و موضوع ما هم همچنان این بود که اجازه نمیدهیم این حق مردم ایران از بین برود.در مذاکرات پیش از جنگ ۴۰ روزه، زمانی بود که تأسیسات هستهای ما را هدف قرار داده بودند. همان زمان ما با سربلندی گفتیم: تأسیسات ما را زدید، اما ساختمانها دوباره ساخته میشوند؛ تجهیزات و ماشینآلات دوباره ساخته میشوند. آن چیزی که نمیتوانید از بین ببرید، علم و فناوری است که وجود دارد و باقی خواهد ماند. مواد ما هم سر جای خود قرار دارد. اما آنها آمدند و گفتند غنیسازی صفر؛ حتی مواد خود را هم تحویل دهید. طبیعی بود که موضوع اصلی ما چه باشد؛ نهایتاً بحث غنیسازی صفر مطرح بود. آنها در آن مقطع گفتند یا بپذیرید یا اقدام میکنیم. با اینکه تأسیسات ما آسیب دیده بود و ما در یک تعلیق، به نوعی اجباری، قرار داشتیم، اما همین را هم مأموریت داشتیم که نپذیریم. با همان عزم و اراده رسمی، موضوع ما در سه دور مذاکرهای که انجام دادیم کاملاً روشن بود. صورتجلسات و گزارشهای آن مذاکرات نیز وجود دارد. روز پنجشنبه همان هفته، دور سوم مذاکرات را داشتیم. در آن جلسه بحث تعلیق غنیسازی مطرح شد؛ آنها میگفتند باید یک دوره چندینساله تعلیق وجود داشته باشد که ما قبول نکردیم.اما قرار گذاشتیم با توجه به بحثهایی که انجام شده بود، کمیتههای فنی دو طرف تشکیل جلسه دهند و روز دوشنبه نتیجه بررسیهای خود را ارائه کنند.
عراقچی در پاسخ به این سوال که اگر قبول میکردیم، جنگ نمیشد؟ اگر آن تعلیق چندساله را در همان هفته میپذیرفتیم؟ گفت: نمیشود با قاطعیت گفت. اما اگر آن را قبول کرده بودیم، خسارتی بزرگتر از جنگ میدیدیم. چون در واقع عزت کشور را فروخته بودیم و در کنار خسارات جنگ ۱۲ روزه، با پذیرش خواسته دشمن نیز مواجه میشدیم
وزیر خارجه افزود: یکی از رهبران منطقه با خوشحالی به من گفت جنگ قطعی است و درخواست کرد ما پاسخ ندهیم، زیرا رهبری را هدف می گیرند. من گفتم هر نقطهای از ایران مورد حمله قرار گیرد، با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد. این باعث عصبانیت آن رهبر منطقه شد و گفت هیچکس نمیتواند ما را تهدید کند. بعدا آمریکا به کشورهای منطقه گفته بود یک ماه طاقت بیاورید، جنگ تمام خواهد شد و بعد از آن، مسئله برای همیشه پایان میگیرد. تجربه ونزوئلا، این تحلیل غلط را به آمریکا داده بود که اگر رهبری از میان برداشته شود، نظام از هم فرومیپاشد. الآن کشورهای دوست ما، میگویند به آنان هشدار داده بودند که ایران فرق دارد. ما در جنگ ۴۰ روزه اگرچه در بعد نظامی غافل نشدیم، اما در محافظت از مقامات سیاسی غفلت کردیم.
بمباران بیت رهبری از طریق حفره امنیتی صورت گرفت و این حفره همچنان وجود دارد
عراقچی در پاسخ به سوالی درباره لحظه حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به بیت رهبری گفت: بمباران بیت از طریق حفره امنیتی صورت گرفته و این حفره امنیتی همچنان وجود دارد. این حفره امنیتی در جهتگیری در تصمیمسازیها هم اثرگذار است!
وزیر امور خارجه ایران در بخش دیگری از گفتوگوی خود با موگویی با اشاره به جلساتی که بهطور همزمان در اولین روز جنگ ۴۰ روزه آماج حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفتند، گفت: از جمعه ۸ اسفند فضا بهسمت جنگ رفته بود. من ۸ صبح شنبه با رئیسجمهور دیدار داشتم و به او گفتم که «فضا جنگی است». ما معمولاً گزارشها را به آقای حجازی میدادیم و ایشان به رهبری منتقل میکرد. من ساعت ۹ با آقای حجازی دیدار داشتم و گزارش مذاکرات را به ایشان منتقل کردم و وقتی داشتم به فضای سنگین جنگی اشاره میکردم، آنجا هدف حمله قرار گرفت. شورای راهبردی روابط خارجی همان ساعت جلسه ثابت هفتگی داشت. رهبر شهید انقلاب در دفترشان حاضر بودند. شهید شمخانی هم جلسه شورای دفاع را تشکیل داده بود. جلسه شهید شمخانی با فرماندهان در شورای دفاع، دفتر شهید شیرازی، دفتر آقای حجازی و دفتر رهبر شهید اهداف دشمن در محدودهٔ بیت رهبری بودند.
عراقچی در پاسخ به سوال موگویی درباره «غیرطبیعی بودن همزمانی این جلسات» تأکید کرد: آن روزها در هر ساختمانی میرفتی یک جلسه درحال برگزاری بود. به نظر من مسئله مهم اطلاع داشتن دشمن از این جلسات است و احتمالا علت آن حفره امنیتی است که ممکن است هنوز وجود داشته باشد و نیروهای امنیتی دنبال آن هستند. من معتقدم که این حفره امنیتی فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات فعال نیست بلکه در جهتگیری تصمیمها و جهت دهی به فضای روانی ما نیز فعالیت میکند. به باور من آنها (آمریکا و رژیم صهیونیستی) میدانستند که آقا هر روز صبح در دفترشان هستند و هدف در دسترسی هستند. آقا اخلاقی داشتند که نمیرفتند در پناهگاه و دشمنان متوجه شدند که جلسه فرماندهان در نزدیکی ایشان برگزار میشود و به همین دلیل آن لحظه را برای حمله انتخاب کردند.
او در ادامه اظهار داشت: جلسه وزارت اطلاعات نیز بهطور همزمان درحال برگزاری بود اما آن جلسه در محل بسیار دورتری برگزار شد و این فاجعه رخ داد.
وزیر خارجه درباره جزئیات گفتوگوهای خود با «استیو ویتکاف» فرستاده ویژه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا گفت: در یکی از صحبتهایمان در اسلامآباد فکر کنم به ویتکاف و آمریکاییها گفتم تاحالا شده در جلسهای شرکت کنید که هر لحظه ممکن باشد آن جلسه منفجر شود؟ هاج و واج ما را نگاه میکردند. به آنها همچنین گفتم تا حالا شده زمانی که با تلفن صحبت میکنید، احتمال بدهید که ممکن است هر لحظه تلفن منفجر شود؟ تاحالا شده هنگامی که با خانواده خود صحبت میکنید، احتمال بدهید که ممکن است این گفتوگو آخرین گفتوگویتان باشد؟ به آنها گفتم که ما همه این مسائل را تجربه کردهایم و میکنیم و همچنان ایستادهایم. با ما باید جور دیگری صحبت کنید؛ نمیتوانید ما را تهدید یا تطمیع بکنید. در طول مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه، آنها آمده بودهاند جمهوری اسلامی را تطمیع کنند.
گفتیم غنی سازی فروشی نیست
او افزود: همان موقع به آمریکاییها گفتم که غنیسازی فروشی نیست. این چیزی که مردم ایران بخاطر آن ۲۰ سال تحریم را تجربه کردهاند. خون پای این مسئله ریخته شده است، مگر میتوان آن را فروخت؟ حالا بیایید بگویید که این نیروگاه را برای شما میسازم.
عراقچی همچنین با اشاره به تهدیدهای آمریکا علیه مقامات ایرانی اظهار داشت: باید کسانی را تهدید کنند که بترسند، ما هر لحظه منتظریم بلایی سرمان بیاید. در چنین شرایطی نمیتوانید ما را تهدید کنید. اینجا ونزوئلا نیست که با برداشته شدن یک نفر، بقیه بترسند.
وزیر خارجه در ادامه درباره آغاز تجاوزات آمریکایی-صهیونیستی به ایران گفت: پس از اینکه دشمن آرایش نظامی خود در منطقه را کامل کرد، مجددا درخواست مذاکره برای غنیسازی صفر را مطرح کرد و میگفتند اگر این را قبول نکنید، دوباره حمله خواهیم کرد. پس از بحثهای فراوان، مجددا جمعبندی این شد که مذاکرات را آغاز کنیم و عمده هدف ما هم اتمام حجت بود تا بعدا کسی نگوید اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمیشد. ما در دستگاه سیاست خارجی و نیروهای نظامی مطمئن بودیم که مجددا جنگ خواهد شد و به همین دلیل با مذاکره موافقت کردیم. ما اعلام کرده بودیم دولت و نیروهای مسلح، به امید ما مذاکرهکنندگان ننشینند. در نتیجه همین آمادگی، تنها دو ساعت پس از آغاز جنگ رمضان، پاسخدهی را شروع کردیم. از همان روز اول برنامهریزیها انجام شد که در صورت هدف قرار گرفتن رهبری، تنگه هرمز را ببندیم.
سناریوی به شهادت رسیدن رهبر هم پیشبینی شده بود
وی درباره سخنانش درباره سناریوهای پیشبینی شده از جمله به شهادت رسیدن رهبر معظم انقلاب گفت: حتی سناریوهایی نوشته شد بود که در صورت به شهادت رسیدن رهبر چه اقداماتی انجام شود. این سناریو نه تنها پیشبینی شده بود، بلکه کد داشت، کد ۱۱۰ . اما در طول جلسات کسی دلش نمیآمد که این سناریو را مطرح کند.
عراقچی در پاسخ به اینکه چندین در حین مذاکرات باعث کاهش اعتبار مذاکرهکنندگان میشود، گفت: ما برای حفظ اعتبار و آینده سیاسی خودمان کار نمیکنیم. اگرچه برخی هستند که یک سری تصمیمات را صرفا برای اعتبار خود میگیرند، اما من چنین رویکردی را خیانت میدانم. ما آن زمان (بین دو جنگ) کمیته هستهای را در داخل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تشکیل دادیم که اکنون به کمیته مذاکرات تبدیل شده و به کمیته ۶ نفره معروف است. ابتدا، شهید شمخانی مسئولیت این کمیته را بر عهده داشت و سپس که شهید لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسید، ریاست این کمیته را بر عهده گرفت. تمام بحثهای مربوط به مذاکرات، در این کمیته صورت میگرفت و مصوبات آن، عینا همان روال مصوبات شورای عالی امنیت ملی را طی میکرد. در آنجا، تعابیر جالبی در مورد مذاکرهکنندگان به کار گرفته میشد.
وزیر امور خارجه همچنین در پاسخ به دلیل پذیرفته شدن آتشبس و انتقادات برخی علیه آن، تأکید کرد: اگر آتشبس را ۱۰ روز زودتر پذیرفته بودیم، لاریجانی (شهید علی لاریجانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ایران)، خطیب (شهید سید اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات)، عسلویه و فولاد مبارکه را همچنان داشتیم.
عراقچی در پاسخ به گمانهزنی موگویی درباره نتایج احتمالی عدم پذیرش آتشبس و اینکه «شاید باعث میشد دشمن تصمیم میگرفت دیگر حمله نکند» گفت: با شاید که نمیشود تصمیم گرفت. باید قطعی تصمیم گرفت. اگر و مگر ندارد و نمیشود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد.
وزیر امور خارجه همچنین در پاسخ به این سوال که پس «نظامیان (با آتشبس) موافق بودند» افزود: اصل کاری نظامیان هستند.
عراقچی درباره شرایط خودش در طول جنگ گفت: در مدت جنگ ۴۰ روزه، من و معاونین و همکارانم ساختمان وزارت امور خارجه را ترک نکردیم. جای امنی وجود نداشت و تونل هم مصائب خودش را داشت. شبها جاهای مختلف میرفتیم و به محافظینم میگفتم شما نیاید، دشمن موشک میزند و از شما کاری بر نمیاید، بیخودی شهید میشوید.
او افزود: همه مسئولین تلفن همراه خود را کنار گذاشتند، اما من نمیتوانستم تلفنم را کنار بگذارم. همه تماسهایم با وزرای خارجی، مصاحبهها، تماسها و حتی تماسها با سفارتخانههای خودمان را باید انجام میدادم. تنها چیزی که یک مقدار ضریب خطر را پایین می آورد این بود که در طول روز ساعتهایی را سوار ماشین میشدیم و در شهر میچرخیدیم.
عراقچی در پاسخ به این که تونل رفتید یا خیر، با مزاح گفت: یکی دو بار برای جلسات در تونل رفتم اما در تونل نماندم. تونل بسیار است. یک سری ساختمان مستحکم هم وجود دارد اما چون ممکن است بار دیگر جنگ شود اجازه دهید اینها را نگه داریم برای آن موقع. ممکن نبود همه مسئولین را به تونلها دعوت کرد. به هر طریقی توانستیم میزان شهادت مسئولان را پایین بیاوریم.
در حال تکمیل...




