جلوه اربعین و ظهور منجی در تهران/پرچم دوطرفه «ایران» و «خونخواهی» روی گنبد مصلی

به گزارش خبرنگار تابناک، مراسم وداع با پیکر سیدالشهدای انقلاب اسلامی ایران بنا بود ساعت ۶ صبح امروز شنبه ۱۳ تیر آغاز شود اما حضور مردم باعث شد ایناتفاق ساعاتی زودتر آغاز شود و جمعیت زیادی که پشت درهای مصلی امام خمینی (ره) تهران تجمع کرده بودند باعث ایناتفاق شدند.
از چند روز پیش خیابانهای منتهی به مصلی و حتی خیابانهایی که دورتر از اینمکان قرار داشتند، در تهیه و تدارک بودند و پرچمهای عزا و خونخواهی و همچنین داربستهای برپایی موکبهای پذیرایی از عزاداران در حال نصب. بعد از اینچند روز هم که از خیابانهای دماوند، شهید مطهری، شهید بهشتی و ... که عبور کنی، حس میکنی در پیادهروی اربعین شرکت کردهای و به کربلا رسیدهای. اینحس را در همانشبهای اول شروع جنگ تحمیلی رمضان هم میشد در خیابانها و میادین دید؛ همهجا پر از موکب و نذری و پذیرایی از مردمی بود که قدم و نفس خود را پای نهضتی گذاشتهاند که قلدرترین قدرت جهان را متحیر کرده است! چون نه با زر خریدنی هستند نه با زور و نه با تزویر! محکم و استوار ایستادهاند برای خونخواهی از رهبری که یکعمر از دشمن و حیلههایش گفت و مردم هم برای دادن خونشان در راه او شعار دادند اما در نهایت او فدای مردم شد. همینماجراست که باعث شد عدهای با شروع جنگ رمضان و شهادت رهبری، ندای پشیمانی و شرمندگی سر بدهند که ...
با طلوع آفتاب روز شنبه، گروههای مختلفی از مردم از خیابانهای منتهی به مصلی به سمت اینمکان حرکت میکردند. ساعت به ۷ که رسید، گروههای چندنفره و انفرادی مردمی که تازه به مصلی رسیده بودند، تبدیل به سیل جمعیت شدند و در آستانه ورودیها قرار گرفتند. خادمان و محافظان امنیت هم بهدلیل ازدحام جمعیت از آنها میخواستند از ورودیهای دیگر استفاده کنند و همگی از یکنقطه وارد نشوند. اما تفاوتی نمیکرد. اگر ورودی بعدی خلوتتر بود، دقایقی بعد به سرنوشت همینورودی که در آن ایستاده بودی دچار میشد!
پشت ورودیهای مصلی، جمعیتِ زیر آفتاب ایستاده با قدمهای کند جلو میرود و عرق میریزد. نوجوانها شعار میدهند و بزرگترها شعارها را تکرار میکنند. «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر سازشگر»، «مرگ بر وطنفروش خائن» و ...

از گیتهای ورودی که عبور میکنیم، صدای شعار دادن بانوانی میآید که در صحن مصلی هستند؛ شعارشان یادآور روزهایی است که رهبر شهید در حسینیه امام خمینی (ره) بیت رهبری با مردم دیدار و سخنرانی داشت؛ «ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم!» شعار با ضرب محکم و کوبنده است و مشخص است تعداد زیادی مشغول سر دادنش هستند؛ همانهایی که در صحن مصلی روبروی چند تابوت ایستادهاند و تابوتها هم همانطور که در تصاویر دیدهایم در پرچم ایران پیچیده شدهاند.
گروهی از جمعیت را به سمت شبستان مصلی راهنمایی میکنند و گروهی دیگر را از رواهروی کنار شبستان. گروهی از مردم هم از پشتبام شبستان در حال حرکتاند تا به صحن عمومی یا همان حیاط بزرگی برسند که تا سال گذشته، میعادگاه نمازهای عید فطر یا نماز فتحشان به امامت رهبر شهید بود. از اینجا به بعد میشود صدای گریهها و نوحهخوانیها و زبانگرفتنها را شنید. چون تا انتهای راهرو که بروی یا به درهای مشرف به حیاطِ شبستان که برسی، جایگاه پیکرها و تابوتهای شهدا دیده میشود. صدای نوحهخوانی هم که از بلندگوها پخش شود، مزید بر علت است که عزاداران در حال حرکت، به سر یا سینه بزنند و با ذکر گرفتن، جلوتر بروند.
«یکجا نایست عزیزم!»، «حرکت کن دورت بگردم!»، «خدا خیرت دهد راه مردم را نبند!» و ... جملاتی هستند که خادمان و ناظمان مراسم به مردم میگویند. بیشترشان هم روحانیاند و عمامه به سر دارند. اما لباسشان، لباس طلبهها نیست. لباس رزم پوشیدهاند و با پرهای خادمان حرم امام رضا (ع) مردم را راهنمایی میکنند.
جمعیت زیادی است. نمیشود یکجا متوقفش کرد. خادمان و نظامان باید راهنماییشان کنند از مسیری حرکت کرده و از حیاط اصلی مصلی خارج شوند. عده زیادی ایستادهاند و به شباهت روضههای امام حسین (ع) و فرزندش که رهبر شهید ما باشد، گریه میکنند. سینه میزنند و ذکر میگویند. بعضیها از سنگینی داغ روی زمین نشستهاند. بعضیها هم حلقه ماتم تشکیل دادهاند و پیرمردهای باصفا و صاحب نفس بینشان ایستاده و زبان میگیرند. اما بخشی از جمعیت در حال حرکت است و با عبور از چپ و راست جایگاه پیکرهای شهدا باید از کنار محراب مصلی عبور کرده و سر از خیابان پاکستان در بیاورد.

سوز نوحهسرایی و اشکهای گرم و تازه عزاداران را که میبینی، اینسوال پیش میآید که مرگ دشمنان ایران مثل ترامپ و نتانیاهو و دیگر جنایتکاران یهودی عالم که راحت کودکان را میکشند، باعث داغ و اندوه مردم کشورهایشان میشوند؟ شاید مراسمی رسمی برایشان بگیرند و چند دولتمرد غربی و غربزده را دعوت کنند که به آنها ادای احترام کنند، اما واقعا میشود جمعیتی میلیونی از مردم را اینگونه سوگوار و عزادار دژخیمان تاریخ دید؟ پاسخ سوال از پیش مشخص است.
روی گنبد آبی مصلی، پرچمی نصب شده که پسزمینه جایگاه تابوت رهبر شهید است؛ پرچمی است که دو طرف دارد؛ یکطرفش سرخ است و شعار «یا لثاراتالحسین» دارد و طرف دیگرش پرچم ایرانیهاست؛ همانملتی که قرار است در اینروزهای آخرالزمانی دنیا، تاثیرگذار باشند و نبرد سرنوشتسازی با سپاه شیاطین انسانی و جنی داشته باشند. اما ایرانیها تنها نیستند؛ خوب که نگاه کنی، بینشان جوانانی را میبینی که به مراسم وداع با رهبر شهید مسلمانان آمدهاند و پرچمهایی از بوسنی، پاکستان و ... را روی دوش انداختهاند و میگویند مثل ما ایرانیها، پدر از دست دادهاند. خبرنگاران آسیایی و غربی هم هستند که میکروفن به دست، دنبال آنهایی میگردند که حال حرفزدن دارند و اشک نمیریزند.

از بیرون مصلی، تا مداخل ورودی و تا صحن و جایگاه پیکرهای شهدا، خیلی از پلاکاردها و شعارهای نوشتهشده مردم درباره «خونخواهی»، «عدم سازشکاری» و «به عزا نشاندن مادر اسرائیل کودککش» است. پلاکاردهای مختلفی هم در دستها میبینی که با سوال دارند «مطالبه خون امام شهیدمان چه شد؟» و سوالی که با دیدن اینمطالبات مردمی در ذهن به وجود میآید این است که خونخواهی رهبر شهید کی، کجا و چگونه به ثمر مینشیند و دل مردم داغدیده را کمی تسکین میدهد؟ چون تلاش جدی در اینمسیر باعث حرامشدن خواب و خوراک بر گروه اقلیتی است که از ابتدای تاریخ تا امروز در کار ترور انبیا و اوصیای خدا بودهاند و دلگرمی همیشگیشان به فریب مردم با طلا و شهوت بوده و اگر کار را بر آنها سخت بگیری، بسیار ترسو و بزدل هستند!
جمعیت عزادار در مصلی امام خمینی (ره) که برای وداع با رهبر شهیدشان آمدند، آمده و میآیند، تمامی ندارد. هر اندازه که از خروجیهای مصلی، خارج میشوند، از ورودیها عزادارهای پرچم به دست وارد میشوند و شعار خونخواهی میدهند. شور و حال جمعیت را که میبینی، یاد آنجمله امام خمینی (ره) میافتی که گفت «اگر مسلمین مجتمع بودند، هر کدام یک سطل آب به اسرائیل میریختند او را سیل میبرد...» اگر به اینجمعیت عزادار که ایرانی و غیر ایرانی در آن یکی هستند، پرچم و سلاح بدهی و راهی فلسطینشان کنی، چیزی از موجودیت جعلی اسرائیل باقی نمیماند و احتمالا مجبورند اینسرطان و نکبت را در نقطه دیگری از دنیا برپا کنند که همسایگانش از جنس اعراب ذلتپذیر خلیج فارس یا اعرابی باشند که یهودی بودند و از بصره کوچ کردند باشند. اما اینجمعیت عزادار ذات و حقیقتش فرق میکند. به اینموضوع هم که فکر میکنی یاد آنبیت میافتی که «اصلا حسین جنس غمش فرق میکند» ما هم چون جنس غم و سوگمان فرق میکند، توانستهایم نزدیک به نیمقرن آمریکا و اسرائیل را یکلنگهپا نگه داریم؛ آمریکا و اسرائیلی که روزی روزگاری در ایران یکهتازی میکردند و هم ثروتمان را میبردند هم دین و اعتقادمان را! آنهم به واسطه نوکری سلسله شومی که شاهانش با وجود تبلیغات دستگاههای رسانهای یهود، آبرویی ندارند و از ۲ شاهی که داشت، هیچکدام در ایران قبر و مزاری ندارد و هر وقت هم حمله خارجی شد، فرار را بر قرار ترجیح دادند و نماندند که مردانه بجنگند! مراسم تشییعی هم نداشتند!

مراسم وداع با پیکر رهبر شهید ایران و خانواده شهیدش، شبیه مراسم پیادهروی اربعین امام حسین (ع) شده. همیشه شنیدهایم با آمدن امام زمان (عج) دنیا، وفور نعمت میبیند و مردم با مهربانی و همدلی به یکدیگر میرسند. گفته بودند اربعینی که طی چندسال گذشته دیدهایم و جذابیتش، مردمان کنجکاو غربی را هم به مسیر نجف - کربلا میکشاند، جلوهای از ظهور است. و باز گفته بودند خون رهبر شهید ایران زمینهساز ظهور است. حالا جلوهای از اربعین که خود، جلوهای از ظهور است، در خیابانهای تهران به چشم میآید.
پس از اینوداع باشکوه و حماسی، آماده تشییع پیکر یکقهرمان ملی و بینالمللی شهید در ایران، سپس در عراق و پس از آن مراسم اربعین امام حسین (ع) میشویم! امسال اربعین عجیبی در پیش داریم.



