صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
به استقبال تشییع پیکر رهبر شهید/۲

«این‌ها می‌روند و شما می‌مانید»/سابقه نداشت این‌طور بزنند!

همه مضطرب بودند. فراموش نمی‌کنم در نهایت اضطراب بودم. ایشان با خیال راحت با آرامش کامل با یک طمانینه شگفت‌آور نماز مغرب و عشاء را خواندند، بعد رفتند به یکی از اتاق‌های همان‌منزلی که در آن اقامه جماعت شده بود. ما هم رفتیم به طرف آن اتاق.
کد خبر: ۱۳۸۲۴۹۷
| |
2306 بازدید

«این‌ها می‌روند و شما می‌مانید»/این‌طور سابقه نداشت بزنند!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، نزدیک‌بودن ایام منتهی به تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای فرصتی مغتنم برای مرور خاطرات و گفتارهایی است که از ایشان به جا مانده است. 

به این‌ترتیب تا زمان برگزاری مراسم وداع و تشییع سیدالشهدای شهیدان انقلاب اسلامی ایران، به مرور این‌خاطرات که توسط شخص رهبر شهید روایت شده‌اند، می‌پردازیم. 

قسمت اول این‌پرونده دیروز چهارشنبه ۱۰ تیر منتشر شد که در پیوند «امام حکم قتل نویسنده را صادر کرد نه این‌که کتابش را تحریم کند!/خود سفرای اروپایی معذرت خواستند و برگشتند» قابل دسترسی و مطالعه است.

دومین‌ بخش از مرور خاطرات رهبر شهید انقلاب، یادآور جمله‌ای است که شهید سید حسن نصرالله چندسال پیش در یک مصاحبه تصویری به مجری مصاحبه گفت؛ «همه دولت‌ها و کشورهایی که با نفت و پول در پی امنیت خودشان هستند، می‌روند و فقط ایران می‌ماند! این را از طرف من بنویس!»

در ادامه مشروح قسمت دوم این‌پرونده را می‌خوانیم:

افتتاحیه کنگره بزرگداشت ۱۵ خرداد در تاریخ ۱۳۶۸/۳/۱۲

یادم نمی‌رود روز دوم فروردین که روز فاجعه فیضیه بود، بعد از آن‌که در مدرسه فیضیه آن حادثه فجیع انجام گرفت، که طلبه‌ها را زدند و نابود کردند، ما در مدرسه نبودیم. گفتیم برویم ببینیم چه خبر است. عده معدودی که توانسته بودند از مدرسه فیضیه فرار کنند، جلوی ما را گرفتند و گفتند «نه خیر! باید برگردید! مدرسه فیضیه کشتارگاه است. دارند از بین می‌برند!» از طلاب و رفقای خودمان بودند. 

مجبور شدیم از نیمه‌راه برگردیم. گفتیم کجا برویم؟ برویم منزل امام. حالا آن‌تصویر وضع خیابان‌ها و کوچه‌ها چه جور بود در آن‌لحظه؛ چیز عجیبی است؛ خاطره‌اش هیچ‌وقت از ذهن من زدوده نشده که نمی‌خواهم جزییاتش را بگویم.

بالاخره‌ آمدیم منزل حضرت امام. حدود غروب بود. ایشان آماده شدند برای نماز و نماز جماعت را در حیاط منزل‌شان اقامه کردند. عده‌ای از طلبه‌ها آن‌جا بودند که می‌خواستند در خانه را ببندند. فکر می‌کردند ممکن است مزدورها به منزل امام حمله کنند. ایشان گفتند نه! باید در خانه باز باشد! 

همه مضطرب بودند. فراموش نمی‌کنم در نهایت اضطراب بودم. ایشان با خیال راحت با آرامش کامل با یک طمانینه شگفت‌آور نماز مغرب و عشاء را خواندند، بعد رفتند به یکی از اتاق‌های همان‌منزلی که در آن اقامه جماعت شده بود. ما هم رفتیم به طرف آن اتاق.

این‌جمع طلاب ترسیده از یک‌حادثه بی‌سابقه، سابقه نداشت؛ این‌جور بریزند جلادانه به قصد کشت طلبه‌ها را بزنند و روشن شده بود دستگاه تصمیم دارد همه طلبه‌ها را نابود کند و آن‌شب ممکن بود به همه خانه‌های شناخته‌شده و مدارس معروف و شناخته‌شده بریزند، طلاب را از بین ببرند و نابود کنند. این‌جور فهمیده شده بود. 

اضطراب آن‌جمع ترسیده و ناراحت با ده دقیقه یا یک‌ربع‌بیست‌دقیقه صحبت امام، تبدیل به آرامش و اطمینان شد. ازجمله حرف‌های ایشان در آن‌صحبت که یادم است و توی گوشم مانده، این بود که «این‌ها می‌روند؛ شما می‌مانید. ایستادگی کنید. این‌ها باطل‌اند.»

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا