چرا آمریکا به زیرساخت ها و اهداف غیر نظامی حمله می کند؟

روانشناسان معتقدند ریشه خشم و خشونت را باید در «ترس» جستجو کرد؛ یعنی هرچه ترس فردی از شکست یا طرد شدن بیشتر شود، خشونت بیشتری هم از خود بروز میدهد. شاید این تحلیل روانشناسی را بتوان به رفتار سیاستمداران نیز تعمیم داد. بنابراین گاهی خشونت عریان و بی حد و مرز، بیش از آنکه نمایانگر قدرت یا اقتدار باشد، بیانگر ترس یا عجز است!
اما آیا دلیلی برای ترس یا عجز ترامپ و ایالات متحده آمریکا وجود دارد؟!
با بررسی اخبار و اطلاعات منابع معتبر، شواهد و قرائنی پیدا می شوند که نشان دهنده آن است که وضعیت آمریکا در تجاوز به کشور عزیزمان چندان مطلوب نیست، که برخی از آنها را به صورت مختصر می توان اینگونه برشمرد:
1. خلاف تصور اولیه آنها، با ترور مقامات ارشد، ساختار حکومت ایران طی چند روز به فروپاشی و سقوط ختم نشد و طرح شورش های خیابانی و اعتراضات مردمی از یک طرف و ورود عناصر تجزیه طلب به عنوان پیاده نظام عملیات خاکی از جانب دیگر با شکست مواجه شد.
2. خلاف تصور آنها نیروی آفندی ایران نه تنها نابود نشد، بلکه وارد یک جدال منطقه ای گسترده شد و با پرتاب های موفق موشک های پیشرفته، برخی از پایگاه های آمریکا در منطقه و تجهیزاتشان، خسارات گسترده ای دید که توان عملیاتی آنها یا کاهش پیدا کرده یا از بین رفته است. همچنین در شرایطی که صحبت از نابودی کاملا پدافند ایران می کنند، مورد هدف قرار دادن برخی از پرنده های نظامی آمریکا، شرایط بسیار نامطلوبی را برای آنها ایجاد کرده است.
3. خلاف تصور آنها، هیچ کدام از هم پیمانان قدیمی و سنتی شان، از جمله انگلیس، فرانسه و...، با آنها همراهی نکردند.
4. نارضایتی برخی از مقامات عالی رتبه آنان از ورود آمریکا به جنگ و استعفای مقام مبارزه با تروریسم آنان، نشان از شکاف عمیق داخلی برای تجاوز به ایران بود که در نظرسنجی ها به شکل کاهش محبوبیت ترامپ و افزایش مخالفت با جنگ بروز کرد.
5. عدم پیش بینی بسته شدن تنگه هرمز در طراحی عملیات نظامی علیه ایران، موجب شد که آنها با پدیده ای مواجه شوند که هیچ راهکار مشخصی برای آن نداشتند! از طرفی اختلال در حمل و نقل نفت و گاز و LNG و سایر محصولات مرتبط، موجب کاهش منابع و افزایش قیمت این محصولات در اقصی نقاط جهان شد.
همه این موارد موجب شده است که ایالات متحده آمریکا دچار مشکل جدی و عدیده ای شود که برای حل و فصل برخی از آنها مجبور شد اقدامات زیر را انجام دهد:
تغییرات متعدد و گسترده فرماندهان ارشد نظامی به دلیل عدم دستیابی به اهداف نیروهای متخاصم و ناتوانی آنها در مقابل نیروهای نظامی ایران
مصرف تمام اندوخته تسلیحاتی و درخواست بودجه افسانه ای 1.5 تریلیون دلاری برای سال مالی 2027 که نشان از مصرف شدن بسیاری از ادوات و تسلیحات نظامی یا تخریب و از بین رفتن آنها و پایگاه های آمریکا در منطقه است.
طرح ریزی عملیات خاکی ـ آبی با وجود همه مخالفت ها و تاکید مشاوران نظامی به غیر اجرایی بودن آن برای باز کردن تنگه هرمز
با همه اینها، مقاومت و ایستادگی جانانه ایران، موجب شد که اعتبار و هیمنه بزرگترین و قوی ترین ارتش جهان در گل گیر کرد و مدام صحبت از آتش بس و ترک تخاصم کند، اما ایران همواره تداوم چرخه مذاکره، جنگ و آتش بس را رد کرده است. برای آخرین بار وال استریت ژورنال طی روزهای گذشته از به بن بست رسیدن تلاشهای کشورهای منطقه به رهبری پاکستان برای دستیابی به آتشبس میان ایالات متحده و ایران خبر داد. به گفته این رسانه، میانجیگران گفتند که ایران رسماً به آنها اطلاع داده است که تمایلی به دیدار با مقامات آمریکایی ندارد و خواستههای آمریکا غیرقابل قبول است.
برخی دیگر از منابع خبری نیز گفتهاند که آمریکا در تاریخ ۱۳ فروردین، پیشنهاد آتشبس ۴۸ ساعته را مطرح کرده که پاسخ ایران به این پیشنهاد منفی بوده است. آنچه مسلم است، اگر یک طرف در جنگ، دست بالا را داشته باشد و با مشکل و چالشی مواجه نباشد، طبیعتا درخواست آتش بس ۴۸ ساعته را مطرح نمیکند. بنابراین بسیاری از ناظران تلاشهای دیپلماتیک آمریکا برای توقف آتش، را با موضوعاتی مانند، هدف قرار گرفتن انبار (دپوی) نیروهای نظامی این کشور در جزیره بوبیان کویت، انهدام رادارهای هشدار اولیه و اصابت به محل تجمع نظامیان آمریکایی مرتبط می دانند.
بر اساس اخبار و شواهد میشود اینگونه تحلیل کرد که وقتی درخواست آتش بس از طرف ایران رد شده است، طرف درخواست کننده در همان روز به زیرساختهای کاملا غیر نظامی (پل کرج و انستیتو پاستور) حمله کرده تا از یک سو هزینه نپذیرفتن آتش بس را بالا ببرد و از سوی دیگر با ایجاد رعب و وحشت در روز سیزده بدر، در دل مردم ایران ترس از ادامه جنگ ایجاد کنند.
تروریست های آمریکایی و صهیونی در ادامه تجاوز به زیرساخت ها، به هاب پتروشیمی ایران نیز حمله کردند و خساراتی به بار آوردند که به اذعان کارشناسان هیچ گونه تاثیر مستقیمی بر روی باز یا بسته بودن تنگه هرمز ندارد، اما از ظن آنان، به عنوان اهرمی برای افزایش فشار اجتماعی در جهت تاثیرگذاری بر مقامات ایرانی برای باز کردن تنگه هرمز یا کشاندن ایران به میز مذاکره است.
بنابراین به وضوح می توان دریافت که آمریکا هم اکنون در وضعیت «اره» گیر کرده و نه امکان اعلام پیروزی و خروج از جنگ را دارد و نه امکان دستیابی به اهداف؛ از این رو، عجز و ناتوانی خود را در قالب خشونت بی حد و مرز بروز می دهد، حتی اگر از جانب اکثر کارشناس حقوق بینالملل خود آمریکا، به خاطر هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی و حیاتی به «جنایت جنگی» متهم شود.



